فرزندان امام حسن مجتبی
مقدمه
محمد بن سعد صاحب طبقات (م ۲۳۰ق) که با دقتی تمام ضمن شرح حال پیامبر اکرم(ص) و هر یک از اصحاب به شیوه خود شمار زنان و فرزندان ایشان را نام میبرد درباره امام حسن(ع) چنین نوشته است: فرزندان او عبارتاند از: محمداصغر، جعفر، حمزه و فاطمه که هر چهار تن در کودکی درگذشتهاند و مادرشان امکلثوم دختر فضل بن عباس بن عبدالمطلب است.
محمداکبر و حسن ملقب به حسن مثنی و دو دختر که مادرشان خوله دختر منظور بن زبان بن سیار فزاریه از قبیله غطفان بوده است. هر دو دختر در کودکی درگذشتهاند و به بلوغ نرسیدهاند. زید، امالحسن و امالحسین (امالخیر) مادرشان امبشیر دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بن ثعلبه خزرجی از قبیله خزرج انصار بوده است. اسماعیل و یعقوب و دو دختر که در کودکی درگذشتهاند. مادرشان جعده دختر اشعث بن قیس کندی است. جعده همان زنی است که به تحریک معاویه به امام حسن(ع) سم خوراند. ابن سعد در این گفتار تنهاست. دیگر مورخان معتقدند امام حسن(ع) از جعده صاحب فرزند نشد[۱]. قاسم، ابوبکر و عبدالله که مادرشان کنیزی به نام بقیله است. اینان همراه عموی بزرگوار خود امام حسین(ع) در کربلا حضور داشتند و به شهادت رسیدند و نسلی هم از ایشان باقی نمانده است. بقیله به همراه فرزندانش در کربلا حضور داشت. حسین أثرم[۲]، عبدالرحمان و امسلمه که مادرشان کنیزی به نام ظمیا است. عمرو که مادرش کنیز بوده و نسلی از او باقی نمانده است. فاطمه مکنی به امعبدالله مادرش کنیزی به نام صافیه بوده است. طلحه و فاطمه که مادرشان اماسحاق دختر طلحه بن عبیدالله بن عثمان تیمی است. اماسحاق پس از شهادت امام حسن(ع) به همسری امام حسین(ع) درآمد. عبدالله اصغر که مادرش زینب (امعبدالله) دختر سبیع بن عبدالله و برادرزاده جریر بن عبدالله بجلی است. به این ترتیب برای امام حسن(ع) بیست و پنج فرزند میشمارد که نه دختر و شانزده پسر هستند و مینویسد: نه فرزند او در کودکی در زمان حیات پدر از دنیا رفتهاند[۳]. مصعب بن عبدالله زبیری از هفده فرزند: شش دختر و یازده پسر نام میبرد[۴].
بلاذری از یازده فرزند: نه پسر و دو دختر[۵]. شیخ مفید پانزده فرزند برای آن حضرت قائل است: هفت دختر و هشت پسر[۶]. عمری از شانزده فرزند سخن میگوید: پنج دختر و یازده پسر[۷]. ابن شهرآشوب بیست و یک فرزند: هفت دختر و چهارده پسر را برمیشمارد[۸]. شوشتری درباره تعداد فرزندان امام و تعداد واقعی دختران و پسران اظهار نظر قاطعی نکرده است[۹]. از نظر مادلونگ زید، حسن مثنی، عمرو عبدالرحمان، حسین اثرم، طلحه، قاسم، عبدالله، ابوبکر، امالحسین، امسلمه، رقیه، فاطمه (امعبدالله) و فاطمه را میتوان تا حدی با قطعیت فرزندان وی دانست[۱۰]. ابنعنبه علاوه بر اسامی بالا نامهای اسماعیل، حمزه و یعقوب را نیز به عنوان فرزندان وی ذکر کرده است[۱۱].
با کنار هم گذاردن نامهای آمده در منابع در خصوص فرزندان آن حضرت، میتوان فرزندان آن امام را بدین صورت فهرست نمود: زید، حسن مثنی، عمرو، عبدالرحمان، حسین اثرم، طلحه، ابوبکر، قاسم، عبدالله، اسماعیل، حمزه، یعقوب و خواهران آنها امالحسن، امالحسین، امسلمه و فاطمه[۱۲]. از این فرزندان فقط حسن و زید صاحب نسل بودهاند و نسل سادات حسنی از این دو میباشند. از دیگر فرزندان ذکور امام حسن(ع) نسلی برجای نمانده است. هیچیک از فرزندان آن حضرت ادعای امامت نکردند و هیچیک از شیعیان هم درباره اولاد امام حسن(ع) ادعای امامت نداشتند.
