احترام در سبک زندگی اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

مقدمه

اگر بخواهید دریابید که یک شخص به چه میزانی با آداب و موازین اجتماعی و اخلاقی آشناست، ببینید که آیا او با رفتاری درست و سنجیده، پاس حرمت کسان و چیزهایی را که شایسته احترام‌اند، نگه می‌دارد یا نه؟

مصادیق ابراز احترام بسیار زیاد است که در اینجا ما به اهم آنها اشاره می‌کنیم: پیشگامی در سلام کردن، احوالپرسی، دست‌بوسی والدین و معلم، تماس تلفنی، مکاتبه، ارسال کارت پستال، تبریک یا تسلیت گفتن، تبسم و لبخند، سپاسگزاری، خم شدن، دست تکان دادن، برپا خاستن، درست نشستن، پا را دراز نکردن، لم ندادن و به چیزی تکیه نکردن، بر صدر مجلس ننشستن، بلندتر ننشستن، صدا را بلند ننمودن، پیشدستی نکردن، دست بر سینه نهادن به نشانه تعظیم، از مَرکَب و ماشین پیاده شدن، به بدرقه و استقبال کسی رفتن، پشت سر راه رفتن در روز و پیشتر راه رفتن در شب یا در جایی که احتمال خطر می‌‌رود. خوش‌گمانی نسبت به سخن و رفتار شخص، ابراز همدردی در گرفتاری‌ها، دلجویی، عذرخواهی، قبول زحمت کردن، هدیه دادن، تقدیم دو دستی اشیاء، از ارتفاع پایین چیزی را دادن، خوب گوش سپردن به سخن مخاطب، فرمان بردن، شخص را به بهترین نام و لقب خواندن، برآوردن سریع حاجت، پیشگیری از خواهش مخاطب با پیشدستی در ابراز آمادگی برای کمک به کسی که به یاری ما نیازمند است ولی از گفتن امتناع می‌کند، قرض دادن، مهلت دادن برای ادای قرض، ضمانت کردن، ملاقات بیمار، قبول دعوت، چشم‌پوشی و گذشت از خطا، ابراز شادمانی از دیدار مخاطب، استفاده از ضمیر شما و ایشان به جای تو و او، ستایش به جای سرزنش، برای کسی در خلوت دعاکردن و خیر او را خواستن، بخشش پنهانی و بی‌منت، از حق خود به نفع کسی گذشتن، فرصت دادن برای ادای حق یا جبران خطا، اجازه گرفتن، مشورت خواستن، هماهنگی با احساسات کسی و در شادی او شاد بودن و در ناراحتی‌اش اندوهگین شدن، به میان حرف کسی نپریدن، پرهیز از ایجاد مزاحمت، درخواست کمک و خواهش کردن و به اصطلاح او را قابل دانستن، توجه و اعتنای جدی به مخاطب، به نیکی یاد کردن از کسی در جمع به ویژه در نبود او، بی‌توجهی به حرف ناروایی که در غیاب شخص می‌گویند، حمایت از مال و ناموس و حرمت فرد در نبود او، سکوت کردن به قصد احترام، بدی را با خوبی پاسخ گفتن، رو ترش نکردن در برابر خطای ناخواسته، دست دادن بزرگ‌تر به کوچک‌تر، انجام داوطلبانه یک کار، بازگرداندن امانت در موعد مقرر، پرت نکردن اشیاء، پرهیز از امر و نهی، زمام اختیار را به کاردان و دانا وانهادن، سفارش و نصیحت نکردن مگر به درخواست فرد آن هم در خلوت و در بهترین فرصت، عدم دخالت در امور دیگران به خصوص در کارهای شخصی آنان، بزرگانه برخورد کردن و بها دادن، در قضاوت بنا را بر بهترین و خوش‌بینانه‌ترین گزینه‌ها نهادن و از بدبینی دوری گزیدن و اصل را بر برائت گذاشتن، از نشانه‌های تکریم کسانی است که شایسته احترام‌اند.

