ویژگیهای قرآن
قرآن کریم دارای ویژگیهایی است که برخی از آنها عبارتاند از: جاذبه و حلاوت ویژه قرآن؛ حیات و تمدنسازی قرآن؛ جاودانگی و جهانشمولی؛ تحریفناپذیری و اعجاز قرآن و ... .
مقدمه
ویژگیهای قرآن یکی از مباحث مهم در عرصه قرآنشناسی بررسی ویژگیهای و امتیازات قرآن است. از نگریستن درآیات قرآن میتوان درمجموع برای قرآن سه ویژگی مهم برشمرد: جاذبه و حلاوت ویژه قرآن؛ حیات و تمدنسازی قرآن؛ جاودانگی و جهانشمولی[۱].
از نگریستن درآیات قرآن در این زمینه میتوان به نتایج ذیل رهنمون شد:
- قرآن دارای مرتبهای بس بالاتر در مقایسه با همه کتابها و گفتارها حتی در مقایسه با گفتار نبوی و گفتار علوی نهجالبلاغه است و باید تأکید کرد که جذبه، جاذبه و بلندای ساختاری و متنی قرآن با هیچچیز دیگری قابلمقایسه نیست.
- قرآن به خاطر برخورداری از روح حیاتبخش و پویایی، همصدایی با فطرت، ایجاد شور و انگیزش غیرقابلمقایسه با هر کتاب فلسفی، کلامی و یا عرفانی دیگر است. به این معنا که این دست از کتابها را باید صرفاً حاوی مجموعهای از آموزهها دانست، بیآنکه قادر باشند شور، امید، پویایی و در یک کلمه حیات را در مخاطبان خود پدیدآورند. ازاینجهت میتوان برای قرآن تمدنسازی قائل شد.
- خداوند در قرآن جذبه و جذبهای قرار داده که قابلمقایسه با هیچ پدیدهای دیگر نیست. از اینرو قرآن را نباید با هیچیک از دستاوردهای هنری زیبای بشر مقایسه کرد. سیریناپذیری انسان از تلاوت قرآن و تأثیر شگفت تلاوت و یا شنیدن آوای تلاوت بر روح و روان آدمی را میتوان بهعنوان شاهدی بر مدعای خود برشمرد.
نخست: جاذبه و حلاوت ویژه قرآن
باید اذعان کنم که خود بهشدت تحت تأثیر این جاذبه قرآنی قرار دارم بهگونهای که لذت و سیریناپذیری از تلاوت قرآن را با هیچ کتاب دیگری قابلمقایسه نمیدانم. حدود هشت سال است که واقعاً معنایی در قرآن احساس میکنم که در غیر قرآن احساس نمیکنم.[۲]. این مدعا را طه حسین نیز مورد تأیید قرار داده است او دراینباره میگوید: "پس از اختراع رادیو، پخش قرآن بهوسیله خوانندگان خوشآواز در کشورهای اسلامی و کشورهای بیگانهای که به منظورهای سیاسی و غیرسیاسی برای مسلمانان برنامهای دارند فراوان گردید. اکنون قرآن در رادیوهای اروپا و آمریکا بیشتر برای شنوندگان، آن را در درجه اول برای خودش و ثانیاً به خاطر آوازهایی که در تلاوت آن است و طربی که در شنوندگان پدید میآورد میشنوند. گاه بعضی قسمتهای ادبی از زبانهای زنده در رادیوپخش میشود لکن هرگز پخش آنها مانند قرآن پیوسته و منظم نیست"[۳]. از سوی دیگر، باید راز این جذبه و جاذبه قرآن را ازآنجهت دانست که قرآن کتاب دل است و دلها و فطرتهای پاک مردم را مورد خطاب قرار داده است. این مطلب مورد پذیرش همگان است. قرآن زبان دیگری نیز دارد که مخاطب آن عقل نیست بلکه دل است و این زبان دوم احساس نام دارد. کسی که زبان دل را بداند و با آن انسان از مخاطب قرار دهد، او را از اعماق هستی و کنه وجودش به حرکت درمیآورد. آنوقت دیگر تنها فکر و مغز انسان تحت تأثیر نیست بلکه سراسر وجودش تحت تأثیر قرار میگیرد[۴].
