احرام در قرآن
مقدمه
احرام از ریشه (ح ر م) و همانند تحریم، بهمعنای منع کردن خود یا دیگری از کاری است. این واژه، بهمعنای وارد شدن در آنچه پیشتر روا بوده و اکنون ممنوع است یا وارد شدن در آنچه حریم آنرا باید نگه داشت نیز آمده است.[۱]. واژههای مرادف با احرام و مُحرم، حُرْم (احرام) حِرْم[۲]. و حرام[۳]. (محرم) است. حُرُم که در قرآن مکرر آمده، جمع حرام است. احرام، اصطلاحی فقهی و از ارکان حج و عمره است که مناسک با آن آغاز و یک سلسله از کارها بر انسان حرام میشود و اگر مکلّف به عمد آن را ترک کند،حج یا عمره او باطل میگردد؛[۴]. همانگونه که در نماز با تکبیرةالاحرام یک سلسله کارها بر نمازگزار حرام میشود.
فقیهان در حقیقتِ احرام بر یک رأی نیستند. بعضی آن را مرکّب از نیّت حج یا عمره و تلبیه و پوشیدن لباس ویژه،[۵]. و برخی مرکّب از نیّت و تلبیه دانستهاند.[۶]. بعضی هم آنرا امری بسیط، یعنی همان نیّت میدانند.[۷]. این نظر در مستمسک از مبسوط و جمل نیز نقل شده است.[۸]. برخی دیگر آن را ورود به حج یا عمره،[۹]. یا مهیّا کردن نفس برای ترک محرّمات دانستهاند.[۱۰].[۱۱].
زمان احرام حج و عمره تمتع
خداوند در پاسخ به پرسش درباره حکمت هلالها در ابتدای هر ماه، میفرماید: بگو: آنها بیان وقت برای مردم و موسم حج است: ﴿يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَهِلَّةِ قُلْ هِىَ مَوَٰقِيتُ لِلنَّاسِ وَٱلْحَجِّ﴾[۱۲] ابوحنیفه و مالک با استناد به این آیه، احرام را در تمام سال جایز میدانند؛ زیرا همه ماهها برای احرام حج، قابل دانسته شده است؛[۱۳]. ولی فقیهان شیعه با استناد به آیه ۱۹۷ بقره[۱۴] که در آن به ماههای معیّنی (اشهر حج) برای انعقاد حج اشاره شده است، زمان احرام حج و عمره تمتّع را ماههای حج دانستهاند؛ زیرا در این آیه زمانحج معیّن شده و قهراً احرام حج هم باید در ماههای حج واقعشود.[۱۵]. در پاسخ به استدلال ابوحنیفه و مالک گفته شده است[۱۶].:
- آیه ﴿ٱلْحَجُّ أَشْهُرٌۭ مَّعْلُومَـٰتٌۭ﴾[۱۷] مخصّص آیه ﴿يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَهِلَّةِ﴾ است.
- استدلال ابوحنیفه به آیه ﴿يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْأَهِلَّةِ﴾ شایسته نیست؛ زیرا به نظر او، احرام شرط حج است نه جزء آن؛ برخلاف دیگر فقیهان که احرام را جزء افعال حج میدانند.[۱۸]. بر این اساس، به جا آوردن شرط عبادت پیش از وقت مانعی ندارد؛ چنانکه وضو شرط نماز است[۱۹]. و پیش از وقت میتوان وضو ساخت.[۲۰].
- براساس این آیه، «اهلّه» گاهنمایی برای مردم و برای حج است و ممکن است بعضی ماهها شاخصهای گاهنما برای مردم و بعضی دیگر، شاخص برای ماههای حرام باشند.[۲۱]. (ماههای حرام).[۲۲].
واجبات احرام
بر پایه روایتی از امامصادق(ع) در تفسیر آیه ﴿فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلْحَجَّ﴾[۲۳] حج با تلبیه و اشعار و تقلید منعقد و واجب میشود.[۲۴]. آغاز احرام در عمره تمتع و مفرده و حج تمتع و اِفراد، با تلبیه (گفتنِ «لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ...») است و در حج قرآن به تخییر، تلبیه، اشعار (چاک زدن طرف راست کوهان شتر) یا تقلید (آویختن کفشی که در آن نماز خوانده به گردن حیوانی که برای قربانی برده میشود) است:[۲۵]. ﴿جَعَلَ ٱللَّهُ ٱلْكَعْبَةَ ٱلْبَيْتَ ٱلْحَرَامَ قِيَـٰمًۭا لِّلنَّاسِ وَٱلشَّهْرَ ٱلْحَرَامَ وَٱلْهَدْىَ وَٱلْقَلَـٰٓئِدَ...﴾[۲۶] در آیه دوم مائده نیز برای پاسداری از حرمت و منزلت شعایر خدا و ماه حرام و قربانیهای نشاندار، فرمان داده شده است.[۲۷].
محرمات احرام
با بستن احرام، چیزهای زیادی بر شخص حرام میشود که در کتابهای فقهی آمده است.[۲۸]. این محرمات که قرآن به برخی از آنها پرداخته، ویژه احرام حج یا عمره تمتّع که در ماههای حج صورت میگیرد، نیست؛ بلکه بر محرم در احرام عمره مفردهای که در غیر ماههای حج صورت میگیرد نیز حراماست.[۲۹].
