عمر بن ابی‌سلمه مخزومی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
(تغییرمسیر از عمر بن ابی سَلَمه)
عمر بن ابی‌سلمه مخزومی
تصویر نمادین جنگ صفین
نام کاملعمر بن ابی‌سلمة بن عبد الأسود بن هلال بن عبدالله بن عمر بن مخزوم قرشی مخزومی
جنسیتمرد
کنیهابوحفص
از قبیلهقریش
از تیرهبنی‌مخزوم
پدرابوسلمه بن عبدالاسد
مادرام‌سلمه
برادرمحمد بن ابی سلمه مخزومی
تاریخ تولد۲ هجری
محل تولدحبشه
درگذشت۸۳ هجری
از اصحاب
حضور در جنگ
فعالیت‌های اوفرماندار بحرین

عمر بن ابی‌سلمه مخزومی در سال دوم هجری در سرزمین حبشه به دنیا آمد. او و برادرش محمد به توصیه مادرشان ام سلمه در زمان خلافت امیرمؤمنان (ع) در زمره اصحاب خاص آن حضرت بودند و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در رکاب ایشان شرکت کردند و حضرت بعد از جنگ نهروان، وی را مدت کوتاهی به امارت بحرین گماشت، اما پس از مدتی او را از سمت خود عزل نمود و به همراهی خود در جنگ مجدد با شامیان فراخواند تا حضرت را یاری نماید.

مقدمه

عمر بن ابی‌سلمه مخزومی[۱] کنیه‌اش ابوحفص در سال دوم هجری در سرزمین حبشه به دنیا آمد[۲] و به هنگام رحلت پیامبر اکرم (ص) در نُه سالگی بود و مادرش ام سلمه پس از وفات عبدالله - که چهار ماه پس از مجروحیت در جنگ احد از دنیا رفت - به ازدواج حضرت رسول (ص) درآمد و چون عمر و برادرش محمد هر دو، در دامن رسول خدا (ص) تربیت شدند، او را ربیب (پسر خوانده) رسول الله نامیدند[۳].

او و برادرش محمد به توصیه مادر با فضیلتشان (ام سلمه) در زمان خلافت امیرمؤمنان (ع) در زمره اصحاب خاص آن حضرت بودند و در جنگ‌های جمل، صفین و نهروان در رکاب آن حضرت شرکت کردند و به نقل برخی از مؤرخان عمر در جنگ جمل فرماندۀ میسرة لشکر امام علی (ع) بود. و حضرت بعد از جنگ، وی را مدت کوتاهی به امارت بحرین گماشت[۴].[۵]

نامه ام سلمه و سفارش به همراهی با علی (ع)

ام سلمه مادر عمر پس از آگاهی از جنگ ناکثین علیه امیرمؤمنان (ع) طی نامه‌ای به امام (ع) چنین نوشت: «اما بعد، طلحه و زبیر و پیروان آنها که پیروان گمراهی هستند، می‌خواهند عایشه را به بصره ببرند و عبدالله بن عامر بن کُریز (استاندار سابق بصره) آنها را همراهی می‌کند و می‌گویند: عثمان مظلوم کشته شده است و ما به عنوان خون‌خواهی او قیام می‌کنیم، اما خداوند با نیرو و یاری خود آنان را مکافات خواهد نمود. اگر خداوند ما زنان را از خروج از منزل نهی نکرده و به خانه‌نشینی امر نفرموده بود، تو را رها نمی‌کردم و بیرون میآمدم و از یاری تو باز نمی‌ایستادم، اینک پسرم عمر بن ابی‌سلمه را که همچون خودم و جان من می‌باشد، به سوی تو فرستادم تا در رکابت بجنگد. ای امیرمؤمنان، او را سفارش به خیر فرمای».

وقتی عمر بن ابی‌سلمه به حضور امام (ع) رسید، حضرت او را گرامی داشت و او هم در خدمت حضرت بود و در همه جنگ‌های آن بزرگوار جنگ جمل، جنگ صفین و جنگ نهروان شرکت داشت. بعد از پایان جنگ نهروان، امیرمؤمنان (ع) وی را به امارت بحرین منصوب نمود[۶]، اما پس از مدتی او را از سمت خود عزل نمود و به همراهی خود در جنگ مجدد با شامیان فراخواند تا حضرت را یاری نماید[۷].

عمر بن ابی‌سلمه بعد از شهادت امیرمؤمنان (ع) به وصیت مادرش ام سلمه، بر وفاداری خود به مقام شامخ ولایت و امامت آن حضرت پایدار ماند و در مواقع مناسب بی‌پروا حق را بیان می‌کرد.

او در برابر خصم دون یعنی معاویة بن ابوسفیان به صراحت، امامت و پیشوایی امامان شیعه (ع) را شهادت داد و از دشمنی معاویه نهراسید، و از همین جهت او مورد اعتماد و وثوق امام حسن مجتبی (ع) قرار داشت و لذا در معاهده صلح امام مجتبی (ع) حاضر بود و از جمله شاهدان عینی آن صلح بود[۸].

وی سرانجام در سال ۸۳ هجری در عصر حکومت عبدالملک مروان دار فانی را وداع گفت[۹].[۱۰]

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

  1. در رجال شیخ طوسی (ص ۲۴، ش۳۵) در اصحاب رسول خدا (ص) آمده: «عمرو بن ابی سلمه» نام برده، اما اکثر مورخان و اهل سیره او را به «عمر بن ابی‌سلمه» می‌شناسند و اصح همین قول است.
  2. در الاصابه (ج ۸، ص۲۲۲) محل ولادت او را مدینه ذکر کرده است. و اصح آن است که عمر در مدینه متولد شده است نه در حبشه، چنانچه از هجرت ام سلمه که در صفحات بعد می‌آید، این موضوع تأیید می‌شود.
  3. در حدیث آمده که پیامبر (ص) آداب خوردن را به او این چنین می‌آموخت: «یا بنی، ادن و سم الله، و کل بیمینک، و کل مما یلیک»؛ پسرکم، جلو بیا و نام خدا را ببر و با دست راستت غذا بخور و از آنچه کنار توست، استفاده کن (سیر اعلام النبلاء، ج۴، ص۴۹۱).
  4. ر. ک: شرح ابن ابی الحدید، ج. ۱۴، ص۱۷ و ج۱۶، ص۱۷۳؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۶۱.
  5. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۰۶۰.
  6. شرح ابن ابی الحدید، ج۶، ص۲۱۹؛ و ر. ک: تاریخ طبری، ج۴، ص۴۵۱.
  7. ر. ک: نهج البلاغه، نامه ۴۴.
  8. ر. ک: خصال صدوق، باب ۱۲، ص۴۱؛ مناقب ابن‌شهرآشوب، ج۴، ص۳۴ (در این سند لفظ «عُمر» به «عمرو» ضبط شده است و چنین است: «عمرو بن ابی سلمه».
  9. شرح ابن ابی الحدید، ج۱۶، ص۱۷۳.
  10. ناظم‌زاده، سید اصغر، اصحاب امام علی، ج۲، ص۱۰۶۰-۱۰۶۲.