شاید از خود بپرسید که چه کسانی بیشتر شایسته احترام‌اند؟ هر کس که به انسان و انسانیت بیشتر احترام بگذارد بیش از دیگران شایان احترام است. به راستی چه کسی بیشتر از خداوند مهربان و کرامت‌بخش ما را نواخته است؟ چه کسانی بیشتر از فرستادگان آن بزرگوار در راه سعادت ما بنی‌آدم، متحمل رنج‌ها و شکنجه‌های کوه‌افکن شده‌اند؟ آیا شما مردانی والامقام‌تر از محمد(ص) و علی(ع) و پیامبران و پیروان صدیق آن ستارگان درخشان می‌‌شناسید که به حق شایسته احترام باشند؟ پس از پیامبران و مؤمنان، والدین هر کس، اگر چه بی‌دین باشند، برای آنان شایان احترام‌اند.

علاوه بر اینان، کسانی که برای آسایش و آرامش عموم بشر سودمندترند. دانشمندان، معلمان، طبیبان، مهندسان، کارگران و همه کسانی که چرخ جامعه به همت و زحمت آنان می‌‌چرخد، محترم‌اند و شایان تکریم. هرکس که مشفقانه و بی‌منت به ما مهر ورزد و برای ما دلی بسوزاند، یا باری را از دوشمان بردارد، یا دری را برویمان بگشاید، یا غمی را از دلمان بزداید، شایسته احترام است.

نام‌ها و آیات خداوند، همه محترم‌اند. هر آنچه رنگ خدایی بگیرد از حرمت ویژه‌ای برخوردار می‌شود. مثلاً انسان مؤمن در نزد خداوند، چنان مکرم است که حفظ جان او هم‌سنگ حفظ جان تمام انسان‌هاست. همچنین حفظ آبروی مسلمان کاری است بس عظیم؛ زیرا هر که بر فرمان خداوند مهربان سر نهد، از شرافت غیر قابل وصفی برخوردار می‌گردد. آبروی مؤمن به‌سان جان او محترم است چنان‌که وجه تابان خداوند، امام صادق آل محمد(ع) می‌‌فرمایند: «الْمُؤْمِنُ أَعْظَمُ حُرْمَةً مِنَ الْكَعْبَةِ»؛ احترام مؤمن از احترام خانه خدا بیشتر است[۱]. به همین سبب، در فرهنگ متعالی اسلام بازی با آبرو و شخصیت مردم قابل قیاس است با به خطر انداختن جان آنان. در عرف مسلمانان هر چیزی که گواه پیوند انسان و خداست محترم است.

کتاب‌های مقدس، مکان‌های مقدّس مانند کعبه و مساجد و حرم‌های اولیای الهی، زمان‌های مقدس نظیر ماه مبارک رمضان، سحرگاهان، وقت نماز و نیایش، سالروز میلاد انسان‌های خدایی و روز آمدنشان به این جهان و وقت رفتنشان و یاد و خاطره نیکان و نکوکاران.

یاد رخدادهای مقدس و هر آنچه که بقای آدمی سخت به آن پیوند خورده است. به خصوص نور و باران و نان که نماد برکت و روزی است. خداوند ابر و باد و مهر و ماه و آسمان و زمین را بسیج می‌کند تا ما بندگان ضعیف و نیازمند او بر این کره خاکی از خوان کَرَمش ارتزاق کنیم و از او شکر گزاری نماییم و راه خرسندی‌اش را بپوییم و نشان او را از هرجا و هر آیه‌ای که بتوانیم بجوییم. نان بهترین نعمتی است که از آسمان بر زمین نازل شده است. پس شایسته است که ما نیز در عصر الکترونیک، باز هم مانند پدران و نیاکانمان با پاسداشت حرمت این نعمت بی‌نظیر، خضوع خودمان را به درگاه ایزد یگانه و پرمهر ابراز کنیم. این عادت دیرینه یکی از شاخص‌های ادب اجتماعی ما ایرانیان بوده است و امید که همیشه برقرار باشد.

