نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Bahmani(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۳۰ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
نسخهٔ ویرایششده در تاریخ ۷ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۰:۳۰ توسط Bahmani(بحث | مشارکتها)
در منطقامام، در اصل، گناه نکردن مقدم بر توبه است. امام (ع) گناه نکردن را آسانتر از توبه کردن برمیشمرد[۳]. همچنین امام در فرازهایی درباره توبهپذیری خداوند و میل او به درگذشتن از گناههای مردمان و رأفت او نسبت به مردمان توجه داشته است، چنانکه میفرماید:خداوند بر آستان مقدسش دربانی نگماشته است تا بین تو و مهر او حجابی شود و تو را ناگزیر به آوردن میانجی نکرده، به جرم زشتکاری راه توبهات را نبسته، در کیفرت شتاب نکرده و بازگشت تو را بیهیچ سرزنشی پذیرا شده است؛ و آنجا که استحقاق رسوایی داشتی شرمسارت نساخته و به آسانی توبهات را پذیرفته است و در پرداخت تاوان، توانت را نفرسوده و از مهربانی و رحمت خویش ناامیدت نکرده است، بلکه دل برکندن از گناه را "کار نیک" شمرده و در حساب، گناهت را "یک" و کردار نیکت را "ده" نبشته است[۴][۵].
در فرهنگ دینی، توبه آنگاه مقبول درگاه خداوند واقع میشود که با عمل و ارادهترک گناه همراه باشد و تا اینگونه نباشد، در واقع توبهای صورت نگرفته است تا مقبول درگاه خداوند واقع شود[۶]. از اینرو امام (ع) در فرازی میفرماید: در دنیا دو کس بر خیر و خوبیاند: نخست مردی که به گناهانی دست یازیده ولی با آبتوبه آنها را شستوشو داده و دیگری آنکه در خیرات پیشتاز است[۷]. برخی از حوادث روزگار و اعمال آدمی نقش کفاره بر گناهانآدمی دارند. برای مثال، مصائب و شدایدی که در طول زندگی، آدمی ناگزیر از درک آنهاست. این مصائب افزون بر نقش سازندهای که در زندگیآدمی دارند، از گناهان او میکاهند. همچنین بیماریها نیز گرچه فضیلتی برای آدمی بهحساب نمیآیند، اما تحملسختیبیماری بهمثابه کفارهای برای گناهانآدمی است. امام (ع) به یکی از یارانش که بیمار شده بود، فرمود: خداوند ناله تو را وسیله فروریختن گناهانت قرار داده است، زیرا در بیماری پاداشی نیست، اما گناهان را چون برگ درخت میریزد[۸]. همچنین برخی اعمال حسنه نیز چنین نقشی ایفا میکنند. نمازگناهان را چون برگ درختان فرومیریزد و انسان را از بند بندگیشهوت آزاد میسازد[۹]. حجخانه خدا و عمره از عوامل فروریزنده گناهان است[۱۰]. نیز فریادرسی از ستمدیدگان و غمزداییِ اندوهگینان نیز تاوان گناهان بزرگ است[۱۱][۱۲].
توبه (بهمعنای بازگشت)، پشیمانی انسان گناهکار از گناهی است که انجام داده است، با این قصد که دیگر بار مرتکب آن گناه نشود. توبه در دو گونه انابت بهمفهوم توبه از روی ترس از خداوند و استجابت بهمفهوم توبه از روی شرم از خداوند، در فرهنگدین مطرح شده است. انسانها در طول زندگی بهدلایل گوناگون از جمله غفلت، دنیاطلبی، اغواگری ابلیس، آرزوهای دستنیافتنی و... مرتکب گناه میشوند. خداوند برای بخششانسانها و عبرتپذیریبندگان از گناه و عدم تکرار آن، باب توبه را باز کرده است. اولین تجربه توبهانسان هنگامی رخ داد که حضرت آدم (ع) نافرمانی امر خداوند کرد و از بهشت بیرون رانده شد. او از این اتفاق بسیار اندوهگین شد و خداوند در توبه را بهروی او گشود و کلمه رحمت خود را به آموزش داد و او را به بازگشت به بهشت وعده داد[۱۳]. امام علی (ع) انسانها را به توبه امر میکند. گناهکاران در خانههای خود آرام گیرند و با یکدیگر آشتی و از گناهان خود توبه کنند[۱۴]. یعنی گناه و مخاصمه را ترک گویند و سپس توبه کنند. در فرازی دیگر انسانها را ضمن رعایت تقوای الهی و حفظ حریمهای الهی سفارش میکند که توبه خویش را به تأخیر نیندازند[۱۵] و در نامهای به فرزند خویش میفرماید: (خداوند) به جرم زشتکاری راه توبهات را نبسته و در کیفرت شتاب نکرده است؛ توبه تو را بیهیچ سرزنشی میپذیرد[۱۶][۱۷].
