سیره اجتماعی امام حسن عسکری

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

امام عسکری(ع) و نیازهای جامعه اسلامی

باتوجه به جوّ کلی جامعه زمان امام حسن عسکری(ع) و اینکه یکی از مسئولیت‌های اساسی آن حضرت به‌عنوان حلقه وصل میان دو عصر حضور و غیبت با همه خصوصیات و علاماتی که این دو عصر دارند، مسئولیت‌های ایشان را می‌توان بدین شرح شماره نمود:

  1. ایجاد روابط آمیخته با حکمت و دقّت با حاکمان و دستگاه حاکم.
  2. ردّ شبهات و دفاع از حریم رسالت الهی.
  3. روبرو شدن با فرقه‌های منحرف.
  4. دعوت به سوی دین حق[۱].

ایجاد روابط آمیخته با حکمت و دقت با حاکمان و دستگاه حاکم ‌

حکومت در رابطه با حضرت امام هادی(ع) این برنامه‌ها را به مورد اجرا می‌گذاشت:

  1. نزدیک کردن آن حضرت به دربار و تظاهر به احترام و بزرگداشت آن حضرت.
  2. مراقبت شدید و مستمر از همه کارها و احوالات امام(ع).
  3. خشونت در برخورد هنگامی که اقتضای این امر بوده باشد، مانند به‌ زندان انداختن امام(ع)، یا ریختن به خانه آن حضرت و یا ترور کردن آن بزرگوار.

به همین دلیل لازم بود که حضرت امام حسن عسکری(ع) با احتیاط و دقت کامل در برابر حکومت ستمگر و اقدامات خشونت‌آمیز آن‌که اوّلا سعی در کشف کردن پسر حضرت امام حسن عسکری(ع) در صورت ولادت و یا جلوگیری از ولادت چنین پسری داشته و ثانیا هدف قطع ارتباط امام با شیعیان و پیروان آن حضرت را دنبال می‌نموده است، برخورد نماید.

و به زودی به برنامه‌ریزی دقیق حضرت امام حسن عسکری(ع) که منجر به عدم کشف حضرت امام مهدی(ع) توسط حکومت گردید اشاره خواهیم کرد.

حضرت امام عسکری(ع) از هر فرصتی که برای آن حضرت به وجود می‌آمد از طریق کاروان‌هایی که به پایتخت می‌رسیدند برای ارتباط با پیروان و شیعیان خویش استفاده می‌نمودند. ارتباط آن حضرت با پیروانشان به وسیله روش‌هایی بسیار هوشمندانه و گوناگون صورت می‌گرفت. به همین ترتیب بود که مقداری از اموال و یا استفتاءات و یا غیره مانند اخبار و مسائلی که امام(ع) به آن اهمیت می‌دادند به دست آن حضرت می‌رسید.

به علاوه اینکه گسترش دایره وکیلان حضرت امام حسن عسکری(ع) ضرورت ارتباط مستقیم با آن حضرت را کاهش داده و سیاست گوشه‌گیری که حضرت امام عسکری(ع) انتخاب نموده بود به دستگاه حکومتی اطمینان می‌داد که تحرک آن حضرت محدود شده و یا حتی کاملا متوقف گردیده است[۲].

ردّ شبهات و دفاع از حریم رسالت ‌

یکی از مهمترین فعالیت‌هایی که از حضرت امام حسن عسکری(ع) در زمان امامتش صادر شد ردّ آرام و حکیمانه بزرگترین توطئه تخریبی بود که یکی از فلاسفه مسلمان به نام «کندی» به وجود آورنده آن بود. کندی تعدادی از آیات متشابه قرآن را که در نگاه اوّل برای خواننده نوعی از تناقض را تداعی می‌نمود جمع کرده و می‌خواست این کتاب را منتشر نماید. این اقدام مستقیما قرآن کریم را که سند رسالت و نبوّت اسلامی و سمبل اوّل نظام اسلامی بوده است را هدف قرار داده بود.

در عین حال هیچ‌کس به جز حضرت امام عسکری(ع) میزان خطرناک بودن این اقدام و تأثیر منفی آن را بر عامّه مردم که در مسائل علمی و دینی تخصّص نداشتند درک نکرده بود. به اضافه اینکه این اقدام ممکن بود بهانه و دستاویزی به دست دشمنان اسلام و مسلمین بدهد، اما حضرت امام عسکری(ع) به موقع از این اقدام مطلع شده و آن را در نطفه خفه کردند. روزی یکی از شاگردان کندی بر حضرت امام حسن عسکری(ع) داخل شده، امام عسکری(ع) به او فرمودند: آیا در میان شما مردی رشید پیدا نمی‌شود که استاد شما کندی را از کاری که در رابطه با قرآن آغاز کرده است منصرف نماید؟

