بحث:عبدالله بن عمیر کلبی در تاریخ اسلامی
شهادت عبدالله بن عمیر
عبدالله بن عمیر وقتی در کوفه دید مردم در اردوگاه نخیله جمع میشوند از آنها پرسید به کجا میروید؟ گفتند به جنگ حسین پسر فاطمه! گفت به خدا من در جهاد با مشرکین ولع داشتهام و امیدوارم که جهاد با این مردم که به جنگ پسر پیغمبر خود میروند ثوابش برای من از ثواب جهاد با مشرکین بیشتر باشد بعد نزد همسرش آمد و با او قصد خود را در میان گذاشت. زن گفت فکر درستی کردهای مرا هم با خودت ببر. روز هشتم محرم شبانه با زنش از کوفه به کربلا رفتند و خدمت امام رسیدند. در صفآرایی روز عاشورا که جنگ با نبرد تن به تن آغاز گردید، شیخ مفید میگوید: یسار که غلام زیاد بن ابوسفیان بود به میدان آمد و مبارزطلبید. بن عمیر به جنگ وی آمد. یسار به او گفت: تو کیستی؟ وی حسب و نسب خود را شرح داد. یسار گفت: تو را نمیشناسم. باید زهیر بن قین یا حبیب بن مظاهر به میدان من بیایند. عبدالله بن عمیر گفت: ای پسر زن زناکار! تو به این مرتبه نرسیدهای که هر کس را تو خواهی به جنگت بیاید! سپس حمله کرد و شمشیری به یسار زد و او را از پای درآورد. همان طور که وی را مورد ضربه قرار داده بود ناگاه سالم غلام ابن زیاد به عبدالله بن عمیر حمله نمود.
یاران امام حسین(ع) فریاد زدند و به عبدالله بن عمیر گفتند: این غلام زر خرید به سراغ تو آمد! ولی وی متوجه نشد تا اینکه آن غلام بر او هجوم برد و شمشیر بر زد، ابن عمیر دست چپ خود را آن ضربه قرار داد و انگشتهای دست او قطع شدند. سپس ابن عمیر حمله شدیدی به او نمود و عبدالله به شهادت رسید[۱].
بعد از شهادت عبدالله همسر او بالای سرش آمد و خاک از چهرهاش پاک کرد و به او گفت «بهشت گوارایت باد از خدایی که بهشت را روزی تو گردانید درخواست میکنم که مرا هم مصاحب و همراه تو گرداند» شمر به غلام خود گفت عمود آهنین بر سر آن زن بزند و غلام عمود آهنین را چنان بر سر آن خانم فرود آورد که مغزش متلاشی شد و همان جا به شوهر پیوست[۲].[۳]
مقدمه
عبدالله بن عمیر کلبی جزء اولین شهداست که از جبهۀ امام حسین(ع) در روز عاشورا به میدان نبرد رفت. وی که کنیهاش ابووهب بود، جوانی دلاور و حماسی از شیعیان کوفه بود. به کوفه آمده، در نزدیکی بئر العبد خانهای گرفت و با همسرش به آنجا منتقل شد. وقتی دید عمر سعد، نیرو آماده و سازماندهی میکند تا از نخیله به جنگ حسین بن علی(ع) در کربلا بروند، پیش خود گفت: به خدا قسم شیفتۀ جهاد با مشرکان بودم. امیدوارم جنگ با اینان که به نبرد فرزند پیامبر میروند، نزد خداوند کم ثوابتر از جهاد با مشرکان نباشد. پیش همسرش رفت و نیّت خود را با او در میان گذاشت، شبانه هر دو از کوفه بیرون رفتند و شب هشتم محرّم به یاوران حسین در کربلا پیوستند[۴]. همسر او نیز از شهدای کربلا بود.
پس از شهادت عبدالله بن عمیر کلبی، زنش خود را به بالین او رساند و خاک از چهرۀ او میزدود که به دستور شمر، یکی از غلامانش (به نام رستم) با گُرزی بر سر او زد و کنار شوهرش به شهادت رسید.