زید نخستین فرزند امام و مأمور گردآوری صدقات رسول الله(ص) بود و منابع از او که شعر هم میسرود به نیکی یاد کرده و او را در کرامت و احسان ستودهاند. او که در نود سالگی از دنیا رفت، هرگز مدعی امامت نبود، اما در طول زمان گروندگان به شیوه او در مقابله با بنیامیه در قالب فرقه زیدیه خود را بدو منتسب ساختند[۱۳]. حسن مثنی نیز مأمور صدقات جدش، امیرالمؤمنین علی(ع) بود. با گزینش حجاج به عنوان والی مکه و سپس پافشاری او بر تغییر در مصارف و بهرهگیری از آن اموال به نفع عمر بن علی(ع)، عموی حسن، برخی مشکلات برای او بروز کرد که با مساعدت عبدالملک بن مروان غائله ختم شد. حسن مثنی داماد عموی خود، حسین بن علی(ع) بود و همراه او در کربلا حضور یافت. وفات او در مدینه رخ داد. عبدالرحمان با عموی خود امام حسین(ع) به حج رفت و در ابواء در نزدیکی مدینه از دنیا رفت. طلحه که به طلحه الجود معروف بود، بسیار بخشنده و کریم بود. حسین اثرم را از آنرو که یکی از دندانهای جلو او شکسته بود بدین صفت میخواندند. دیگر فرزندان امام یعنی قاسم، عبدالله و ابوبکر به همراه عموی خود امام حسین(ع) در کربلا شهید شدند. عمرو نیز جزء اسرای کربلا بود[۱۴]. باید گفت نسل حسن بن علی(ع) از سوی حسن مثنی و زید استمرار یافت، به ویژه از سوی عبدالله، فرزند حسن مثنی و پسرانش ابراهیم شهید باخمری و محمد نفس زکیه که در واقع نیای سادات حسنی به شمار میروند[۱۵].[۱۶]
زید بن حسن بن علی بن ابیطالب
«ابوالحسن»[۱۷] زید بن حسن(ع)، از سادات بنی هاشم[۱۸] و از فرزندان حسن بن علی بن ابی طالب(ع) است[۱۹]. نام مادرش را «ام بشیر» دختر ابومسعود عقبة بن عمرو بن ثعلبه خزرجی گفتهاند[۲۰] زید به لحاظ سن و سال از همه فرزندان امام حسن(ع) بزرگتر بود[۲۱]، با این وجود، خبر قابل اعتمادی که دالّ بر حضور وی در واقعه عاشورا باشد، منتشر نشده است. سبب این عدم حضور از سوی برخی از علما، «تخلف از عمویش اباعبدالله الحسین(ع)» توصیف شده است[۲۲].
زید بن حسن(ع) پس از شهادت امام حسین(ع)، با شوهر خواهر خود عبدالله بن زبیر بیعت کرد. او با ابن زبیر همچنان همراه بود تا اینکه وی در سال ۷۳ هجری در نبرد با نیروهای متخاصم شامی شکست خورد و کشته شد. بعد از قتل عبدالله بن زبیر، زید همراه با خواهرش به مدینه بازگشت[۲۳].
