حضرت حمیده

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Jaafari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۸ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۰۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

مقدمه

حمیده، مادر گرامی امام موسی کاظم (ع)، از بانوان ارجمند و بافضیلت عصر خود بود. در فضیلت حمیده همین بس که امام باقر (ع) در اولین دیدار با او، وی را بسیار ستود و به عقد فرزندش، امام صادق (ع) در آورد. او دارای فضائل و مناقب فراوان بود. راویان و مورخان، وی را بانویی دانشمند و راوی حدیث خوانده‌اند[۱]. حمیده بعد از ازدواج با امام صادق (ع)، بر اثر تعلیمات ایشان، به مرتبه بالایی از کمالات دست یافت؛ به گونه‌ای که امام صادق (ع) به زنان دستور می‌داد احکام شرعی خود را از او فرابگیرند[۲].

حمیده از بانوان پاک و مطهری است که هیچ‌گاه گرفتار شرک، فسق و فجور نگردید. او از ارحام طاهره‌ای است که لیاقت مادری ولیّ خدا را یافت و در سلسله مادران ائمه (ع) قرار گرفت[۳].

نام، لقب و نسب

سیره‌نویسان درباره نام و نسب مادر امام موسی کاظم (ع) اختلاف دارند. بنابر نظر مشهور، نام مادر آن حضرت، حَمیده یا حُمیده است[۴]. کمره‌ای، به نقل از علامه مجلسی می‌گوید: حُمیده، مصغّر حَمیده می‌باشد[۵]. در روایات و گزارش‌های تذکره‌نویسان، برای مادر امام کاظم (ع) دو لقب ذکر شده است:

  1. مصفاة: به معنای پاک، خالص و پیراسته. حمیده این لقب پرافتخار را از شوهرش، امام صادق (ع) دریافت نمود: «حَمِيدَةُ مُصَفَّاةٌ مِنَ الْأَدْنَاسِ»[۶].
  2. لؤلؤة: ابن‌شهرآشوب، لؤلؤة را کنیه حمیده دانسته[۷] که اشتباه است؛ زیرا کنیه با واژه «أم» شروع می‌شود.

نام پدرش، صاعد بربری[۸] است[۹]. حمیده چهار فرزند به نام‌های موسی (ع)، اسحاق، محمد و فاطمه کبرا داشت[۱۰]. مورخان و راویان نظرات مختلفی درباره زادگاه و طایفه حمیده دارند:

  1. نام مادر امام کاظم (ع)، حمیده بربریه یا اندلسیه است؛ بربریه صحیح‌تر است[۱۱].
  2. مادر امام کاظم (ع) جاریه و کنیز بود. نامش حمیده اندلسیه با بربریه است. برخی نیز او را رومی دانسته‌اند. اندلسی بودن او رجحان دارد[۱۲].
  3. مادر امام کاظم (ع)، حمیده، دختر صاعد بربری است. گفته شده که وی اندلسی است[۱۳].
  4. علی بن میثم می‌گوید: حمیده، مادر امام موسی بن جعفر (ع)، از اشراف عجم بود[۱۴]. بنابراین، عرب نبودنِ حمیده مورد اتفاق همه نویسندگان است[۱۵].

راه‌یابی به خانه امام باقر (ع)

ابن عکاشه می‌گوید: نزد امام باقر (ع) رفتم. حضرت صادق (ع) در خدمت آن حضرت ایستاده بود. امام باقر (ع) مرا اکرام نمود و قدری انگور برایم آورد. من به امام باقر (ع) عرض کردم: چرا برای ابوعبدالله (امام صادق (ع)) همسری اختیار نمی‌کنی؟ او که به سن ازدواج رسیده است. امام باقر (ع) کیسه پول سر به مهری را به من نشان داد و فرمود: به زودی، برده‌فروشی از بربر می‌آید و در دار میمون سکونت می‌کند. با این کیسه پول، دختری برایش می‌خرم.

