حیات طیبه
مقدمه
حیات به معنای زندگی در مقابل مرگ یا نابودی است[۱] و طیب یعنی پاک، نیکو، خوش و گوارا؛ در برابر ناپاک، بد، ناخوش و ناگوار[۲] و آنچه نفس و حواس انسان از آن لذّت میبرند[۳]، بنابراین "حیات طیب" به معنای زندگی پاک و نیکو یا زندگانی خوش[۴] و گواراست[۵].
"حیات طیبه" اصطلاحی قرآنی است که تنها یک بار و در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۶] به کار رفته و افاضه آن[۷] وعده قطعی خدا به همه مردان و زنان باایمانی است که عمل صالح انجام دهند.
بر پایه روایات در الواح تورات، برخوردار ساختن حضرت موسی (ع) از "حیات طیب" به وی یادآوری گشته[۸]؛ همچنین خدا به امیرمؤمنان (ع)[۹] و دیگر امامان (ع) "حیات طیب" بخشیده است[۱۰]. در حدیث معراج خدا قسم یاد کرده است اهل خیر و اهل آخرت را بعد از مرگ از "حیات طیبه" برخوردار سازد[۱۱]. برپایه روایتی، هر کس سوره مزمّل را در نماز عشا یا آخر شب بخواند، حیات طیبه بهره وی میگردد و نیکو خواهد مُرد[۱۲]. در دعاها نیز برخورداری از "حیات طیبه" فراوان از خدا درخواست شده است[۱۳].[۱۴]
تبیین حیات طیب
مفسران اختلاف دارند که "حیات طیب" در دنیاست یا برزخ یا آخرت[۱۵]؟ بیشتر آنان با استناد به اینکه در آیه ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۱۶] جمله ﴿فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾ در قبال جمله ﴿لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾ است ـ که مربوط به آخرت است[۱۷] "حیات طیب" را در دنیا دانسته و تفسیرهای مختلفی برای آن یاد کردهاند؛ از جمله صبر بر فقر و فاقه[۱۸]، قناعت[۱۹] ـ چنانکه در روایتی از امام علی (ع) نیز به آن تفسیر شده است[۲۰] ـ و رضا به قضای الهی: ﴿أَهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ﴾[۲۱] ـ چنانکه از پیامبر (ص) روایت شده است[۲۲] ـ که مایه شرح صدر میگردد[۲۳] و به جهت انتظار پاداش بزرگ آخرتی[۲۴] زندگی همراه سختی را گوارا میسازد؛ برخلاف حرص و ترسِ از دست دادن نعمت که زندگیِ همراه گشایش را تلخ میکند[۲۵]، روزی حلال که عقابی در پی ندارد[۲۶]، روزی روزانه[۲۷]، سعادت[۲۸]، توفیق طاعت[۲۹]، شیرینی طاعت[۳۰]، عافیت[۳۱]، فرجام نیکو[۳۲]، توانگری[۳۳]. برخی با رویکردی اجتماعی، حیات طیب را به جامعهای قرین باآرامش، امنیت، رفاه، صلح، دوستی، تعاون و مفاهیم سازنده انسانی تفسیر کردهاند[۳۴].
در مقابل نظر مشهور، برخی حیات طیب را در آخرت و تنها زندگی در بهشت میدانند[۳۵]، زیرا فقط حیات بهشتی آمیخته به مرگ، فقر، مرض و هیچگونه سختیای نیست[۳۶]: ﴿وَمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَهْوٌ وَلَعِبٌ وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ﴾[۳۷][۳۸].[۳۹]
راه رسیدن به حیات طیب
برای رسیدن به حیات طیّب، مجموع دو عنصر محوری ایمان و عمل صالح لازم است: ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً﴾. هر کس گناهی کند، کیفرش را باید ببیند؛ خواه موحّد و مسلمان باشد؛ یا ملحد و کافر، چون برای کیفر دادن، تنها قبح فعلی کافی است و قبح فاعلی و کفر، شرط نیست ـ هرچند هر فعل قبیحی از فاعلی صادر میشود که از جهت وصف نفسانی مبتلا به قبح باشد ـ از اینرو عالم مسلمان نیز همانند غیر عالم اهل اسلام، کیفر میبیند.
شرط ورود به دوزخ، مجموع کفر و عمل طالح نیست، بلکه صرف طلاح عمل، سبب کیفر است ـ هرچند با کیفر کافران یکسان نباشد ـ اما ورود به بهشت به مجموع ایمان و عمل صالح مشروط است، پس کسی که کارهای خدماتی و عام المنفعه انجام دهد، ولی موحّد و مؤمن نباشد، چون تنها حسن فعلی دارد نه فاعلی، برای بهشت رفتن نصاب ندارد، هرچند پاداش کارهای خوبش محفوظ است؛ یعنی در دنیا بهرههای مادی به او و فرزندانش میرسد و زندگی مرفهانه دارد؛ یا در آخرت از تخفیف عذاب و مانند آن بهرهمند میشود.