بنا بر روایتی که قطب الدین راوندی در کتاب خود «الخرائج و الجرائح» به نقل از از ابوبصیر از امام جعفر صادق(ع) نقل کرده، زید بن حسن(ع) با امام محمد باقر(ع) در مورد میراث پیامبر(ص) دچار اختلاف شد. او با این سخن که: «من از فرزندان امام حسنم و بهواسطه اینکه از نسل پسر بزرگترم، از شما به میراث پیامبر سزاوارترم» از امام باقر(ع) تقاضای تقسیم میراث پیامبر(ص) و دریافت سهم خود شد که با مخالفت آن امام همام(ع) روبرو گردید. زید، شکایت به قاضی اموی مدینه برد. در راه رفتن نزد قاضی، امام(ع) از زید خواست تا چنانچه چاقوی همراه زید، سنگ زیر پا و درخت در مسیر راه به نفع حضرت شهادت دهند، از شکایت خود صرفنظر میکند. زید پذیرفت؛ اما پس از مواجهه با شهادت این سه، به شام رفت و با این گفته که: أَتَيْتُكَ مِنْ عِنْدِ سَاحِرٍ كَذَّابٍ؛ «من از پیش مردی ساحر و کذاب آمدهام»، به شرح ماوقع برای عبدالملک بن مروان پرداخت و از او خواست تا کاری بکند. آنها با طرح دسیسههایی، در پی گرفتار کردن و سپس قتل امام محمد باقر(ع) بر آمدند تا این که سرانجام زید با مسموم کردن زین مرکب امام(ع)، ایشان را مسموم، و سپس به شهادت رساند. زید نیز پس از این اقدام بیمار شد و سه روز پس از شهادت امام محمد باقر(ع)، هلاک شد[۲۴]. این روایت را مرحوم خویی (ره) و دیگر علما به دلایلی که مرسله بودن و زنده نبودن عبدالملک تا زمان شهادت امام محمد باقر(ع) و نیز ناسازگاری این عمل با خصال نیکی که بزرگان در وصف او گفتهاند، از جمله آن است، ساختگی و مخدوش ارزیابی کردهاند[۲۵].[۲۶]
حسن مثنی
حسن بن حسن بن علی بن ابی طالب، مشهور به «حسن مثنی»، فرزند امام حسن مجتبی (ع) و مادرش خوله بنت منظور فزاریه است[۲۷]، وی در حماسه عاشورا ۱۷ ساله بوده است[۲۸]. حسن مثنی با کاروان حسینی از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا آمد و در روز عاشورا با اذن امام (ع) عازم میدان و کارزار با دشمن شد، با اینکه هفده سال بیشتر نداشت توانست جمعی از سپاهیان دشمن را که تا هفده نفر گفته شده را مجروح و یا به هلاکت رساند. البته در همین نبرد، این جوان دلاور هیجده زخم برداشت و دست راستش قطع شد و بیهوش روی زمین افتاد و چون دشمن خیال میکرد که او کشته شده است، دست از قتل او برداشت، ولی فردای آن روز، یازدهم محرم وقتی عمر سعد دستور داد سرهای شهدا را از بدن جدا کنند و به کوفه بفرستند دیدند که حسن مثنی زنده است و جان در بدن دارد، اسماء بن خارجة فزاری که در میان سپاه دشمن بود و با مادر حسن مثنی بستگی و خویشاوندی داشت گفت: زندگی او را به من ببخشید و به اسارت ببرید. اسماء او را معالجه کرد و بعد به مدینه فرستاد[۲۹].
این مجروح و جانباز حادثه کربلا، مردی با ابهت، زاهد و با فضیلت بود و در زمان حیاتش سرپرستی صدقات امیرالمؤمنین (ع) در مدینه منوره را برعهده داشت و در سن ۵۳ سالگی در سنه ۹۷ در زمان حکومت سلیمان بن عبدالملک دار فانی را وداع گفت[۳۰].[۳۱]
ابوبکر بن حسن بن علی بن ابیطالب
ابوبکر فرزند امام حسن مجتبی (ع) و مادرش همان مادر حضرت قاسم (ع) است که امولد (کنیز)[۳۲] بود[۳۳]. به روایت برخی منابع، امام حسین (ع) دخترش سکینه را به ازدواج او درآورد و ظاهراً از او فرزندی باقی نمانده است[۳۴]. ابوبکر همراه عمویش امام حسین (ع) از مدینه تا مکه و سپس به کربلا آمد و در روز عاشورا به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید. سنّ او را ۳۵ سال گفتهاند[۳۵].
قاسم بن حسن بن علی بن ابیطالب
«قاسم» فرزند امام حسن مجتبی و مادرش کنیز بود و نامش نرجس یا «رمله»[۳۶] و یا «نفیله» بود[۳۷] و برادر مادری ابوبکر و حسن مثنی است.
