نسخهای که میبینید نسخهای قدیمی از صفحهاست که توسط Shafipour(بحث | مشارکتها) در تاریخ ۲۰ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۰۹:۵۵ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوتهای عمدهای با نسخهٔ فعلی بدارد.
در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل دین (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
مطالعه گستره دین یا انتظارات بشر از آن با دو رویکرد بروندینی و دروندینی انجام میپذیرد و هر یک دارای مبانی و رهاورد ویژهای است. پاسخ به پرسشهای یاد شده با توجه به چند و چون ادیان و رویکرد مطالعاتی نیز میتواند بسیار متفاوت باشد[۱].
رویکرد برون دینی: در این رویکرد از بیرون به دین نگریسته شده و عمدتاً با عنوان "انتظارات بشر از دین" به گسترهشناسی دین پرداخته میشود. بیشتر کسانی که با این رویکرد به تعیین و تحدید دامنه دین میپردازند، به همه ادیان نگاه یکسانی دارند و از شیطانپرستی گرفته تا توحیدیترین ادیان آسمانی را دین مینامند، بنابراین، ناگزیر، آن را امری شخصی، بیانگر چگونگی ارتباطانسان با عالم فرامادی، تسکیندهنده دردها و رنجهای روحیبشر، حلکننده معمای مرگ و زندگی و دارای برخی دیگر از کارکردهای روانی و اجتماعی سنتی میدانند. این رویکرد که ادیان را فقط تأمینکننده سعادت اخروی میداند، دامنه آن را از مرزهای زندگی اجتماعی برچیده و آن را به حاشیه زندگی میراند و در نتیجه، تأمین سعادت دنیوی و تدبیرزندگی اجتماعی و ترسیم سیمای نظامهای مطلوب سیاسی، اقتصادی، حقوقی و فرهنگی را به دست خِرَد جمعی و دانش بشری میسپارد[۲][۳].
رویکرد درون دینی: در این رویکرد، اصلِ پذیرشدین و بخش عقاید آن بر براهين عقلیاستوار است؛ اما برای تعیین گستره آن، به خود منابع و متون معتبر دینی "کتاب و سنت" مراجعه میشود. در رویکرد دروندینی، برای تعیین گستره اسلام، معارف پرشمار آن را در طرحهایی چند، به حوزههای خاصی قسمت کردهاند که هر یک، معیار و محور خاصی دارد؛ از جمله[۴]:
طرح دوم بر اساس محوریت انسان و با توجه به ابعاد وجودی اوست؛ بدین معنا که دین برای هدایتانسانها آمده است ﴿شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللَّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ﴾[۶]؛ ﴿نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِّمَا بَيْنَ يَدَيْهِ وَأَنزَلَ التَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ مِن قَبْلُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَأَنزَلَ الْفُرْقَانَ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِآيَاتِ اللَّهِ لَهُمْ عَذَابٌ شَدِيدٌ وَاللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انتِقَامٍ﴾</ref> این کتاب را که کتابهای آسمانی پیش از خود را راست میشمارد، به حق بر تو (به تدریج) فرو فرستاد و تورات و انجیل را (یکجا) فرو فرستاد از پیش، که رهنمون مردم است و فرقان را فرو فرستاد؛ بیگمان آنان که به آیاتخداوندکفر میورزند عذابی سخت خواهند داشت و خداوند پیروزمندی دادستاننده است؛ سوره آل عمران، آیه: ۳- ۴.</ref>، بنابراین، معارف آن با توجه به ابعاد گوناگون مادی، معنوی، فردی، اجتماعی، دنیوی و اخروی قسمتبندی میشوند. اشکال اساسی این طرح، اولاً محوریت انسان است که در بینش الهی، چندان پذیرفته نیست و سنجش و ارزیابی همه چیز بر اساس محوریت انسان نوعی گرایش اومانیستی به شمار میرود، در حالی که همه معارف و آموزههای خرد و کلان کتاب و سنت فقط بر محور "الله" میچرخد. ثانیاً همه ابعاد وجودی انسان کاملاً روشن نیست. ثالثاً بسیاری از آموزههای دینی را نمیتوان منحصر به یک بعد دانست، بلکه با بسیاری از ابعاد سروکار دارند و به اصطلاح گزاره و حکمی چند منظورهاند و از این رو نمیتوان گفت دقیقاً مربوط به کدام بُعد است[۷].
طرح سوم، معارف دینی را بر محور "الله" دستهبندی میکند که همه اقسام در حالی که هر یک گستره خاصی را بیان میکند، اولاً در طول یکدیگرند نه در عرض هم، ثانياً دارای پیوندی روشن و منطقی با یکدیگر هستند. گستره معارف دینی بر اساس این طرح و به ترتیب عبارتاند از: خداشناسی، جهانشناسی، انسانشناسی، راهشناسی، راهنماشناسی، قرآنشناسی، اخلاق و احکام[۸][۹].
↑ روزهای روزه گرفتن در) ماه رمضان است که قرآن را در آن فرو فرستادهاند؛ به رهنمودی برای مردم و برهانهایی (روشن) از راهنمایی و جدا کردن حقّ از باطل. پس هر کس از شما این ماه را دریافت (و در سفر نبود)، باید (تمام) آن را روزه بگیرد و اگر بیمار یا در سفر بود، شماری از روزهایی دیگر (روزه بر او واجب است)؛ خداوند برای شما آسانی میخواهد و برایتان دشواری نمیخواهد و (میخواهد) تا شمار (روزهها) را کامل کنید و تا خداوند را برای آنکه راهنماییتان کرده است به بزرگی یاد کنید و باشد که سپاس گزارید؛ سوره بقره، آیه: ۱۸۵.