همسران امام حسن مجتبی
مقدمه
نام و تبار همسران امام حسن مجتبی(ع) به شرح ذیل است:
سلمی دختر امرؤالقیس
«سلمی»[۱] یا «زینب» دختر «امرءالقیس کلبی»[۲] برخی نیز نام او را نگفتند، به جای آن با تعبیر امرأة من کلب[۳] ذکر کردهاند، نخستین همسر ایشان است و به نقل بلاذری، این همسر را امیرمؤمنان(ع) از امرءالقیس برای او خواستگاری کرده بود و امام مجتبی(ع) از او فرزندی نداشت[۴]. از اینکه فرزندی برای امام از وی گزارش نشده و در موارد دیگر نیز نامی از او در میان نیست، برمیآید که این زن عمر چندانی نداشت و در جوانی درگذشت، هرچند از تاریخ تولد و درگذشت او گزارشی به دست نیامده است. قابل توجه است که «محیاه همسر امام علی(ع)» با «زینب همسر امام مجتبی(ع)» و «رباب همسر امام حسین(ع)» سه خواهر از قبیله کلب یکی از قبایل قضاعه[۵] در شام بودند[۶].
جعده دختر اشعث بن قیس
جعده دختر اشعث[۷] بن قیس[۸] کِندی[۹] مادرش امفَروة خواهر ابوبکر بود. اشعث سومین شوهر امفروه بود و پسری از او به نام محمد و دخترانی به نامهای حُبابه و قُریبه داشت[۱۰]. در اینجا دو احتمال میتوان مطرح کرد: ۱. جعده نام دیگر یکی از این دخترهاست. ۲. جعده دختر سوم امفروه است.
در اینکه این ازدواج چگونه رخ داده است، برابر نقل بلاذری، امیرمؤمنان(ع) به سعید بن قیس همدانی ـ که پسرعموی اشعث بن قیس بود و در کوفه به سر میبرد ـ پیشنهاد کرد دخترش امعمران را به عقد امام مجتبی(ع) درآورد. اشعث که خبردار شد، ازدواج دختر سعید با پسرش محمد را پیشنهاد داد. سعید بن قیس نیز پذیرفت. اشعث در پی این اقدام حیلهورزانه، ازدواج دخترش جعده ـ که دختری زیبا بود[۱۱] ـ را به امام حسن(ع) توصیه کرد تا خود را تبرئه کند و امیرمؤمنان(ع) و امام حسن(ع) نیز این پیشنهاد را پذیرفتند[۱۲].
در منابع تاریخی و حدیثی، هیچ فرزندی برای جعده در خانه امام مجتبی(ع) نقل نشده است. هرچند سبط ابن جوزی به نقل از ابنسعد دو فرزند برای او نقل کرده است[۱۳]، این فرزندان از مردی به نام طلحه بودهاند که پس از امام مجتبی(ع) با جعده ازدواج کرده بود[۱۴].
گفتنی است اشعث در گذر زمان با امیرمؤمنان(ع) کینهورزی کرد و جعده با متأثر بودن از این پیشینه پدرش[۱۵] و نیز با گرفتن پولی از معاویه و پذیرفتن وعده معاویه مبنی برازدواج با پسر او، یزید[۱۶]، امام را مسموم کرد[۱۷].[۱۸]
عایشه دختر خلیفة بن عبدالله جعفی
عایشه دختر خلیفة بن عبدالله جعفی یا خثعمی معروف به "خثعمیه" که در گزارش ابنعساکر، ابنمنظور و اربلی[۱۹] به عنوان همسر امام مجتبی(ع) یاد شده است و از نسب وی اطلاعی بیش از این در دست نیست. درباره این زن آمده که وی پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) و بیعت مردم با امام حسن(ع)، خلافت را به امام تبریک گفت و از این راه خارجی بودن خود را نشان داد. امام نیز وی را به سبب داشتن عقیده خوارج طلاق داد و در پایان عده طلاق، با پرداختن مانده مهر مبلغ ده هزار درهم یا دینار برایش هدیه فرستاد و آن زن گفت: مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ؛ «کالایی کم از دوست جدا شده است»[۲۰]. همین نکته نیز مایه شهرت داستان طلاق او از امام است[۲۱].
امبشیر دختر عقبة بن عمرو انصاری
«امبشیر»[۲۲] یا «امبشر»[۲۳] دختر ابومسعود[۲۴] عقبة بن عمرو خزرجی (خزاعی) انصاری، مادر «زید» و برادرش «عمر» بود[۲۵].[۲۶]
خوله دختر منظور بن ریان
«خوله» دختر منظور بن ریان[۲۷] - یا: سیّار - [۲۸] فزاری و مادر حسن بن حسن (حسن مثنی) است[۲۹]. به گفته بلاذری، مادر او دختر خارجة بن سنان مریه بوده که «مَلیکه» نام داشت[۳۰]. خوله بیوه محمد بن طلحه مقتول در جنگ جمل بوده که از او فرزندانی داشت. امام حسن(ع) نیز پس از ترک خلافت و بازگشت به مدینه با ازدواج با وی[۳۱] سرپرستی او را بر عهده گرفت. این بانو زن با کفایت و خردمندی بود که در پرورش پسرش حسن مثنی و مدیریت امور داخلی از جمله پذیرایی از مهمانها[۳۲] نقش داشت. او تا پایان عمر امام، با ایشان زندگی کرد و پس از شهادت امام مجتبی بیتابی میکرد که پدرش با سرودن شعری در این باره وی را تسلا داد[۳۳].[۳۴]
اماسحاق دختر طلحه
امالحق[۳۵] یا اماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله بن عثمان بن عمرو بن کعب بن سعد بن تیم بن مره[۳۶] است. مادر اماسحاق جرباء دختر قسامه از قبیله طی و یمنی[۳۷] و محب امیرمؤمنان(ع) بود[۳۸] اماسحاق پیش از امام حسن(ع) همسر مردی به نام داوود بود[۳۹]. درباره چگونگی و زمان ازدواج وی با امام مجتبی(ع) چنین آمده که معاویه در دمشق به اسحاق بن طلحه، برادر این زن، پیشنهاد کرده بود خواهرش را به عقد یزید درآورد؛ ولی اسحاق با رسیدن به مدینه زمینه ازدواج خواهرش با امام مجتبی(ع) را فراهم کرد. این امر پس از ترک خلافت و بازگشت امام به مدینه بود[۴۰].
اماسحاق در خانه امام حسن(ع) فرزندانی به نام حسین اُثرُم[۴۱]، طلحه[۴۲] و فاطمه داشت[۴۳]. رضایت امام مجتبی(ع) از این خانم و توصیه او به برادرش مبنی بر ازدواج با وی از ایمان، محبت به خاندان پیامبر(ص) و شایستگی این زن حکایت میکند؛ چنانکه از یمنی بودن و محب امیرمؤمنان(ع) بودن مادر او نیز همین مطلب برمیآید[۴۴].