وی در سال ۴۷ه.ق در مدینه منوره دیده به جهان گشود و در سن دو سالگی پدر گرامیاش امام حسن مجتبی (ع) را از دست داد و یتیم شد، از آن پس تا هنگام شهادت در دامان پُر عطوفت عموی ارجمند خود حضرت اباعبدالله الحسین (ع) پرورش یافت. قاسم در واقعه عاشورا و به هنگام شهادت در سن نوجوانی بود و به حد بلوغ نرسیده بود؛ زیرا در سن سیزده چهارده سالگی بوده است[۳۸] ولی مؤلّف لباب الأنساب، او را شانزده ساله میداند.
مورخان از امام سجاد (ع) نقل کردهاند که: «شب عاشورا پدرم خطبهای خواند و به همه یاران و جوانان بنی هاشم فرمود، فردا من و همه شما کشته خواهیم شد و سپس به همه یاران و بستگان اجازه مرخصی داد تا از تاریکی شب استفاده کنند و بروند[۳۹]. در پی این خطبه و اعلان وفاداری اصحاب و نزدیکان، طبق نقل شیخ عباس قمی، حضرت قاسم ـ که در سن نوجوانی بود و هنوز به حد بلوغ نرسیده بود پنداشت که افتخار شهادت از آنِ مردان و بزرگسالان است و شامل نوجوانان نمیشود، از این رو ـ خدمت عموی گرامیاش حضرت حسین (ع) عرض کرد: «آیا من هم فردا جزء کشته شدگانم»؛ امام (ع) از او پرسید: «پسرم، مرگ در نزد تو چگونه است؟»[۴۰] قاسم]عرض کرد: «ای عموجان، مرگ برای من از عسل شیرینتر است»[۴۱]. سپس حضرت به او فرمود: «عمویت به فدایت، آری تو هم پس از ابتلا به بلایی بزرگ کشته خواهی شد و پسر کوچکم عبدالله (شیرخواره) هم کشته میشود، بعد گفت: عمو جان کار به آنجا میرسد که کودک شیرخوار را بکشند؟، فرمود: آری»[۴۲].[۴۳]
عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب
عبدالله فرزند ۱۱ ساله امام حسن مجتبی (ع) است، او هنوز به سن بلوغ نرسیده بود که در کربلا به شهادت رسید[۴۴].
برخی از مورخان نوشتهاند، عبدالله بن الحسن به هنگام شهادت هنوز به حد بلوغ نرسیده بوده است[۴۵]. اکثر مورخان مثل شیخ مفید، سید بن طاووس، محمد بن جریر طبری و دیگران نوشتهاند: موقعی که امام حسین (ع) پس از آنکه تمامی اصحاب و بستگانش به شهادت رسیدند و حضرت در گودال قتلگاه در محاصره دشمن قرار داشت، ناگهان عبدالله بن الحسن از داخل خیمهها و از زنان حرم جدا شد و شتابان دوید تا خود را به عم گرامیاش امام حسین (ع) برساند، زینب کبری تلاش کرد تا او را از رفتن به جبهه نبرد باز دارد ولی این نوجوان با وفا مقاومت کرد تا بلکه خود را به عمویش برساند. در این هنگام بحر بن کعب (أبجر بن کعب) و به قولی حرملة بن کاهل اسدی با شمشیر بر امام (ع) حمله کرد. آن مرد سنگ دل جلو آمد و شمشیر بر سر آن کودک خردسال فرود آورد، اما عبدالله دست خود را سپر کرد تا جلو شمشیر را بگیرد که دست او قطع شد و به حالت آویزان درآمد، نوجوان فریاد برآورد: ای مادر کجایی؟ امام (ع) او را در بغل کشید و فرمود: «برادرزادهام، در آنچه برایت پیش آمده صابر باش و آن را نزد خدا نیکو به حسابآور و خداوند تو را به پدران و نیاکان شایستهات ملحق خواهد نمود»[۴۶].[۴۷]
امالحسن بنت حسن بن علی بن ابیطالب
امحسن، فرزند امام مجتبی (ع) و مادرش «اُمِّبشیر»[۴۸] دختر ابی مسعود انصاری[۴۹] یا خزرجی[۵۰] است. به گفته برخی از معاصرین، وی همراه مادر، برادران خود قاسم بن حسن و احمد بن حسن و خواهرش «ام الخیر» با امام حسین (ع) از مدینه به کربلا آمد[۵۱] و هنگام غارت خیمههای سیّدالشهداء (ع) زیر دست و پای مهاجمین بیرحم به شهادت رسید[۵۲]. ولی در منابع پیشین از او به عنوان شهید یاد نشده است[۵۳].