با این همه انسانها در آرزوی عمر دراز، توبه را به تأخیر میاندازند. گناه در کامشان شیرین میآید و میلی به ترک آن ندارند. امام (ع) دلیل به تأخیر انداختن توبه را چنین بیان میکند: شیطانگناه را برای انسان زینت میبخشد و توبه او را به امید آینده به تأخیر میاندازد تا فرصت از دست برود[۱۸]؛ انسانها در اثر فراوانی نعمتهای الهی غافل و گستاخ میشوند[۱۹]؛ داشتن آرزوهای دراز و باور نداشتن مرگ سبب ترک توبه میشود[۲۰]؛ تا اینکه فرارسیدن مرگ، درحالی که هر روز توبه را به تأخیر میاندازد، فرصت را برای همیشه از انسان میگیرد[۲۱]. امام (ع) ضمن آگاهسازی انسانها، در مواردی چند آنها را به فرارسیدن مرگ هشدار میدهد و به بازگشت به آستان الهی توجه میدهد: مبادا مرگ، تو را هنگام گناه دریابد، درحالی که با خود از توبه سخن میگویی و مرگ، حائلی میان تو و توبه باشد که در اینصورت خود را به هلاکت انداختهای[۲۲]. امام (ع) به قدرتانتخابانسانها در دنیا اشاره میکند و به آنها هشدار میدهد که اکنون که فرصت دارید و شرایط توبه فراهم است و شما قدرتانتخاب دارید و با این که گناهکارید، اما در فشار و تنگنا نیستید، توبه کنید و بهسوی خدا بازگردید[۲۳]؛ درفرازی دیگر بیان میکند که اکنون در جریان زندگی این جهانی، توبه سود میبخشد، دعا شنیده میشود و شما از آرامش برخوردارید... بکوشید و با کوشش و تلاش بر دگرگونیهایی که پیش میآید (مانند بیماریها، مصیبتها و...) و پیش از مرگ که همه فرصتها را میسوزاند، توبه کنید[۲۴][۲۵].
انسانها در اثر گناه موجب محرومیت خود از نعمتهای الهی میشوند. در این شرایط تنها عاملی که سبب بازگشت نعمتها به زندگی آنها میشود، توبه است. امام (ع) سه شرط توبه از روی راستی، خلوصنیت و توجه به خداوند را دلیل پذیرش توبه و بازگردانی نعمتها برمیشمرد[۲۸] و در فرازی دیگر میفرماید: خداوند متعال بندگانش را که مرتکب اعمال ناشایست شوند، به کاسته شدن میوههاشان و نگه داشتن برکات از ایشان و فروبستن خزاین خیرات به روی آنان میآزماید تا توبهکنندگان توبه کنند و گناهکاران از گناه کردن بازایستند و پندگیرندگان پند گیرند و آنکه ارادهگناه کرده منزجر شود. خداوند، آمرزش خواستن را سبب فراوانی روزی و رحمت بر آفریدگان قرار داده، که فرماید: "از پروردگارتان آمرزش بخواهید که او آمرزنده است، تا از آسمان برایتان پی در پی باران فرستد و شما را به اموال و فرزندان مدد کند." پس، خداوندرحمت کند کسی را که به توبه روی آورد، از خطاهای خود بخشش طلبد، بر مرگ خود پیشی گیرد و تدارک امر آخرت کند[۲۹][۳۰].
امام (ع) توبه کامل را در شش مرحله میداند: نخست، پشیمانی بر گذشته؛ دوم، عزم بر ترک گناه برای همیشه؛ سوم، ادای حقوق از دستشده مردم، تا خداوند را بدون گناهدیدار کند؛ چهارم، هر واجبی را که بر عهدهاش بوده و انجام نگرفته است، بهجای آورد؛ پنجم، گوشتی را که از گناه بر پیکرش روییده، با غم و اندوهآب کند، بهگونهای که پوست به استخوان بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید؛ ششم، جسم را رنجطاعت بچشاند، چنانکه شیرینی گناه را بر او چشانده بود[۳۸][۳۹].
توبههای پذیرفتهنشدنی
اگر چه وعده خداوند بر این است که گناهانانسانها را ببخشاید، اما برخی گناهان هرگز بخشیده نخواهد شد: شرک داشتن در دل نسبت به عباداتی که واجب است، کشتن انسانی دیگر، کاری که دیگری انجام داده به خود نسبت دادن، نیاز خود را برطرف کردن با بدعت در دین خدا، دورویی و نفاق. امام (ع) در خطبه ۱۵۲ ضمن اشاره به این گناهان، مردمان را به اندیشیدن در آنها فرامیخواند. میتوان اینگونه نتیجه گرفت که حق الناس، شرک در دل نسبت به خدا، جذب منفعت با بدعت در دین، در محدوده گناهانی است که هرگز بخشوده نخواهد شد»[۴۰].