زنی از بنی شیبان
به گزارش ابنابیالحدید، امام با زنی از قبیله بنیشیبان از آلهمام بن مره ازدواج کرده بود؛ ولی پس از آگاهی از اینکه این خانم عقیده خوارج را دارد، از وی جدا شد و فرمود: «دوست ندارم با آتشی از جهنم همسر باشم»[۴۵]. اما به نقل محمد بن سعد و بلاذری، امام در حال خواستگاری از این زن، شنید او بر مرام خوارج است و بیدرنگ فرمود: «دوست ندارم با آتشی از جهنم همسر باشم»[۴۶]. پس ازدواج امام با این زن اصلاً پا نگرفت، نه اینکه بعد از ازدواج طلاقش داده باشد. به هر روی چه در حال خواستگاری و چه حتی پس از وقوع عقد، امام از وی جدا شد و زندگی مشترکی با این زن به جهت خارجی بودن او پا نگرفت[۴۷].
همسران کنیز
کنیزکانی به عنوان همسران آن حضرت گزارش شدهاند که نام برخی از آنان «ظَمیاء» یا «عمراء» مادر حسین اُثرُم[۴۸]، «نفیله»[۴۹] یا «قیله»[۵۰] یا «نرجس» - مادر «قاسم» و «ابوبکر» و «عبدالله» شهدای کربلا - از اسیران روم، «قُصیّه» از اسیران عراقی، «أمأروی» یا «ریطه» از اسیران همدان، «حبیبه» از اسیران حبشی[۵۱] و «صافیه» ذکر شده که صافیه به نقلی جده مادری امام باقر(ع) بوده است[۵۲] و از برخی دیگر نام و نسبی به دست نیامد[۵۳].
از میان زنان آزادی که ازدواج آنان با امام مجتبی(ع) مطرح شده است، ازدواج یکی از آنها اصلاً پا نگرفت. شش تن از آنها در فرصتهای متفاوت به عقد امام درآمده بودند و تنها یک نفر از آنان به جهت داشتن عقیده خوارج پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) مطلقه شده است. زینب دختر امرءالقیس نخستین همسر او در جوانی درگذشت. چهار زن دیگر ادامه زندگی دادند؛ چنانکه در نقلهای تاریخی تصریح شده که تنها چهار زن در یک زمان با ایشان بودند[۵۴]. چنانکه پیشتر در «تبار همسران» گذشت، برابر با حکم فقهی قرآن[۵۵]، بیش از چهار زن نمیتوانستد در یک زمان همسر ایشان باشند[۵۶].
گزارشهای تردیدی
در برخی منابع، گزارشهایی درباره شش زن دیگر آمده که اینان نیز از همسران امام مجتبی(ع) بودهاند؛ ولی این نقلها جای تردید دارند و قابل اعتماد نیستند:
۱. هند دختر سهیل بن عمرو[۵۷] بن عبد شمس بن عبدود بن نصر بن مالک بن حِسل بن عامر بن لؤی است[۵۸]. پدر او سهیل در فتح مکه اسلام آورد و پس از رحلت پیامبر(ص) در بازداری قریشیان مکه از ارتداد نقش داشت[۵۹]. مادر هند، «حنفاء» دختر ابوجهل بن هشام بن مغیره بود[۶۰].
به گفته مدائنی[۶۱]، هند نخست با عبدالرحمن پسر عتاب[۶۲] بن اسید ازدواج کرد. عبدالرحمن از او جدا شد و سپس به ازدواج عبدالله بن عامر بن کریز[۶۳] درآمد که او نیز با نیرنگ معاویه ـ مبنی بر ازدواجش با دختر معاویه و رسیدن به حکومت بصره[۶۴] ـ طلاقش داد[۶۵]. در این فرصت، معاویه با واسطه قرار دادن ابوهریره - و به نقلی ابودرداء - از هند برای پسرش یزید خواستگاری کرد. ابوهریره در این مسیر با امام حسن(ع) مواجه شد و آن حضرت با آگاهی از وضعیت فرمود: از من هم نزد هند نام ببر. ابوهریره پیش هند رفت و موضوع را با او در میان نهاد. هند با مشورت ابوهریره امام مجتبی(ع) را برگزید و به ازدواجش درآمد[۶۶].
عبدالله بن عامر برای استرداد امانتی که نزد هند داشت، روزی از امام حسن(ع) اجازه خواست آن را از هند باز پس گیرد. امام نیز اجازه داد. عبدالله بن عامر که از هند دختری داشت، از او درخواست کرده بود دخترش را به وی بازگرداند؛ ولی دختر و مادر گریه کردند و ابنعامر هم سخت اندوهگین شد[۶۷]. امام با استفاده از فرصت به ابنعامر پیشنهاد داد که امام محلل[۶۸] باشد و از هند جدا شود و ابنعامر و هند به زندگی سابق بازگردند[۶۹]، هرچند به نقل بلاذُری، ابنعامر نپذیرفت، برابر گزارشی دیگر، آن دو به زندگی بازگشتند[۷۰].
به نظر میرسد گزارش بلاذری درست نباشد؛ زیرا اولاً با لحاظ جایگاه امامت امام مجتبی(ع) و دوراندیشی وی ایشان به بازخورد ابنعامر توجه داشت؛ از اینرو اگر چنین اقدامی عملی نبود، هیچگاه به او پیشنهاد نمیکرد؛ ثانیاً با توجه به شرایط ابنعامر که فریب معاویه را خورده بود و همسرش را از دست داده بود، زمینه برای پذیرش او به جد آماده بود. به همین دلیل امام پیشنهاد بازگشت به زندگی را مطرح کرد؛ ثالثاً ابنعامر و آن زن فرزند مشترکی داشتند و این وضعیت اقتضا میکرد ابنعامر پیشنهاد امام را بپذیرد در بررسی این نقل چند نکته به نظر میرسد:
یکم، ابنشهرآشوب و حسینی کرکی با نقل این داستان درباره همسر عبدالله بن عامر - با کمی تفاوت - نام آن زن را ام خالد دختر ابوجندل[۷۱] بن سهیل یعنی برادر زاده هند دختر سهیل ثبت کردهاند[۷۲]؛ ولی به گفته ابنسعد، ابوجندل در دوره خلافت عمر به سال ۱۸ هجرت در شام درگذشت و فرزندی از او نماند[۷۳]. پس با فرض صحت این خبر، نام این زن همان هند بنت سهیل است، نه برادرزاده او.