چند روز بعد، نزد امام باقر (ع) رفتم، آن حضرت فرمود: آن برده‌فروش اکنون آمده است. شما این کیسه پول را بردارید و یک کنیز از او بخرید. نزد برده‌فروش رفتم، او گفت: همه برده‌ها را فروختم، فقط دو کنیز مریض باقی مانده که یکی از دیگری بهتر است. گفتم: آنان را بیاور تا ببینم. آنان را که آورد، گفتم: این نکوتر را چند می‌فروشی؟ گفت: هفتاد اشرفی. گفتم کم کن و تخفیف بده. گفت: کم‌تر از هفتاد اشرفی نمی‌دهم. گفتم: او را به همین کیسه پول می‌خریم؛ هر چند که باشد. مرد ریش‌سفیدی که نزد برده‌فروش بود، گفت: کیسه را باز کنید و بشمارید. برده‌فروش گفت: باز نکنید؛ من یک حبه کمتر از هفتاد دینار نمی‌فروشم. پیرمرد به ما گفت: نزدیک آیید. ما نزدیک او رفتیم. مهر کیسه را باز کردیم و اشرفی‌ها را شمردیم، که هفتاد اشرفی بود. کنیز را تحویل گرفتم و نزد امام باقر (ع) آوردیم؛ در حالی که امام صادق (ع) نزد آن حضرت بودند.

پیش از آنکه سخنی بگوییم، امام باقر (ع) آنچه را بین من و برده‌فروش اتفاق افتاده بود خبر داد؛ سپس حمد و ثنای خداوند را به‌جا آورد[۱۶].[۱۷]

پرسش امام باقر (ع)

ابن عکاشه می‌گوید: وقتی حمیده را نزد امام باقر (ع) آوردیم، آن حضرت از او سؤال کرد: نامت چیست؟ عرض کرد: حمیده. امام باقر (ع) فرمود: «حَمِيدَةٌ فِي الدُّنْيَا مَحْمُودَةٌ فِي الْآخِرَةِ»؛ «ستوده و پسندیده باشی در دنیا و آخرت».

امام باقر (ع) از حمیده پرسید: باکره هستی یا ثیّبه؟ عرض کرد: باکره. فرمود: چگونه بوده است و حال آنکه برده‌فروشان کنیزانی را که در دست آنها افتد فاسد می‌کنند؟ حمیده عرض کرد: یا ابن رسول الله! مولای من! هرگاه قصد من می‌کرد خداوند مرد سفید مویی را بر او مسلّط می‌کرد که آن‌قدر به او سیلی می‌زد تا از قصدش منصرف می‌شد. این قضیه چندبار اتفاق افتاد[۱۸].[۱۹]

ازدواج حمیده

باقر شریف قرشی (دانشمند معاصر) درباره ازدواج برخی از ائمه معصوم (ع) با کنیزان می‌گوید: سیره ائمه معصوم (ع) ما این بود که وقتی قصد ازدواج با کنیزی را می‌نمودند، ابتدا آن کنیز را در راه خدا آزاد می‌کردند و عقاید اسلامی را به او می‌آموختند و به اختیار خود او، با او ازدواج می‌کردند. امام باقر (ع) پس از آنکه حمیده را خرید، او را در راه خدا آزاد کرد و بعد به عقد پسرش، امام صادق (ع) در آورد[۲۰].

تاریخ ازدواج امام صادق (ع) و حمیده معلوم نیست. جابر می‌گوید: بعد از آنکه امام باقر (ع)، حمیده را خرید، تصمیم گرفت آن بانوی گرامی را به عقد فرزندش، امام صادق (ع)، در آورد؛ بنابراین به فرزندش فرمود: ای اباعبداللّه! حمیده سرورِ کنیزان مهذب و وارسته و خالص از پلیدی‌هاست؛ مانند شمش طلا. همواره ملائکه او را برای تو حفاظت می‌کردند تا به دستت رسید و این کرامتی است از ناحیه خداوند[۲۱].[۲۲]

تولد فرزند

بهترین فضیلت حضرت حمیده آن است که امام موسی بن جعفر (ع) از دامان پاک او پا به عرصه وجود گذاشت. امام جعفر صادق (ع) در سال ۱۲۸ هجری همراه همسر حامله و تعدادی از اصحاب خود، به حج مشرف شد. بعد از مراسم عبادی حج، وقتی به سرزمین ابوا رسیدند، حمیده موسی بن جعفر (ع) را به دنیا آورد[۲۳].