گفتنی است:
- قرآن کریم عملی را صالح و شایسته میشمارد که برابر با حجت عصر (اسلام) باشد[۴۰]؛ خواه عبادی باشد یا معاملی، پس اگر کسی هم اکنون به سَمت بیت مقدس نماز بگزارد، عملش صالح نیست؛ زیرا مطابق با حجّت عصر نیست.
- جملۀ ﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحًا﴾ در مورد صلاح در مقام عمل است، از اینرو ممکن است چنین شخصی بلغزد و کار بدی انجام دهد، چون هنوز گوهر ذاتش صالح نشده است؛ ولی تعبیر ﴿كُلٌّ مِنَ الصَّالِحِينَ﴾[۴۱] که در وصف پیامبران(ع) آمده است، درباره گوهر ذات آنهاست، پس کسی که گوهر ذاتش صالح است، هرگز خود را به کار زشت نمیآلاید.
- کار شایسته، زمینهساز صلاح روح آدمی است، چنانکه صلاح روح نیز بستر انجام دادن کار شایسته؛ هم کارهای شایسته کمکم بر روح انسانی اثر میگذارند و او را به توبه و انابه وامیدارند و گوهر ذات را مؤمن میکنند؛ هم صلاح روح و گوهر ایمان در انجام دادن کارهای شایسته اثر دارد (تأثیر و تأثّر متقابل) لیکن نه صِرف عمل صالح کافی است؛ نه صلاح روح به تنهایی کارساز.
- ایمان و عمل صالح آثار فراوانی دارند که برخی از آنها در دنیا و بیشترشان در آخرت ظهور میکنند. «حیات طیّب» یکی از آثار و نتایج دنیایی یا آخرتی آن دوست و شکر، صبر و رضایت نیز از آثار حیات طیّباند[۴۲].
آثار حیات طیب
حیات در انسان منشأ علم و قدرت است[۴۳]؛ ولی حیات طیب مایه علم و قدرت ویژهای برای او میشود. بهرهمند از حیات طیب، دارای علمِ سودمند و ایمان در قلب وی ثابت میگردد: ﴿لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُولَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ أُولَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ﴾[۴۴].[۴۵] و برپایه احادیث، دارای روح ایمان[۴۶] و در پرتو انوار هدایت آن، در زمینه اعتقاد و عمل، به حق رهنمون میگردد: ﴿أَوَمَنْ كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ كَمَنْ مَثَلُهُ فِي الظُّلُمَاتِ لَيْسَ بِخَارِجٍ مِنْهَا كَذَلِكَ زُيِّنَ لِلْكَافِرِينَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ﴾[۴۷]، چنانکه از موهبت قدرت بر احیای حق و نابودی باطل بهرهمند میشود: ﴿وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَانْتَقَمْنَا مِنَ الَّذِينَ أَجْرَمُوا وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ﴾[۴۸].[۴۹] دارنده حیات طیب، به حقیقتِ اشیاء راه یافته و حق و باطلِ آنها را از یکدیگر شناسایی کرده و به پایداری حق و زوالپذیر بودن باطل پی میبرد، ازاینرو فریفته دنیا نگشته و از شیطان فریب نمیخورد و گرفتار دسیسههای نفسانی نمیگردد، بلکه با تمام وجود به پروردگار خویش رو آورده و تدبیر امور خود را به وی واگذار میکند و در مسیر حیاتِ پاک و جاودانه خویش، جز زیبایی نمیبیند و زشتی را تنها در نافرمانی خدا میداند[۵۰].[۵۱]
منابع
پانویس
- ↑ لسان العرب، ج ۳، ص ۴۲۵، "حیا"؛ التحقیق، ج ۲، ص ۳۳۷، "حیّ"؛ لغت نامه، ج ۶، ص ۸۱۱۹، "حیات".
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۲۷۳؛ نثر طوبی، ج ۲، ص ۱۰۲.
- ↑ مفردات، ص ۵۲۷، "طیب".
- ↑ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۶.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.
- ↑ کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.
- ↑ نوادر المعجزات، ص ۲۰.
- ↑ مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.
- ↑ سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.
- ↑ ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.
- ↑ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸ ـ ۴۸۹.
- ↑ «کسانی از مرد و زن که کار شایستهای کنند؛ و مؤمن باشند، بیگمان آنان را با زندگانی پاکیزهای زنده میداریم و به یقین نیکوتر از آنچه انجام میدادند پاداششان را خواهیم داد» سوره نحل، آیه ۹۷.
- ↑ الکشاف، ج ۲، ص ۶۳۳؛ المیزان، ج ۱۵، ص ۹۶؛ فتح القدیر، ج ۳، ص ۱۹۳.
- ↑ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ الدرالمنثور، ج ۴، ص ۲۴۴ - ۲۴۵.
