دعبل خزاعی

از امامت‌پدیا
پرش به ناوبری پرش به جستجو

متن این جستار آزمایشی است، امید می رود در آینده نه چندان دور آماده شود.

این مدخل از چند منظر متفاوت، بررسی می‌شود:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل دعبل (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.


دعبل خزاعی شاعر متعهد شیعه که در زمان امام رضاعلیه السلام می‌زیست، هنر خویش را در راه احیای حق آل محمدعلیهم السلام، و ذکر و یاد شهدای عترت پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم و بیان فضایل اهل بیتعلیهم السلام قرار داده بود و نزد ائمه شیعهعلیهم السلام، منزلتی داشت[۱].

مقدمه

  • روزی در مرو، به حضور حضرت رضاعلیه السلام رسید و عرض کرد: ای فرزند پیامبر! درباره شما قصیده ای سروده‌ام و عهد کرده‌ام که قبل از شما آن را برای کسی نخوانم. حضرت اجازه فرمود تا دعبل شعرش را بخواند و او هم خواند. قصیده بلند و بالای دعبل، که به «قصیده تائیّه» یا «مدارس آیات» معروف است، از پرمحتواترین قصایدی است که در بیان حق و فضایل این دودمان پاک و یادآوری از شهدای آل محمدعلیهم السلام می‌باشد. در این قصیده، که یکصد و بیست و یک بیت است، در فضایل سرشار از معنویت و خاطره‌های پر سوز و گداز، جریان خاندان پیامبرصلى الله عليه وآله وسلم را از آغاز، همراه شهادت‍‌ها و رنج‌ها بیان می کند. از خانه‌ها و مدارس و منازلی یاد می کند، که- به خاطر ستم‌های امویان و عباسیان- متروک و خالی مانده است. خانه‌ها و مراکزی در خیف، منا، مسجد الحرام، عرفات، جمرات که پایگاه وحی بوده است، دیاری که برای آل رسول اللهعلیهم السلام، امیرالمؤمنینعلیه السلام، حسن و حسینعلیهم السلام، جعفر و عبدالله و فضل، حمزه و امام سجادعلیه السلام ... بوده است. منازل پاکی و طهارت و نماز و تقوا و نیکی که در جایْ جایِ آن سرزمین‌ها دایر بوده است و سرگذشتِ شهادت‌ها، ستم‌ها، خون‌ها. و در جایی از قصیده، خطاب به مادر امامان، حضرت زهراعلیها السلام می‌گوید. اگر در خیال هم حسین را آغشته به خون می‌دیدی که از تشنگی، کنار فرات جان داد، بر صورت خویش سیلی می‌زدی و اشک از دیدگان بر چهره جاری می‌کردی، ای فاطمه! ای دختر نیکی! برخیز و ندبه کن، که ستاره‌های آسمان، بر دشت و هامون افتاده است .... آنگاه، یاد از قبرهایی می‌کند که از این دودمان، در سرزمین کوفه، مدینه، مکه، فخّ، جوزجان، بغداد، طوس، کربلا ... قرار دارد و از شهدایی چون شهید فخّ، یحیی بن زید، ابراهیم بن عبدالله، موسی بن جعفر و شهدای کربلا ... یاد می‌کند ....[۲][۳].
  • نقل شده است که وقتی دعبل، در شمارش این زمین‌های نورانی و مرقدهای پاک، به آن جانِ مطهر و ارزشمندی که در بغداد مدفون است رسید (یعنی امام کاظمعلیه السلام حضرت رضاعلیه السلام فرمود که این را هم اضافه کند:" وَ قَبْرٌ بِطُوسٍ‏ يَا لَهَا مِنْ‏ مُصِيبَة ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"، که یادی بود از قبری مصیبت بار و اندوه آور که در خاکِ طوس است. دعبل پرسید: این قبر، قبر کیست که در طوس است؟ امامعلیه السلام فرمود: قبر من است. روزها و شب‌هایی چند نمی‌گذرد، مگر این که طوس، محلّ رفت و آمد شیعیان و زائران من می‌گردد. هرکس مرا در غربتم در سرزمین طوس زیارت کند، با من خواهد بود و گناهش در قیامت بخشوده خواهد شد. آنگاه امامعلیه السلام برخاست و صله و هدیه‌هایی به عنوانِ تقدیر، به دعبل عطا کرد[۴] دعبل، با این قصیده خویش که دفاعی جانانه و استوار از خطّ اهل بیتعلیهم السلام، بود، حق را زنده کرد و دشمنان حق را کوبید و حتی مأمون را به شدت به خشم آورد و علی بن موسی الرضاعلیه السلام را خشنود ساخت[۵].
  • می‌بینیم که شاعر آگاه و بلند اندیشه‌ای چون دعبل، با آن موقعیت ادبی و شعر استوارش، در احیای شهدای آل محمد چگونه از جان مایه می‌گذارد و یکایک قبور مطهّر به خون خفتگان عترت پیامبر را بر می‌شمارد و نام شهیدان آل علی را یاد می‌کند و مجموعه‌ای از این «فرهنگ» را در شعر خویش، یکجا می‌آورد.امام هم، برای تکمیل قصیده بلند او، که تمام قبور و مزارات شهدای مظلوم فرزندان فاطمه را داراست، از قبر خویش که در طوس خواهد بود یاد می‌کند و دو بیت، به قصیده‌اش می‌افزاید. این، خط کلیّ و درخشان ائمهعلیهم السلام است که مردم را با این مزارها و مدفونین آنها آشنا کنند، تا از این طریق، مردم، راه هدایت و نجات را بیابند و در بیراهه‌های ظلمانی نیفتند. شاعران آیین دیگری جز کمیت هم، سهم مهمی در احیای فرهنگ اهل بیتعلیهم السلام و یاد شهدای آل رسول داشتند[۶].