بر اساس آموزه‌های اسلامی، صاحبان ثروت و نفوذ اجتماعی و اربابان مسندنشین و قدرتمند به سبب دارایی‌هاشان از هیچ حرمتی برخوردار نیستند، مگر آنکه شاکر باشند و به وسیله دارایی و قدرت و مقام خویش، قدمی برای سعادت و آرامش و پیشرفت انسان‌ها بردارند. امام علی(ع) در حکمت ۲۲۸ نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «هر کس به خاطر ثروت و دارایی دیگری برای او فروتنی کند، دوسوم دینش را از دست داده است».

گاهی ممکن است احترام جنبه تشریفاتی یا عرفی داشته باشد. یا برخاسته از انگیزه‌های دیگری مانند ترس و طمع باشد. پیامبر اکرم(ص) کسی را که مردم از ترس به او احترام می‌گذارند از رحمت خداوند به دور خوانده است. احترام ممکن است ریشه در باورهای موهوم هم داشته باشد. بسیاری از رفتارهای محترمانه از سر عادت انجام می‌گیرد و برای آنها دلیلی به جز همرنگی با دیگران نمی‌توان یافت.

لازم به یادآوری است که یکی از ستون پایه‌های تربیتی و ادبی پیامبر اسلام(ص) به ما، احترام خالصانه و کریمانه به دختران و بانوان گرامی است. این جلوه‌های مهر و محبت خداوند، از سوی خالق یکتا در کتاب شریف قرآن نیز بسیار مورد لطف و نوازش قرار گرفته‌اند. آنان در نظر خداوند اگر عزیزتر نباشند، کمتر از مردان نیستند. آنان در مسیر انسانیت، از همان جاده‌ای پیش می‌روند که مردان، بی‌هیچ نابرابری و استثنایی. رسول اکرم(ص) فرمودند: «خداوند سبحان نسبت به بانوان رأفت بیشتری نشان داده است. هر کس که با رعایت حدود الهی، یکی از بانوان را شاد سازد، خداوند در قیامت او را شاد خواهد ساخت»[۲].

یکی از نکات بسیار ظریف در معاشرت‌ها که به اصل احترام مرتبط است، تکریم خویشان و بستگان است در جایی که آنان با غریبه‌ها نشسته‌اند.

در پایان این قسمت شایسته است یک نکته بسیار مهم که کم‌کم به بوته نسیان سپرده می‌‌شود، دوباره یادآوری گردد و آن اینکه احترام نسل‌های نو به نسل‌های کهن، نشانه تعالی فرهنگی در میان یک ملت است. اگر روح حاکم بر روند حرکت تاریخی یک جامعه مبتنی بر قدردانی، سپاس و احترام و ادب باشد. اگر پدران بر اساس عشق و گذشت و درک تغییرات روزافزون در بستر زندگانی بشر، نسبت به انتقال تجربه‌های خویش به نسل بعدی اقدام کنند، اگر نسل نو نسل پیشین را با احترام و تجلیل بدرقه کند و اگر هر نسل سرآغاز حرکت خود را منتهای جاده‌ای بداند که نیاکانش آن را به پایان برده‌اند، به تدریج تمدن باشکوهی سربلند می‌کند که همگان از عظمت آن انگشت حیرت به دندان می‌‌گزند. احترام به کسانی که جاده زندگی و فرهنگ را برای ما باز کرده‌اند و انگشت اشاره آنان اهداف بلندی را به ما و به نسل‌های آینده نشان می‌دهد، از واجب‌ترین وظایف فردی و ملی ماست. آنچه در این میان با فرهنگ ما ایرانیان سازگار است، ابراز این تکریم با نهایت ادب و شکوهمندی است. ملتی که آهنگ تسخیر قله‌های بلند تمدن و فرهنگ را در سر می‌‌پروراند، باید که زیباترین تصاویر را از پیوند عصرها و نسل‌های پیاپی از خود به یادگار گذارد. در مقابل کسانی و جوامعی که در سراشیب سقوط افتاده‌اند، دچار گسست و پراکندگی در ارتباطات میان نسل‌های گذشته و آینده‌اند. این پدیده به نوبه خود یک امر ضد اخلاقی است و نشان از کژمداری و خشونت و قدرناشناسی می‌‌دهد. بی‌شک در چنین جوامعی یک انسان خدوم دیگر امید ندارد که پس از سپری شدن دورانش، از او به نیکی یاد شود[۳].