دوم، این گزارش نزد رجالشناسان به ویژه رجالیان اهل سنت ضعیف است؛ زیرا اولاً مرسلِ غیر قابل اعتماد است؛ ثانیاً دیگر افراد حاضر در سند آن، علی بن محمد مدائنی (۱۳۵-۲۲۵ یا ۲۲۸ق)، ابوبکر هذلی (م. ۱۶۷ق) و ابنسیرین (۳۳ - ۱۱۰ق) هستند. درباره مدائنی در گزارش مربوط به حفصه دختر عبدالرحمن خواهد آمد که وی از ضعیفان بود و نقلش قابل اعتماد نیست[۷۴]، مگر اینکه پشتیبان داشته باشد و در اینجا ندارد. ابو بکر هذلی هم علاوه بر ضعیف بودن متروکالحدیث دانسته شد[۷۵]. ابنسیرین نیز منحرف از اهلبیت(ع) بهشمار میآید. او هرچند به عرفان شهرت دارد، با این توجه که در بصره میزیست و کاتب انس بن مالک و یار حسن بصری بود[۷۶] و اینان همگی گرایش عثمانی داشتند و از امیرمؤمنان(ع) و خاندانش انحراف داشتند[۷۷]، نمیتوان سخن آنان را در موردی که پشتیبان ندارد، پذیرفت که در این مورد بیپشتیبان است.
سوم، این ازدواج با فرض صحت آن برای بازگرداندن این زن به خانه همسر پیشین او بود؛ چنانکه از این تعبیر ایشان «من بهترین محلل برای شما هستم»[۷۸] همین نکته برمیآید و به نقل ابنشهرآشوب و حسینی کرکی، این زن به زندگی با عبدالله بن عامر بازگشت[۷۹].
۲. حفصه (-۸۰ق) دختر عبدالرحمن بن ابیبکر بن ابی قحافة مادرش «قرینة الصغری بنت ابیامیة بن مغیرة بن عبدالله بن عمر بن مخزوم» بوده است. نام او را محمد بن سعد، سپس بلاذری و در پی آنان ابنابیالحدید به نقل از ابوالحسن مدائنی در ردیف همسران امام مجتبی(ع) آوردهاند و افزودهاند وی به سبب اتهام هواخواهی منذر بن زبیر نسبت به او از امام مطلقه شده است[۸۰]. ابنفندق نیز نام امةالله دختر محمد بن عبدالرحمن بن ابیبکر را در این ردیف به عنوان مادر فاطمه بنت الحسن ثبت کرده[۸۱]؛ ولی شیخ مفید مادر فاطمه بنت الحسن را امولد دانسته است[۸۲].
این گزارش از چند جهت مورد نقد است:
اولاً با توجه به تشتت نقل درباره آن از یک سو و گواه نداشتن نقل مدائنی از سوی دیگر و تقدم نقل مفید در مقایسه با گزارش ابنفندق از جانب سوم نمیتوان گفت دختر یا نوه عبدالرحمن بن ابیبکر همسر امام مجتبی(ع) بوده است.
ثانیاً مستند گزارش ابنسعد و بلاذری و ابن ابیالحدید مدائنی[۸۳] است و نقلهای مداننی (۱۳۵ق-) درباره همسران امام مجتبی(ع) مخدوش است؛ زیرا از یک سو او پس از ۸۵ سال از شهادت امام متولد شده و نمیتوانسته این گزارشها را مستقیم نقل کند و نقلهای او گاهی بیسند است و گاهی نیز به ابن سیرین (۱۱۰ق) عثمانی میانجامد که مستند او نیز مشخص نیست، هرچند برخی گزارشهای ابنسیرین از ابوهریره است و او نیز در همان ردیف جای دارد. از سوی دیگر مدائنی تحت تأثیر تفکر خاندان عبدالرحمن بن سمرة بن حبیب بن عبدشمس اموی جای داشت[۸۴] که عبدالرحمن از والیان عثمان بن عفان و از دشمنان اهلبیت(ع) شمرده میشد[۸۵]. از جانب سوم گزارشهای مدائنی؛ حتی نزد برخی رجالیان اهل سنت نزدیک به عصر وی ضعیف دانسته شده و نام او در شمار راویان ضعیف ثبت شده است؛ برای مثال عجلی (۲۶۱ق) در این باره مینویسد: کسی را ندیدم که به نقل از او چیزی بنویسد و بر دادههایش اعتماد کند[۸۶]. ابنعدی (۳۶۵ق) هم میگوید: وی در حدیث قوی نیست[۸۷].
ثالثاً مدائنی در ردیف خبرسازان بر امام حسن(ع) در مورد تکثر ازدواج است[۸۸] و گواه همسرسازی مدائنی برای امام مجتبی(ع) این نکته است که وی علاوه بر ذکر نام امبشیر، به عنوان همسر آن حضرت نامهای دیگری نیز با تعبیر «امرأة من بنات عمرو»، «امرأة من ثقیف» و «امرأة من کلب» به عنوان همسران امام نقل کرده[۸۹]، بدون آنکه بیان کند این نامها نامهای متفاوت یک فرد است؛ درحالیکه «امرأة من بنات عمرو»، همان امبشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بوده که از بنات عمرو است. «امرأة من ثقیف» هم همان امبشیر است[۹۰]؛ چنانکه «امرأة من کلب» نیز همان زینب یا سلمی دختر امرءالقیس از قبیله کلب است که قبلا آمد[۹۱].
همین مدائنی فرد دیگری را با تعبیر «زنی از دختران علقمة بن زراره» به عنوان یکی از همسران امام حسن(ع) معرفی کرده[۹۲] و در این نقل تنهاست و احدی آن را گزارش نکرده است و این گواه دیگر همسرسازی مدائنی برای آن حضرت است؛ چراکه علقمة بن زراره از سران قبیله دارِم تمیم بوده که سالها پیش از ظهور اسلام در نزاع قبیلهای کشته شده بود[۹۳] و امام مجتبی(ع) به لحاظ زمانی - که شانزده سال پس از ظهور اسلام متولد شد - نمیتوانست با دختر وی ازدواج کند. وانگهی اماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله تیمی یکی از همسران امام مجتبی(ع) است که گاهی تمیمی خوانده شده و تمیم از قبیله بنیزراره است[۹۴]. پس بر فرض صحت سخن مدائنی، باید گفت زنی از قبیله بنیزراره همان اماسحاق دختر طلحة بن عبیدالله تیمی است، نه زنی دیگر. مدائنی یا از این موضوع خبر داشت یا نداشت. اگر خوشبینانه گفته شود از آن بیخبر بود، باید گفت با قرب زمانی که با آن دوره داشت میتوانست به آسانی از آن آگاه شود.
با این پیشینه برای مداتنی آیا میتوان به گزارشهای بیپشتیبان او درباره آمار همسران امام مجتبی(ع) اعتماد کرد، آن هم در حاکمیت عباسیان که در سرکوب و تضعیف بنی حسن شهره بودند و این نقلهای مدائنی در آن جهت شمرده میشد؟
۳. شیخ صدوق با نقل روایتی از عمیر بن مأمون عطاردی[۹۵] مینویسد: دخترش همسر امام حسن(ع) بود[۹۶]؛ ولی نام این زن را نیاورده است. اما طبری زنی از خاندان عطارد به نام اسماء دختر عطارد بن حاجب تمیمی را در ردیف همسران امام حسن(ع) آورده[۹۷] که پدر وی عطارد رئیس قوم بنیتمیم و خطیب آنان بوده است و در داستان مفاخره بنیتمیم که به اسلام آنها انجامید، مسلمان شده بود[۹۸]؛ ولی بلاذری نام او را در ردیف همسران امام حسین(ع) ذکر کرده است[۹۹].
