بنی قنطوره

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل مرتبط با مباحث پیرامون امام مهدی(ع) است. "امام مهدی" از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل امام مهدی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

مقدمه

  • قنطورا نام کنیزی از حضرت ابراهیم خلیل (ع) بوده که نژاد ترک و چین از آن کنیز می‌باشند. این واژه در اخبار ملاحم -اخبار مشتمل بر پیشگویی از حوادث خونین و وحشت‌زا در آخر الزمان- آمده است[۱]. در آن‌جا ذکر شده که بنی قنطوره به عراق، و به روایتی در بصره فرود می‌آیند و مردم عراق را از کشورشان بیرون می‌کنند. برخی از اهالی به آن‌ها می‌پیوندند و برخی با آنان نبرد می‌کنند و سرانجام بر آن‌ها پیروز می‌گردند. کشته‌های آنان که با بنی قنطوره بجنگند شهید هستند[۲]. بر طبق آن‌چه که در کتاب‌های لغت آمده است، بنو قنطوره، عبارت از ترک‌ها هستند. برخی گفته‌اند که منظور، سودانی‌ها هستند و برخی دیگر آن‌ها را مردم اندلس می‌دانند، ولی صحیح آن است که قنطوره، همان کنیز حضرت ابراهیم (ع) است[۳]. در حدیث قنطوره آمده است: "نزدیک است که سلطنت عرب به دست بنی قنطوره برچیده شود. بنی قنطوره قومی هستند با صورت‌های پهن، بینی‌های فرورفته و دیدگان کوچک، صورت‌های‌شان چون سپرهای آهنین است. کفش‌های مویی به پا دارند و در محلی در نزدیکی سرزمین عرب، که از زمین‌های عربی است فرود می‌آیند که به آن‌جا وادی لون گفته می‌شود[۴]. در حدیثی تصریح شده که بنی قنطوره از مشرق‌زمین می‌آیند: بنی قنطوره مسلمانان را دنبال می‌کنند و اسب‌های خود را به نخل‌های خوخا -در نزدیکی مسجد کوفه- می‌بندند و از آبشخورهای فرات می‌نوشند. بنو قنطوره که از خراسان و سجستان می‌آیند، مردم عراق را به شدت فراری می‌دهند. ان‌ها شریرانی هستند که مرحمت از دل‌های‌شان گرفته شده است، در میان حیره و کوفه به هرکس برسند، می‌کشند و اسیر می‌گیرند[۵][۶].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. معارف و معاریف، ج ۳، ص ۲۷۷.
  2. بحار الانوار، ج ۱۸، ص ۱۱۳.
  3. روزگار رهایی، ج ۲، ص ۹۵۹.
  4. همان.
  5. روزگار رهایی، ج ۲، ص ۹۶۱.
  6. تونه‌ای، مجتبی، موعودنامه، ص۱۷۸.