صبغة الله در قرآن کریم

مقدمه

صِبغه به معنای رنگ یا رنگ‌آمیزی و از ریشه «ص - ب - غ» است. مصدر دیگر آن «صَبْغ» است. این ماده جز معنای رنگ‌آمیزی، در معنای فرو بردن چیزی در چیزی و آغشته کردن به آن مانند فرو بردن نان در روغن نیز به‌کار می‌رود. و به «نان‌خورش» (خورشی که نان با آن خورده می‌شود) و چیزی که با آن لباس و چیزهای دیگر رنگ‌آمیزی می‌شوند «صِبْغ» و «صِباغ» گفته می‌شود[۱]. به گفته برخی، معنای اصلی این ماده، فرو بردن چیزی در چیزی است؛ به گونه‌ای که همراه با تغییر حالت باشد و در امور مادی، مانند رنگ‌آمیزی لباس و فرو بردن دست در آب و نیز امور معنوی، مانند رنگ دین به خود گرفتن به‌کار می‌رود[۲]. «صبغة‌الله»‌ ترکیبی اضافی و مراد از آن رنگ خدایی یا رنگ‌آمیزی معنوی و تحولی روحانی است که با ایمان به همه پیامبران و دین الهی حاصل می‌شود[۳]. به نظر می‌رسد با توجه به معانی لغوی «صبغه» که گاه به معنای اسمی (رنگ) و گاه به معنای مصدری (رنگ‌آمیزی) آمده است، مفسران نیز در معنای «صبغة‌الله» گاه معنای اسمی آن را لحاظ کرده و گاه معنای مصدری را که در هر حال تحول معنوی برآمده از ایمان به خدا در انسان مراد است. ماده «صبغ» سه بار در قرآن به کار رفته است: «صِبْغة» به معنای رنگ یا رنگ‌آمیزی دو بار در آیه ۱۳۸ سوره بقره و «صِبْغ» به معنای نان‌خورش یک بار در آیه ۲۰ سوره مؤمنون.

براساس آیات ۱۳۵ - ۱۳۶ سوره بقره، اهل کتاب که تنها خود را بر حق می‌دانستند، به دیگران می‌گفتند یهودی یا نصرانی شوید تا هدایت یابید. خداوند در پاسخ آنان، تنها راه هدایت را پیروی از آیین خالص ابراهیمی و التزام به توحید و ایمان به آموزه‌های پیامبران الهی و تسلیم بودن در برابر خدا دانسته و در ادامه، آن را رنگ خدا و رنگ خدا را بهترین رنگ معرفی می‌کند: ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ ٱللَّهِ صِبْغَةًۭ وَنَحْنُ لَهُۥ عَـٰبِدُونَ[۴]. در این آیه، صبغه مصدر تأکیدی و به معنای نوعی رنگ‌آمیزی است[۵] و مراد از ترکیب ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ رنگ‌آمیزی معنوی و تحولی روحانی است که اگر اضافه آن لامیه باشد، تحول مؤمن با قصد تقرب به خدا و اگر اضافه به معنای «مِن» باشد، رنگ معنوی و تحولی است که خداوند با رنگ فطرت، عقل و شرع در مؤمن پدید می‌آورد. البته نظم و سیاق آیات، معنای دوم را می‌رساند؛ زیرا فرستادن پیامبران و کتاب‌های آسمانی، رنگ‌آمیزی ویژه‌ای است از جانب خدا که سبب تحول جامعه به سوی سعادت می‌شود و نتیجه آن عبودیت تامّی است که قله و منتهای کمال است[۶]. از آیات ۱۳۵ و ۱۳۶ سوره بقره به دست می‌آید که «صبغة‌الله»‌ در آیه ۱۳۸ سوره بقره ایمان به آیین توحیدی همه پیامبران الهی است[۷]. مفسران نیز مقصود از ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ‌ را در این آیه دین خدا[۸] و اسلام[۹] دانسته‌اند.