به نقل ابن عبدالبر، او نخست همسر عبیدالله بن عمر پسر خلیفه دوم بوده و عبیدالله او را با همسر دیگر خود، بحریه دختر هانی بن قصیبة شیبانی، در جنگ صفین به مصاف با امیرمؤمنان(ع) برده بود تا پیکار او را مشاهده کنند؛ ولی عبیدالله در این جنگ به قتل رسید[۱۰۰].
دلیلی این امر را که این زن عطاردی دختر عمیر بن مأمون بوده یا دختر عطارد بن حاجب تمیمی، اثبات نمیکند؛ چنانکه ازدواج او با امام مجتبی(ع) نیز با دلیل محکمی اثباتشدنی نیست. به هر روی نقل طبری در این مورد متفرد و بیپشتیبان است؛ چنانکه نقل شیخ صدوق نیز چنین است. وانگهی به گفته نمازی، عمیر بن مأمون عطاردی همشیر امام حسن و امام حسین بود[۱۰۱]. اگر چنین باشد، دختر او برادرزاده رضاعی و محرم امام است و ازدواج امام با دختر او معنا ندارد. پس این ازدواج ثابت نیست.
۴. به گفته برخی منابع، امام حسن(ع) از عایشه دختر عثمان بن عفان خواستگاری کرده بود؛ اما مروان[۱۰۲] مانع شد و او را به ازدواج عبدالله بن زبیر درآورد[۱۰۳] و ازدواج با امام مجتبی(ع) پا نگرفت. هرچند در گزارش ابنشهرآشوب آمده که وی پس از عبدالله بن زبیر به ازدواج امام حسین(ع) درآمد[۱۰۴]، خواهد آمد که این انتساب هم درست نیست[۱۰۵].
۵. به نقل ابنعساکر از محمد بن عمر واقدی (۲۰۷ق) از عبدالله بن حسن، امام با دو زن یکی دختر منظور بن سیار فزاری و زنی از بنیاسد از آل حزیم ازدواج کرد و سپس هر دو را طلاق داد و برای هر کدام ده هزار درهم و ظرفی از عسل فرستاد؛ ولی دختر آل حزیم گفت: مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ[۱۰۶]. امام با شنیدن این گزارش، به او رجوع کرد[۱۰۷]. ابنعساکر در مواردی نیز سند نقل را ذکر نکرده که ظاهراً به همین سند بازمیگردد.
اما این نقل ابنعساکر مخدوش است؛ زیرا دختر منظور بن سیار فزاری همان خوله مادر حسن مثنی است که شرح حالش قبلاً بیان شد و گزارشی درباره طلاق وی در دست نیست اما زنی از آل حزیم: اولاً نقل ابنعساکر درباره او تنهاست؛
ثانیاً نام و نشان این زن مشخص نیست؛
ثالثاً منبع نقل او محمد بن عمر واقدی قاضی خلیفه عباسی در بغداد است[۱۰۸] که از یک سو بیشتر گزارشهای او همسو با حاکمیت عباسیان بوده و از سوی دیگر فقیهان و رجالشناسان وی را «ضعیف» دانستهاند؛ برای نمونه، احمد حنبل (١۶۴-٢۴١ق) او را تکذیب کرده[۱۰۹]، بخاری (۲۵۶ق)[۱۱۰] او را متروکالحدیث و محمد بن حبان (-۳۵۴ق)[۱۱۱] وی را از «مجروحین» بهشمار آورده است. وانگهی او در این گزارش تنهاست؛
رابعاً قبلاً بیان شد که تعبیر «متاع قلیل من حبیب مفارق» درباره عایشه خثعمیه نقل شده که او پس از شهادت امیرمؤمنان(ع) به امام مجتبی(ع) تبریک گفته بود و این اقدام به خوارجی بودن وی تلقی شد و به طلاقش انجامید[۱۱۲]؛
خامساً ابنشهرآشوب[۱۱۳] و جزائری[۱۱۴] به نقل از حسن بن سعید نام وی را جُعفیه دانسته که چنین فردی مجهول است. وانگهی به احتمال این جُعفیه همان خثعمیه هست که نام وی به خطا جُعفیه ثبت شده است؛
سادساً ابوحنیفه دینوری گوید: تعبیر «متاع قلیل من حبیب مفارق» درباره زنی از امام حسین(ع) پس از طلاق وی نقل شده[۱۱۵]؛ ولی محدث نوری این طلاق را از امام حسن گزارش کرده است[۱۱۶]؛ اما هیچکدام نام این زن را ثبت نکردهاند. پس میتوان گفت این زن همان خثعمیه است که در نقلها به خطا گاهی جُعفیه و دیگر بار به جای همسر امام حسن، همسر امام حسین ثبت شده و اینگونه خطا در ثبت گزارشها کم نیست.
۶. بلاذری به نقل از مدائنی نام امحبیب دختر عمرو بن اهتم تمیمی را به این صورت در ردیف همسران امام مجتبی(ع) آورده است که امام به سبب زیبایی برادر این زن به نام نعیم خواهرش را بدون تحقیق به عقد خود درآورد و پس از آنکه دید این زن زشترو است، او را طلاق داد[۱۱۷].
این نقل از چند جهت پذیرفتنی نیست: اولاً در منبع دیگری به دست نیامده است؛ ثانیاً مستند بلاذری نیز مداننی است و او متهم به موضوع همسرسازی و طلاق برای امام حسن(ع) بوده که قبلاً بیان شد. درباره خود بلاذری نیز بیان شده که از ندیمان عباسیان بوده و اگر در نقلی تنها باشد، گزارش او مخدوش است؛ ثالثاً محتوای این گزارش مبنی بر اقدام بدون تحقیق امام آن هم برای انتخاب شریک زندگی سخنی برخلاف عرف رایج به ویژه سیره اهلبیت است؛ رابعاً اقدام به ازدواج و بلافاصله طلاق به سبب زشترویی زن حاکی از هوسرانی شخص اقدامکننده است و این از فرد عاقل معمولی به دور است، چه رسد از شخصیت بزرگ و شناختهشدهای مانند امام مجتبی(ع). پس اینگونه گزارشها جز برای تخریب چهره آن حضرت نیست.
