ام کلثوم بنت فضل بن عباس

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

منابعی مانند ابن‌سعد، بلاذری، ابن‌حبیب و ابن‌حزم، ام‌کلثوم دختر فضل بن عباس[۱] بن عبدالمطلب بن هاشم - که مادرش صفیه دختر محمیه مذحجی است[۲] - را یکی از همسران امام حسن(ع) دانسته و گفته‌اند: او مادر چهار فرزند امام به نام‌های جعفر، حمزه، محمداصغر و فاطمه است که اینان همگی در کودکی درگذشتند[۳]؛ ولی در اکثر منابع سنیان، درباره وی به عنوان همسر امام گزارشی به دست نیامده؛ چنان‌که در منابع شیعیان نیز چنین گزارشی به دست نیامده است.

بلاذُری که از ندیمان متوکل عباسی بوده[۴]، - در نقلی با تعبیر «قال بعض الرواة» نخستین شوهر این زن را ابوموسی اشعری آورده[۵] و در نقلی دیگر با تعبیر «قالوا» این ازدواج را نخستین ازدواج ام‌کلثوم و امام مجتبی(ع) دانسته و افزوده که پس از مرگ فرزندان، امام وی را طلاق داد و او با ابوموسی سپس با عمران بن طلحة بن عبیدالله ازدواج کرد[۶].

ابن‌حبیب نیز همین ترتیب در ازدواج و طلاق ام‌کلثوم با همسران یادشده را نقل کرده است[۷].

با فرض اینکه این زن همسر امام بوده، شاید سبب طلاق وی از سوی امام - که برابر این دو نقل نخستین همسرش بوده - این باشد که چون فرزندان آن دو زنده نماندند و هر دو دوست می‌داشتند فرزندی به یادگار داشته باشند، امام او را طلاق داد تا شاید در ازدواج بعدی فرزندان او زنده بمانند؛ چراکه شاید علت زنده نماندن فرزندان زوجیت این زن و مرد باشد و در زوجیت دیگر چنین نباشد؛ چنان‌که اکنون در علوم تجربی این نکته ثابت شده و در ازدواج با ابوموسی نیز وی از او فرزندی به نام موسی داشت که بعدها در ردیف یاران مختار ثقفی درآمد[۸] یا سببش تندمزاجی این زن بوده که به گفته ابن‌حبیب از هر سه همسرش طلاق گرفته بود[۹]. ابن حزم - که گزارش او به ابن‌سعد می‌‌انجامد - نیز از او به ترتیب به عنوان همسر ابوموسی، امام مجتبی(ع) و عمران بن طلحه یاد کرده[۱۰] و از گزارش او برمی‌‌آید که وی ابوموسی را همسر نخست او می‌داند.

اما محمد بن سعد معروف به کاتب الواقدی (۱۶٨-۲۳۰ق) که نخستین فرد این گزارش است، از قدیمی‌ترین تراجم‌نگار دوره معصومان(ع) است. او درباره فرزندان امام مجتبی(ع) و مادران آنان ده روایت آورده که این نقل از جمله آنهاست. وی با اینکه در نقل سبک حدیثی داشت و نوع گزارش‌هایش با سندند، این گزارش‌ها را بدون سند ثبت کرده و در اینها آمار همسران و کنیزان فرزنددار امام را ده تن و فرزندان امام را ۲۵ تن آورده که هفده نفر را از زنان آزاد و هشت نفر را از کنیزان دانسته و نام این فرزندان را با نام مادرانشان آورده است[۱۱]. او بدین روش به باور خود زنانِ فرزنددار امام مجتبی(ع) را معرفی کرده و با این حال سیزده روایت دیگر درباره ازدواج‌های امام نقل کرده است[۱۲]. حجم این روایات نشان می‌دهد موضوع ازدواج‌های امام و برجسته کردن آن برای ابن‌سعد مهم بوده و وی در گردآوری گزارش‌های آن نیروی بسیاری صرف کرده است[۱۳].

نکات درخور توجه درباره محمد بن سعد این است:

  1. او کتاب طبقات الکبری را با نگارش سیره پیامبر(ص) آغاز کرده و با شرح حال صحابه و عالمان طائف، مکه، مدینه، یمن، یمامه، بحرین، کوفه، بصره، واسط، مدائن، انبار، بغداد، جزیره، اندلس، همدان، قم، ری و خراسان ادامه داده و جلد پایانی را به شرح حال زنان اختصاص داده[۱۴]و در این کار شرح حال افراد را با اتصال مصادر روایات آورده است که این از مزایای کتاب او شمرده می‌‌شود[۱۵]؛ ولی مواردی از جمله روایات مربوط به فرزندان و همسران امام مجتبی(ع) - که این نقل از آنهاست - را بدون مصادر و سند آورده و این نکته مایه تردید در این نقل‌هاست. افزون بر آن، ابن‌ندیم کتاب‌های هشام کلبی (م. ۲۰۴ق)، واقدی (م. ۲۰۷ق)، هیثم بن عدی (م. ۲۰۷ق) و مدائنی (م. ۲۳۵ق) را از منابع مورد استفاده ابن‌سعد در این اثر دانسته[۱۶] و این امر از این حکایت می‌کند که خبرسازی مداننی درباره همسران امام مجتبی(ع) در گزارش‌های ابن‌سعد نیز تأثیری عمیق داشته است.
  2. وی از درباریان عباسیان بوده؛ چراکه مأمون در سال ۲۱۸ قمری تصمیم گرفت هفت نفر از فقهای مشهور و سرشناس در دربار او حاضر شوند و به خَلق قرآن شهادت دهند که ابن‌سعد نخستین آنان بود[۱۷] و این را می‌‌توان دلیلی بر شهرت علمی و فقهی ابن‌سعد در میان عالمان زمانش دانست. حضور وی در بغداد تا سال ۲۳۰ قمری و ارتباطش با دربار عباسیان و درگذشت او در همان شهر[۱۸] نیز می‌‌تواند گواه دیگری بر گرایش عباسی او باشد که این گرایش در تخریب جایگاه اهل‌بیت(ع)؛ به ویژه امام مجتبی(ع) با رویکرد به فضاسازی ضد بنی‌حسن در آن دوره تأثیری بسیار داشت.
  3. یحیی بن معین و احمد حنبل ابن‌سعد را تکذیب کرده‌اند[۱۹]؛ چنان‌که برخی رجالیان شیعه او را با استناد به بعضی مطالب کتاب طبقات الکبری ناصبی دانسته‌اند؛ از جمله ابن‌سعد مدعی شده پیامبر(ص) تمام درها جز در خانه ابوبکر را به سوی مسجدالنبی سد کرده است[۲۰]. وی با این ادعا تعبیر «در خانه امیرمؤمنان(ع)» را که در حدیث نبوی آمده بود[۲۱]، به «در خانه ابوبکر» تغییر داده[۲۲] که این کار تحریف است.

نکات یاد شده درباره ابن‌سعد رویکرد انحرافی او از اهل‌بیت(ع) را نشان می‌دهد و حکایت می‌کند از اینکه وی در نقل گزارش‌های بی‌اساس درباره همسران امام مجتبی(ع) نقشی اساسی داشته است.

نتیجه آنکه نام ام‌کلثوم دختر فضل بن عباس به عنوان همسر امام مجتبی(ع) و نام فرزندان او به عنوان فرزندان امام در منابع دیگر به ویژه در منابع شیعی نیامده است. گزارش ابن‌سعد که مستند ابن‌حبیب هم هست، سندی ندارد. نقل بلاذری که با تعبیر «گفته‌اند» ثبت شده، ظاهراً به ابن‌سعد می‌‌انجامد. گزارش ابن‌حزم نیز به همان‌ها می‌‌انجامد. پس این گزارش قابل اعتماد نیست[۲۳]

منابع

پانویس

  1. فضل بن عباس عموزاده پیامبر(ص) بود و در غسل پیکر پیامبر(ص) حضور داشت. او در ۲۸ سالگی به بیماری طاعون در شام درگذشت و تنها یک فرزند به یادگار نهاد (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶).
  2. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۱.
  3. ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۲۲۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶.
  4. احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۱، مقدمه محقق صج-ح.
  5. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ (قَالَ بَعْضُ الرُّوَاةِ: وَ كَانَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ بِنْتُ الْفَضْلِ عِندَ أَبِي مُوسَى، فَمَاتَ عَنْهَا وَ تَزَوَّجَهَا الْحَسَنُ، فَتُوُفِّيَ عَنْهَا فِي سَنَةِ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ أَوْ سَنَةِ خَمْسِينَ، فَتَزَوَّجَهَا عِمْرَانُ بْنُ طَلْحَةَ وَ لَا عَقِبَ لَهُ).
  6. احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ (... فَتَزَوَّجَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ أُمَّ كُلْثُومٍ، وَ كَانَ أَبَا عُذْرَهَا، وَ هِيَ أَوَّلُ مَنْ تَزَوَّجَ مِنَ النِّسَاءِ...).
  7. محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹ (وَ تَزَوَّجَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ... (الْحَسَنَ) بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَطَلَّقَهَا، فَخَلَفَ عَلَيْهَا (أَبُو مُوسَى) الْأَشْعَرِيُّ ثُمَّ (عِمْرَانُ) بْنُ طَلْحَةَ).
  8. محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۸۴، حوادث سنه ۶۵ (دار التراث) (... وَ كَانَ يَأْتِي الْمُخْتَارُ أَوَّلَ مَا جَاءَ وَ يَحُفُّ بِهِ...).
  9. محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹.
  10. ابن حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ص١٨.
  11. ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، ص۲۲۵-۲۲۶.
  12. ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، صص ۲۸۹-۲۹۰، ۲۹۲، ۳۰۱-۳۰۴ و ۳۳۴.
  13. ر.ک: نعمت الله صفری و معصومه اخلاقی، «امام حسن(ع) در طبقات ابن‌سعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی(ع)، ج۳، ص۲۸۰.
  14. ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.
  15. ر.ک: نعمت‌الله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، «امام حسن(ع) در طبقات ابن‌سعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی(ع) ج۳، ص۲۷۸.
  16. ابن ندیم الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.
  17. محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۱۹۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۶، ص۴۲۳.
  18. احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۱.
  19. رسول جعفریان، سیره رسول خدا(ص)، ج۱، ص۶۱.
  20. ابن سعد، طبقات الکبری، ج۲، ص۲۲۷.
  21. محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۸؛ محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۹۹ («خَطَبَ النَّبِيُّ فَقَالَ:... وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ»). علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء، ج۱، جزء ۲، ص۴۷۴.
  22. محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۲۸۵.
  23. مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۲۳.