عین
جغرافیای عین، در سور مبارکه بقره و اعراف
- ﴿...فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا...﴾[۱].
- ﴿...أَنِ اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا...﴾[۲].
در این مقوله، آنچه مورد تحقیق است؛ عین میباشد، که بیش از شصت بار، به صورت مفرد، مثنی، جمع و مضاف... در قرآن مجید به کار رفته؛ که با توجه به محل استعمال در هر آیه، معنی خاصی از آن، مورد عنایت قرآن بوده است.[۳]
معانی عین در قرآن
برخی نویسندگان[۴] زیر واژه عین مینویسند: عین به معنی چشم و چشمه است مثل: ﴿وَكَتَبْنَا عَلَيْهِمْ فِيهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَيْنَ بِالْعَيْنِ...﴾[۵] که عین به معنی چشم است. با مراجعه به قرآن خواهیم دید؛ که جمع عین به معنی چشم اعین است، مثل ﴿وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَا يُبْصِرُونَ بِهَا﴾[۶] و جمع عین به معنی چشمه عیون است مثل: ﴿إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ﴾[۷]. به نظر راغب، در مفردات معنای اصلی عین چشم است و معانی دیگر، به عنایت میباشد، حتی چشمه را از آن جهت عین گویند؛ که مثل چشم، دارای آب است....
با توجه به توضیحی در مورد واژه عین بیان شد و با عنایت به ترجمه دو آیه مذکور روشن میشود؛ که منظور از عین در آیات فوق چشمه است، یا دوازده چشمه است، که به شکل اعجاز حضرت موسی(ع) برای دوازده طایفه بنی اسرائیل، از سنگ استخراج فرموده بود. اکنون بحث ما، در این گفتار محل جغرافیایی آن چشمهها است. ما ناچاریم برای فهم بهتر مطلب، به طور اختصار به گذشته پرماجرای بنی اسرائیل، اشاره نماییم سپس به موضوع اصلی مقاله بپردازیم.[۸]
اشارهای به گذشته بنی اسرائیل
حضرت موسی(ع) با قومش، پس از خلاصی از چنگال فرعون، به منظور ایجاد یک جامعه نو و آزاد؛ محتاج قوانین مدونی بودند؛ لذا خداوند به موسی(ع) دستور داد؛ تا مدت چهل شبانه روز، در کوه طور به همراهی هفتاد نفر از بنی اسرائیل به مناجات با خدا مشغول شود، در آن مدت همراهان موسی(ع) درخواست رؤیت عینی خدا نمودند؛ خداوند بر کوه تجلی کرد و همه همراهان موسی(ع) جان سپردند. با دعای موسی(ع) بار دیگر آنان را زنده کرد، از طرف دیگر؛ عدهای از بنی اسرائیل به وسیله سامری به گوساله پرستی گرویدند. زمانی که حضرت موسی(ع) به میان قوم برگشت؛ آنان را از این عمل شرک آلود نهی نمود و دستور توبه به آنان داد: «قوم پرسیدند که طریق طلب آمرزش چیست؟ موسی(ع) فرمان داد تا قوم غسل کردند و کفن به گردن افکندند و هارون برادر موسی(ع) دوازده هزار تن از کسانی را که گوساله نپرستیده بودند، با تیغهای بران بیاورد. تا به بقیه قوم حمله برند و گروهی از ایشان را بکشند، آن گاه با تضرع و دعای موسی(ع) و هارون خدا توبه ایشان را پذیرفت و کشتگان را در ردیف شهدا قرار داد»[۹]. قوم موسی(ع) روزگاری را در تیه که بیابانی است میان سر زمینه ایله و مصر و دریای احمر و کوههای سراب، از سرزمین شام گذرانیدند. در آن بیابان بود که بنی اسرائیل از جهت آب در مضیقه بودند و حضرت موسی(ع) از خداوند درخواست آب نمود و آن تقاضا مورد قبول درگاه الهی واقع شده و خداوند به موسی(ع) فرمود: ﴿اضْرِبْ بِعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْنًا﴾[۱۰].[۱۱]
جغرافیای محل چشمه
در تفسیر المیزان[۱۲]، چنین آمده است؛ «و سنگی با موسی(ع) بود، که همه روزه آن را در وسط لشکر میگذاشت و آن گاه با عصای خود به آن میزد دوازده چشمه از آن میجوشید و هر چشمه به طرف تیرهای از بنی اسرائیل؛ که دوازده تیره بودند؛ روان میشد». برخی نویسندگان در مقدمه تفسیر سوره بقره مینویسند: «و هر جا بنی اسرائیل آب نمییافتند؛ موسی(ع) با عصای خود به زمین میزد و آب میجوشید.»..[۱۳]. اما: «در این که این سنگ چگونه سنگی بوده و موسی(ع) چگونه با عصا بر آن میزده و جریان آب از آن به چه صورت تحقق مییافته؛ سخن بسیار گفتهاند ولی آنچه قرآن در این باره میگوید: بیش از این که بیان شد نیست، که موسی(ع) عصای خود را بر سنگ زد و دوازده چشمه آب از آن جاری گردید.