۷. منابعی مانند ابنسعد، بلاذری، ابنحبیب و ابنحزم امکلثوم دختر فضل بن عباس[۱۱۸] بن عبدالمطلب بن هاشم - که مادرش صفیه دختر محمیه مذحجی است[۱۱۹] - را یکی از همسران امام حسن(ع) دانسته و گفتهاند: او مادر چهار فرزند امام به نامهای جعفر، حمزه، محمداصغر و فاطمه است که اینان همگی در کودکی درگذشتند[۱۲۰]؛ ولی در اکثر منابع سنیان، درباره وی به عنوان همسر امام گزارشی به دست نیامده؛ چنانکه در منابع شیعیان نیز چنین گزارشی به دست نیامده است.
بلاذُری که از ندیمان متوکل عباسی بوده[۱۲۱]، - در نقلی با تعبیر «قال بعض الرواة» نخستین شوهر این زن را ابوموسی اشعری آورده[۱۲۲] و در نقلی دیگر با تعبیر «قالوا» این ازدواج را نخستین ازدواج امکلثوم و امام مجتبی(ع) دانسته و افزوده که پس از مرگ فرزندان، امام وی را طلاق داد و او با ابوموسی سپس با عمران بن طلحة بن عبیدالله ازدواج کرد[۱۲۳].
ابنحبیب نیز همین ترتیب در ازدواج و طلاق امکلثوم با همسران یادشده را نقل کرده است[۱۲۴].
با فرض اینکه این زن همسر امام بوده، شاید سبب طلاق وی از سوی امام - که برابر این دو نقل نخستین همسرش بوده - این باشد که چون فرزندان آن دو زنده نماندند و هر دو دوست میداشتند فرزندی به یادگار داشته باشند، امام او را طلاق داد تا شاید در ازدواج بعدی فرزندان او زنده بمانند؛ چراکه شاید علت زنده نماندن فرزندان زوجیت این زن و مرد باشد و در زوجیت دیگر چنین نباشد؛ چنانکه اکنون در علوم تجربی این نکته ثابت شده و در ازدواج با ابوموسی نیز وی از او فرزندی به نام موسی داشت که بعدها در ردیف یاران مختار ثقفی درآمد[۱۲۵] یا سببش تندمزاجی این زن بوده که به گفته ابنحبیب از هر سه همسرش طلاق گرفته بود[۱۲۶]. ابن حزم - که گزارش او به ابنسعد میانجامد - نیز از او به ترتیب به عنوان همسر ابوموسی، امام مجتبی(ع) و عمران بن طلحه یاد کرده[۱۲۷] و از گزارش او برمیآید که وی ابوموسی را همسر نخست او میداند.
اما محمد بن سعد معروف به کاتب الواقدی (۱۶٨-۲۳۰ق) که نخستین فرد این گزارش است، از قدیمیترین تراجمنگار دوره معصومان(ع) است. او درباره فرزندان امام مجتبی(ع) و مادران آنان ده روایت آورده که این نقل از جمله آنهاست. وی با اینکه در نقل سبک حدیثی داشت و نوع گزارشهایش با سندند، این گزارشها را بدون سند ثبت کرده و در اینها آمار همسران و کنیزان فرزنددار امام را ده تن و فرزندان امام را ۲۵ تن آورده که هفده نفر را از زنان آزاد و هشت نفر را از کنیزان دانسته و نام این فرزندان را با نام مادرانشان آورده است[۱۲۸]. او بدین روش به باور خود زنانِ فرزنددار امام مجتبی(ع) را معرفی کرده و با این حال سیزده روایت دیگر درباره ازدواجهای امام نقل کرده است[۱۲۹]. حجم این روایات نشان میدهد موضوع ازدواجهای امام و برجسته کردن آن برای ابنسعد مهم بوده و وی در گردآوری گزارشهای آن نیروی بسیاری صرف کرده است[۱۳۰]. نکات درخور توجه درباره محمد بن سعد این است:
اولاً او کتاب طبقات الکبری را با نگارش سیره پیامبر(ص) آغاز کرده و با شرح حال صحابه و عالمان طائف، مکه، مدینه، یمن، یمامه، بحرین، کوفه، بصره، واسط، مدائن، انبار، بغداد، جزیره، اندلس، همدان، قم، ری و خراسان ادامه داده و جلد پایانی را به شرح حال زنان اختصاص داده[۱۳۱]و در این کار شرح حال افراد را با اتصال مصادر روایات آورده است که این از مزایای کتاب او شمرده میشود[۱۳۲]؛ ولی مواردی از جمله روایات مربوط به فرزندان و همسران امام مجتبی(ع) - که این نقل از آنهاست - را بدون مصادر و سند آورده و این نکته مایه تردید در این نقلهاست. افزون بر آن، ابنندیم کتابهای هشام کلبی (م. ۲۰۴ق)، واقدی (م. ۲۰۷ق)، هیثم بن عدی (م. ۲۰۷ق) و مدائنی (م. ۲۳۵ق) را از منابع مورد استفاده ابنسعد در این اثر دانسته[۱۳۳] و این امر از این حکایت میکند که خبرسازی مداننی درباره همسران امام مجتبی(ع) در گزارشهای ابنسعد نیز تأثیری عمیق داشته است.
ثانیاً وی از درباریان عباسیان بوده؛ چراکه مأمون در سال ۲۱۸ قمری تصمیم گرفت هفت نفر از فقهای مشهور و سرشناس در دربار او حاضر شوند و به خَلق قرآن شهادت دهند که ابنسعد نخستین آنان بود[۱۳۴] و این را میتوان دلیلی بر شهرت علمی و فقهی ابنسعد در میان عالمان زمانش دانست. حضور وی در بغداد تا سال ۲۳۰ قمری و ارتباطش با دربار عباسیان و درگذشت او در همان شهر[۱۳۵] نیز میتواند گواه دیگری بر گرایش عباسی او باشد که این گرایش در تخریب جایگاه اهلبیت(ع)؛ به ویژه امام مجتبی(ع) با رویکرد به فضاسازی ضد بنیحسن در آن دوره تأثیری بسیار داشت.
ثالثاً یحیی بن معین و احمد حنبل ابنسعد را تکذیب کردهاند[۱۳۶]؛ چنانکه برخی رجالیان شیعه او را با استناد به بعضی مطالب کتاب طبقات الکبری ناصبی دانستهاند؛ از جمله ابنسعد مدعی شده پیامبر(ص) تمام درها جز در خانه ابوبکر را به سوی مسجدالنبی سد کرده است[۱۳۷]. وی با این ادعا تعبیر «در خانه امیرمؤمنان(ع)» را که در حدیث نبوی آمده بود[۱۳۸]، به «در خانه ابوبکر» تغییر داده[۱۳۹] که این کار تحریف است.
نکات یاد شده درباره ابنسعد رویکرد انحرافی او از اهلبیت(ع) را نشان میدهد و حکایت میکند از اینکه وی در نقل گزارشهای بیاساس درباره همسران امام مجتبی(ع) نقشی اساسی داشته است.