- ↑ جامعالبیان، ج ۱۴، ص ۱۱۵؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج ۱۱، ص ۱۹۸؛ ج ۱۹، ص ۵۵؛ شرح نهج البلاغه، عبده، ج ۱، ص ۷۱۲.
- ↑ «آیا آنان بخشایش پروردگارت را تقسیم میکنند؟ ماییم که توشه زندگی آنان را در زندگانی این جهان میانشان تقسیم کردهایم و برخی از آنان را بر دیگری به پایههایی برتری دادهایم تا برخی، برخی دیگر را به کار گیرند و بخشایش پروردگارت از آنچه آنان فراهم میآورند» سوره زخرف، آیه ۳۲.
- ↑ مجمعالبیان، ج ۶، ص ۵۹۳.
- ↑ حاشیة قونوی، ج ۱۱، ص ۳۷۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۱.
- ↑ تفسیر ثعلبی، ج ۶، ص ۴۰؛ زادالمسیر، ج ۴، ص ۴۸۸؛ منهج الصادقین، ج ۵، ص ۲۲۵.
- ↑ بحرالمدید، ج ۳، ص ۲۵؛ الفرقان، ج ۱۵، ص ۳۲۶.
- ↑ الفرقان، ج ۲۲، ص ۳۸۰.
- ↑ التحریر والتنویر، ج ۱۴، ص ۱۴۲.
- ↑ روح المعانی، ج ۲۵، ص ۹۶؛ روح البیان، ج ۸، ص ۳۴۷.
- ↑ کنز العمال، ج ۱۶، ص ۴۷۵.
- ↑ نوادر المعجزات، ص ۲۰.
- ↑ مشکاة الانوار، ص ۱۷۲.
- ↑ سرّالاسراء، ج ۱، ص ۱۸.
- ↑ ثواب الاعمال، ص ۱۲۰؛ مکارم الاخلاق، ص ۳۶۵.
- ↑ الکافی، ج ۴، ص ۴۶۴؛ اقبال الاعمال، ج ۱، ص ۱۷۱؛ ج ۲، ص ۵۴، ۹۸، ۱۰۹، ۱۱۱، ۱۷۹؛ المصباح، ص ۵۹۹.
- ↑ روح المعانی، ج ۱۴، ص ۳۳۴؛ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۳.
- ↑ «و اگر میدانستند زندگانی این جهان جز سرگرمی و بازیچهای نیست و بیگمان زندگی سرای واپسین است که زندگی (راستین) است» سوره عنکبوت، آیه ۶۴.
- ↑ اضواء البیان، ج ۲، ص ۴۴۰ و ۴۴۱.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.
- ↑ سوره بقره، آیه ۲۶؛ ر.ک: تسنیم، ج۲۲، ص۲۱۵؛ تفسیر القرآن العظیم، ابن کثیر، ج۳، ص۱۴۱.
- ↑ «آنان همه از شایستگان بودند» سوره انعام، آیه ۸۵.
- ↑ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر تسنیم، ج۴۷، ص۳۵۷ ـ ۳۶۰.
- ↑ المیزان، ج ۱۰، ص ۵۱.
- ↑ «گروهی را نمییابی که با ایمان به خداوند و روز واپسین، با کسانی که با خداوند و پیامبرش مخالفت ورزیدهاند دوستی ورزند هر چند که آنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشانشان باشند؛ آنانند که (خداوند) ایمان را در دلشان برنوشته و با روحی از خویش تأییدشان کرده است و آنان را به بوستانهایی درمیآورد که از بن آنها جویباران روان است، در آنها جاودانند، خداوند از آنان خرسند است و آنان از وی خرسندند، آنان حزب خداوندند، آگاه باشید که بیگمان حزب خداوند است که (گرویدگان به آن) رستگارند» سوره مجادله، آیه ۲۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲؛ الفرقان، ج ۱۴، ص ۴۷۵.
- ↑ مخزن العرفان، ج ۷، ص ۲۳۹.
- ↑ «و آیا (داستان) آن کس که (به دل) مرده بود و زندهاش کردیم و برای او فروغی پدید آوردیم که با آن در میان مردم راه میرود، چون داستان کسی است در تیرگیها که از آنها بیرون آمدنی نیست؟ بدینگونه آنچه کافران میکردند، در نظرشان آراسته شده است» سوره انعام، آیه ۱۲۲.
- ↑ «و بیگمان پیش از تو پیامبرانی به سوی قوم آنان فرستادیم که برای آنها برهانها (ی روشن) آوردند و ما از گناهکاران انتقام گرفتیم و یاری مؤمنان بر ما واجب است» سوره روم، آیه ۴۷.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
- ↑ المیزان، ج ۱۲، ص ۳۴۲.
- ↑ اسحاقنیا تربتی، سید رضا، مقاله «حیات طیبه»، دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۱.