درباره اینکه صبغه، میان یهودیان و مسیحیان به چه معنا بود که آیه یادشده آن را رد کرده، اقوالی ذکر شده است: برخی بر آن‌اند که «صبغه» آبی است که یهودیان برای غسل توبه، آن را به‌کار می‌گرفتند و مسیحیان بدین باور که سنت حضرت یحیی بر آن بود، از نهر اردن طهارت می‌طلبیدند[۱۰]. به گفته‌ای دیگر، مسیحیان کودکان خود را با آبی زردرنگ «غسل تعمید» می‌دادند و می‌پنداشتند این غسل برای فرزندانشان طهارت معنوی پدید می‌آورد[۱۱]. برخی نیز مراد از «صبغة‌الله» را تطهیر انسان با سنت «ختان»[۱۲] یا غسل هنگام اسلام آوردن[۱۳] در برابر غسل تعمید مسیحیان دانسته‌اند. به گفته برخی نیز، یهودیان و نصارا با تلقین آیین شرک‌آلود خود بر دل فرزندانشان اثر می‌گذاشتند. خداوند می‌فرماید بهترین چیزی که بر دل‌ها اثر می‌گذارد رنگ خدایی است و آن، چیزی جز دین خالص خداوندی نیست[۱۴]. وجه نامیده شدن دین به ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ آن است که آثار دین در شخص دیندار آشکار‌ند؛ همان‌گونه که اثر رنگ در اشیای رنگ‌شده پدیدار است[۱۵]، یا آنکه دین فطری، زینت انسان است، چنان‌که رنگ، زینت اشیای رنگ‌شده است[۱۶]. برخی مراد از «صبغة الله» را آفرینش خدا و آن را اشاره به خلقت انسان برپایه فطرت خدایی دانسته‌اند: ﴿فِطْرَتَ ٱللَّهِ ٱلَّتِى فَطَرَ ٱلنَّاسَ عَلَيْهَا[۱۷] که این قول نیز به قول پیشین بازمی‌گردد؛ زیرا انسان‌ها بر فطرت اسلام آفریده شده‌اند[۱۸]، چنان‌که بر اساس حدیثی نبوی، خداوند انسان را به بهترین شکل که همان فطرت خدایی است آفریده؛ لیکن تربیت نادرست پدر و مادر، او را از این فطرت دور می‌کند[۱۹]. برخی ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ‌ را به جهت خدا، یعنی قبله و برخی به حجت خدا که با آن بر بندگان احتجاج می‌کند تفسیر کرده‌اند[۲۰]. عارفان بر اساس حدیثی از پیامبر که خداوند پس از آفرینش مخلوقات از نور خود بر آنان تاباند، پس به هرکسی اصابت کرد او اهل هدایت شد، ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ‌ را هدایت خاص الهی و رنگ ویژه خدا و اتصاف مخلوق به صفات خدای متعالی می‌دانند که خداوند به موحدان واقعی عطا می‌کند[۲۱]. در جمله﴿وَمَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً[۲۲] استفهام، انکاری است و مراد آن است که رنگ خدا بهترین رنگ‌هاست[۲۳]. رنگ الهی از جهاتی گوناگون از دیگر رنگ‌ها برتر است؛ زیرا اصل این رنگ توحید و ایمان و مکارم اخلاقی است، محل آن مؤمن است، فاعل آن خداست، غایت آن سعادت و جاودانگی در بهشت است و از آثار آن عبودیت است که نتیجه آن مظهر اسمای الهی شدن است. بنابراین در عالم چیزی برتر از رنگ الهی نیست[۲۴]. به گفته برخی «أحسن» در آیه به معنای تعیین است، نه تفضیل؛ زیرا صبغة اللّه‌(دین اسلام) حق است و حق، مقام تعیین است نه تفضیل: ﴿فَمَاذَا بَعْدَ ٱلْحَقِّ إِلَّا ٱلضَّلَـٰلُ[۲۵] و خدا دینی جز اسلام را نمی‌پذیرد: ﴿وَمَن يَبْتَغِ غَيْرَ ٱلْإِسْلَـٰمِ دِينًۭا فَلَن يُقْبَلَ مِنْهُ[۲۶] بنابراین فقط ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ‌، حق، حَسَن و صِدق است[۲۷]. در روایات ﴿صِبْغَةَ ٱللَّهِ به اسلام و ولایت اهل بیت تفسیر شده است[۲۸] و میان این روایات تعارضی نیست؛ زیرا ولایت حقیقت اسلام و از سویی مهم‌ترین عنصر آن است که بر اساس حدیث سلسلة الذهب از امام رضا[۲۹]توحید نیز به ولایت مشروط است[۳۰].[۳۱]