ابوبصیر می‌گوید: در سالی که حضرت امام موسی (ع) متولد شد، من همراه تعدادی از دوستان در خدمت حضرت صادق (ع)، به سفر حج رفته بودم. وقتی به منزل «ابوا» رسیدیم، حضرت صادق (ع) برای ما نهار‌طلبید و خدمتکار آن حضرت، غذای بسیار نیکویی برای ما آورد. در بین غذا خوردن، پیکی از جانب حمیده به خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد: حمیده می‌گوید اثر وضع حمل در من ظاهر شده است ـ امام از پیش به حمیده فرموده بود: زمانی که اثر وضع حمل بر تو ظاهر شد مرا باخبر کن ـ امام صادق (ع) خوشنود شد و به سوی خیمه حمیده رفت و بعد از اندک زمانی با خوشحالی و خنده بازگشت. گفتیم: خدا همیشه شما را خندان و دلتان را شاد گرداند؛ حال حمیده چگونه بود؟ فرمود: خداوند، حمیده را به سلامت داشت و به من پسری عطا فرمود که بهترین خلق خداست و حمیده خبری به من داد که من از او آگاه‌تر بودم. عرض کردم: فدایت گردم! حمیده به شما چه خبری داد؟ فرمود: حمیده گفت: پسرم که به دنیا آمد، دست‌های خود را بر زمین گذاشت و سر خود را به سوی آسمان بلند کرد. من به حمیده گفتم: این، علامتِ ولادت انبیا و اوصیاست[۲۴].

منهال قصاب می‌گوید: من به قصد تشرف به مدینه از مکه خارج شدم. وقتی به ابوا رسیدم، دیدم خداوند به حضرت صادق (ع) فرزندی عطا فرموده است. من زودتر از آن حضرت وارد مدینه شدم. امام پس از ورود به مدینه، سه روز مردم را ـ که من یکی از آنان بودم ـ به جهت ولادت فرزندش اطعام کرد[۲۵].[۲۶]

نشر فقه اهل بیت (ع)

امام صادق (ع) به تربیت و تعلیم همسرش پرداخت. حمیده به خوبی از وجود، لطف و صفای شوهرش، در تهذیب و آراسته شدن به اخلاق الهی و کسب مقام عبودیت خداوند بهره برد و به مقام بلندی از بندگی دست یافت. هر چه زمان می‌گذشت بر دانش حمیده افزوده می‌شد. او به اندازه‌ای در راه کسب علوم کوشا بود و به مرتبه‌ای از دانش دست یافت که به انتشار علوم اهل بیت پرداخت. بارها امام صادق (ع) به او سفارش فرمود که به تعلیم و ارشاد زنان مسلمان بپردازد. آن حضرت به زنان سفارش می‌نمود احکام شرعی خویش را از حمیده فرا بگیرند[۲۷].

محدث بزرگوار، شیخ عباس قمی در این‌باره می‌گوید: آن‌چه از بعضی روایات بر من ظاهر شده، آن است که آن مخدّره چندان فقیهه و عالمه به احکام و مسائل بوده که حضرت صادق (ع) زن‌ها را امر می‌فرمود برای یادگیری مسائل و احکام دین به وی مراجعه کنند[۲۸].

