فرزندان امام صادق
مقدمه
امام جعفر صادق(ع) ده فرزند داشت که برخی از آنان در تاریخ مذاهب شیعه نقش پراهمیتی ایفا کردهاند: اسماعیل فرزند ارشد امام صادق(ع) که خلفای فاطمی و امامان اسماعیلی وی را جد خود و جانشین برحق امام جعفر صادق(ع) میدانند. عبدالله ملقب به افطح، موسی کاظم(ع)، محمد دیباج، اسحاق مکنی به ابومحمد و ملقب به مؤتمن، علی (یحیی) مکنی به ابوالحسن، عباس، اسماء، امفروه و فاطمه صغری[۱].
در بین مورخان و تذکرهنویسان نام شش پسر و یک دختر مشترک است که آنها عبارتاند از: اسماعیل، عبدالله، محمد، موسی کاظم(ع)، علی، عباس و امفروه[۲]. تنها ذهبی[۳] از فرزندی به نام احمد نیز نام برده که میان نسبشناسان محل اتفاق نیست[۴].
امام کاظم(ع)
امام کاظم (ع) هفتمین امام از ائمه اهل بیت (ع)، بیستم ذیالحجه و به نقلی هفتم ماه صفر سال ۱۲۸ هجری در قریه ابواء (میان مکه و مدینه) به دنیا آمد. نام او "موسی" است و پدرش امام صادق (ع) و مادرش حُمَیدَه بربریه از زنان پاک، دانشمند و پرهیزکار عصر خویش بود.
امام کاظم (ع) در فضیلتهای اخلاقی و فضیلتهای عملی، آموزگار و نمونه دیگران بود. منش و سلوک او همگان را متأثر میساخت. او در عبادت و زهد از همه مردم عصر خویش برتر بود[۵] و بدین صورت به ایشان لقب «العبد الصالح» داده بودند و اهل مدینه «زین المجتهدین»اش میخواندند[۶]. از صفات والای اخلاقی امام کاظم (ع)، احسان و نیکی به مردم بود. نیازمندان حاجت خود را از ایشان میخواستند و «باب الحوائج» میدانستند. لقب مشهور امام (ع) «کاظم» است؛ به معنای کسی که هنگام خشم، خویشتنداری میکند و خشم خود را فرو میبرد و به آسانی از دیگران در میگذرد[۷].
امام کاظم (ع) بیست سال و به روایتی نوزدهسال از عمر مبارک خود را با پدر به سر برد و پس از وی امامت شیعیان را بر عهده گرفت و سیوپنج سال در این مقام بود. دوران امامت امام کاظم (ع) با دوران خلافت چهار خلیفه عباسی یعنی منصور دوانیقی، مهدی، هادی و هارونالرشید همزمان بود[۸].
امام کاظم (ع) در عمر خود سالهای بسیاری در زندان هارون عباسی (خلیفه عباسی) به سر برد و در تمام این مدت، به عبادت خدا مشغول بود و ارتباط شیعیان با امام کاظم در این مدت، تنها از طریق بعضی از نامهها بود[۹].[۱۰]
اسماعیل
اسماعیل در میان هفت فرزند پسر امام صادق(ع) از نظر سن بزرگترین آنان و از لحاظ لیاقت و شایستگی از مقام ارجمندی برخوردار بود؛ لذا محبت و اکرام آن حضرت را بیش از بقیه به سوی خود جلب کرده بوده و به همین جهت عدهای از شیعیان امام صادق(ع) فکر میکردند پس از آن حضرت امامت به وی منتقل خواهد شد، ولی او در حال حیات پدربزرگوارش در «عُریض» از دنیا رفت و تابوتش بر روی دوش مردم به مدینه منتقل و در کنار بقیع دفن شد.
شیخ مفید پس از بیان مطالب فوق، میافزاید: روایت شده است که امام صادق(ع) در مرگ این فرزند جزع و بیتابی بسیار مینمود و به شدت اندوهگین بود؛ به طوری که در پیشاپیش جنازهاش با پای برهنه و بدون عبا حرکت میکرد و به هنگام تشییع دستور داد چندین بار تابوت را بر زمین نهادند و کفن را کنار زد و به صورتش نگاه کرد. منظور آن حضرت از این عمل این بود که مرگ اسماعیل بر همگان معلوم شود و برای کسی در مرگ وی شک و شبههای باقی نماند و این فکر که شاید او امام پس از پدرش باشد، به کلی از ذهنها زدوده شود. از این رو پس از مرگ اسماعیل(ع) کسانی که گمان میکردند او در آینده به مقام امامت خواهد رسید به اشتباه خود پی بردند و از عقیده خویش برگشتند ولی تعداد اندکی از کسانی که در مناطق دور زندگی میکردند و رابطه با شخص امام و اصحاب آن حضرت نداشتند، در عقیده خویش مبنی بر زنده بودن اسماعیل و امامت وی پس از امام صادق(ع) باقی ماندند[۱۱].
محمد دیباج
ابوجعفر محمد بن جعفر بن محمد دیباج علوی هاشمی را به خاطر صورت زیبایش به دیباج ملقب کردند[۱۲]. پدرش امام صادق(ع) و مادرش ام ولد بود[۱۳]. وی نزد پدر و دیگران علم حدیث را فرا گرفت[۱۴]. علمای شیعه او را فردی شجاع، عابد، فاضل و محدث به شمار آوردهاند که همه عمر را یک روز در میان روزه میگرفت و بسیار مورد اطمینان و مورد احترام مردم بود.
محمد دیباج در دوران خلافت مأمون در حجاز ادعای امامت نمود و مردم را به امامت خویش فراخواند. گروهی از مردم، بعد از شهادت امام صادق(ع) به اتفاق فرزندان محمد، به سرکردگی حسین بن حسن افطس، به او اصرار کردند که از مقام و موقعیت خویش استفاده کرده و قیام نماید و ادعای امامت کند. اصرارها چنان زیاد بود که محمد بن جعفر، قیام کرد و ادعای امامت نمود و دیگران نیز او را حمایت کردند و بسیاری از مردم حجاز با او به امارت بیعت کردند و به او لقب امیرمؤمنان دادند. او اولین فرد از بنی الحسین(ع) بود که سال ۲۰۰ه برای امر خلافت با او بیعت صورت پذیرفت.
امام رضا(ع) به طور صریح به او فرمود: «ای عمو، پدر و برادر خود (امام صادق و امام کاظم(ع)) را با این اقدام تکذیب مکن». اما او گوش نکرد و در جنگ با عیسی جلودی مغلوب شد؛ به گونهای که مجبور شد همچون عباسیان لباس سیاه بپوشد و درخواست امان کرده، گفتههای پیشین خود را تکذیب کند و حکومت را مخصوص عباسیان اعلام دارد[۱۵].[۱۶]
اسحاق
اسحاق بن جعفر صادق هاشمی علوی مدنی[۱۷]، محدث امامی[۱۸]، مکنی به ابومحمد و ملقب به مؤتمن است[۱۹]. اسحاق، محمد و موسی کاظم (ع) از مادری امولد به نام حمیده بربریه بودند[۲۰]. وی در عریض، روستایی در نزدیکی مدینه، متولد شد[۲۱]. او را شبیهترین افراد به پیامبر اکرم (ص) دانستهاند[۲۲]. ابو محمد علاوه بر درک امامت امام کاظم (ع)، به امامت برادر خویش اعتقاد داشت و نص امامت ایشان را از قول پدر، امام جعفر صادق (ع)، نقل کرده است[۲۳].
اسحاق به دلیل خویشاوندی با امام رضا (ع) در برخی مناسبتها همراه امام رضا (ع) بود و مطالبی را نیز در دفاع از حضرت بیان میداشت. بعد از شهادت امام کاظم (ع) و تشکیک عباس، برادر امام رضا (ع)، مبنی بر عدم قبول کفالت امام رضا (ع) بر تمامی امور، برادران، امام رضا (ع) را به دادگاه قاضی ابوعمران طلحی بردند. در آن جلسه، اسحاق، عباس را به دلیل سخنان نامناسب درباره امام رضا (ع) سرزنش و عتاب کرد. بعد از گشوده شدن مهر وصیتنامه امام کاظم (ع)، امام، اسحاق بن جعفر (ع) را از جمله شاهدان بر عقائد حقه خویش و نیز شاهدی بر وصایت امام رضا (ع) قرار داده بود[۲۴]. این شواهد نشان از مقبولیت و موجه بودن اسحاق در نزد امام کاظم (ع) و امام رضا (ع) دارد[۲۵].
علی
ابوالحسن علی بن جعفر بن محمد عریضی علوی قرشی مدنی کوچکترین فرزند امام صادق(ع) و ساکن عریض از نواحی مدینه بود[۲۶] و بدین جهت او را به آن ناحیه نسبت دادهاند. ابوالحسن در کوفه و قم نیز سکونت داشته است[۲۷]. عریضی فردی موثق و جلیلالقدر و بسیار پرهیزکار و با فضل بود[۲۸]. ابوالحسن عریضی امام جواد و امام هادی(ع) را هم درک کرد. روایت شده که روزی امام جواد(ع) در دوران جوانی بر وی وارد شد، ایشان آن حضرت را گرامی داشته و دستش را بوسید. آن حضرت فرمود: عموجان، بنشینید. عرض کرد: آقای من چگونه بنشینم، در حالی که شما ایستادهاید. چون آن حضرت رفتند، یاران ابوالحسن او را به خاطر کارهایش سرزنش کردند و او در حالی که محاسن خود را گرفته بود، جواب داد: ساکت باشید، این فضل را خداوند به او داده و من چگونه میتوانم آن را انکار کنم[۲۹]. وی در سال ۲۱۰ه درگذشت[۳۰]. برخی مدفن او را در قم و برخی دیگر در عریض میدانند[۳۱].[۳۲]
امفروه
در بین مورخان و تذکرهنویسان نام امفروه مشترک است[۳۳]. برقی، شیخ مفید، طبرسی و خویی، او را از اصحاب و راویان احادیث پدر خود میدانند[۳۴].[۳۵]
فاطمه صغری
از میان دختران امام، فاطمه صغری همسر محمد بن ابراهیم بن علی بن عبدالله عباس بود[۳۶]. برقی، شیخ مفید و طبرسی، او را از اصحاب و راویان احادیث پدر خود میدانند[۳۷].[۳۸]
عبدالله افطح
عباس بن جعفر الصادق
اسماء بنت جعفر بن محمد الصادق
منابع
- محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین
- اصغری، محمد جواد، مقاله «امامت امام کاظم»، دانشنامه کلام اسلامی ج۱
- کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام موسی بن جعفر»، دانشنامه امام رضا ج۲
- پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲
- تهامی، سید غلام رضا، فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱
- جمعی از پژوهشگران، فرهنگنامه مؤلفان اسلامی، ج۱
- مقدسی، زهرا، مقاله «اسحاق بن جعفر»، دانشنامه امام رضا ج۲
- تونهای، مجتبی، موعودنامه
- تونهای، مجتبی، محمدنامه
پانویس
- ↑ الارشاد، ج۲، ص۱۸۵؛ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۸۳؛ الهدایة الکبری، ص۲۴۷؛ المنتخب من کتاب ذیل المذیل، ص۶۵۲.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۸۱؛ الارشاد، ج۲، ص۱۸۵؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۳۷۴.