امسلمه بنت حسن بن علی بن ابیطالب
«امسلمه» دختر امام حسن مجتبی(ع)، مادرش کنیزی به نام ظمیا است. و با دو برادرش: «حسین أثرم» و «عبدالرحمان» از یک مادر هستند[۵۴]. وی با پسر امام سجاد(ع) به نام «عمر» ملقب به «اشرف» که او را «عمر اشرف»[۵۵] میگفتند ازدواج کرد. سیدرضی و سیدمرتضی علمالهدی از طرف مادرشان فاطمه بنت حسین بن احمد، از نسل عمر اشرف میباشند[۵۶].[۵۷]
فاطمه بنت حسن بن علی بن ابیطالب
فاطمه بنت الحسن مادر بزرگوار امام باقر (ع)، نوه امام، دختر امام و همسر امام است. وی سومین «فاطمه» از تبار بنیهاشم است که در رحم مطهر و پاک او امامی پرورش یافته است. وی اولین دختر از نسل علی (ع) و زهرا (س) است که امامی را به دنیا آورده و آخرین زن علوی و فاطمی است که افتخار مادر بودن امام را کسب نموده است؛ زیرا بعد از امام باقر (ع) مادران امامان از تبارهای مختلف دیگری بودهاند.
ازدواج امام سجاد (ع) با دختر عمویش فاطمه، دختر امام حسن (ع)، از خاطرهانگیزترین ازدواجها در بیت امامت است. با این ازدواج، دو نسل امامت امام حسن و امام حسین (ع) به هم رسیدند و فرزندانی پاک و طاهر به دنیا آمدند[۵۸].
شیرینترین و بهترین دوره عمر فاطمه وقتی بود که پنجمین اختر فروزان و چراغ هدایت، امام باقر (ع) را به دنیا آورد. جدّش، پیامبر اکرم (ص) از طریق جابر بن عبداللّه انصاری، نویدِ فرزندش را داده و به او سلام رسانده و نام او را نیز فرموده بود[۵۹]. امام صادق (ع) درباره مادربزرگش، فاطمه بنت الحسن، فرمود: «كَانَتْ صِدِّيقَةً لَمْ تُدْرَكْ فِي آلِ الْحَسَنِ (ع) مِثْلُهَا»[۶۰]؛ «او زنی راستگو بود و نظیری در خاندان امام حسن (ع) نداشت».
ام عبداللّه همراه همسرش امام زین العابدین (ع) و فرزندش امام باقر (ع) در کربلا حضور داشت[۶۱] و شهادت عمویش امام حسین (ع) و برادرانش قاسم و عبداللّه و به غل و زنجیر کشیدن و اسارت همسر بیمارش و تشنگی فرزند خردسالش، امام باقر (ع) را به چشم دید[۶۲].
عمرو بن حسن بن علی بن ابیطالب
عبدالرحمان بن حسن بن علی بن ابیطالب
حسین اثرم
طلحة بن حسن بن علی بن ابیطالب
اسماعیل بن حسن بن علی بن ابیطالب
حمزة بن حسن بن علی بن ابیطالب
یعقوب بن حسن بن علی بن ابیطالب
امالحسین بنت حسن بن علی بن ابیطالب
منابع
پانویس
- ↑ تذکرة الخواص، ص۱۹۴.
- ↑ أثرم، به معنی کسی است که دندانهای پیشین او افتاده باشد.
- ↑ الطبقات الکبری، ج۵، ص١-٢؛ الارشاد، ج۲، ص۲۰.
- ↑ ر.ک: کتاب نسب قریش، ص۲۶-۲۸.
- ↑ ر.ک: انساب الاشراف، ج۳، ص۷۲-۷۳.
- ↑ ر.ک: الارشاد، ج۲، ص۲۰.
- ↑ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹.
- ↑ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۹۲.
- ↑ ر.ک: رسالة فی تواریخ النبی والآل(ع)، ص٨١-٨٣.
- ↑ ر.ک: مادلونگ، ص۳۸۱-۳۸۵.
- ↑ عمدة الطالب، ص۶۸.