آمیزش
قرآن در آیه ۱۹۷ بقره آمیزش را در اثنای حج ممنوع کرده: ﴿...فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلْحَجَّ فَلَا رَفَثَ...﴾[۳۰]. رَفَث کنایه از آمیزش است و بعید نیست که وعده آمیزش[۳۱]. یا هر سخن و عملی را که مقدّمه آمیزش بشود نیز دربربگیرد؛[۳۲]. گرچه برخی رَفَث را دشنام و سخنان بیهوده دانستهاند.
﴿ٱلْحَجُّ أَشْهُرٌۭ مَّعْلُومَـٰتٌۭ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِى ٱلْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ يَعْلَمْهُ ٱللَّهُ وَتَزَوَّدُوا۟ فَإِنَّ خَيْرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقْوَىٰ وَٱتَّقُونِ يَـٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ﴾[۳۳].[۳۴].
فسوق
﴿وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِى ٱلْحَجِّ﴾[۳۵] فسوق تجاوز از حدود شرع است.[۳۶]. برخی گفتهاند: مقصود همه گناهان است و نیز دروغ گفتن، تفاخر،دشنام،[۳۷]. دروغ بستن بر خدا، پیغمبر و امامان[۳۸]. اذیت مردم، قربانی برای بتان، ارتکاب محرماتِ احرام، عزم بر حج بدون التزام به ترک محرّمات را نیز فسوق دانستهاند.[۳۹]. برخی از اینکه رَفَث و فسوق در کنار هم آمده، احتمال دادهاند که رَفَث، نزدیکی با همسر، و فسوق، نزدیکی با غیر همسر (زنا) باشد. فخر رازی میگوید: به نظر بسیاری، فسوق همه گناهان را دربرمیگیرد و حمل آن بر بعضی گناهان بیدلیل است.[۴۰].[۴۱].
جدال
﴿وَلَا جِدَالَ فِى ٱلْحَجِّ﴾[۴۲] جدال، عبارت از خشم، خشمگین کردن برادر دینی، فریاد[۴۳]. و ستیزهای است که به فحش یا نسبت دادن جهل یا دروغ منجر شود. برخی گفتهاند: جدال *، منازعات متداول میان قریش در ایام حج بوده است. نقل شده: وقتی آنها به منا یا عرفات و مشعر وارد میشدند، درباره اینکه حج کدام یک کاملتر است یا کدام گروه به حق نزدیکتر است یا در حساب ماه ذیحجه یا در اینکه حج کدامیک ابراهیمی است، جدال میکردند[۴۴]. یا هر یک ادعا میکرد که محل وقوف او، همان موقف ابراهیم(ع) است.[۴۵]. مفسران و فقیهان شیعه با اشاره به روایات اهلبیت(ع) جدال را سوگند یادکردن به لا واللّه و بَلی واللّه که برای اثبات یا رد سخنی، (راست یا دروغ) تفسیر کردهاند.[۴۶]. در برخی روایات، افزون بر سوگند، فحش و تفاخر نیز مصداق جدال دانسته شده[۴۷]. و با استفاده از برخی روایات، سوگند درصورتی جدال است که دروغ باشد یا بهکاری که گناه است مربوط شود.[۴۸]. (جدال) جمله «فَلا رَفَثَ و لا فُسوقَ و لا جِدالَ» را غالباً نافیه و برخی نیز ناهیه دانستهاند که خلاف ظاهر است.[۴۹]. به هر تقدیر، این آیه سه مورد از محرمات احرام را بیان میکند. اگر «فسوق» را «عزم بر حج بدون التزام به ترک محرمات» بدانیم، آیه بیانگر دو مورد از تروک احرام و فسوق خارج از آنها و در عین حال، ناظر به همه آنها است.[۵۰].
بوی خوش
یکی از محرّمات احرام، استفاده از بوی خوش است: ﴿ثُمَّ لْيَقْضُوا۟ تَفَثَهُمْ﴾[۵۱] بر پایه روایتی از امام باقر یا صادق(ع) بوی خوش از مصادیق «تفث» شمرده شده است.[۵۲].[۵۳].
ازاله مو
﴿وَلَا تَحْلِقُوا۟ رُءُوسَكُمْ حَتَّىٰ يَبْلُغَ ٱلْهَدْىُ مَحِلَّهُۥ﴾[۵۴] فقیهان با استناد به نهی در این آیه و نیز مفهوم ذیل این آیه ﴿فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ بِهِۦٓ أَذًۭى مِّن رَّأْسِهِۦ فَفِدْيَةٌۭ﴾ گفتهاند: ازاله مو از بدن با تراشیدن یا کندن یا کوتاه کردن و... در حال احرام حرام است.[۵۵].[۵۶].
منابع
پانویس
- ↑ المصباح، ص۱۳۱، «حرم».
- ↑ مجمعالبحرین، ج۱، ص۴۹۸، «حرم».