دوم: حیاتبخشی و تمدنسازی قرآن
برای هر آشنای با قرآن آشکار است که در تمام آموزههای قرآن نوعی حیاتبخشی نهفته است و چنان نیست که در قرآن تنها یک دسته از مطالب خشک و بیروح آمده باشد. ازاینجهت آموزههای قرآن را نمیتوان با سایر آموزهها مقایسه کرد بهعنوانمثال وقتی درباره آموزههای دینی فلاسفه با داوری مینشینیم درمییابیم که: خدایی که آنها به ما نشان میدهند حداکثر آنچه بتوانند نشان بدهند بک موجود خشک بیروح است. چنین چیزی برای روح بشر جاذبه ندارد، یعنی روح خودش را بهسوی خودش نمیکشد، در روح بشر عشق و طلب بهسوی خودش ایجاد نمیکند، پرواز ایجاد نمیکند[۵]. ولی آن خدایی که قرآن به بشر معرفی میکند جاذبه دارد، جمیل است، شایسته است که محبوب و مطلوب بشر قرار بگیرد. بلکه تنها چیزی که شایسته است بهتماممعنا مطلوب بشر قرار بگیرد او است. بهگونهای خدا را به انسان میشناساند که در انسان نوعی اشتعال ایجاد میشود یعنی انسان برافروخته میشود، در او عشق و حرکت بهسوی آن خدا به وجود میآید، شبزندهداریها به وجود میآورد، تشنگی در روزها به وجود میآورد که برای این خدا تشنگیها میکشد، گرسنگیها میکشد، شبزندهداریها پیدا میکند.[۶]. ازاینجهت است که این کتاب در تکوین سرنوشت جوامع اسلامی تأثیر گذاشته است[۷].
سوم: قرآن، کتابی جهانی و جاودانه
قرآن کریم به استناد دو آیه شریفه: ﴿وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ﴾[۸]. و ﴿مَّا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِن شَيْءٍ﴾[۹]. برجامعیت خود پا فشرده است، اندیشهوران مسلمان نیز از آغاز به استناد ادله مختلف ازجمله همین آیات به جامعیت قرآن اذعان کردهاند، آنچه محل بحث و اختلاف است، دامنه این جامعیت است. آیا معنای اینکه قرآن بیان هر چیزی است و چیزی در قرآن فروگذار نشده تمام دانشهای الهی و غیر الهی است یا آنکه ناظر به دانشهای الهی است که در حوزه هدفهای تربیتی و انسانسازی قرآن قرار دارد؟ دیدگاه نخست را دیدگاه حداکثری درباره جامعیت قرآن میدانند و از دیدگاه دوم بهعنوان دیدگاه اعتدالی یاد میشود.
از سویی دیگر قرآن کریم از اینجهت که در میان قومی خاص و در یک منطقه محدود جغرافیایی پدیدار شده با سایر کتب آسمانی همسان است، اما ازاینجهت که پیام خود را به خاستگاه خود، منحصر نکرده و جهانیان را مخاطب ساخته به آنها متفاوت است. قرآن با صراحت تمام اعلام داشته که روی سخنش با جهانیان است. کاربرد عباراتهایی نظیر ﴿يا أَيُّهَا النَّاسُ﴾، ﴿يا بَني آدَمَ﴾ و ﴿يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ﴾ در قرآن خود دلیلی بر این مدعا است. چنانکه آیاتی همچون: ﴿إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ﴾[۱۰].؛ ﴿وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلاَّ رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ﴾[۱۱]. و آیه: ﴿وَمَا هُوَ إِلاَّ ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ﴾[۱۲]. بر جهانشمولی و فراگیر بودن گسترده پیام قرآن تأکید کرده است. در آیاتی که خطاب قرآن به همه مردم عالم است، درواقع میخواهد بگوید قرآن اختصاص به قوم و دسته خاصی ندارد[۱۳]. جاودانگی قرآن نیز اقتضای دین خاتم است؛ زیرا دینی که خود را خاتم ادیان و پیامآور خود را خاتم پیامبران دانسته است، باید جاودانه باشد، وگرنه لازم میآید که پس از پایان یافتن عصر نزول قرآن، مردم بدون آیین مانده و تکلیف از ایشان برداشتهشده باشد. سرّ اینکه معجزه اصلی خاتم انبیا از نوع سخن انتخابشده است این است که این دین، دین خاتم است و دینی است که باید برای همیشه باقی بماند و باید جاودان بماند و یگانه اثری که میتواند بهطور جاویدان و دستنخورده باقی بماند سخن است[۱۴]. از سوی دیگر جاودانگی و فرازمانی بودن قرآن با انتساب آن به خداوند که محیط به تمام عصرها و زمانها است، سازگار است. امام صادق (ع) با اشاره به جاودانه بودن قرآن چنین فرموده است: قرآن زنده است، مرگ بدان راه ندار، و بسان گردش شب و روز و آفتاب و ماه در جریان است[۱۵].[۱۶]
ویژگیهای دیگر قرآن
برخی از اندیشمندان اسلامی[۱۷] برای قرآن ویژگیهای فراوانی برشمردهاند مانند:
- جامعیت و جاودانگی قرآن: کاملبودن مجموعه رهنمودها و دستورهای این کتاب شریف در همه زمینههایی است که به سعادت انسان ارتباط دارد[۱۸]. قرآن دربردارنده همه دستورها و احکامی است که بشر برای سعادت و کمال نیازمند آن است[۱۹] و هیچیک از کتابهای آسمانی همچون تورات و انجیل، مانند قرآن نیستند که حقایق را به صورت صریح یا ضمنی بیان کنند[۲۰] و جامعیت آن را ندارند.
- تحریفناپذیری قرآن: اندیشمندان اسلامی[۲۱] بر عدم تحریف قرآن تأکید کرده و بر این باور هستند که قرآن کریم از صدر اسلام تا به حال یک کلمه با یک حرف از آن کم یا زیاد نشده است[۲۲] و اگر تحریفی در قرآن صورت گرفته باشد، باید ائمه(ع) و اصحاب به آن استدلال میکردند[۲۳].
- اعجاز قرآن: قرآن جامع لطایف و حقایق و دقایق توحید است که عقول اهل معرفت در آن حیران میماند و این اعجاز بزرگِ این صحیفه نورانی است. از دیگر موارد اعجاز قرآن حسن ترکیب، لطف بیان، غایت فصاحت و بلاغت و چگونگی دعوت آن است[۲۴].
- میزان و مرجع بودن قرآن: قرآن کریم میزان و مرجع منابع دیگری چون سنت به شمار میرود؛ از اینرو یک میزان در صحت و اعتبار حدیث، عرضه آن به قرآن است و حدیثی که مخالف قرآن باشد مردود است[۲۵].
- هدایت بودن قرآن: قرآن مجموعهای است که به صورتهای مختلف راههای سعادت بشری را بیان کرده است؛ گاهی صریح و گاهی با کنایه، گاهی به صورت احکام و گاه به صورت قصص و حکایت[۲۶]؛ بر همین اساس قرآن کریم نشاندهنده راه وصول به مقامات اخروی و درجات عالی[۲۷] و حبل ممدود میان آسمان و زمین است[۲۸].
- حجیت ظواهر قرآن: ظواهر قرآن کریم حجت است و فرقی میان ظواهر قرآن و غیر قرآن نیست[۲۹].[۳۰]
منابع
پانویس
- ↑ نصیری، علی، قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲، ص۴۱ تا ۴۶.
- ↑ مطهری مرتضی، نبوت، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۶۰.
- ↑ مطهری مرتضی، نبوت، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۵۸.
- ↑ مطهری مرتضی، آشنایی با قرآن، ج ۱، ص۳۵.
- ↑ مطهری مرتضی، نبوت، مجموعه آثار، ج ۴، ص۶۰۴.
- ↑ همان،.
- ↑ مطهری مرتضی، آشنایی با قرآن، ج ۱، ص۹.
- ↑ نحل، آیه ۸۹.
- ↑ انعام، آیه ۳۸.
- ↑ انعام، آیه ۹۰.
- ↑ انبیاء، آیه ۱۰۷.
- ↑ قلم، آیه ۵۲.
- ↑ مطهری مرتضی، آشنایی با قرآن، ج ۱، ص۴۴.
- ↑ مطهری مرتضی، نبوت، مجموعه آثار، ج ۴، ص۵۲۹.
- ↑ محمدباقر مجلس، بحارالانوار، ج ۳۵، ص۴۰۴؛ محمد بن مسعود عیاشی سمرقندی، تفسیر عیاشی، ج ۲، ص۲۰۴.
- ↑ نصیری، علی، قرآنشناسی، چلچراغ حکمت ج۲۲، ص۱۷ تا ۲۴.
- ↑ ملاصدرا، اسرارالآیات، ص۲۰۸؛ مراغی، احمد بن مصطفی، تفسیرالمراغی، ج۹، ص۱۵۳ - ۱۵۴؛ مغنیه، محمدجواد، تفسیر الکاشف، ج۴، ص۱۷۱؛ ج۵، ص۲۷۴.
- ↑ ایازی، سیدمحمدعلی، قرآن اثری جاویدان، ص۱۵.
- ↑ امام خمینی، ولایت فقیه، ص۲۹؛ تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۴۵۸.
- ↑ امام خمینی، صحیفه، ج۲۰، ص۲۹۸.
- ↑ سید مرتضی، علم الهدی، علی بن حسین، الذخیرة فی علم الکلام، ص۳۶۱ - ۳۶۳؛ فخررازی، محمدبن عمر، مفاتیحالغیب (التفسیر الکبیر)، ج۲۰، ص۳۰۵؛ ج۲۱، ص۴۱۶؛ طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج۱۲، ص۱۰۷ - ۱۰۸؛ خویی، سیدابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص۲۰۰ - ۲۰۱.
- ↑ امام خمینی، کشفاسرار، ص۱۱۴؛ تنقیحالاصول، ج۳، ص۱۳۰ - ۱۳۲؛ انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۳.
- ↑ تنقیحالاصول، ج۳، ص۱۳۱؛ انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۵ ـ ۲۴۶.
- ↑ امامخمینی، آدابالصلاة، ص۲۶۳ ـ ۲۶۴.
- ↑ حمیری، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص۹۲.
- ↑ امامخمینی، آدابالصلاة، ص۱۸۷؛ همو، تقریرات فلسفه امام خمینی، ج۳، ص۳۶۱ – ۳۶۲ و ۴۵۸.
- ↑ چهلحدیث، ص۵۰۴.
- ↑ امامخمینی، حدیثجنود، ص۴ - ۵.
- ↑ امامخمینی، انوارالهدایه، ج۱، ص۲۴۱.
- ↑ صاحبی، باقر، مقاله «قرآن»، دانشنامه امام خمینی ج۸ ص ۱۶۰.