بنی تجیب

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۳ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۰:۲۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

(تفاوت) → نسخهٔ قدیمی‌تر | نمایش نسخهٔ فعلی (تفاوت) | نسخهٔ جدیدتر ← (تفاوت)

نسب بنی تجیب

این طایفه در شمار اعراب کهلانی[۱]  و از شاخه‌های بنی سکون بن اشرس بن کنده هستند که نسب از عدی و برادرش سعد فرزندان اشرس بن شبیب بن سکون بن اشرس بن کنده می‌‌برند[۲]. عدی و سعد از مادری از قبیله مذحج به نام تجیب بنت ثوبان بن سلیم بن ذهل (رهاء) زاده شدند[۳]؛ این انتساب موجب شد تا از ایشان و فرزندانشان با نسبت «تجیبی» یاد شود[۴]. عدیّ بن أشرس فرزندانی به اسامی: سوم، عامر، أداة و أندی[۵]، و سعد بن أشرس پسرانی به نامهای: أسامه، أعجم، أیدعان، معاویه، أواب، عبداللّه، نصر و عضاة[۶] داشتند که هر یک با قرار گرفتن در رأس طوایف فروتر، طایفه بزرگ بنی تجیب را پدید آوردند. از فروعات و شاخه‌های متعدد و بسیار بنی تجیب می‌‌توان از بنی سَوم[۷]، بنی عامر[۸]، بنی أداة[۹]، بنی أندی[۱۰]، بنی أعجم[۱۱]، بنی أیدعان[۱۲]، بنی أواب[۱۳]، بنی بذی[۱۴]، بنی زمیل (زمیله)[۱۵]، بنی سعد[۱۶]، بنی عباد[۱۷]، بنی فردم[۱۸]، بنی قتیره[۱۹]، بنی قرناء[۲۰]، بنی قرناء[۲۱]، بنی فهم بن اداة[۲۲]، بنی‌صمادح[۲۳]، بنی‌ذی النون[۲۴]، بنی‌الأفطس[۲۵]، بنی أسد بن مره[۲۶]، بنی سلمة بن مره معروف به «بنی درمکه»[۲۷]، بنی مهاجر[۲۸]، بنی حمی بن عامر[۲۹]، بنی خلاوة بن معاویه[۳۰] بنی فصال[۳۱]، بنی عتاهیه[۳۲] و بنی دحیم[۳۳] نام برد.[۳۴]

منازل و مساکن بنی تجیب

طایفه تجیب اصالتی یمنی داشتند آنان نیز همراه با دیگر کندیان، در حضرموت و در قسمت مرکزی و شمال غربی دره حضرموت، در کنار قبیله بنی صدف و به همراه قبایل سکون - از تیره‌های قبیله کِنده - و شاخه‌هایی از قبایل حِمیَر و همدان سکونت داشتند[۳۵]. جمعی از ایشان نیز، در ابتدای دره حضرموت در دهر ساکن بودند[۳۶]. همچنین از منطقه الکسر - در وسط حضرموت که شامل روستاهای زیاد از جمله روستای بزرگ هَینَن - می‌شد هم، به عنوان دیگر سکونتگاه‌های شاخه تُجیب یاد شده است. روستای هینن محل سکونت دو شاخه از طایفه بنی تجیب به نام‌های بنی سهل و بنی بدّا - که در زمان همدانی بالغ بر ۲۰۰ سواره آماده رزم داشت - بود[۳۷]. قریه حَوره نیز دیگر روستای این منطقه بود که حضور دو شاخه بنی حارثه و بنی محریه[۳۸] از تجیب در آن گزارش شده است[۳۹]. قرای قُشاقِش - در بلندای کوه - صوران، سَدیَة الرأس و منوب نیز از دیگر روستاهای الکسر بودند که مردمانی از طوایف تجیب در آن سکونت داشتند[۴۰]. دره‌های رخیه و دهر و نیز دره‌های دیگر این منطقه با روستاهای بسیارش هم، از دیگر منازل تجیب در منطقه به شمار می‌‌آمدند که در آن، همراه با دیگر طوایف کنده - چونان صدف - زندگی به سر می‌‌کردند[۴۱]. غمر ذی کنده نیز از دیگر مناطق یمن بود که پیوسته به نام کندیان مشهور و معروف بود و چهار قبیله صدف، تجیب، عباد و بنی معاویه کنده در آن سکونت داشتند[۴۲]. ضمن این که از بلاد رِیدَة اَرَضین - که با روستاهای زیادش، مسکن بنی‌عباد کنده بود - می‌توان به عنوان دیگر منزلگاه‌های قبیله بنی تجیب نام برد[۴۳].

