حاکم اسلامی

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Bahmani (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۲۸ فوریهٔ ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۵۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

جامعه برای ادامه حیات به حکومت نیاز دارد و اسلام برای اداره جامعه و نظام حکومتی قانون قرار داده است و می‌دانیم هرکس که عهده‌دار امور جامعه شود باید امر و نهی کند و دستور دهد و مردم دستورات او را اجرا کنند. به عبارت دیگر باید دارای ولایت بر مردم باشد تا بتواند فرمان بدهد و دیگران نیز اطاعت کنند و تنها رب و مالک انسان دارای یک چنین حقی است و هیچ کس - در هر درجه‌ای که از مقام مادی یا معنوی باشد - از این حق برخوردار نیست و نمی‌تواند به دیگران فرمان دهد و اطاعت او نیز بر مردم، واجب نیست و مردم موظف بر انجام دستورات آنها نیستند.

پس رئیس حکومت در جامعه اسلامی کسی است که حق حکومت خود را از خدا گرفته باشد و خدا به او اجازه داده باشد که بین مردم حکم کند و خدا به پیامبران خود چنین اجازه‌ای داده است: ﴿يَا دَاوُودُ إِنَّا جَعَلْنَاكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَلَا تَتَّبِعِ الْهَوَى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ[۱]؛ ﴿فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِمَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاءَهُمْ[۲].

این دو آیه واگذاری حکومت را به داوود و به پیامبر اسلام نشان می‌دهد. در آیات دیگر نیز این مسأله تأیید و تأکید شده است. مردم نیز وظیفه دارند که از پیامبر اطاعت کنند و کسانی که از پیامبر اطاعت نکنند و یا در مسائل حکومت و داوری نزد دیگران بروند از راه خدا بدور هستند.

تاریخ انبیاء الهی از جمله پیامبر اسلام بزرگ‌ترین دلیل بر این سخن است که پیامبران، حاکمان بر حق جامعه هستند و آنها تشکیل حکومت می‌دهند چنان‌که پیامبر اسلام در مدینه تشکیل حکومت داد و خود به اداره آن پرداخت و برای جنگ و جهاد لشکر بسیج می‌کرد و مالیات‌ها را جمع‌آوری می‌کرد و به اجرای حدود و قضاوت بین افراد می‌پرداخت. پس اولین حاکمان الهی پیامبران هستند که از طرف خدا برای این کار برگزیده شده‌اند؛ و اولین حکومت را در تاریخ تشکیل داده‌اند.

در اسلام رئیس حکومت، پیامبر است و در زمان پیامبر نه‌تنها مقام دینی با رهبری سیاسی یکی بود، بلکه رهبری دینی پایه و اساس رهبری سیاسی به شمار می‌رفت. مقام سیاسی در اسلام از آن کسی است که به مقام "وَلایت" برسد و "ولی‌ الله" باشد تا شایستگی "وِلایت" را پیدا کند.

در اسلام کسی می‌تواند عهده‌دار مقام حکومت بشود و رهبری سیاسی را بر عهده بگیرد که به مقام "ولایت" رسیده باشد و ولی‌ الله باشد. لذا پس از پیامبر (ص) علی (ع) دارای این مقام است از این‌رو پیامبر (ص) درباره او فرمود: «مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ». "هرکس که من سرپرست و مولای او هستم علی (ع) سرپرست و مولای او است".

این مقام پس از علی (ع) از آن فرزندان او که همه "اولیاء الله" هستند می‌باشد و اطاعت و فرمانبرداری از آنان عین اطاعت از خدا است: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ[۳].

به همین دلیل بود که همه امامان شیعه و پیروان راستین آنها هرگاه که شرایط به آنان اجازه می‌داد برای تشکیل حکومت اسلامی اقدام می‌کردند. چنان‌که علی (ع) عهده‌دار حکومت شد و پس از او پسرانش امام حسن و امام حسین (ع) نیز مدتی این مقام را عهده‌دار شدند و دیگر ائمه نیز اگر شرایط به آنها اجازه می‌داد این مسؤولیت را می‌پذیرفتند چنان‌که در سخنان خود به آن اشاره می‌کردند و خود را حاکمان بر حق الهی معرفی مینمودند[۴].

از سال ۲۶۰ه‍.ق که امام عسکری (ع) به شهادت رسید فرزندش حجة بن الحسن (ع) به فرمان خدا غیبت آغاز کرد و دوره جدیدی از تاریخ اسلام آغاز شد. از ابتدای این دوره تا سال ۳۲۹ که دوران غیبت صغری نامیده می‌شود چهار نفر از بزرگان شیعه از طرف امام زمان به عنوان نایب برگزیده شدند که بین شیعیان و امام رابطه باشند. این چهار نفر عثمان بن سعید، محمد بن عثمان، حسین بن روح و علی بن محمد سمری بودند و با درگذشت نایب چهارم در سال ۳۲۹ به فرمان امام عصر (ع) دوران نیابت خاصه پایان یافته اعلام شد و دوران غیبت کبری شروع گشت که تا ظهور امام ادامه دارد[۵].[۶]

اختیارات ویژه حاکم اسلامی

از نظر اسلام، حاکم باید اسلام‌شناس، عادل، مدیر و بصیر باشد و برای تحقق اهداف دین از اختیارات کامل برخوردار باشد. بر همین اساس حاکم می‌تواند با توجه به روح کلی اسلام، قانون جدید وضع کند؛ ثانیاً در موارد تزاحم تکلیف اهم را مقدم بدارد. و همه مردم موظف‌اند از قوانین وضع‌ شده از سوی حاکم اسلامی تبعیت کنند. لذا هرگز اسلام به بن‌بست نمی‌رسد و ملاک برای تشخیص وظیفه وجود دارد[۷].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. «ای داود! ما تو را در زمین خلیفه (خویش) کرده‌ایم پس میان مردم به درستی داوری کن و از هوا و هوس پیروی مکن که تو را از راه خداوند گمراه کند؛ به راستی آن کسان که از راه خداوند گمراه گردند» سوره ص، آیه ۲۶.
  2. «پس میان آنان بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری کن و به جای آنچه از حق به تو رسیده است از خواسته‌های آنان پیروی مکن» سوره مائده، آیه ۴۸.
  3. «ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید» سوره نساء، آیه ۵۹.
  4. ناصر مکارم شیرازی، ولایت در قرآن، ص۲۰۲.
  5. محمد بن علی بن بابویه، کمال الدین و تمام النعمه، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، ج۲، ص۵۱۶.
  6. زیوری کبیرنیا، فاطمه، بررسی ابعاد خلیفة اللهی انسان، ص:۱۰۶-۱۰۹.
  7. الهی راد، صفدر، انسان‌شناسی، ص۱۹۰.