دعبل خزاعی در موعودنامه

  • "دعبل بن علی بن رزین بن عثمان بن عبد الله بن بدیل بن ورقاء خزاعی کوفی" معروف به دعبل خزاعی، شاعری بلیغ، سخنوری ادیب و دانشمندی والامقام بوده که عمر خود را در مدیحه‌سرایی و ذکر فضایل اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام سپری کرده است. مرحوم شیخ طوسی و نجاشی او را از یاران حضرت رضا علیه السلام به شمار آورده‌اند. این شاعر توانای سده سوّم هجری (متوفای ٢٤٦) در قصیده‌ای که در خدمت امام رضا علیه السلام خواند، چنین سروده است: ترجمه: "اگر آن‌چه را امروز یا فردا امید وقوع آن را دارم نمی‌بود، دلم از حسرت و اندوه بر ایشان -اهل بیت علیهم السلام- پاره‌پاره می‌شد. -و آن امید به- قیام امامی است که بدون تردید قیام خواهد کرد-که-با نام خدا و همراه با برکات الهی قیام می‌فرماید. -و او- در میان ما حق و باطل را از هم جدا می‌سازد، و پاداش و کیفر می‌دهد". هنگامی که "دعبل" این ابیات را به عرض رساند، امام رضا علیه السلام سر برداشت و فرمود: "ای خزاعی! این اشعار را روح القدس، بر زبان تو جاری ساخته است". آن‌گاه فرمود: آیا می‌دانی آن امام کیست‌؟ دعبل عرض کرد: نمی‌دانم، فقط‍‌ شنیده‌ام که امامی از دودمان شما خروج می‌فرماید و زمین را پر از عدل و داد می‌سازد. فرمود: ای دعبل! امام بعد از من پسرم محمد (امام جواد) و بعد از او پسرش علی (امام هادی) و بعد از او پسرش حسن (امام عسکری) است، و پس از حسن، پسرش حجّت قائم است که در غیبت او انتظارش را می‌برند و به هنگام ظهور مطاع خواهد بود، و اگر از دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خدا آن روز را طولانی می‌سازد تا قائم علیه السلام خروج نماید و زمین را پر از عدل و داد سازد، چنان‌که از جور پر شده است[۷][۸].

پرسش‌های وابسته

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

Icon4.png با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص:۸۰-۸۲.
  2. قصیده دعبل که با بیتِ «مدارس آیاتٍ خلت من تلاوهٍ ...» معروفیت دارد، به صورت‌های گوناگون، کم و زیاد، در منابع مختلفی نقل شده است که مفصل ترین صورت نقل این قصیده، در کتابِ کشف الغمه، اربلی، جلد۳، ص۱۰۸ به بعد نقل شده است که حدود۱۲۱ بیت می‌باشد.
  3. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص:۸۰-۸۲.
  4. الغدیر، علامه امینی، ج۲، ص۳۶۱.
  5. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص:۸۰-۸۲.
  6. محدثی، جواد، فرهنگ زیارت، ص:۸۰-۸۲.
  7. الفصول المهمه، ص ۲۵۱؛ پیشوای دوازدهم، هیأت تحریریه مؤسسه در راه حق، ص ۱۳.
  8. مجتبی تونه‌ای، موعودنامه، ص:۳۳۱.