- ↑ سیر اعلام النبلاء، ج۶ ص۲۶۹.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص۲۷۹.
- ↑ ارشاد، مفید، ج۲، ص۱۷.
- ↑ حضرت موسی کاظم، ص۱۹.
- ↑ ینابیع المودة، ج۳، ص۱۱۷.
- ↑ المناقب، ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۲۳؛ إعلام الوری، ص۲۹۵.
- ↑ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۲۳۰۱؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۲، ص۷۴۳؛ ابنشهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابوطالب، ج۲، ص۳۸۲؛ هیثمی، ابن حجر، الصواعق المحرقة، ص۲۰۳؛ مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج۷۸، ص۳۲۹؛ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۰۹.
- ↑ اصغری، محمد جواد، امامت امام کاظم، دانشنامه کلام اسلامی ج۱، ص ۴۵۹؛ کمپانی زارع، مهدی، مقاله «امام موسی بن جعفر»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص ۴۸۷-۴۹۷.
- ↑ تونهای، مجتبی، محمدنامه، ص ۱۰۶؛ تونهای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۰۲.
- ↑ عمدة الطالب، ص۲۷۵.
- ↑ مقاتل الطالبیین، ص۳۵۸.
- ↑ رجال النجاشی، ج۲، ص۲۷۱.
- ↑ اربلی، کشف الغمه، ج۳، ص۹۳.
- ↑ پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲ ص ۹۱؛ تهامی، سید غلام رضا، فرهنگ اعلام تاریخ اسلام ج۱ ص۱۹۲؛ جمعی از پژوهشگران، فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۶۹۴.
- ↑ تهذیب الکمال، ج۲، ص۴۱۶؛ نقد الرجال، ج۱، ص۱۹۲.
- ↑ الفائق فی رواة و أصحاب الإمام الصادق (ع)، ج۱، ص۱۳۶.
- ↑ مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۱، ص۵۵۶- ۵۵۷؛ لسان المیزان، ج۱، ص۳۵۹.
- ↑ بحار الأنوار، ج۴۷، ص۲۴۱.
- ↑ عمدة الطالب، ص۲۴۹.
- ↑ عمدة الطالب، ص۲۴۹؛ سر السلسلة العلویة، ص۴۴.
- ↑ الارشاد، ج۲، ص۲۱۱، ۲۱۹- ۲۲۰.
- ↑ الکافی، ج۱، ص۳۱۷-۳۱۹؛ عیون أخبار الرضا (ع)، ج۱، ص۴۲-۴۴؛ الفوائد الرجالیة، ج۱، ص۴۱۶-۴۲۱.
- ↑ مقدسی، زهرا، مقاله «اسحاق بن جعفر»، دانشنامه امام رضا ج۲، ص ۱۵۵.
- ↑ عمدة الطالب، ص۲۷۱.
- ↑ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۷۳.
- ↑ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۷۳.
- ↑ معجم رجال الحدیث، ج۱۱، ص۲۸۹.
- ↑ معجم المؤلفین، ج۷، ص۵۳.
- ↑ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۷۳.
- ↑ جمعی از پژوهشگران، فرهنگنامه مؤلفان اسلامی ج۱، ص۵۴۷.
- ↑ تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۳۸۱؛ الارشاد، ج۲، ص۱۸۵؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۳۷۴.
- ↑ رجال برقی، ص۶۲؛ الارشاد، ج۲، ص۱۸۵؛ معجم رجال الحدیث، ج۲۳، ص۱۹۶؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۵۷۲.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۷۹.
- ↑ المنتخب، ص۶۵۲.
- ↑ رجال برقی، ص۶۲؛ الارشاد، ج۲، ص۱۸۵؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۵۷۲.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۸۰.