دعوت در قرآن

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

نسخه‌ای که می‌بینید نسخه‌ای قدیمی از صفحه‌است که توسط Heydari (بحث | مشارکت‌ها) در تاریخ ‏۱۸ دسامبر ۲۰۲۱، ساعت ۰۰:۰۹ ویرایش شده است. این نسخه ممکن است تفاوت‌های عمده‌ای با نسخهٔ فعلی بدارد.

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث آیه دعوت است. "آیه دعوت" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:

مقدمه

خداوند در چهار آیه از قرآن کریم با فعل امر ﴿ادْعُ به رسولش فرمان داده تا مردم را به سوی او فراخواند، اما از آنجا که آیه ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ[۱]، تنها آیه‌ای است که خداوند متعال، روش دعوت مردم به راه خود را که دعوتی است منطقی و حکیمانه نیز به پیامبرش آموخته، آن را آیه "طریق دعوت" نام نهاده‌اند.

﴿سَبِيل راهی را گویند که در آن سهولت و آسانی وجود دارد و جمع آن سُبُل است. در قرآن هرگاه این واژه، به صورت اسم جنس ﴿السَّبِيلِ و یا به صورت مضاف به کار رود، مختص به راهحق و خیر است: ﴿ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَهُ[۲]، ﴿سَبِيلِ اللَّهِ[۳]، ﴿سَبِيلَ الرَّشَادِ[۴] و ﴿سَبِيلِ رَبِّكَ[۵]. تفاوت واژه سبیل و طریق در آن است که سبیل، بیشتر در موارد خیر به کار می‌رود، اما طریق معمولاً این‌گونه نیست، مگر همراه با قرینه‌ای وصفی یا اضافی باشد که آن را خالص برای خیر به کار بَرَد، مانند: ﴿يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ وَإِلَى طَرِيقٍ مُسْتَقِيمٍ[۶].

﴿الْحِكْمَة از ریشه حَکَم در لغت به معنی منع کردن، لِگام و محکم کردن چیزی یا کاری است و در اصطلاح، رسیدن به حق به واسطه علم و عقل است. چنانچه حکمت از سوی خداوند باشد به معنی معرفت اشیاء و ایجاد آنها در نهایت محکم کاری و صحت است؛ اما اگر از سوی انسان باشد به معنی شناخت موجودات و انجام کارهای خیر است، همان‌گونه که لقمان را بدان وصف کرده است؛ ﴿وَلَقَدْ آتَيْنَا لُقْمَانَ الْحِكْمَةَ[۷].

﴿الْمَوْعِظَة از ریشه وعظ و در لغت به معنی نهی کردن از کاری همراه با ترساندن از عواقب آن است. نیز به معنی تذکر دادن به کار نیک است به گونه‌ای که قلب را به آن متمایل و نرم سازد؛ خداوند فرموده: ﴿يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ[۸].

مجادله و جدال از ریشه جدل و در لغت به معنی پیچاندن یا تاب دادن ریسمان برای محکم کردن آن و در اصطلاح به معنی گفتگوی همراه با نزاع و ستیزه به منظور غلبه بر یکدیگر است. نیز جدال در اصل به معنی کُشتی گرفتن و به زمین زدن حریف است[۹].

در این آیه و نیز آیات ﴿وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُوا بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُمْ بِهِ وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِلصَّابِرِينَ * وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ وَلَا تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلَا تَكُ فِي ضَيْقٍ مِمَّا يَمْكُرُونَ[۱۰]، دستورهای مهم اخلاقی از نظر برخورد منطقی و روش بحث و گفتگو و چگونگی کیفر و عفو و نحوه ایستادگی در برابر توطئه‌های مشرکان و یهودیان و به طور کلی با گروه‌های مخالف بیان شده است و میتوان آن را به عنوان یک اصل برای روش برخورد در مقابل مخالفان اسلام پذیرفت و در هر زمان و مکان از آن استفاده نمود[۱۱].

برخورد با مخالفان اسلام، اصول و روش‌های گوناگونی دارد که سه اصل مهم آن در این آیه شریفه بیان شده است:

  1. استفاده از حکمت؛ برای دعوت به سوی پروردگار، باید از وسیله "حکمت" استفاده کرد. حکمت یعنی علم و استدلال که مانع از فساد و انحراف است؛
  2. استفاده از اندرز نیکو؛ دعوت باید به وسیله اندرزهای نیکو باشد؛ یعنی استفاده کردن از عواطف انسان‌ها و توده عظیم مردم به منظور کشاندن آنان به سوی حق. در حقیقت حکمت از بُعد عقلی وجود انسان استفاده می‌کند و موعظه حسنه از بعد عاطفی؛
  3. نیکوترین جدال؛ جدال و مناظره و گفتگو با مخالفان باید با بهترین و نیکوترین روش صورت پذیرد؛ چرا که ذهن مخالفان انباشته از مسائل نادرست است که لازم است به وسیله مناظره و گفتگو این مسائل روشن گردد. به این لحاظ، مناظره وقتی مؤثر میافتد که با روش اَحسن (بهترین روش) صورت گیرد؛ یعنی بر پایه حق، عدالت، درستی و امانت استوار باشد و از هر گونه توهین و تحقیر و خلاف گویی و استکبار و برتری‌جویی به دور باشد.

صاحب کشف الاسرار در تفسیر آیه می‌گوید: یعنی ای محمد، خلق خدا را بر اسلام و دین حق خوان؛ سبیل در اینجا به معنی دین است، چنان که گفت: ﴿وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ[۱۲] یعنی غیر دین المؤمنین را پیروی می‌کند؛ یا: ﴿قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي[۱۳] یعنی این دین و ملت من است. حکمت در اینجا سنت مصطفی است و موعظه حسنه قرآن است. خداوند در همه جا، کتاب و حکمت را با هم آورده و اینجا موعظه و حکمت را با هم بیان کرده که این موعظه، همان کتاب است. گفته‌اند حکمت، قرآن است و موعظه، آن پندها که در قرآن است از امر و نهی و حلال و حرام و عبرت‌ها که نموده و بیان کرده است. [نیز] در قرآن، حکمت به معنی فهم و علم است، چنان که لقمان را گفت. حکمت به معنی تفسیر قرآن هم آمده است، مانند: ﴿وَمَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ[۱۴] یعنی کسی که به او تفسیر قرآن و علمی که در آن است داده شده است.

جدال در قرآن بر دو وجه است، یکی به معنی لجاج و ستیز، مانند این قول او: ﴿لَا جِدَالَ فِي الْحَجِّ[۱۵]؛ دیگر وجه جدال به معنی خصومت (دشمنی) است مانند قول خدای تعالی در سوره رعد: ﴿وَهُمْ يُجَادِلُونَ فِي اللَّهِ[۱۶]، "یعنی با نبی در مورد خدا مخاصمه می‌کنند"؛ و در سوره نحل گفت: ﴿وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ[۱۷][۱۸]؛ میبدی در بخشی دیگر با نگاهی عرفانی چنین می‌افزاید: اینجا فرمود: ﴿ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ[۱۹] و جای دیگر گفت: ﴿قُلْ هَذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ[۲۰].

دعوت به راه خدای تعالی دیگر است و دعوت به خدا، دیگر، آن را واسطه در میان است و این را حق، ترجمان است. آنچه به واسطه گفت، نتیجه آن، طاعت است و ترک مخالفت و آنچه بی واسطه گفت، ثمره آن، تفرید است و ترک تدبیر؛ تفرید، یگانه کردن همت است، هم در ذکر و هم در نظر، تفرید در ذکر، آن است که در یاد وی جز وی نخواهی و در ذکر وی به بیم نباشی و تفرید در نظر، آن است که به هر که نگری او را ببینی و به هیچ کس جز وی سر فرو نیاری. و سرّ این سخن آن است که آنجا که به واسطه سبیل در بیان آورد از نام‌های خود، ﴿رَبّ گفت، زیرا که نصیب عامه خلق در آن است و آن معنی تربیت است و آنجا که بی‌واسطه سبیل است، ﴿اللَّه گفت از نصیب خلق، تهی و به جلال لم یَزَل، مستغنی[۲۱].[۲۲]

منابع

پانویس

  1. «(مردم را) به راه پروردگارت با حکمت و پند نیکو فرا خوان و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز! بی‌گمان پروردگارت به آن کس که راه وی را گم کرده داناتر است و او به رهیافتگان داناتر است» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  2. «آنگاه راه را بر او هموار ساخته» سوره عبس، آیه ۲۰.
  3. «راه خداوند» سوره بقره، آیه ۱۵۴.
  4. «راه رستگاری» سوره غافر، آیه ۳۸.
  5. «راه پروردگارت» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  6. «به سوی حق و به راهی راست راهنمایی می‌کند» سوره احقاف، آیه ۳۰.
  7. «و به راستی ما به لقمان فرزانگی داده‌ایم» سوره لقمان، آیه ۱۲.
  8. «به شما اندرز می‌دهد باشد که شما پند گیرید» سوره نحل، آیه ۹۰.
  9. مفردات، ص۱۸۹؛ الفروق اللغویه، بند ۱۲۶۱.
  10. «و اگر کیفر می‌کنید مانند آنچه خود کیفر شده‌اید کیفر کنید و اگر شکیبایی پیشه کنید همان برای شکیبایان بهتر است * و شکیبا باش! و شکیب تو جز با (یاری) خداوند نیست و برای آنان اندوه مخور و از نیرنگی که می‌بازند در تنگدلی به سر مبر» سوره نحل، آیه ۱۲۶-۱۲۷.
  11. تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۴۵۵.
  12. «و از راهی جز راه مؤمنان پیروی کند» سوره نساء، آیه ۱۱۵.
  13. «بگو: این راه من است» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.
  14. «به هر که خواهد فرزانگی می‌بخشد» سوره بقره، آیه ۲۶۹.
  15. «در حجّ، کشمکش (روا) نیست» سوره بقره، آیه ۱۹۷.
  16. «و آنان درباره خداوند چالش می‌ورزند» سوره رعد، آیه ۱۳.
  17. «و با آنان با روشی که بهتر باشد چالش ورز!» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  18. کشف الاسرار، ص۱۸۴۸.
  19. «(مردم را) به راه پروردگارت فرا خوان» سوره نحل، آیه ۱۲۵.
  20. «بگو: این راه من است که به سوی خداوند فرا می‌خوانم» سوره یوسف، آیه ۱۰۸.
  21. کشف الاسرار، ص۱۸۵۲.
  22. سرمدی، محمود، مقاله «آیه دعوت»، دانشنامه معاصر قرآن کریم