بنی تجیب‌ها پس از پذیرش اسلام و در پی فتوحات اسلامی، علاوه بر یمن، با هجرت به مناطق دیگر از جمله کوفه، مصر، لیبی و اندلس[۴۴] و نیز شام، آن مناطق را منزل و مأوای خود قرار دادند[۴۵]. از بین طوایف تجیب، بنی دحیم در حلب سوریه[۴۶] و جمعی از بنی عامر در شرق حمص[۴۷]منزل گزیدند؛ ضمن این که جمع زیادی از آنان نیز مصر را محل سکونت خود برگزیدند که از جمله آنان می‌‌توان به طوایف بنی ایدعان[۴۸]، بنی قرناء[۴۹]، بنی فهم[۵۰]، بنی فصّال[۵۱]، بنی سعد[۵۲]، بنی زمیل (زمیله)[۵۳]، بنی عتاهیه[۵۴]، بنی عباد[۵۵]، و نیز جمعی از مردم طوایف بنی عامر[۵۶] و بنی قتیر[۵۷] اشاره کرد. علاوه بر آن، بنی سَوم[۵۸] و بنی خلاوه در فسطاط[۵۹]، و طایفه فردم نیز در صعید[۶۰]سکونت داشتند. این جمعیت انبوه، دارای خطه ای در مصر بودند که به نامشان «تجیب» خوانده می‌‌شد[۶۱] از جمله رجال بزرگ بنی تجیب قیسیة بن کلثوم بن حباشه سومی بود که در دوران جاهلیت از جایگاه و منزلت ویژه ای برخوردار بود[۶۲]. وی در فتوحات مصر از جمله فتح فسطاط حضور داشت و پس از فتح آن، در محله الرایه جبانه ای (کوچه) را به خود اختصاص داد و در آن منزل گزید[۶۳]. با آغاز فتوحات افریقا و در پی آن فتح اندلس، جمعی از آنان از مصر به نقاط غربی‌تر از جمله جبل برقه غربی رفتند و همراه با برخی دیگر از قبایل یمنی در آنجا ساکن شدند[۶۴] بنی قتیر از جمله این طوایف بودند که طرابلس و مغرب را به عنوان محل زندگی خود برگزیدند[۶۵]. اندلس هم شاهد مهاجرت جمع کثیری از بنی تجیبی‌ها پس از فتحش بود[۶۶]. مردمان این طایفه بزرگ، در زمان ملوک الطوایفی نفوذ زیادی در شبه جزیره ایبری پیدا کردند و در شهرها و مناطق بسیاری از جمله سرقسطه، دروقه و قلعه ایوب سکونت داشتند[۶۷]. از جمله این طوایف بنی مهاجر بودند که ابتدا در دروقه و قلعه ایوب سکونت گزیدند؛ اما به مرور سرقسطه و... را نیز بر بلاد سرزمینی خود افزودند[۶۸] علاوه بر آل مهاجر، بنی افطس نیز از دیگر تجیبی‌هایی بودند که در اندلس و در بطلیوس، یابره و غرب اندلس سکونت داشتند[۶۹]. ضمن این که بنی صمادح از ساکنان المریه اندلس[۷۰] و از بنی‌ذی النون هم به عنوان ساکنان دیگر مناطق اندلس[۷۱] یاد شده است. جمع زیادی از بنی عتاهیه نیز در اندلس زندگی می‌‌کردند. آن با تسلط بر برخی قلعه‌های این مناطق در آن به زندگی می‌‌پرداختند[۷۲]. مرسیه اندلس[۷۳] و برشانه[۷۴] نیز پذیرای جمعی دیگر از مردم این قوم بود.[۷۵]

