ذکر در لغت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط HeydariBot (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۳۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۱۰:۳۸ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

برای این واژه دو معنا بیان شده؛ اولی حفظ و نگهداری یاد و خاطره چیزی در ذهن، و دومی جاری کردن نام و خاطره آن بر زبان[۱]. از آنجا که حفظ و به یاد آوردن خاطره چیزی، در مقابل فراموش کردن آن است، معمولاً ذکر در مقابل نسیان و فراموشی به کار می‌رود[۲]؛ با این تفاوت که در معنای لغت حفظ، بیشتر تکیه بر احراز و نگهداری صورت یا معنایی در ذهن است و در ذکر، بر استحضار معنای فراموش شده تأکید می‌شود؛ لذا ذکر در مقابل غفلت یا نسیان است[۳].

در هر صورت، اصل در معنای ذکر، توجه قلبی به امری است و از آثار آن ذکر لسانی است. بدین ترتیب، «ذکر الهی» یعنی توجه قلبی به خداوند؛ مثل این آیه شریفه: ﴿وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ[۴].

در قرآن کریم، گاه به کتاب آسمانی ذکر گفته شده؛ چون سراسر یاد الهی است و از صفات و افعال الهی در آن یاد شده است؛ مثل: ﴿إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ وَقُرْآنٌ مُبِينٌ[۵].

گاهی نیز به انبیاء الهی(ع) ذکر گفته شده است؛ مانند: ﴿قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا * رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ[۶].

در فرهنگ قرآن، هر آنچه انسان را به یاد پروردگار بیندازد «ذکر» است؛ خواه دعا باشد یا نماز یا تسبیح و یا کتب آسمانی و انبیاء(ع) و یا سایر آیات الهی[۷].[۸]

معنای لغوی

«ذکر» به معنای یادآوری امری فراموش شده است و مقابل آن غفلت است. بنابراین، ذکر با علم متفاوت است؛ زیرا گاهی انسان چیزی را می‌داند و بعد فراموش می‌کند و هنگامی که به یاد می‌آورد، به آن ذکر گفته می‌شود؛ ولی علم به معنای آگاهی ابتدایی به مجهولی است که شخص سابقه آن را نداشته است. بنابراین، ذکر به بازاندیشی و یادآوری امری فراموش شده گفته می‌شود که انسان سابقاً نسبت به آن حضور ذهن داشته، ولی فراموش کرده است[۹].

نکاتی پیرامون واژه ذکر

  • واژه ذکر در مقابل غفلت به کار می‌رود که به معنای یادآوری امری فراموش شده است؛ لذا هرچند ذکر به معانی علم و حفظ و یا جاری کردن نام کسی یا چیزی بر زبان نیز به کار می‌رود، ولی اصل در معنای ذکر، «علم به علم» است؛ یعنی توجه پیدا کردن به چیزی که قبلاً در ذهن موجود بوده، ولی مورد غفلت واقع شده است[۱۰].
  • ذکر در امور خارجی نیز به کار می‌رود؛ به این ترتیب که انسان به امری توجه داشته باشد، ولی به اینکه این همان مطلوب اوست توجه نداشته باشد؛ مثلاً مدت‌ها عکسی را ببیند، ولی نداند که عکس پدربزرگ اوست و سپس متذکر به آن شود. چنان‌که برادران حضرت یوسف(ع) در مصر بارها ایشان را در هیأت عزیز مصر دیده بودند، ولی توجه به اینکه او برادر گمشده آن‎ها است نداشتند؛ به عبارت دیگر، آن‎ها توجه به توجه خود نداشتند؛ مراد از توجه اول، نگاه ابتدایی در کسوت عزیز مصر است و توجه دوم، تطبیق عزیز مصر بر یوسف گم‎گشته آنان است.
  • در فرهنگ قرآن، اموری از قبیل معارف توحیدی، اصول دین و مسئله ولایت، فطری انسان‌ها است؛ چنان‌که خداوند می‌فرماید: ﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ[۱۱].

معنای این سخن آن است که معلوم، مانند اصل توحید و معارف توحیدی و یا مانند صفات و اسماء الهی و اصول دینی و اخلاقی و یا مانند ضرورت شکر پروردگار و حسن و قبح عقلی، حضوراً در نزد عالم حاضر است و همه فطرتاً به آن‎ها توجه دارند؛ اما گرفتار غفلت به این توجه خود می‌شوند و در نتیجه، آن را فراموش می‌کنند؛ لذا انبیاء الهی(ع) در میان انسان‌ها نقش مذکّر را دارند، تا علم به علم قدیم و فطری خود پیدا کنند[۱۲]. امام علی(ع) می‌فرمایند: «فَبَعَثَ‏ فِيهِمْ‏ رُسُلَهُ‏ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُولِ»[۱۳].

مصادیق ذکر در قرآن عبارتند از: قرآن، انبیاء و اولیای الهی(ع)، دعا، نماز، یاد معاد، آیات آفاقی و انفسی و سایر اموری که هادی انسان به توحید هستند؛ هر یک از این امور می‌تواند مصادیق ذکر در قرآن باشد[۱۴].

قرآن ذکر است: ﴿إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ[۱۵].

رسول خدا(ص) ذکر است: ﴿قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكُمْ ذِكْرًا * رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِ اللَّهِ مُبَيِّنَاتٍ لِيُخْرِجَ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ[۱۶].

اهل بیت عصمت و طهارت(ع) ذکرند: ﴿فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ[۱۷].

منابع

پانویس

  1. لسان العرب (ط. دارالفکر للتلباعة و النشر و التوزیع - دارصادر، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۴، ص۳۰۸.
  2. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم (ط. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۸ ه.ش.)، ج۳، ص۳۱۹.
  3. مفردات ألفاظ القرآن (ط. دارالقلم - الدارالشامیة، ۱۴۱۲ ه.ق.)، ص۳۲۸.
  4. «و پروردگارت را در دل خود به لابه و ترس و بی‌بانگ بلند در گفتار، سپیده‌دمان و دیرگاه عصرها یاد کن و از غافلان مباش!» سوره اعراف، آیه ۲۰۵.
  5. «این (کتاب) جز پند و قرآنی روشن نیست» سوره یس، آیه ۶۹.
  6. «که خداوند برای شما یادکردی فرستاده است * پیامبری که بر شما آیات روشنگر خداوند را می‌خواند» سوره طلاق، آیه ۱۰-۱۱.
  7. مجمع البیان فی تفسیر القرآن (ط. ناصرخسرو، ۱۳۷۲ ه. ش.)، ج۱، ص۲۰۶ و ج۹، ص۲۱.
  8. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۶ ص ۱۵۳.
  9. مفردات الفاظ قرآن، ج۲، ص۱۱.
  10. مفردات الفاظ قرآن، ج۲، ص۳۲۸.
  11. «بنابراین با درستی آیین روی (دل) را برای این دین راست بدار! بر همان سرشتی که خداوند مردم را بر آن آفریده است؛ هیچ دگرگونی در آفرینش خداوند راه ندارد؛ این است دین استوار اما بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره روم، آیه ۳۰.
  12. المیزان فی تفسیر القرآن (ط. جامعه مدرسین، ۱۴۱۷ه.ق.)، ج۱۴، ص۱۲۰.
  13. نهج البلاغة (للصبحی صالح) (ط. هجرت، ۱۴۰۴ه.ق.)، ص۴۳.
  14. لسان العرب (ط. دارالفکر للطباعة و النشر و التوزیع- دارصادر، ۱۴۱۴ ه.ق.)، ج۴، ص۳۰۸؛ مجمع البیان (ط. ناصرخسرو، ۱۳۷۲ ه.ش.)، ج۱، ص۲۵۶.
  15. «بی‌گمان ما خود قرآن را فرو فرستاده‌ایم و به یقین ما نگهبان آن خواهیم بود» سوره حجر، آیه ۹.
  16. «خداوند برای شما یادکردی فرستاده است * پیامبری که بر شما آیات روشنگر خداوند را می‌خواند تا کسانی را که ایمان آورده‌اند و کارهای شایسته کرده‌اند به سوی روشنایی، از تیرگی‌ها بیرون آورد» سوره طلاق، آیه ۱۰-۱۱.
  17. «اگر نمی‌دانید از اهل ذکر (آگاهان) بپرسید» سوره نحل، آیه ۴۳.
  18. المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۴، ص۱۲۰.
  19. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۳، ص۳۱۹.
  20. فیاض‌بخش و محسنی، ولایت و امامت از منظر عقل و نقل، ج۶ ص ۵۲۳.