شاگرد کندی جواب داد: ما شاگردان او هستیم. چگونه می‌توانیم در این کار یا کارهای دیگر به استاد خود اعتراض کنیم؟ حضرت امام عسکری(ع) به وی فرمودند: «آیا آنچه را که به تو بگویم به وی خواهی رساند؟ وی پاسخ داد: آری. امام(ع) فرمودند: به نزد کندی برو و در انس گرفتن و یاری او در امر قرآن با وی ملاطفت و دوستی به خرج بده، پس هنگامی که انس و الفت در میان تو و او برقرار شد به او بگو: مسأله‌ای برای من پیش آمده که می‌خواهم از تو بپرسم، وی از تو خواهد خواست تا مسأله را از او بپرسی. به وی بگو: اگر کسی در نزد تو قرآن بخواند آیا امکان دارد که مراد او از آنچه را که به او تکلّم می‌کند غیر از آن معانی باشد که تو گمان می‌کنی وی آن معنا را اراده کرده است؟ وی به تو خواهد گفت: آری، ممکن است؛ زیرا وی مردی است که اگر حق را بشنود می‌فهمد، پس هنگامی که این مطلب را پذیرفت به او بگو: در این صورت تو چه می‌دانی که معنای واقعی آن کلمات‌ چیست؟ شاید معنای واقعی این آیه غیر از آن معنایی‌ باشد که تو فهمیده‌ای، و این آیه برای معنایی غیر از معنای ظاهری آن وضع شده باشد.

آن مرد به نزد کندی رفت و هنگامی که در میان آنها انس و الفت ایجاد شد مسأله را برای او مطرح کرد. کندی گفت: بعدا برای گرفتن جواب بیا، وی مدتی با خود تفکر کرد و در نزد عقل و وجدان خود دید که این مسأله از نظر نظری مشکلی ندارد و از نظر لغوی احتمال آن می‌رود.

سپس کندی به شاگرد خود گفت: تو را سوگند می‌دهم که به من خبر بدهی این مسأله را از کجا آورده‌ای؟ شاگرد جواب داد: این مسأله‌ای بود که ناگاه به دلم افتاد و آن را به تو گفتم، کندی پاسخ داد: هرگز مانند تویی به چنین مسأله‌ای راه نمی‌برد و به چنین جایگاهی نرسیده است، پس مرا آگاه کن که از کجا این سؤال را آورده‌ای؟ شاگرد پاسخ داد: ابو محمد عسکری(ع) دستور آن را به من داده است. کندی گفت: الآن درست گفتی. چنین مسائل و کلماتی جز از مثل چنین خاندانی خارج نمی‌شود. سپس دستور داد تا آتش افروخته و هرآنچه در آن‌ کتاب نوشته بود را به آتش سوزاند[۳].

این موضع امام(ع) دلیل بر هوشیاری امام(ع) و مراقبت آن حضرت از همه فعالیت‌های علمی و فکری بود که می‌توانست از دور یا نزدیک ضرری به رسالت اسلامی وارد نماید. علاوه بر اینکه نقش بزرگی نیز در بیداری حسّ صحیح اعتقادی در شیعیان و دور کردن آنان از مواضع شک و شبهه داشته باشد، این شیوه‌ای بود که حضرت امام عسکری(ع) در برابر فرق و مذاهب انحرافی و کلّا انحرافات فکری از آن تبعیت می‌کردند تا درسی برای اصحاب و شیعیان آن حضرت در نسل‌ها و قرن‌های آینده باشد.

حادثه طلب باران راهبان و تأثیر منفی که بر جامعه اسلامی گذاشته بود نیز در همین راستا بود که هیچ‌کس به جز حضرت امام عسکری(ع) نمی‌توانست این فتنه را برطرف نماید. حکومت نیز این موقعیت ممتاز آن حضرت را دانسته و به همین جهت از آن حضرت خواست تا متولّی امر دفاع از امت جد خویش باشد؛ چراکه شک و شبهه امت جد او را فراگرفته بود.

و همچنان‌که دانستیم حضرت امام عسکری(ع) در این ماجرا پیروز شده، شک و ابهام‌هایی که حقانیت شریعت و نظام اسلامی را زیر سؤال می‌برد کاملا رفع نمود؛ نظامی که به‌عنوان شریعت پایان بخش همه ادیان روی کار آمده بود. امام(ع) با این اقدامات توانست امت اسلام و نظام اسلامی را از سقوط و فروپاشی محافظت نماید[۴].

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۳، ص ۱۹۳.
  2. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۳، ص ۱۹۳.
  3. مناقب، ج۴، ص۴۵۷-۴۵۸، به نقل از ابو القاسم کوفی، کتاب التبدیل ق۳.
  4. حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۱۳، ص ۱۹۵.