نتیجه آنکه نام امکلثوم دختر فضل بن عباس به عنوان همسر امام مجتبی(ع) و نام فرزندان او به عنوان فرزندان امام در منابع دیگر به ویژه در منابع شیعی نیامده است. گزارش ابنسعد که مستند ابنحبیب هم هست، سندی ندارد. نقل بلاذری که با تعبیر «گفتهاند» ثبت شده، ظاهراً به ابنسعد میانجامد. گزارش ابنحزم نیز به همانها میانجامد. پس این گزارش قابل اعتماد نیست[۱۴۰].
منابع
پانویس
- ↑ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۶؛ ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ج۱، ص۳۵۵، ش ۴۸۷، واژه «امرء القیس» (أَنْكَحْتُكَ يَا حَسَنُ سَلْمَى بِنْتَ إِمْرِئِ الْقَيْسِ).
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۴؛ ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۲۱ (وَ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مِنْ الْكَلْبِ).
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۹۳ (... وَ لَمْ تَلِدْ زَيْنَبُ لِلْحَسَنِ...).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۱۳۹ (دار الیقظه)؛ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۸۹-۹۲.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۱ ـ ۱۰۳.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، صص ۱۶۵ و ۳۱۵؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۴، ص۱۹۵۰.
- ↑ به نقل ابن عبدالبر (الاستیعاب، ج۱، ص۱۳۵)، اشعث پس از چهل روز از شهادت امیرمؤمنان(ع) درگذشت و امام مجتبی(ع) بر او نماز گزارد.
- ↑ قبیله کِنده از قبایل قحطان از نسل پادشاهان جنوب شبه جزیرةالعرب ساکن غرب حضرموت پیش از اسلام بودند (ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۵۱۱-۵۱۹).
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۱۳۵؛ ج۴، ص۱۹۵۰؛ ابن اعثم، الفتوح، ج۱، ص۶۸؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)، ج۴، ص۲۹.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۹، ص۱۳۹.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۳، ص۱۴.
- ↑ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۱۵.
- ↑ ابنسعد، طبقات الکبری، ج۵، ص۱۶۵؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۴۹.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۵۴؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۶۷، ح۱۸۷.
- ↑ علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، صص ۵۰ و ۷۳؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد ج۲، ص۱۵-۱۶؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۱، ص۳۸۹؛ مطهر بن طاهر مقدسی، البدء و التاریخ، ج۶، ص۵.
- ↑ ابنسعد، ترجمة الامام الحسن، من قسم الغیر المطبوع من کتاب الطبقات الکبری، ص۸۴؛ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۲.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۳ ـ ۱۰۵.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۹؛ ابنمنظور، مختصر تاریخ مدینة دمشق، ج۷، ص۲۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۵۱.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۹؛ ابنمنظور، مختصر تاریخ دمشق، ج۷، ص۲۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمة فی معرفة الائمه، ج۱، ص۵۵۱. ابنعساکر شیوه این طلاق را سهطلاقه در یک مجلس ذکر کرده و این سخن برابر مکتب اهل بیت(ع) درست نیست.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۵ ـ ۱۰۶.
- ↑ به نقلی نامش فاطمه بود (ابنفندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲، پانوشت، ش۳).
- ↑ محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۴۶-۴۴۷؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۲۰.
- ↑ به گفته ابنقتیبه، دختر عقبة بن مسعود بدری (المعارف، ص۲۱۲).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۱۸؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۳، ص۳۰۴؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۱۶؛ ابنفندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۶ ـ ۱۰۷.
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۲؛ ابنفندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الأشراف، ج۳، ص۳۰۴؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۲۰.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۴؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۱۸.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۴؛ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷.
- ↑ باقر شریف قرشی، حیاة الحسن بن علی، ج۲، ص۴۵۶.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۸.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰.
- ↑ طلحة بن عبیدالله تیمی صحابی معروف پیامبر(ص) است که با همدستی زبیر بن عوام جنگ جمل را به راه انداخت و در آن به قتل رسید (ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱۴-۲۲۵).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۱۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۳، ص۳۰؛ ابنحزم اندلسی، جمهرة أنساب العرب، ص۱۳۸.
- ↑ ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۶۳؛ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۶۱.
- ↑ ابنحزم اندلسی، جمهرة أنساب العرب، ص۴۲ (... أُمُّ إِسْحَاقَ بِنْتُ طَلْحَةَ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ، خَلَفَ عَلَيْهَا الْحُسَيْنُ بَعْدَ الْحَسَنِ؛ وَ دَاوُدُ).
- ↑ مصعب بن عبدالله زبیری، نسب قریش، ص۲۸۲.
- ↑ به گفته ابنقتیبه (المعارف، ص۲۱۲)، مادر حسین اثرم امولد بود.
- ↑ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۲؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۲۰.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)، ج۴، ص۲۹.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۹.
- ↑ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۲۰ (وَ قَالَ: إِنِّي أَكْرَهُ أَنْ أَضُمَّ إِلَى نَحْرِي جَمْرَةً مِنْ جَمْرِ جَهَنَّمَ).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، الخامسة، ج۱، ص۳۰۳؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۳، ص۱۴ (... خَطَبَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ امْرَأَةً مِنْ بَنِي شَيْبَانَ، فَقِيلَ لَهُ: إِنَّهَا تَرَى رَأْيَ الْخَوَارِجِ، فَقَالَ: أَكْرَهُ...).
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۰۱.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، الخامسة، ج۱، ص۲۲۶؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الأشراف، ج۳، ص۳۰؛ سبط ابن جوزی، تذکرة الخواص، ص۲۱۵.
- ↑ سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۱۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، الخامسة، ج۱، ص۲۲۶.
- ↑ ابنفندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲-۳۴۳.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، الخامسة، ج۱، ص۲۲۶؛ سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۱۵؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۶۸، پانوشت.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۹.
- ↑ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷ (... كَانَ حَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ قَلَّ مَا يُفَارِقُ أَرْبَعَ حَرَائِرَ).
- ↑ ﴿وَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَلَّا تَعُولُوا﴾ «و اگر میهراسید که در مورد یتیمان دادگری نکنید (با آنان ازدواج نکنید و) از زنانی که میپسندید، دو دو، و سه سه، و چهار چهار همسر گیرید و اگر بیم دارید که داد نورزید یک زن را و یا کنیز خود را (به همسری گزینید)؛ این کار به آنکه ستم نورزید نزدیکتر است» سوره نساء، آیه ۳.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۱۱.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰؛ ابن ابیالحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ (وَ تَزَوَّجَ الْحَسَنُ هِنْدَ بِنْتِ سُهَيْلِ بْنِ عَمْرٍو).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۵۳.
- ↑ ابناثیر، اسدالغابه، ج۲، ص۴۸۰، ش ۲۳۲۵.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۴.
- ↑ ویلفرد مادلونگ این داستان را نسخهبرداری از داستان تلاش معاویه برای ازدواج یزید با اماسحاق میداند. دلیل ایشان این است که مدائنی آن را بدون سند و با تعبیر «بلغنی» نقل کرده است (جانشینی حضرت محمد، ص۵۱۰).