بعضی از مفسرین گفتهاند؛ صخرهای بوده است، در یک قسمت کوهستانی، مشرف بر آن بیابان تیه، که قوم یهود چهل سال در آن سرگردان بودهاند.»..[۱۴]. در کتاب عهد قدیم -تورات و انجیل - در سفر خروج، باب هفدهم در مورد درخواست بنی اسرائیل از موسی(ع) که برای آنان آب تهیه نماید؛ تا خود و مواشی آنان از تشنگی هلاک نشوند، در آیات ۱ تا ۸ چنین نقل شده است: «و تمامی جماعت بنی اسرائیل، به حکم خداوند طی منازل کرده، از صحرای سین - سینا - کوچ کردند و در رفیدیم اردو زدند و آب نوشیدن برای قوم نبود و قوم با موسی(ع) منازعه کردند و گفتند ما را آب بدهید تا بنوشیم. موسی(ع) بدیشان گفت: چرا با من منازعه میکنید و چرا خداوند را امتحان مینمایید و در آنجا قوم تشنه بودند و قوم بر موسی(ع) شکایت کردند و گفتند: چرا ما را از مصر بیرون آوردی، تا ما و فرزندان و مواشی ما را به تشنگی بکشی؟ آن گاه موسی(ع) نزد خداوند استغاثه نموده گفت: با این قوم چه کنم؟ نزدیک است مرا سنگسار کنند! خداوند به موسی(ع) گفت: پیش روی قوم برو و بعضی از مشایخ اسرائیل را با خود بردار و عصای خود را که بدان نهر زدی، به دست خود بکوب برو، همانا من در آنجا پیش روی تو، بر آن صخره. که در جنوب حوریب است؛ میایستم و صخره را خواهی زد؛ تا آب از آن بیرون آید و قوم بنوشند. پس موسی(ع) به حضور مشایخ اسرائیل چنین کرد و آن موضع را مسّه و مریبه[۱۵] نامید، به سبب منازعات بنی اسرائیل و امتحان کردن ایشان خداوند را؛ زیرا گفته بودند، آیا خداوند در میان ما هست یا نه؟»[۱۶].[۱۷]
جمعبندی و نتیجهگیری
از جمعبندی اسناد و مدارک یاد شده، به این نتیجه میرسیم، که قوم یهود، در سرزمین تیه در شبه جزیره سینا، از حضرت موسی(ع) درخواست آب نموده بودند و آن حضرت، با زدن عصای خود به سنگ - کوه - ۱۲ چشمه از آن جاری کرده بود و هر کدام از اسباط بنی اسرائیل نهر مربوط به خود را میشناختند و از آن بهره میبردند. آیات یک تا هشت باب هفدهم سفر خروج، نیز کوه حوریب را محل جوشیدن چشمه آب معرفی مینماید. چنانچه ما آن کوه را مکان اصلی سرچشمه آن دوازده نهر بپذیریم، جغرافیای این کوه؛ جغرافیای عین مندرج، در آیه مورد پژوهش این مقوله است.[۱۸]
کوه حوریب کجاست؟
برخی نویسندگان[۱۹]، زیر واژه سینا سینین مینویسند: «سلسله کوههای کوچکی است، در اراضی مقدسه، که طولش دو میل و عرضش ثلث میل است و کوه طور مرتفعترین قسمت این سلسله است؛ که در شمال آن واقع است. داستان تجلی خدا بر موسی(ع) که در آیه بیستم، از سوره مؤمنون و آیه دوم از سوره تین بیان شده در آنجا بوده. این قسمت از کوههای سینا در اصطلاح راهبان قدیم حوریب نامیده میشده و اکنون عرب آن را صفصافه مینامد». برخی نویسندگان، زیر کلمه حوریب نوشتهاند؛ جبل فی شبه جزیرة سینا، تجلی فیه الرب موسی(ع) و من بعده لایلیا النبی، علی ما جاء فی الکتاب المقدس یرد ذکره أحیانا باسم جبل سیناء.[۲۰]. حوریب کوهی است در شبه جزیره سینا محلی که خداوند بر موسی(ع) و سپس به ایلیای نبی تجلی نمود، مطابق چیزی که در کتاب مقدس آمده و احتمالاً از آن به نام کوه سینا یاد شده است. سرانجام به این نتیجه میرسیم که منظور از اعین در آیات مورد پژوهش ۱۲ چشمه بوده که از کوه حوریب، واقع در شبه جزیره سینا، به طور اعجاب آمیز جهت رفع تشنگی قوم یهود، به دست حضرت موسی(ع) جاری گردیده بود.[۲۱]
منابع
پانویس
- ↑ «و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبهدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.