- ↑ ر.ک: انساب الاشراف، ج۳، ص۷۳؛ تاریخ، یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸؛ الارشاد، ج۲، ص٢٠؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹؛ سرّ السلسلة العلویه، ص۵؛ مناقب آل ابیطالب، ج۳، ص۱۹۲؛ عمدة الطالب، ص۶۸.
- ↑ ر.ک: الارشاد، ج۲، ص۲۰-۲۳؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۲۰.
- ↑ ر.ک: کتاب نسب قریش، ص۵۰؛ الارشاد، ج۲، ص۲۳-۲۶؛ کشف الغمه فی معرفة الائمه، ج۲، ص۱۹۸؛ تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، ج۱۰، ص۵۲.
- ↑ عمدة الطالب، ص۶۸؛ الحدائق الناضره، ج۷، ص۱۲۹.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۱۳ ـ ۲۱۵.
- ↑ شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۱۳؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ قهبانی، مجمع الرجال، ص۷۸.
- ↑ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۵۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۰.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۳، ص۷۳؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.
- ↑ مجهول، اخبار الدولة العباسيه و فیه اخبار العباس و ولده، ص۱۷۴-۱۷۵؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۱؛ ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۴.
- ↑ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ سمرقندی، تحفة الطالب بمعرفة من ینتسب إلی عبدالله و أبی طالب، ص۳۷.
- ↑ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۶۷.
- ↑ قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۰۰-۶۰۴؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۳۳۱.
- ↑ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۵۱-۳۵۲.
- ↑ حسینی ایمنی، سید علی اکبر، مکاتبه اختصاصی با دانشنامه مجازی امامت و ولایت.
- ↑ ارشاد مفید، ج۲، ص۲۰؛ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۷۲؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۶۹.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۵، ص۴۴، وی در سنه ۹۷ هجری در سن ۵۳ سالگی از دنیا رفت. بنابراین در سنه ۶۱ هجری که حادثه جانگداز کربلا اتفاق افتاد هفدهساله بوده است.
- ↑ تنقیح المقال، ج۲، ص۲۷۲؛ اعیان الشیعه، ج۵، ص۴۴ با کمی تفاوت؛ ارشاد مفید، ج۲، ص۲۵؛ مقتل مقرم، ۳۰۶؛ اللهوف، ص۱۹۱؛ ابصارالعین، ص۲۶.
- ↑ اعیان الشیعه، ج۵، ص۴۳؛ ارشاد مفید، ج۲، ص۲۵ و در همین سند چنین آمده: و قبض الحسن بن الحسن رضوان الله علیه، وله خمس و ثلاثون سنة، ظاهراً یک اشتباه تقدیم و تأخیر باشد، یعنی ثلاث و خمسون به خمس وثلاثون تغییر یافته است والله العالم.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۱۳۸-۱۴۱.
- ↑ ام ولد، در اصطلاح به کنیز گفته میشود.
- ↑ مقاتل الطالبیین، ص۵۸.
- ↑ ر. ک: منتهی الآمال معرب، ج۱، ص۶۸۳.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۱۲۵-۱۲۶؛ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۵۹۱.
- ↑ ابصارالعین، ص۷۲، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة.
- ↑ نام مادر قاسم به نقل سماوی در ابصارالعین، ص۶۹ «رمله» و به نقل سبط ابن جوزی در تذکرة الخواص، ص۱۰۳ «نفیله» بوده است.
- ↑ ر. ک: ارشاد مفید، ج۲، ص۱۱۰.
- ↑ خطبه امام (ع) را در ترجمه حضرت عباس قمر بنی هاشم و مسلم بن عوسجه و حبیب بن مظاهر و اعلام وفاداری آنان را در همین اثر در ترجمه هر کدام ذکر کردهایم.
- ↑ «يَا بُنَيَّ كَيْفَ الْمَوْتُ عِنْدَكَ».
- ↑ «يَا عَمِّ أَحْلَى مِنَ الْعَسَلِ»
- ↑ نفس المهموم، ص۲۲۲.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص ۲۴۱-۲۴۳؛ محمدی ریشهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ص ۵۸۸.