سیره‌نویسان معاصر، حضرت حمیده را بانویی دانشمند و راوی حدیث اهل بیت دانسته‌اند. عبدالرحمان بن حجاج (از شاگردان امام صادق (ع)) می‌گوید: از امام صادق (ع) پرسیدم: در حج، طفلی همراه ماست؛ چگونه حج او را به جا آوریم؟ آن حضرت فرمود: به مادر طفل بگویید نزد حمیده برود و از وی سؤال کند که با کودکش چه کند؟ مادر آن طفل نزد حمیده رفت و سؤالش را از او پرسید. حمیده گفت: وقتی روز ترویه رسید، لباس دوخته‌اش را از تنش در آورید و غسلش دهید؛ همان‌گونه که مُحرِم لباس‌هایش را درمی‌آورد. سپس از طرف او، نیّت احرام کنید و او را در مواقف قرار دهید. وقتی روز نحر (دهم ذی‌الحجه) فرا رسید، از طرف او رمی جمرات کنید و سرش را بتراشید و او را زیارت بیت‌اللّه الحرام دهید. سپس امر کنید به کنیز تا او را در خانه کعبه و بین صفا و مروه طواف دهد[۲۹].[۳۰]

روایت آخرین کلام امام صادق (ع)

ابو محمد، معروف به ابی‌بصیر، از نزدیک‌ترین اصحاب امام صادق (ع)، می‌گوید: بعد از درگذشت جان‌گداز امام صادق (ع)، برای عرض تسلیت به محضر سیده حمیده بربریه، خدمت او شرفیاب شدم و تسلیت گفتم. آن بانو گریست و من هم گریه کردم. سپس گفت: «لَوْ رَأَيْتَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَرَأَيْتَ عَجَباً فَتَحَ عَيْنَيْهِ ثُمَّ قَالَ اجْمَعُوا لِي كُلَّ مَنْ بَيْنِي وَ بَيْنَهُ قَرَابَةٌ فَلَمْ نَتْرُكْ أَحَداً إِلَّا جَمَعْنَاهُ قَالَتْ فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ ثُمَّ قَالَ إِنَّ شَفَاعَتَنَا لَا تَنَالُ مُسْتَخِفّاً بِصَلَاتِهِ»[۳۱]؛ «ای ابوبصیر! اگر اباعبدالله را هنگام وفات می‌دیدی، چیز عجیبی مشاهده می‌نمودی. او چشمانش را گشود و فرمود: همه خویشاوندان مرا گرد آورید. ما نیز همه را گرد آوردیم. او به آنان نگریست و فرمود: شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک شمارد نخواهد رسید»[۳۲].

وصیّ شوهر

ابو ایوب نحوی] می‌گوید: شبی ابوجعفر منصور کسی را به دنبال من فرستاد؛ رفتم، دیدم بر کرسی نشسته و شمعی در پیش او نهاده‌اند و نامه‌ای در دست گرفته و می‌خواند. سلام کردم. نامه را پیش من انداخت و گریست و گفت: «این نامه محمد بن سلیمان والی مدینه است که خبر وفات امام جعفر صادق (ع) را نوشته است. سپس سه بار گفت: ﴿إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ دیگر چه کسی مثل جعفر خواهد بود؟! دیگر کو آن پدر و مادر که فرزندی مانند جعفر آورد؟! به من گفت: در جواب والی مدینه بنویس که تحقیق کند تا وصیّ جعفر بن محمد را بشناسد و بی‌درنگ، گردنش را بزند و سرش را به بغداد بفرستد.

من به فرمان خلیفه، نامه‌ای به والی مدینه نوشتم. پس از چند روز جواب نامه چنین آمد: جعفر بن محمد پنج نفر را وصیّ خود قرار داده است:

  1. شخص خلیفه؛
  2. والی مدینه؛
  3. پسرش، عبداللّه؛
  4. پسرش، موسی (ع)؛
  5. همسرش، حمیده بربریه.

وقتی این نامه به دست خلیفه رسید، خندید و گفت: چگونه مقدور است این پنج نفر را بکشیم[۳۳].

علامه مجلسی می‌گوید: حضرت صادق (ع) می‌دانست که منصور قصد کشتن وصیّ او را خواهد کرد؛ از این‌رو خلیفه و والی مدینه را به ظاهر، وصیّ خود ساخت. حمیده، شریک در وصایت الهی و سیاسی شوهرش شد تا جان فرزند عزیزش، امام موسای کاظم (ع) حفظ شود[۳۴].

حمیده بربریه

در میان همسران امام حمیده ملقب به «حُمیدَة مُصَفّاة»[۳۵] حمیده پاک‌نهاد، دختر صاعد اندلسی از اشراف و بزرگان مغرب یا آندلس بانویی جلیل‌القدر بود. تاریخ تولد و زادگاه او مشخص نیست. بنا به نقلی اهل مغرب[۳۶] و یا اهل آندلس[۳۷]، و از نژاد بربر بوده است[۳۸].

حمیده بانویی جلیل‌القدر و پاکدامن بود که به دست سپاهیان مسلمان اسیر شد و به دستور امام محمد باقر(ع) خریداری و به عقد امام جعفر صادق(ع) درآمد. هنگام خریداری، امام باقر(ع) او را حمیده در دنیا و محموده در آخرت نامید[۳۹]. امام صادق(ع) درباره ایشان فرموده‌اند: «حَمِيدَةُ مُصَفَّاةٌ مِنَ الْأَدْنَاسِ كَسَبِيكَةِ الذَّهَبِ مَا زَالَتِ الْأَمْلَاكُ تَحْرُسُهَا حَتَّى أُدِّيَتْ إِلَيَّ كَرَامَةً مِنَ اللَّهِ لِي وَ الْحُجَّةِ مِنْ بَعْدِي»[۴۰] حمیده، پاک از هر پلیدی است. وی بزرگ و سرور کنیزان است که به سبب کرامت الهی، ملائکه از او محافظت کرده‌اند تا خود نیز به کرامت الهی رسید و تا به من (امام صادق(ع)) برسد و حجت برای بعد از من باشد؛ از این‌رو به «حمیده مصفاة» ملقب شد. لقب دیگر او لؤلؤة بود[۴۱]. او محضر سه امام را درک نمود و در خاندان عصمت و طهارت نشأت یافت و به زهد و تقوا و پرهیزگاری شهرت یافت و چنان فقیه و عالم به احکام و مسائل بود که امام صادق(ع) زنان را امر می‌فرمود که در اخذ مسائل و احکام دین به او رجوع نمایند[۴۲]. وی احکام دین را به خوبی می‌دانست. روایت شده که امام صادق(ع) در هنگام حج، پاسخ حکمی را به همسر خود حمیده ارجاع نمود. گفته شده زنی از ایشان در مورد چگونگی محرم شدن طفل سؤال کرد و امام پاسخ را به همسرش واگذار کرد[۴۳].

حمیده از کسانی بود که امام صادق(ع) هنگام وفات او را وصی خود قرار داد[۴۴]. امام جعفر صادق(ع) چون بر جان فرزندش امام کاظم(ع) می‌ترسید پنج تن را به عنوان وصی خود معین کرد. دو پسرش امام موسی کاظم(ع) و عبدالله، همسرش حمیده، منصور دوانیقی و محمد بن جعفر یا محمد بن سلیمان؛ به همین جهت منصور که قصد کشتن وصی امام را داشت گفت اینان را نمی‌توان کشت[۴۵]. حمیده در شمار راویان مورد وثوق حدیث است[۴۶]. ابوبصیر از حمیده روایتی درباره اهمیت نماز از امام جعفر صادق(ع) نقل کرده است: حمیده خاتون گوید: امام جعفر صادق(ع) در بستر مرگ و هنگام احتضار چشمان خود را گشود و فرمود هر کسی که با من خویشاوند است، گرد آورید. همه آمدند. امام به آنان نگریست و فرمود: شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک و کوچک بشمارد، نخواهد رسید[۴۷]. همچنین گفته شده است که امام، مادرش ام‌فروه و همسرش حمیده را برای حقوق مالی مردم مدینه می‌فرستاد[۴۸].[۴۹]

مادر امام کاظم

مادر آن حضرت حمیده بربریه دختر صاعد اندلسی از اشراف و بزرگان مغرب یا آندلس بود[۵۰]. فرزندان: یعقوبی می‌نویسد: برای موسی بن جعفر(ع)، هجده پسر و بیست و سه دختر بود. پسران عبارت بودند از: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، اسحاق، عباس، حمزه، قاسم فضل و سلیمان[۵۱]. بنا به نقل ابن طلحه شافعی، امام کاظم(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشت که بیست تن از آنان پسر بودند: علی الرضا(ع)، زید، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، حسین، عبدالله، اسماعیل، عبیدالله، محمد، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفرالاصغر[۵۲]. شیخ مفید می‌نویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هفت فرزند پسر و دختر داشت: علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم که مادرشان کنیز بود. اسماعیل، جعفر، هارون و حسن مادر آنان کنیز دیگری بود، احمد، محمد، حمزه مادرشان کنیزی به نام ام‌احمد بود. عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، فضل، حسین، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، ام‌جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام‌سلمه، میمونه و ام‌کلثوم که مادرشان کنیزهای مختلفی بوده است[۵۳]. سبط ابن جوزی می‌نویسد: سیره‌نویسان می‌گویند: وی بیست پسر و بیست دختر داشت: امام علی بن موسی(ع)، زید (زید النار)، ابراهیم، عقیل، هارون، حسن، عبدالله، عبیدالله، اسماعیل، احمد، جعفر، یحیی، اسحاق، عباس، حمزه، عبدالرحمن، قاسم، جعفر اصغر، محمد[۵۴].

بنا به نقل طبرسی، حضرت موسی بن جعفر(ع) سی و هشت فرزند از دختر و پسر داشتند: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، احمد، محمد، حمزه، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل، سلیمان، فاطمه کبری، فاطمه صغری، رقیه، حکیمه، ام‌ابیها، رقیه صغری، کلثم، ام‌جعفر، لبابه، زینب، خدیجه، علیه، آمنه، حسنه، بریهه، عایشه، ام‌سلمه، میمونه و ام‌کلثوم[۵۵]. ابونصر بخاری گوید: موسی بن جعفر(ع) هجده پسر و بیست و دو دختر داشت که گروهی از آنان اعقاب و اولاد دارند. احمد بن عیسی نسابه گفته است: پانزده تن از فرزندان آن حضرت دارای اعقاب هستند. عمری نسابه گوید: بدون شک سیزده تن از آنان دارای فرزند بوده‌اند. او گوید: از فرزندان موسی بن جعفر(ع) که دارای اولاد و احفاد هستند و همه علمای نسب در آن اتفاق دارند عبارتند از: امام علی بن موسی(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله عبیدالله، جعفر، اسحاق و حمزه[۵۶].

ابن‌صباغ مالکی فرزندان امام موسی بن جعفر(ع) را شصت تن می‌داند: سی و هفت دختر و بیست و سه پسر، اما نام همه آنها را ذکر نمی‌کند و می‌نویسد: پنج نفر آنها بدون اختلاف از دنیا رفتند و فرزندی نداشتند به نام‌های عبدالرحمان، عقیل، قاسم، یحیی و داوود و سه نفر آنها دارای دختر شدند و فرزند پسر نداشتند: سلیمان، فضل و احمد پنج نفر در بازماندگان آنها اختلاف است: حسین، ابراهیم، اکبر، هارون، زید و حسن و ده نفر بدون اختلاف دارای فرزند پسر بودند: علی الرضا(ع)، ابراهیم اصغر، عباس، اسماعیل، محمد، اسحاق، حمزه، عبدالله، عبیدالله و جعفر[۵۷]. علی بن عیسی اربلی تعداد پسران را بیست نفر و دختران را هجده نفر می‌داند. پسران: علی(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، حسن، اسماعیل، جعفر، هارون، حسین، احمد محمد و حمزه، یحیی، عقیل، عبدالرحمان و عمر[۵۸].