- ↑ «و آنان را به دوازده سبط که هر یک امتی بود بخش کردیم و چون قوم موسی از وی آب خواستند به موسی وحی کردیم که با چوبهدست خود به (آن) سنگ بزن! و دوازده چشمه از آن فرا جوشید هر گروهی آبشخور خویش بازشناخت، و ابر را بر آنان سایهبان کردیم و بر آنها ترانگبین و بلدرچین فرو فرستادیم (و گفتیم:) از چیزهای پاکیزهای که روزیتان کردهایم بخورید و آنان به ما ستم نورزیدند که بر خویشتن ستم میکردند» سوره اعراف، آیه ۱۶۰.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۶۸.
- ↑ قرشی، قاموس قرآن، ج۵، ص۸۴.
- ↑ «و بر آنان در آن (تورات) مقرّر داشتیم که: آدمی در برابر آدمی و چشم در برابر چشم و بینی در برابر بینی و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان است و (نیز) زخمها قصاص دارند و هر کس از آن در گذرد کفّاره (گناهان) اوست و آن کسان که بنابر آنچه خداوند فرو فرستاده است داوری نکنند ستمگرند» سوره مائده، آیه ۴۵.
- ↑ «و بیگمان بسیاری از پریان و آدمیان را برای دوزخ آفریدهایم؛ (زیرا) دلهایی دارند که با آن درنمییابند و دیدگانی که با آن نمینگرند و گوشهایی که با آن نمیشنوند؛ آنان چون چارپایانند بلکه گمراهترند؛ آنانند که ناآگاهند» سوره اعراف، آیه ۱۷۹.
- ↑ «اما پرهیزگاران در بوستانها و (کنار) چشمهسارانند» سوره حجر، آیه ۴۵.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۶۹.
- ↑ صدر بلاغی، قصص قرآن، ص۱۵۳.
- ↑ «و (یاد کنید) آنگاه را که موسی برای مردم خود در پی آب بود و گفتیم: با چوبهدست خود به سنگ فرو کوب آنگاه دوازده چشمه از آن فرا جوشید؛ (چنانکه) هر دستهای از مردم آبشخور خویش را باز میشناخت؛ از روزی خداوند بخورید و بنوشید و در زمین تبهکارانه آشوب نورزید» سوره بقره، آیه ۶۰.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۶۹.
- ↑ تفسیر المیزان، ج۱،ص ۳۵۶.
- ↑ زین العابدین رهنما، ترجمه قرآن کریم، ج۱، ص۹۷.
- ↑ ناصر مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج۱، ص۲۷۲.
- ↑ در عبری به معنی محل امتحان است.
- ↑ بریتیش و فورن بیل سوسائیتی، دار السلطنه لندن کتاب مقدس، ص۱۱۰.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۷۰.
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۷۲.
- ↑ صدر بلاغی، قصص قرآن، ص۳۸۵.
- ↑ لویس معلوف، المنجد
- ↑ عرب، محمد حسن، دانشنامه اماکن جغرافیایی قرآن مجید، ص ۳۷۲.