از جا برخاستن

از جا برخاستن پیش از هر چیز، نشانه احترام قائل شدن برای افراد بزرگ‌تر است. فرزند پیش پای پدر و مادر، دانش‌آموز و دانشجو پیش پای معلم و استاد، کوچک‌ترها پیش پای بزرگ‌ترها، و همه پیش پای سالمندان، راست قامت برمی‌‌خیزند. هنگامی که خانمی برای اولین بار وارد اتاقی می‌شود، آقایان نیز از جا برمی‌‌خیزند. همچنین شایسته است بانوان برای احترام آقایان از جا برخیزند.

برخی از مدیران هنگامی که یک نفر مراجعه کننده به دفتر کارشان وارد می‌‌شود از جا برمی‌خیزند و با خوشرویی او را به حضور می‌‌پذیرند. هنگام خروج او نیز می‌‌ایستند و ارباب رجوع را تا دم در مشایعت می‌‌کنند و در را برایش باز نگه می‌دارند.

در یک رستوران، هنگامی که خانمی ضمن عبور از کنار میزی، به مردی که با وی آشناست سلام می‌کند، آن مرد کمی از روی صندلی بلند می‌‌شود و به سلام وی پاسخ می‌دهد. اگر آن خانم مکث کند، آقا کاملاً از جا برمی‌‌خیزد و احوالپرسی می‌کند.

توقع احترام از دیگران داشتن، امری بسیار مذموم است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هر کس دوست داشته باشد مردم به احترامش برپا خیزند، جایگاهش پر از آتش خواهد شد»[۴].[۵]

شیوه‌های رایج گفتاری

برای دیدار نخست، دیدار مجدد، سپاسگزاری، ابراز همدردی، تسلیت، وداع، توان بخشی روحی به خستگان، ابراز تاسف، ابراز علاقه و محبت، ابراز شادمانی، عذرخواهی، خیرخواهی و...، به دو صورت شفاهی و کتبی، کلمات و عبارت‌های زیبا و متنوعی در میان مردم ایران رایج است.

برای نمونه به بعضی از این دست سخنان اشاره می‌‌شود: سلام، سلام علیکم، ممنون، خیلی ممنونم، تشکر، متشکرم، سپاس، سپاسگزارم، صبح به خیر، وقت به خیر، شب به خیر، یا الله، بسم‌الله، عرض ارادت، محبت دارید، شما بزرگوارید، زنده باشید، خیلی زحمت کشیدید، به زحمت افتادید، از مرحمت شما، حال شما، احوال شما، حالتون خوبه؟ خوب هستید؟ خوشوقتم، خوش آمدید، صفا آوردید، جانم، عزیزم، قربان شما، فدای شما، خسته نباشید، خداقوت، ببخشید، متأسفم، عذرمی‌خوام، شرمنده‌ام، معذرت، لطف شما مستدام، ظل عالی مستدام، بقای شما، پایدار باشید، سلامت باشید، بفرمایید، تبریک میگم، مبارکه، مبارک باشه، قدم نو رسیده مبارک، قابل نداره، خدمت شما، تقدیم به شما، پیشکش، بَه‌بَه، چه عجب، چه خوب، با کمال افتخار، در خدمتم، ما را شریک غمتان بدانید، به امید خدا، ان‌شاءالله، ارادتمندم، مخلصم، مشتاق دیدار، بدرود، خداحافظ، خدانگهدار، به امید دیدار، به سلامت، خیر پیش، در پناه خدا، یاعلی.

طبیعی است که خضوع در نگاه، حرکات مؤدبانه، و رعایت ادب از دیگر جهات، شیرینی این کلمات دلنشین را دو چندان می‌کند[۶].

منابع

پانویس

  1. میزان الحکمه، ج۱، ص۲۰۵.
  2. میزان الحکمه، ج۴، ص۳۶۷۲، ح۲۲۶۵۸.
  3. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۴۴.
  4. آداب معاشرت از دیدگاه معصومین، ص۱۶۷.
  5. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۴۹.
  6. دشتی نیشابوری، محمد، سبک زندگی، ص ۵۰.