خمس در فقه سیاسی
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل خمس (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
معناشناسی
خمس در لغت یک پنجم از هر چیزی است[۱] و در اصطلاح فقهی، نوعی مالیات و یک پنجم مالی است که به غنیمت تعلق میگیرد و به بنی هاشم (اعمّ از امام معصوم(ع) و سادات)، در عوض زکات (که از آن محروم شدهاند) اختصاص یافته است[۲].[۳]
متعلقات خمس
خمس بر هفت چیز تعلق میگیرد: غنائم جنگی، معدن، گنج، اموال به دست آمده از راه غوّاصی در دریا، سود کسب ـ پس از کسر هزینههای عرفی زندگی ـ مال حلال آمیخته به حرام و زمینی که کافر ذمّی از مسلمان بخرد[۴].[۵]
البته درباره مصداق "غنیمت" که در آیه خمس آمده میان مفسران و مذاهب اسلامی اختلاف است؛ برخی غنیمت را هر آنچه به قهر از کفار به دست میآید، تفسیر کردهاند[۶]. دیگران، آن را اعم از هر فایدهای میدانند که به انسان میرسد، از جنگ یا تجارت یا عمل و...[۷].[۸]
تشریع خمس و علت آن
خمس، در سال دوم هجرت با نزول آیه ﴿وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ﴾[۹]، بر مسلمانان واجب گشت. در شأن نزول آیۀ مربوط به خمس میگویند: "عبدالله بن جحش" ـ صحابی پیامبر(ص) ـ در نبرد با مشرکان در جنگ بدر، غنائمی بهدست آورد و این امر باعث رنجش دیگر جنگجویان گردید. از اینرو، عبدالله بن جحش، در نزدیکی مدینه، یک پنجم از آن غنایم را به رسول الله تحویل داد و پیامبر(ص) نیز تمامی آن را میان رزمندگان اسلام تقسیم کرد که آیه خمس در همین زمینه نازل شده بود[۱۰].
با دقت در آیات و روایات مربوط به خمس، میتوان علت تشریع آن را دو امر دانست:
- تأمین بودجه برای حکومت اسلامی؛
- خمس از آنِ حکومت بوده منتها به منظور جلوگیری از هر گونه سوء ظن نسبت به حیف و میل اموال عمومی نظیر زکات، فقرای خاندان پیامبر(ص) از این درآمد تأمین میشدند[۱۱][۱۲].
اختلاف در برخی از موارد مصرف خمس
در مورد ذی القربی دو نظر وجود دارد: برخی تنها بنیهاشم را ذی القربی میدانند و بعضی بنیهاشم و بنی عبدالمطلب را[۱۳]؛ امّا اینکه سهم "خدا" چگونه صرف میشود، قول اجماعی این است که اسم خدا در آیه برای تبرک ذکر شده و سهم خداوند همان سهم پیامبر(ص) است. از برخی نقل شده است که سهم خدا صرف کعبه میشود[۱۴].
اینکه بعد از حیات پیامبر(ص) سهم او چه میشود، بین فقها اختلاف است؛ مالک میگوید: امر آن با امام است که در آنچه مهم داند، مُتَقَرِّباً إِلَى اَللَّهِ صرف گردد؛ شافعی معتقد است: سهم رسول خدا(ص) صرف مصالح مسلمین مانند تهیه و تدارک مقدمات جهاد و غیر آن میشود. ابوحنیفه معتقد است: سهم حضرت رسول(ص) و ذی القربی حذف میگردد. بنابر نظر امامیه، خمس به شش قسمت تقسیم میشود؛ سه بخش برای پیامبر(ص) در زمان حیات و بعد از او به امام معصوم، جانشین او تعلق میگیرد و مراد از ذی القربی همین است و سه بخش دیگر برای کسانی است که در آیه بعد از ذی القربی نام برده شدهاند[۱۵].[۱۶].
منابع
نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم
فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی
پانویس
- ↑ ابنفارس، معجم مقاییس اللغة، ج۲، ص۲۱۷.
- ↑ شرح لمعه، ج۲، ص۶۶؛ کتاب الخمس، ص۳۰؛ وسائل الشیعه، ج۶، ص۳۴۶؛ کتاب الخمس، ص۱۱.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۹۲؛ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۲۶۲-۲۶۳.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۶، ص۵؛ شرایع الاسلام، ج۱، ص۱۷۹؛ حدائق الناضرة، ج۱۲، ص۳۶۹.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۹۲.
- ↑ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۱۰، ص۷.
- ↑ سید محمد حسین طباطبایی، المیزان، ج۹، ص۸۹.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۲۶۲-۲۶۳.
- ↑ «و اگر به خداوند و به آنچه بر بنده خویش، روز بازشناخت درستی از نادرستی (در جنگ بدر)، روز رویارویی آن دو گروه (مسلمان و مشرک) فرو فرستادیم ایمان دارید بدانید که آنچه غنیمت گرفتهاید از هرچه باشد یک پنجم آن از آن خداوند و فرستاده او و خویشاوند (وی) و یتیمان و بینوایان و ماندگان در راه (از خاندان او) است و خداوند بر هر کاری تواناست» سوره انفال، آیه ۴۱.
- ↑ سیره حلبی، ج۳، ص۱۵۷.
- ↑ وسایل الشیعه، ج۶، ص۳۴۶؛ کتاب الخمس، ص۳۰؛ وسایل الشیعه، ج۶، ص۳۴۶، باب ۲ من ابواب الانفال، حدیث ۶؛ المستدرک، ج۱، باب ۵ من ابواب الانفال، حدیث ۲؛ الکافی، ج۱، ص۴۰۹؛ راجع به موارد وجوب خمس و چگونگی توزیع آن، ر.ک: کتاب الخمس، ص۱۵؛ شرح لمعه، ج۲، ص۶۴.
- ↑ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژهنامه فقه سیاسی، ص ۹۲.
- ↑ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۱۰، ص۷.
- ↑ وهبة بن مصطفی زحیلی، التفسیر المنیر، ج۱۰، ص۷.
- ↑ بهاءالدین خرمشاهی، قرآن کریم، ترجمه، توضیحات و واژهنامه، ص۱۸۲.
- ↑ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص: ۲۶۲-۲۶۳.
[[رده: خُمُس