ابن شهرآشوب اولاد موسی بن جعفر(ع) را سی نفر می‌داند، اگرچه می‌نویسد: بعضی سی و هفت نفر نیز گفته‌اند. پسرانش هجده نفر به نام‌های علی بن موسی الرضا(ع) امام هشتم، ابراهیم، عباس، قاسم، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید حسن، فضل، اسماعیل، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، یحیی، عقیل و عبدالرحمان از کنیزان مختلف. ایشان همچنین می‌نویسد: کسانی که از خود نسلی باقی گذاردند، ده نفرند که عبارتند از: حضرت رضا(ع)، ابراهیم، عباس، اسماعیل، محمد، عبدالله، حسن، جعفر، اسحاق و حمزه[۵۹]. ابن شدقم گوید: موسی بن جعفر(ع) چهارده پسر داشت: حسن، حسین، زید (زید النار)، عبدالله، عبیدالله، عباس، حمزه، جعفر، هارون، اسحاق، اسماعیل، محمد عابد، ابراهیم و امام علی الرضا(ع) و همگان اولاد و اعقاب دارند[۶۰]. سید جعفر آل بحرالعلوم می‌نویسد: حضرت موسی بن جعفر(ع) دارای سی و هفت فرزند بود، اما بعضی سی و نه نفر نیز نوشته‌اند: پسرانش عبارتند از علی بن موسی الرضا(ع)، ابراهیم، عباس، قاسم و اسماعیل که دارای زیارتگاه بزرگی در تویسرکان ایران است، جعفر، هارون، حسن، احمد، محمد، حمزه، عبدالله، اسحاق، عبیدالله، زید، فضل که قبرش در بهبهان معروف است و زیارت می‌شود معروف به شاه فضل، حسین، سلیمان از کنیزان مختلف[۶۱].[۶۲]