منابع

پانویس

  1. العین، ج ۴، ص۳۷۴؛ لسان العرب، ج ۷، ص۲۸۰؛ تاج العروس، ج ۱۲، ص۳۸، «صبغ».
  2. التحقیق، ج ۶، ص۱۸۷، «صبغ».
  3. قاموس قرآن، ج ۴، ص۱۰۸؛ تسنیم،‌ ج ۷، ص۲۵۲.
  4. «رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‌رنگ (و نگار)‌تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۸.
  5. الكشاف، ج ۱، ص۱۹۶؛ تفسیر ابن كثیر، ج ۱، ص۳۲۳؛ روح البیان، ج ۱، ص۲۴۳.
  6. تسنیم، ج ۷، ص۲۵۲؛ الفرقان، ج ۲، ص۱۶۹-۱۷۰.
  7. جامع البیان، ج ۱، ص۴۴۴.
  8. مجمع البیان، ج ۱، ص۴۰۷؛ البحر المحیط، ج ۱، ص۶۵۵.
  9. تفسیر قمى، ج ۱، ص۶۲؛ جامع‌البیان، ج ۱، ص۴۴۴؛ المیزان، ج ۱، ص۳۱۵.
  10. التحریر والتنویر، ج ۱، ص۷۲۲-۷۲۴؛ تسنیم، ج ۷، ص۲۵۴.
  11. جامع البیان، ج ۱، ص۴۴۴؛ تفسیر ثعلبى، ج ۲، ص۵؛ نمونه، ج ۱، ص۴۷۳-۴۷۴.
  12. التبیان، ج ۱، ص۴۸۵؛ اسباب النزول، ص۴۵؛ زادالمسیر، ج ۱، ص۱۱۷.
  13. تفسیر قرطبى، ج ۲، ص۱۴۴ - ۱۴۵.
  14. التبیان، ج ۱، ص۴۸۵.
  15. التبیان، ج ۱، ص۴۸۵؛ زادالمسیر، ج ۱، ص۱۱۷؛ تفسیر قرطبى، ج ۲، ص۱۴۴.
  16. تفسیر بیضاوى، ج ۱، ص۱۰۹؛ زبدة التفاسیر، ج ۱، ص۲۵۰.
  17. سوره روم، آیه ۳۰.
  18. جامع البیان، ج ۱، ص۴۴۵؛ تفسیر قرطبى، ج ۲، ص۱۴۴.
  19. صحیح البخاری، ج ۲، ص۱۰۴؛ تفسیر ثعلبى، ج ۲، ص۵.
  20. تفسیر ثعلبى، ج ۲، ص۵؛‌ البحرالمحیط، ج ۱، ص۶۵۵.
  21. تفسیر ابن عربى، ج ۱، ص۵۶؛ مشرب الارواح، ص۲۰۹.
  22. «رنگ (و نگار) خداوند را (بگزینید) و خوش‌رنگ (و نگار)‌تر از خداوند کیست؟ و ما پرستندگان اوییم» سوره بقره، آیه ۱۳۸.
  23. مجمع البیان، ج ۱، ص۴۰۷؛ التحریر والتنویر، ج ۱، ص۷۲۴.
  24. مواهب الرحمن، ج ۲، ص۷۳-۷۴.
  25. سوره یونس، آیه ۳۲.
  26. «و هر کس جز اسلام دینی گزیند هرگز از او پذیرفته نمی‌شود و او در جهان واپسین از زیانکاران است» سوره عمران، آیه ۸۵.
  27. تسنیم، ج ۷، ص۲۵۳-۲۵۴.
  28. البرهان، ج ۱، ص۳۳۸ - ۳۳۹.
  29. عیون اخبار الرضا، ج ۱، ص۱۴۴ - ۱۴۵.
  30. تسنیم، ج ۷، ص۲۵۶.
  31. ابوطالبی، محمد، مقاله «صبغة الله»، دائرةالمعارف قرآن کریم، ج۱۷، ص ۹۸.