- ↑ عتاب پدر عبدالرحمن در دوره پیامبر(ص) والی مکه بود و پس از آن حضرت در نبرد جمل با عایشه بود و در بصره نیز کشته شد. (ر.ک: ابنحجر عسقلانی، الاصابه، ج۵، ص۳۵).
- ↑ ابناثیر، اسدالغابه، ج۳، ص۱۸۴، ش ۳۰۳۱. مادربزرگ پدری عبدالله بن عامر، امحکیم البیضاء دختر عبدالمطلب، عمه پیامبر(ص) بود.
- ↑ معاویه به او وعده داده بود اگر همسرت را طلاق دهی، دخترم هند را به عقد تو در میآورم و حکومت بصره را نیز به تو میسپارم. عبدالله همسرش را طلاق داد؛ ولی به دختر معاویه نرسید (محمد بن ابیطالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸). اما یوسفی غروی مینویسد: وی به دختر معاویه رسیده بود (ابومخنف کوفی، وقعة الطف، ص۲۶۹، پانوشت. زوجه ابنته هند بنت معاویة).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۷۳.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۰۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۳، ص۲۰ (اعلمی)؛ ابن ابیالحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، ص۲۱ (به نقل از مدائنی)؛ محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۵۰.
- ↑ سبط ابنجوزی، تذکرةالخواص، ص۲۱۵.
- ↑ «محلل» واژهای فقهی است و در جایی به کار میرود که اگر بین زن و شوهری سه بار طلاق رخ داد، برای بار چهارم نمیتوانند با یکدیگر ازدواج کنند. در این فرض آن زن باید با مرد دیگری ازدواج کند و طلاق گیرد تا بتواند با همسر پیشین ازدواج کند. به همسر دوم «محلل» میگویند در مورد ابن عامر، هر چند سه طلاق رخ نداده بود، امام(ع) برای زمینهسازی و بازگرداندن آن دو نفر به زندگی مجدد از این واژه استفاده کرد.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۳۰۴؛ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۳، ص۲۱.
- ↑ محمد بن ابیطالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸.
- ↑ ابوجندل پسر سهیل بن عمرو است که ضمن مخالفت پدر و مادر مسلمان شد و در این راه در مکه شکنجه شد و با پیامبر(ص) به مدینه هجرت کرد (ر.ک: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۰۷).
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)، ج۴، ص۳۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۴، ص۱۷۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۷، ص۲۸۴.
- ↑ عبدالله بن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۵، ص۲۱۳.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۳۰۳، اخبار متفرقه، ش ۲۶۲؛ محمد بن احمد ذهبی، دیوان المتروکین و الضعفاء، ص۳۵۲ (... مُجْمَعٌ عَلَى ضَعْفِهِ).
- ↑ ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج۴، ص۱۸۲.
- ↑ ر.ک: محمد بن احمد ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۵۶۳-۵۸۸، ش۲۲۳؛ ص۶۰۶-۶۲۲، ش ۲۴۶.
- ↑ فَلَا أَرَاكَ تَجِدُ مُحَلِّلًا لَكُمَا خَيْرًا مِنِّي؟ (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۲۱؛ همو، جمل من انساب الأشراف، ج۳، ص۲۷۳).
- ↑ محمد بن ابیطالب حسینی حائری کرکی، تسلیة المجالس و زینة المجالس، ج۲، ص۵۸.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۳۰۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الأشراف، ج۳، ص۲۲؛ ابن ابی الحدید، شرح نهجالبلاغه، ج۱۶، صص ۱۳ و ۲۶۳.
- ↑ ابنفندق بیهقی، لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲.
- ↑ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۲۰.
- ↑ علی بن عبدالله مدائنی مکنا به ابوالحسن در بصره به دنیا آمد و از موالیان سمرة بن حبیب اموی - که از اهلبیت(ع) منحرف بود - به شمار میآمد. وی سپس به مدائن رفت و سرانجام در بغداد در ۹۳ سالگی درگذشت. بیشتر روایات او سند ندارد (محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج۵، ص۱۸۵)، با اینکه آثار فراوانی برای وی گزارش کردهاند که ابنندیم ۲۳۹ اثر را از او دانسته است. او بدان جهت که بصری بوده، نباید از گرایشهای عثمانی که در آن زمان در بصره رواج داشت، بیبهره باشد؛ از اینرو وی راوی اخبار عوانة بن حکم است که به گفته یاقوت «عثمانی الهوی» بود. مدائنی از اندک مورخانی است که مورد اعتماد برخی منابع سنیان مانند بخاری، بلاذری، طبری و خطیب بغدادی به شمار آمده و این امر تردید ویژهای را درباره او موجب گشت (ر.ک: باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسن بن علی، ج۲، ص۴۴۶؛ رسول جعفریان، سیره رسول خدا(ص)، ص۹۲-۹۴).
- ↑ ابن حجر عسقلانی، لسان المیزان، ج۴، ص۳۸۶.
- ↑ ابناثیر، اسد الغابه، ج۳، ص۴۵۳، ش۳۳۱۵.
- ↑ احمد بن عبدالله عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۳۹۵.
- ↑ عبدالله بن عدی جرجانی، الکامل فی ضعفاء الرجال، ج۵، ص۲۱۳.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، صص ۱۲ و ۲۱.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱.
- ↑ ر.ک: ذیل نام ام بشیر.
- ↑ ر.ک: ذیل نام زینب.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۰ (... وَ تَزَوَّجَ امْرَأَةً مِنْ بَنَاتِ عَلْقَمَةَ بْنِ زُرَارَةَ).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۳۳-۳۴؛ عبدالکریم بن محمد سمعانی، الانساب، ج۱، ص۵۲.
- ↑ ابن حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ص۹۴ (... تَمِيمِيَّةً مِنْ بَنِي زُرَارَةَ).
- ↑ از عمیر بن مأمون عطاردی در رجال نامی ذکر نشده (علی نمازی شاهرودی، مستدرک علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۳۴، ش ۱۱۲۲۳). شیخ صدوق در دو کتاب الخصال (ج ۱، ص۶۱؛ ج۲، ص۴۱۰) و الامالی (ص ۵۷۶، مجلس ۸۵) از طریق عمیر بن مأمون از امام مجتبی(ع) روایت نقل کرده است. پس او در ردیف راویان از امام مجتبی(ع) است.
- ↑ شیخ صدوق، الخصال، ج۱، ص۱ («... عَنْ عُمَيْرِ بْنِ مَأْمُونٍ وَ كَانَتِ ابْنَتُهُ تَحْتَ الْحَسَنِ»).
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۳۷ (دارالتراث).
- ↑ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، ج۵، ص۳۱۳.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۳.
- ↑ ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۳، ص١٠١١.
- ↑ علی نمازی شاهرودی، مستدرک علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۳۴، ش۱۱۲۲۳.