منابع

پانویس

  1. تنقیح المقال، ج۳، قسم ۲، ص۷۶.
  2. حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، ج۱، ص۴۳.
  3. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۱.
  4. الارشاد، ص۵۵۹؛ الدر النظیم، ص۶۵۰؛ مقاتل الطالبین، ص۴۹۹.
  5. اصول کافی، ج۲، ص۱۲۰.
  6. اصول کافی، ج۲، ص۵۰۹.
  7. مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۴۹.
  8. بربر، نام قبیله‌های بسیاری است که در کوه‌های مغرب (مراکش) زندگی می‌کنند. معجم البلدان، ج۱، ص۳۶۸.
  9. مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۴۹.
  10. اعلام الوری، ص۲۹۲؛ الثاقب فی المناقب، ص۳۷۸.
  11. عوالم، ج۲۱، ص۱۷.
  12. سیرة رسول الله و اهل بیته، ج۲، ص۳۲۷.
  13. مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۴۹.
  14. عیون اخبار الرضا (ع)، ص۸۴.
  15. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۲.
  16. الخرائج والجرایح، ص۲۲۴؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۵؛ عوالم، ج۲۱، ص۱۲. جریان خریدن حمیده را مسعودی در اثبات الوصیه، از جابر نقل نموده است.
  17. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۳.
  18. الدر النظیم، ص۶۵۰؛ الثاقب فی المناقب، ص۳۷۹؛ عوالم، ج۲۱، ص۱۳.
  19. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۴.
  20. حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، ج۱، ص۳۹ و ۴۰.
  21. اثبات الوصیه، ص۳۵۶.
  22. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۵.
  23. احقاق الحق، ج۱۲، ص۲۹۷.
  24. دلائل الامامه، ص۳۰۴؛ عیون المعجزات، ص۹۵؛ بحارالانوار، ج۲، ص۳؛ عوالم، ج۲۱، ص۲۰.
  25. هدایت‌گران راه نور، ص۶۳۹.
  26. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۵.
  27. زنان نامدار، ج۱، ص۸۰؛ حیاة الامام موسی بن جعفر (ع)، ج۱، ص۴۰.
  28. منتهی الآمال، ج۲، ص۳۳۷.
  29. وسائل، ج۸، باب ۱۷، از ابواب اقسام حج، حدیث ۱.
  30. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۷.
  31. معصوم هفتم، ص۱۰۲؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۱۹؛ أعلام النساء المؤمنات، ص۳۱۱.
  32. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۸.
  33. اصول کافی، ج۲، ص۱۲۰؛ کتاب الغیبة، ص۳۳.
  34. مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص ۱۵۸.
  35. عیون اخبار الرضا، ج۱، ص۲۴، ۴۸؛ المحاسن، ج۲، ص۳۱۴؛ الکافی، ج۱، ص۳۹۷؛ الارشاد، ج۲، ص۲۱۵؛ تاج الموالید، ص۱۲۱؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۲۳؛ الهدایة الکبری، ص۲۶۳؛ تاریخ بغداد، ج۱۳، ص۲۷؛ دلائل الامامه، ص۳۰۷؛ تذکرة الخواص، ص۳۱۲؛ کفایة الطالب، ص۴۵۷؛ الفصول المهمه، ص۲۳۲.
  36. الارشاد، ج۲، ص۲۱۵-۲۱۶؛ عمدة الطالب، ص۱۹۶؛ مطالب السؤول، ص۲۸۹.
  37. تاریخ الائمه، ص۲۵؛ تاریخ موالید الائمه، ص۳۳-۳۴؛ مطالب السؤول، ص۲۸۹.
  38. الکافی، ج۲، ص۳۸۷؛ الارشاد، ج۲، ص۲۱۵؛ اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۶؛ مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۳۲۳؛ بحارالانوار، ج۴۸، ص۶؛ دلائل الامامه، ص۳۰۷؛ تذکرة الخواص، ص۳۱۲؛ منتخب الأنوار فی تاریخ الائمه الأطهار(ع)، ص۷۴.
  39. الکافی، ج۱، ص۴۷۶-۴۷۷؛ دلائل الامامه، ص۳۰۸.
  40. الکافی، ج۱، ص۴۷۷؛ دلائل الامامه، ص۳۰۸؛ مناقب آل ابی‌طالب، ج۱، ص۲۶۶.
  41. مناقب آل ابی‌طالب، ج۴، ص۳۲۳؛ اعیان الشیعه، ج۲، ص۵؛ اعلام النساء المؤمنات، ص۳۱۱.
  42. منتهی الامال، ج۲، ص۳۳۵.
  43. الکافی، ج۴، ص۳۰۱؛ تهذیب الاحکام، ج۵، ص۴۱۰.
  44. الفصول العشره فی الغیبة، ص۷۱؛ الغیبة، ص۱۰۸.
  45. الکافی، ج۱، ص۴۷۲.
  46. اصل ضمن الأصول الستة عشر، ص۳۱۰؛ المحاسن، ج۱، ص۸۰؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۲۸.
  47. الاصول الستة عشر، ص۳۱۰؛ المحاسن، ج۱، ص۸۰؛ ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص۲۲۸؛ بحارالانوار، ج۴۷، ص۲.
  48. الکافی، ج۳، ص۲۱۷؛ من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۱۷۸.
  49. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۷۲.
  50. درباره شرح احوال و زندگینامه این بانوی بزرگوار به فصل اول مراجعه کنید.
  51. تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۴۱۵.
  52. مطالب السؤول، ص۲۹۳.
  53. الارشاد، ج۲، ص۲۴۴.
  54. تذکرة الخواص، ص۳۱۴-۳۱۵.
  55. اعلام الوری باعلام الهدی، ج۲، ص۳۶.
  56. سر السلسلة العلویه، ص۳۶.
  57. عمدة الطالب، ص۱۸۵-۱۸۷.
  58. کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۳، ص۴۱.
  59. مناقب آل ابی‌طالب، ج۳، ص۴۳۸.
  60. زهرة القول، ص۵۸.
  61. ر.ک: تحفة العالم، فرزندان امام کاظم(ع).
  62. محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۳۰۵.