منابع

پانویس

  1. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۳۶.
  2. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۲۹؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۱، ص۲۴.
  3. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۰۲؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۶.
  4. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۶؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۵.
  5. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱.
  6. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.
  7. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۵.
  8. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ سمعانی، الأنساب، ج۹، ص۱۵۲؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۳۰۶.
  9. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱.
  10. هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ سمعانی، الأنساب، ج‌۱، ص۳۵۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۸۷.
  11. ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۷۴؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۶.
  12. سمعانی، الأنساب، ج‌۱، ص۴۰۱؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۹۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۵۶.
  13. سمعانی، الأنساب، ج‌۱، ص۳۸۰؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۹۲.
  14. سمعانی، الأنساب، ج‌۱، ص۸۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۴.
  15. سمعانی، الأنساب، ج‌۶، ص۳۱۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۷۵؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۸۰
  16. سمعانی، الأنساب، ج‌۷، ص۱۴۲؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۱۷.
  17. سمعانی، الأنساب، ج‌۹، ص۱۷۷ - ۱۷۸؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۳۱۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۷۱۹.
  18. سمعانی، الأنساب، ج‌۱۰، ص۱۷۸؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۴۲۰؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۱۴.
  19. سمعانی، الأنساب، ج‌۱۰، ص۳۴۲؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۱۵.
  20. سمعانی، الأنساب، ج‌۱۰، ص۳۹۰ - ۳۹۱. برخی منابع از ایشان با عنوان «بنی قَرنان» یاد کرده‌اند. (ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۸؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۳، ص۹۴۶)
  21. سمعانی، الأنساب، ج‌۱۰، ص۳۹۱؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۳، ص۲۹.
  22. المزی، تهذیب الکمال، ج۲۸، ص۱۷۴؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۹۰.
  23. قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۳۱۶؛ ابن‌خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۵۰.
  24. ابن‌خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.
  25. ابن‌خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۷.
  26. عوتبی صحاری، الانساب، ج‌۱، ص۴۵۹.
  27. عوتبی صحاری، الانساب، ج‌۱، ص۴۵۹. آنها را بواسطه نام مادرشان «درمکه بنت عبد اللّه بن سعد بن مرّه» بدین نام خوانده‌اند. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۶؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج‌۱، ص۴۵۹.)
  28. ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۵۰۰؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۳۱.
  29. زبیدی، تاج العروس، ج۱۹، ص۳۴۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۰۳.
  30. عوتبی صحاری، الانساب، ج‌۱، ص۴۵۹؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۴۷۴؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۳۵۳.
  31. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۸۴.
  32. عوتبی صحاری، الانساب، ج‌۱، ص۴۵۸؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۱.
  33. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶.
  34. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت
  35. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۵ - ۸۸.
  36. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۴.
  37. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۸.
  38. بنی محریه از أبناء أعجم بن سعد اشرس به شمار می‌‌رفتند. (حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۸)
  39. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۸.
  40. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۸.
  41. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۸.
  42. حسن بن احمد همدانی، صفة جزیرة العرب، ص۸۵.
  43. محمد بن احمد بن عمر، ادوار تاریخ الحضری، جده، مکتبة الارشاد، بی‌تا، ص۵۸.
  44. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.
  45. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶ و ۶۴۰.
  46. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶. بنی دحیم در حلب سوریه به عدل و امانت معروف بودند چندان که مثل عرب قرار گرفته بودند: «کانّه ابن دحیم» (بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۳۶)
  47. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۰.
  48. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۱۱.
  49. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.
  50. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۹۰.
  51. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۸۴.
  52. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۰۱.
  53. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۷۶.
  54. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۱.
  55. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۴.
  56. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۶۴۰.
  57. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.
  58. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۵۵۶.
  59. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۲، ص۴۲۲.
  60. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۱۸۱.
  61. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۶؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۲۰۷؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۱، ص۱۱۶. سمعانی مکان این خطه را در فسطاط دانسته است. (سمعانی، الانساب، ج‌۳، ص۲۰)
  62. ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۵، ص۳۸۸.
  63. یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۶۵.
  64. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.
  65. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۳، ص۲۰۴.
  66. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۰ - ۴۳۱.
  67. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۴۳۰؛ بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۲۴۸.
  68. ابن‌حزم، جمهرة انساب العرب، ص۵۰۰. نیز ر.ک: بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۴، ص۵۳۱.
  69. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۹۷. نیز ر.ک: ابن‌خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.
  70. قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ج۱، ص۳۱۶؛ ابن‌خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۶۵۰.
  71. ابن‌خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۳۱.
  72. عوتبی صحاری، الانساب، ج‌۱، ص۴۵۸.
  73. بامطرف، الجامع(جامع شمل أعلام المهاجرین المنتسبین إلی الیمن و قبائلهم)، ج۱، ص۱۵۳.
  74. ر.ک: زرکلی، الاعلام، ج۶، ص۲۰۸.
  75. حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت