شهادت امام جواد
مقدمه
امام مجتبی (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارش، امیرمؤمنان (ع)، در سخنرانی خویش به نقل از جدش، رسول خدا (ص) فرمود: «مَا مِنَّا إِلَّا مَقْتُولٌ أَوْ مَسْمُومٌ»[۱]، هیچ یک از خاندان ما، با مرگ طبیعی نمیمیرد، بلکه یا به ضرب شمشیر، و یا به وسیله سم کشته خواهد شد. زندگی همه امامان معصوم و اهل بیت پاک پیامبر (ص) با شهادت و مرگ سرخ پایان یافته است و برگی افتخارآمیز در کتاب زندگی خویش به ثبت رساندهاند. امام جواد (ع) نیز، طبق فرمایش رسول خدا (ص)، به وسیله زهر و به دست معتصم عباسی به شهادت رسید؛ همانگونه که پدر بزرگوارش، حضرت رضا (ع) فرمود: «يُقْتَلُ غَصْباً فَيَبْكِي لَهُ وَ عَلَيْهِ أَهْلُ السَّمَاءِ...»[۲]؛ غاصبانه و ظالمانه فرزندم را میکشند و به شهادت میرسانند. پس در آن هنگام اهل آسمان بر وی میگریند.[۳]
خبر دادن امام رضا (ع) از شهادت فرزند خود
همانگونه که معروف و مشهور است، امام رضا (ع) در آغاز زندگی مشترک زناشویی خویش دارای فرزندی نشده بود. این موضوع موجب گفتوگوهایی میان دوستان و دشمنان گردیده بود. از این رو کلثم، فرزند عمران به امام رضا (ع) گفت: ای فرزند رسول خدا (ص)، دعا کنید خداوند به شما فرزندی عطا کند! امام رضا (ع) فرمود: همانا خداوند به من فرزندی عطا میکند که وارث من خواهد بود؛ اما غاصبان و ظالمان او را میکشند و به شهادت میرسانند. پس در آن هنگام اهل آسمان بر او گریه خواهند کرد[۴].[۵]
خبر دادن امام جواد (ع) از زمان شهادت خود
ابن بزیع، که شغلش عطرفروشی بوده است، میگوید: امام جواد (ع) فرمود: رهایی و نجات من، سی ماه پس از فوت مأمون خواهد بود! پس از شنیدن این سخن، تاریخ آن روز را به خاطر سپردم، تا اینکه امام جواد (ع) به شهادت رسید. وقتی تاریخ به یاد مانده در ذهن خویش را فراخوانی نمودم، متوجه شدم همان زمانی است که آن حضرت وعده داده بود[۶].
محمد بن قاسم از پدرش و دیگران روایت میکند: آنگاه که امام جواد (ع) برای آخرین بار از مدینه خارج میشد، به شهر مدینه و قبر پیامبر نگاهی افکنده، فرمود: ای مدینه، تو چه قدر خوبی! اما بدان که من دیگر به سوی تو باز نمیگردم[۷].[۸]
خبر دادن امام هادی (ع) از شهادت پدر (ع)
هارون بن فضل میگوید: از روزی که امام جواد (ع) به شهادت رسیده بود، هیچ کس خبر نداشت. و در جایی هم منتشر نشده بود و مردم مدینه هم از آن بیاطلاع بودند. فرزندش، امام هادی (ع) را دیدم که فرمود: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾[۹]، پدرم از دنیا رفت! دوستانی که نزد وی بودند، با تعجب پرسیدند: چگونه با خبر شدید؟ فرمود: خضوع و خشوعی در برابر خداوند احساس نمودم که تا این لحظه با آن آشنا نبودم[۱۰]. سخن امام (ع) درباره احساس خضوع و خشوع در برابر خداوند، از شهادت پدر و انتقال مسئولیت امامت و رهبری جامعه به آن حضرت حکایت میکرد.[۱۱]
وصیتنامه امام جواد (ع)
یکی از مطالب مهم، که در قرآن کریم و روایات معصومان (ع) به آن توصیه فراوان شده است، وصیت کردن قبل از مرگ است. امامان معصوم (ع) نیز، به عنوان الگوهای جامعه اسلامی، در زندگی خود به این امر توجه داشتهاند. امام جواد (ع)، پیش از شهادت، به فرزندش (امام هادی) وصیت میکند و افرادی از قبیل احمد بن محمد بن ابی خالد را بر کار خویش شاهد میگیرد. چند مطلب در وصیتنامه امام جواد (ع) به چشم میخورد:
- جانشینی و امامت پس از خود را به امام هادی (ع) سپرد؛
- فرزند دیگرش به نام «موسی مبرقع» را نیز تحت سرپرستی آن حضرت قرار داد؛
- به دلیل کمی سن امام هادی (ع)، مسؤلیت اموال، باغات، مخارج، و غلامان را به عبدالله بن مساور، واگذار نمود تا وقت بلوغ و امامت امام هادی (ع) فرا رسد[۱۲].[۱۳]
تاریخ شهادت، عامل شهادت، مدت عمر و مدفن امام جواد (ع)
تاریخ شهادت امام جواد (ع) نیز مانند تاریخ شهادت بسیاری از امامان معصوم (ع) اسیر دست بیماردلان تاریخ گشته و به اختلافاتی دچار شده است. مطابق آنچه در کتاب شریف کافی نقل شده است: آن حضرت روز سه شنبه[۱۴] مورخ ششم ذیالحجه[۱۵]سال (۲۲۰ هجری قمری)؛ در حالی که (۲۵) روز کمتر از نوزده سال از امامت وی میگذشت و (۲۵) سال و سه ماه و دوازده روز[۱۶] از عمر شریف وی سپری شده بود، دیده از جهان فرو بست و به اجداد بزرگوارش پیوست[۱۷]. درباره چگونگی شهادت آن حضرت اتفاق نظر وجود دارد که به وسیله سم کشندهای که به دست همسرش ام الفضل به او خورانده شد، مسموم گشته، و به شهادت رسید.
ولی درباره این که چه کسی او را مأمور به چنین کار زشتی نموده، اختلافاتی پدید آمده است. برخی مأمون عباسی، پدر وی را به عنوان عامل مسموم کردن امام برشمردهاند، برخی شهادت امام (ع) را محصول توطئه مشترک معتصم و خواهرش، ام الفضل دانستهاند[۱۸]، برخی نیز واثق را به عنوان قاتل اصلی آن حضرت معرفی کردهاند[۱۹]. مرحوم سید بن طاووس در ذکر صلوات و درود مخصوص برای پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع)، وقتی به امام جواد (ع) میرسد، صلواتی را نقل میکند که در آن به قاتل آن حضرت اشارهای دارد: «وَ ضَاعِفِ الْعَذَابَ عَلَى مَنْ شَرِكَ فِي دَمِهِ وَ هُوَ الْمُعْتَصِمُ». خدایا عذاب خود را بر کسی که در قتل امام جواد (ع) شریک بوده است (معتصم)، مضاعف و چند برابر بنما![۲۰].
پیکر مطهر امام جواد (ع)، جانب غربی قبرستان قریش در نزدیکی بغداد و کنار قبر جد بزرگوارش، امام موسی بن جعفر (ع) به خاک سپرده شد[۲۱]. به همین مناسبت امام رضا (ع) پیش از شهادت وی درباره برکات وجود قبر آن بزرگوار فرمود: خداوند بغداد را، به سبب قبر موسی بن جعفر و محمد جواد (ع)، از گزند بلایا نجات میدهد[۲۲]. وقتی امام جواد (ع) به دست همسر بیوفایش مسموم گشت و آثار مرگ در چهره وی آشکار شد؛ ام الفضل پشیمان شد و برای وی گریه کرد. امام جواد (ع) به او فرمود: چرا گریه میکنی؟ به خدا سوگند! آن چنان به فقر و نداری مبتلا شوی که راه نجات از آن را نیابی، و به بیماریای مبتلا گردی که درمانی برای آن نجویی. تاریخ، اجابت دعای امام جواد (ع) در حق قاتلش را به ثبت رسانده است. ام الفضل هم فقیر گشت و هم در بدترین ناحیه از بدن خویش به بیماری سختی مبتلا شد که راه چاره و درمان را به روی خویش بسته دید و در همان حال از دنیا رفت[۲۳].[۲۴]
منابع
- طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه
- پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، تاریخ اسلام بخش دوم ج۲
پانویس
- ↑ کفایة الاثر، ص۱۶۲، س ۳؛ بحارالانوار، ج۲۷، ص۲۱۶، ح۱۸ و ۱۹.
- ↑ عیون المعجزات، ص۱۲۱.
- ↑ طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه، ص ۶۵.
- ↑ «عَنْ كُلِثُمِ بْنِ عِمْرَانَ قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا (ع) ادْعُ اللَّهَ أَنْ يَرْزُقَكَ وَلَداً. فَقَالَ إِنَّمَا أُرْزَقُ وَلَداً وَاحِداً وَ هُوَ يَرِثُنِي... يُقْتَلُ غَصْباً فَيَبْكِي لَهُ وَ عَلَيْهِ أَهْلُ السَّمَاءِ»؛ عیون المعجزات، ص۱۲۱. (حدیث تلخیص شده است.)
- ↑ طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه، ص ۶۶.
- ↑ «وَ عَنِ ابْنِ بَزِيعٍ الْعَطَّارِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (ع): الْفَرَجُ بَعْدَ الْمَأْمُونِ بِثَلَاثِينَ شَهْراً. قَالَ فَنَظَرْنَا فَمَاتَ بَعْدَ ثَلَاثِينَ شَهْراً»؛ (کشف الغمه، ج۲، ص۳۶۳؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۶۳، ذیل ح۴۰؛ اثبات الهداء، ج۳، ص۳۴۱، ح۳۶؛ انوار البهیه، ص۲۶۵).
- ↑ «عن محمّد بن القاسم، عن أبيه، و روى أيضا غيره قال: لمّا خرج [أبوجعفر الجواد (ع)] من المدينة في المرّة الأخيرة قال: «ما أطيبك يا طيبة، فلست بعائد إليك»»؛ (الثاقب فی المناقب، ص۵۱۶، ح۴۴۴).
- ↑ طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه، ص ۶۶.
- ↑ «ما از آن خداوندیم و به سوی او باز میگردیم» سوره بقره، آیه ۱۵۶.
- ↑ «عَنْ هَارُونَ بْنِ الْفَضْلِ قَالَ: رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ فِي الْيَوْمِ الَّذِي تُوُفِّيَ فِيهِ أَبُو جَعْفَرٍ (ع). فَقَالَ ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ﴾ مَضَى أَبُو جَعْفَرٍ (ع) فَقِيلَ لَهُ وَ كَيْفَ عَرَفْتَ قَالَ (ع): لِأَنَّهُ تَدَاخَلَنِي ذِلَّةٌ لِلَّهِ لَمْ أَكُنْ أَعْرِفُهَا»؛ (کافی، ج۱، ص۳۸۱، ح۵؛ دلائل الامامة، ص۴۱۵، ح۳۷۸؛ اثبات الوصیة، ص۲۲۹؛ بصائر الدرجات، ص۴۸۷، ح۳ و ۵؛ نوادرالمعجزات، ص۱۸۹، ح۸؛ بحارالانوار، ج۲۷، ص۲۹۲، ح۳؛ ج۵۰، ص۱۴، ح۱۵).
- ↑ طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه، ص ۶۷.
- ↑ کافی، ج۱، ص۴۹۲؛ تذکرة الخواص، ص۳۲۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱، ضمن ح۱؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۳۲.
- ↑ طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه، ص ۶۷.
- ↑ برخی روز شهادت وی را شنبه نقل نمودهاند. (روضة الواعظین، ص۲۶۷.)
- ↑ برخی روز شهادت وی را شنبه و آخر ذیالقعده ذکر کردهاند، مانند روضة الواعظین، ص۲۶۷؛ تهذیب، ج۶، ص۹۰؛ و برخی دیگر پنجم ذیالحجه ذکر کردهاند. عیون المعجزات، ص۱۳۲.
- ↑ در نقل دیگری از کافی، عمر آن حضرت ۲۵ سال و دو ماه و هجده روز ذکر شده است. کافی، ج۱، ص۴۹۲ و در نقل دیگر از کتاب دلائل الامامة، ص۳۹۵، بیست و پنج سال و سه ماه و بیست و دو روز ذکر شده است.
- ↑ کافی، ج۱، ص۴۹۷، ح۱۲؛ کشف الغمه، ج۲، ص۳۶۵؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۳، ح۱۳؛ تاریخ بغداد، ج۳، ص۵۵.
- ↑ مروج الذهب، ج۴، ص۵۲؛ ائمة الهدی، ص۱۲۵؛ نزهة الجلیس، ج۲، ص۱۱۱؛ مناقب ابنشهرآشوب، ج۴، ص۳۷۹.
- ↑ کشف الغمة، ج۲، ص۳۴۵.
- ↑ اقبال الاعمال، ص۳۷۲؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۵، ح۱۸.
- ↑ کافی، ج۱، ص۴۹۲؛ هدایة الکبری، ص۲۹۵؛ اثبات الوصیة، ص۲۲۷؛ مروج الذهب، ج۴، ص۵۲؛ کشف الغمه، ج۲، ص۳۴۵؛ نزهة الجلیس، ج۲، ص۱۱۱؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۳۲؛ تذکرة الخواص، ص۳۲۱؛ تاریخ بغداد، ج۳، ص۵۴.
- ↑ جامع الاخبار، ص۲۸؛ تهذیب، ج۶، ص۸۲، ح۱۶۲؛ بحارالانوار، ج۲، ص۹۲، ح۶.
- ↑ اثبات الوصیة، صص۲۲۷؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۳۵؛ عیون المعجزات، ص۱۳۱؛ بحارالانوار، ج۵۰، ص۱۶، ح۲۶؛ دلائل الامامة، ص۳۹۵.
- ↑ طباطبایی اشکذری، سید ابوالفضل، دانشنامه جوادالائمه، ص ۶۸.