«عبدالله بن عمیر کلبی»، دومین شهید از اصحاب امام حسین(ع) بود[۵]. نامش در زیارت ناحیه مقدسه هم آمده است[۶].
مقدمه
عبد الله فرزند عمیر و به قولی عمیره، اهل کوفه بود، و اگرچه عصر پیامبر اسلام(ص) را درک کرد اما توفیق زیارت آن حضرت را پیدا نکرد[۷] و به روایت شیخ طوسی، او از اصحاب امیرمؤمنان(ع) و ابا عبدالله الحسین(ع) بود[۸]. وی مردی شجاع و دلاور بود و در واقعه کربلا با همسرش ام وهب به یاری امام حسین(ع) آمد و مجاهدت بسیار کرد و یسار (غلام آزاد شدۀ زیاد بن ابیه) و سالم (غلام آزاد شدۀ عبیدالله بن زیاد) را به قتل رساند.
شیخ مفید نقل میکند: پس از آنکه لشکر عمر سعد برای آغاز جنگ در روز عاشورا خیمههای ابا عبدالله الحسین(ع) را تیر باران کردند و مبارز طلبیدند، در این موقع یسار به میدان آمد و مبارز طلبید، بلافاصله عبدالله بن عمیر کلبی این یار باوفای امام حسین(ع) به جنگ او آمد. یسار از او پرسید: تو کیستی؟ وی خود را معرفی کرد. یسار گفت: من تو را نمیشناسم و شأن من نیست که با تو پیکار کنم، بازگرد تا زهیر بن قین یا حبیب بن مظاهر به مصاف من بیایند.
عبدالله بن عمیر کلبی گفت: ای بیپدر، کارت به جایی رسیده که در مبارزه، خود را همطراز مردان میدانی، با سرعت ضربهای به وی زد و او را از پای در آورد ولی هنوز مشغول به قتل او بود که سالم (غلام آزاد شده پسر زیاد) به میدان آمد تا عبدالله بن عمیر کلبی را به قتل رساند که اصحاب امام حسین(ع)، عبدالله بن عمیر کلبی را آگاه ساختند. و سالم شمشیر کشید که عبدالله بن عمیر کلبی را به قتل برساند اما عبدالله بن عمیر کلبی دست خود را جلو آورد و ضربه شمشیر سالم انگشتان او را جدا کرد، ولی عبدالله بن عمیر کلبی درنگ نکرد و با ضربهای کاری، سالم را هم به هلاکت رساند و پس از آنکه این دو را هلاک کرد به خیمههای حسینی بازگشت.
ابنشهرآشوب مینویسد: عبدالله بن عمیر کلبی (عمیر)، در یوم الطف (واقعه کربلا) جزو اصحاب امام حسین(ع) بود که در حمله اول به شهادت رسید[۹].[۱۰]
پانویس
- ↑ بحار، ج۴۵، ص۱۲؛ ابصار العین، ص۱۵۷.
- ↑ ابصار العین، ص۱۵۲.
- ↑ راجی، علی، مظلومیت سیدالشهداء ج۲، ص ۴۹.
- ↑ تنقیح المقال، مامقانی، ج۲، ص۲۰۱؛ عبرات المصطفین، ج۲، ص۲۴.
- ↑ انصار الحسین، ص۸۴؛ موسوعة العتبات المقدسه، ج۸، ص۶۶.
- ↑ محدثی، جواد، فرهنگ عاشورا، ص۳۲۷.
- ↑ اسدالغابه، ج۳، ص۲۳۸. در این سند و مناقب ابنشهرآشوب اسم پدر او را «عمیره» ضبط کرده است.
- ↑ رجال طوسی، ص۵۴، ش۱۲۳ و ص۷۸، ش۲۸.
- ↑ مناقب ابن شهرآشوب، ج۴، ص۱۱۳.
- ↑ ناظمزاده، سید اصغر، اصحاب امام علی ج۲، ص۹۱۸-۹۱۹.