- ↑ داماد عثمان بود و در تصمیمگیریهای عثمان نفوذ داشت.
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، خامسة، ج۱، ص۴۱۵؛ محمد بن یزید مبرد، الکامل فی اللغة و الأدب، ج۲ ص۱۷۴؛ یاقوت بن عبدالله حموی، معجم البلدان، ج۱، ص۴۷۰ (... خَطَبَ أَبُو مُحَمَّدٍ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ عَائِشَةَ بِنْتَ عُثْمَانَ بْنِ عَفَّانَ، وَ اجْتَمَعْنَا لِذَلِكَ، فَتَكَلَّمْتَ أَنْتَ وَ زَوَّجْتَهَا مِنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الزُّبَيْرِ). ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۵.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۴۵.
- ↑ ر.ک: «همسران امام حسین(ع)»، عنوان «انتسابهای غیر واقعی».
- ↑ کالای کمی است از دوست جدا شده.
- ↑ ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۱۴، ص۷۷ (... كَانَتْ عِندَهُ ابْنَةُ مَنْظُورِ بْنِ سَيَّارٍ الْفَزَارِيِّ، وَ عِندَهُ امْرَأَةٌ مِنْ بَنِي أَسَدٍ مِنْ آلِ حَزِيمٍ فَطَلَّقَهُمَا...)؛ ولی در نقل ابن شهرآشوب نام این زنان تمیمیه و جعفیه ثبت شده (مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱).
- ↑ ابنسعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۴۳۱-۴۳۳.
- ↑ ابنحبان بستی، کتاب المجروحین، ج۲، ص۲۹۰.
- ↑ محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج۶، ص۲۷۳-۲۷۶، ش ۷۹۹۹.
- ↑ محمد بن احمد ذهبی، میزان الاعتدال، ج۶، ص۲۷۳-۲۷۶، ش ۷۹۹۹.
- ↑ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۵۵۱، عائشة الخثعمیة.
- ↑ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۲۱.
- ↑ نعمت الله بن عبدالله جزائری، ریاض الابرار فی مناقب الائمة الاطهار، ج۱، ص۱۱۰، علی امرأة جعفیة.
- ↑ ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الاسلام، ج۲، ص۲۹۳، ح۱۱۰۴ («عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) أَنَّهُ مَتَّعَ الْمَرْأَةَ طَلَّقَهَا بِعِشْرِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ زِقَاقٍ مِنْ عَسَلٍ فَقَالَتْ لَهُ الْمَرْأَةُ: مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ»).
- ↑ نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۵، ص۹۰، ح۱۷۶۲۷-۱۷۶۲۸ («عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ(ع) أَنَّهُ مَتَّعَ امْرَأَةً طَلَّقَهَا بِعِشْرِينَ أَلْفَ دِرْهَمٍ وَ زِقَاقٍ مِنْ عَسَلٍ فَقَالَتِ الْمَرْأَةُ: مَتَاعٌ قَلِيلٌ مِنْ حَبِيبٍ مُفَارِقٍ»).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الاشراف، ج۱۲، ص۲۷۲.
- ↑ فضل بن عباس عموزاده پیامبر(ص) بود و در غسل پیکر پیامبر(ص) حضور داشت. او در ۲۸ سالگی به بیماری طاعون در شام درگذشت و تنها یک فرزند به یادگار نهاد (احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶).
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۱.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱۰، ص۲۲۵؛ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، جمل من انساب الأشراف، ج۱، مقدمه محقق صج-ح.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ (قَالَ بَعْضُ الرُّوَاةِ: وَ كَانَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ بِنْتُ الْفَضْلِ عِندَ أَبِي مُوسَى، فَمَاتَ عَنْهَا وَ تَزَوَّجَهَا الْحَسَنُ، فَتُوُفِّيَ عَنْهَا فِي سَنَةِ تِسْعٍ وَ أَرْبَعِينَ أَوْ سَنَةِ خَمْسِينَ، فَتَزَوَّجَهَا عِمْرَانُ بْنُ طَلْحَةَ وَ لَا عَقِبَ لَهُ).
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۴، ص۲۶ (... فَتَزَوَّجَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيٍّ أُمَّ كُلْثُومٍ، وَ كَانَ أَبَا عُذْرَهَا، وَ هِيَ أَوَّلُ مَنْ تَزَوَّجَ مِنَ النِّسَاءِ...).
- ↑ محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹ (وَ تَزَوَّجَتْ أُمُّ كُلْثُومٍ... (الْحَسَنَ) بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ، فَطَلَّقَهَا، فَخَلَفَ عَلَيْهَا (أَبُو مُوسَى) الْأَشْعَرِيُّ ثُمَّ (عِمْرَانُ) بْنُ طَلْحَةَ).
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۶، ص۸۴، حوادث سنه ۶۵ (دار التراث) (... وَ كَانَ يَأْتِي الْمُخْتَارُ أَوَّلَ مَا جَاءَ وَ يَحُفُّ بِهِ...).
- ↑ محمد بن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۳۹.
- ↑ ابن حزم اندلسی، جمهرة انساب العرب، ص١٨.
- ↑ ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، ص۲۲۵-۲۲۶.
- ↑ ابن سعد، طبقات الکبری، الخامسة ۱، صص ۲۸۹-۲۹۰، ۲۹۲، ۳۰۱-۳۰۴ و ۳۳۴.
- ↑ ر.ک: نعمت الله صفری و معصومه اخلاقی، «امام حسن(ع) در طبقات ابنسعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی(ع)، ج۳، ص۲۸۰.
- ↑ ابن ندیم، الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.
- ↑ ر.ک: نعمتالله صفری فروشانی و معصومه اخلاقی، «امام حسن(ع) در طبقات ابنسعد»، مجموعه مقالات همایش سبط النبی امام حسن مجتبی(ع) ج۳، ص۲۷۸.
- ↑ ابن ندیم الفهرست، ص۱۱۱-۱۱۲.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۷، ص۱۹۷؛ ابن اثیر، الکامل، ج۶، ص۴۲۳.
- ↑ احمد بن علی خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۵، ص۳۲۱.
- ↑ رسول جعفریان، سیره رسول خدا(ص)، ج۱، ص۶۱.
- ↑ ابن سعد، طبقات الکبری، ج۲، ص۲۲۷.
- ↑ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۲، ص۱۶۸؛ محمد بن حسن طوسی، الأمالی، ص۵۹۹ («خَطَبَ النَّبِيُّ فَقَالَ:... وَ سَدَّ الْأَبْوَابَ إِلَّا بَابَ عَلِيٍّ»). علی بن احمد سمهودی، وفاء الوفاء، ج۱، جزء ۲، ص۴۷۴.
- ↑ محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۹، ص۲۸۵.
- ↑ مقدسی، یدالله، سیره همسرداری امامان معصوم، ص ۱۱۲-۱۲۷.