- ↑ ارشاد، ج۲، ص۲۶، ۱۱۰، ۱۱۱، ۱۲۵، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید؛ رجال الطوسی، ص۷۶؛ تاریخ الطبری، ج۵، ص۴۶۸، دارالمعارف؛ تسمیة من قتل مع الحسین (ع) ش۱۱؛ مروج الذهب، ج۳، ص۶۱؛ مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۱۵ و ۱۲۲؛ المجدی فی انساب الطالبیین، ص۱۹؛ اعلام الوری، ص۲۱۳، ۲۱۴، ۲۴۹ و ۲۵۵؛ مقاتل الطالبیین، ص۸۹، دارالمعرفة؛ لباب الانساب، ج۱، ص۳۴۲-۳۴۳؛ جمهرة انساب العرب، ص۳۸ و ۳۹؛ رجال ابن داود، ص۲۰۱؛ رجال العلامة الحلی (خلاصة القوال)، ص۱۰۴؛ مجمع الرجال، ج۳، ص۲۷۸؛ جامع الرواة، ج۱، ص۴۸۱؛ منتهی المقال، ج۴، ص۱۷۵؛ نقدالرجال، ج۳، ص۹۸؛ معجم الرجال الحدیث، ج۱۰، ص۱۶۴-۱۶۵؛ اعیان الشیعة، ج۱، ص۶۱۰؛ ابصارالعین، ص۷۳-۷۵، مرکز الدراسات الاسلامیة لحرس الثورة؛ انصارالحسین (ع)، ص۱۳۲، الدار الاسلامیة، تنقیح المقال، ج۲، ص۱۷۸؛ قاموس الرجال، ج۶، ص۳۱۷؛ ذخیرة الدارین، ص۱۴۹.
- ↑ ر.ک: ارشاد مفید، ج۲، ص۱۱۰؛ اللهوف، ص۱۷۳؛ تاریخ طبری، ج۵، ص۴۵۰ میگوید، خرج غلام نوجوان و نمیگوید غیر بالغ.
- ↑ «يَا اِبْنَ أَخِي اِصْبِرْ عَلَى مَا نَزَلَ بِكَ، وَ اِحْتَسِبْ فِي ذَلِكَ اَلْخَيْرَ، فَإِنَّ اَللَّهَ يُلْحِقُكَ بِآبَائِكَ اَلصَّالِحِينَ»
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام حسین، ص۱۸۶-۱۹۰؛ جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، ص۲۳۱-۲۳۴.
- ↑ امبشر (تنقیح المقال، ج۱، ص۱۰۳؛ وسیلة الدارین، ص۲۴۷.)
- ↑ معالی السبطین، ج۲، ص۲۳۵.
- ↑ ارشاد، شیخ مفید، ج۲، ص۲۰، کنگره جهانی هزاره شیخ مفید؛ المجدی، ص۱۹. نیز ر. ک: (معالی السبطین، ج۲، ص۲۳۶.) خزرج، شاخهای است از انصار. (الانساب، سمعانی، ج۲، ص۳۵۹.)
- ↑ تنقیح المقال، ج۱، ص۱۰۳؛ وسیلة الدارین، ص۲۴۷.
- ↑ معالی السبطین، ج۲، ص۲۳۵.
- ↑ جمعی از نویسندگان، پژوهشی پیرامون شهدای کربلا، ص۹۸-۹۹.
- ↑ الارشاد، ج۲، ص۲۰.
- ↑ گویند از آن جهت که از طرف پدر و مادر دارای شرف و شرافت بود، به این لقب خوانده میشد.
- ↑ منتهی الامال، ص۷۲۷.
- ↑ محمدزاده، مرضیه، زنان ائمه معصومین و زنان با ائمه معصومین، ص ۲۱۶.
- ↑ اعلام الوری، ص۲۴۶؛ اعیان الشیعه، ج۱، ص۶۵۰.
- ↑ الفصول المهمة، ص۱۵؛ کشف الغمه، ص۱۲۳.
- ↑ اصول کافی، ج۱، ص۵۳۶؛ بحارالانوار، ج۴۶، ص۲۱۵.
- ↑ أعلام النساء المؤمنات، ص۴۹۸؛ ریاحین الشریعه، ج۳، ص۱۲؛ در مکتب فجر دانشها حضرت امام باقر (ع)، ص۲۸.
- ↑ مظفری ورسی، حیدر، مادران چهارده معصوم، ص۱۳۵ ـ۱۴۰.