- ↑ روحالبیان، ج۲، ص۳۳۷.
- ↑ الوسیله، ج۳، ص۱۷۳؛ سلسلةالینابیع، ج۸، ص۴۲۶.
- ↑ مختلفالشیعه، ج۴، ص۶۹.
- ↑ مستمسک العروه، ج۱۱، ص۳۵۸.
- ↑ کشف الاسرار، ج۱، ص۵۳۰؛ موسوعة الفقه، ج۳، ص۲۴۵؛ بلغةالسالک، ج۱، ص۲۵۶.
- ↑ مستمسک العروه، ج۱۱، ص۳۵۸.
- ↑ نهایة المحتاج، ج۳، ص۲۵۶.
- ↑ الروضة البهیه، ج۱، ص۱۷۳.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۵.
- ↑ «از تو درباره ماههای نو میپرسند، بگو: آنها زمان نمای مردم و حجّاند؛» سوره بقره، آیه ۱۸۹.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۴، ص۱۷۷؛ تفسیر قرطبی، ج۲، ص۲۲۹ـ۲۶۹.
- ↑ ﴿ٱلْحَجُّ أَشْهُرٌۭ مَّعْلُومَـٰتٌۭ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ ٱلْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِى ٱلْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُوا۟ مِنْ خَيْرٍۢ يَعْلَمْهُ ٱللَّهُ وَتَزَوَّدُوا۟ فَإِنَّ خَيْرَ ٱلزَّادِ ٱلتَّقْوَىٰ وَٱتَّقُونِ يَـٰٓأُو۟لِى ٱلْأَلْبَـٰبِ﴾ «حجّ (در) ماههای شناختهای (انجامپذیر) است پس کسی که در آن ماهها حجّ میگزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ زبدة البیان، ص۳۴۰.
- ↑ الانتصار، ص۹۲؛ سلسلة الینابیع، ج۷، ص۱۱۶.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ شرایع الاسلام، ج۱، ص۲۴۳.
- ↑ العروة الوثقی، ج۱، ص۱۳۶.
- ↑ روحالبیان، ج۱، ص۳۱۴؛ العروة الوثقی، ج۱، ص۱۷۴.
- ↑ الانتصار ص۹۲؛ سلسلة الینابیع، ج۷، ص۱۱۶.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۶.
- ↑ آیه ۱۹۷.
- ↑ الکافی، ج۴، ص۲۸۹.
- ↑ قواعدالاحکام، ج۱، ص۴۱۹؛ سلسلة الینابیع، ج۸، ص۷۴۵.
- ↑ «خداوند، خانه محترم کعبه را (وسیله) برپایی (امور) مردم کرده است و (نیز) ماه حرام و قربانی (بینشان) و قربانیهای دارای گردنبند را؛ چنین است تا بدانید خداوند آنچه را در آسمانها و زمین است میداند و خداوند به هر چیز داناست» سوره مائده، آیه ۹۷.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۷.
- ↑ الروضة البهیه، ج۱، ص۲۳۳.
- ↑ جواهرالکلام، ج۱۸، ص۳۵۸.
- ↑ «حجّ (در) ماههای شناختهای (انجامپذیر) است پس کسی که در آن ماهها حجّ میگزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ مجمعالبیان، ج۱، ص۵۲۴.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۰.
- ↑ «حجّ (در) ماههای شناختهای (انجامپذیر) است پس کسی که در آن ماهها حجّ میگزارد (بداند که) در حجّ، آمیزش و نافرمانی و کشمکش (روا) نیست و هر کار نیکی کنید خداوند بدان داناست؛ و رهتوشه بردارید و بهترین رهتوشه پرهیزگاری است، و ای خردمندان! از من پروا کنید» سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۰؛ مسالک الافهام، ج۲، ص۱۹۳.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۰.
- ↑ المهذب ج۱، ص۲۲۱؛ سلسلة الینابیع، ج۷، ص۲۸۰.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۰ـ۱۸۱.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۰.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۷.
- ↑ سوره بقره، آیه ۱۹۷.
- ↑ جامعالبیان، مج۲، ج۲، ص۳۷۰ـ۳۷۱.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۱.
- ↑ جامعالبیان، مج۲، ج۲، ص۳۷۴.
- ↑ مجمعالبیان، ج۲، ص۵۲۴؛ جواهرالکلام، ج۱۸، ص۳۵۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۶۵ـ۴۶۶؛ تفسیر عیاشی، ج۱، ص۹۵.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۴۶۶؛ جواهرالکلام، ج۱۸، ص۳۶۱.
- ↑ التفسیر الکبیر، ج۵، ص۱۸۱.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۸.
- ↑ «سپس باید آلایشهای خود را بپیرایند» سوره حج، آیه ۲۹.
- ↑ البرهان، ج۳، ص۸۷۷.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۸.
- ↑ «و سر نتراشید تا هنگامی که قربانی به قربانگاه خود برسد» سوره بقره، آیه ۱۹۶.
- ↑ جواهر الکلام، ج۱۸، ص۳۷۷.
- ↑ |اسدی، سید مصطفی، مقاله «احرام»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱، ص ۲۵۸.