عبدالحی گردیزی در تاریخ اسلامی

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت

آشنایی اجمالی

ابوسعید (یا ابوسعد) عبدالحی بن ضحاک بن محمود گردیزی با سلطان غزنه، عبدالرشید پسر محمود، معاصر بوده است. تنها کتاب برجای مانده از وی زین الاخبار است و اطلاع دیگری هم جز از این طریق از او در دست نیست. این کتاب گزارش گونه که جز سه مورد [کتاب مسالک و ممالک جیهانی، ربع /تواضع الدنیا از ابن المقفع، و کتاب عبیدالله خرداد به] به منابعش اشاره ندارد، درباره شاهان باستانی ایران، سیره نبوی خلفای نخست و تاریخ خراسان است و ضمن آن از گاه شماری و نیز تاریخ برخی از ادیان دیگر مطالبی آمده است. وی از جمله مطالبی در باره هندوان و جشن‌های آنها به نقل از بیرونی که می‌گوید در ذی حجه ٣۶٢ به دنیا آمده و ٣ رجب ۴۴٠ درگذشته، شنیده است (بنگرید مقدمه نفیسی بر زین الاخبار ص۸). آخرین وقایعی که در این کتاب آمده از سال ۴٣٢ هجری است.

این کتاب را سعید نفیسی در سال ۱۳۳۳ شمسی به چاپ رسانده است. چاپ دیگر آن از عبدالحی حبیبی است که بنیاد فرهنگ ایران آن را در سال ١٣۴٧ چاپ کرده است[۱]. پیش از این دو بخش‌هایی از آن توسط بارتولد و دیگران منتشر شده بود. چنان‌که قزوینی گفته، از این کتاب تنها دو نسخه برجای مانده است. اطلاعات او درباره رسول(ص) از ارائه جدولی از اجداد و شماری از خاندان و اسبان و موالی و شرح نقش انگشتری و نام حاجب او است. دو وزیر او را ابوبکر و عمر می‌داند که نشان از تسنن او دارد. تولد حضرت را هم دوشنبه ۱۲ رمضان عام فیل دانسته درحالی که نه سال از پادشاهی انوشیروان گذشته است. پس از آن به اجمال از رویدادهای زندگی وی تا مبعث یاد کرده، نام جانشینانش از ابوبکر تا امام حسن را آورده و جدولی از تواریخ آنها ترسیم می‌کند، امری که برای درک تاریخ استفاده از آن را سودمند می‌داند. وی در همین جدول خلفای اموی را هم آورده درباره هر کدام از نام و کنیه و نام مادر و حاجب و دبیر و مهر انگشتری و مدت عمر، مقدار خلافت و مرگ یاد کرده است. آنگاه به اجمال از ابومسلم و جنگ با نصر سیار و کشته شدن آخرین خلیفه اموی یاد می‌کند. گردیزی دوباره به شرح زندگی خلفا ملوک اسلام بازگشته (ص ١٢۶) از ابوبکر آغاز کرده برای هرکدام چند سطری می‌نویسد. شرح حال عمر در ادامه آمده و سخت ستایش شده و از فتح ایران توسط ابوموسی اشعری یاد شده که گنج‌های ملوک عجم را که از چهار هزار سال باز نهاده بودند، همه را برداشت، و آنچه نصیب عمر آمد، به مدینه فرستاد» (ص ۱۲۸). سپس شرح حال کوتاه عثمان، و آنگاه شرح حال امام علی(ع) «نخستین کسی که بر پیغمبر بگروید و اندر مسلمانی آمد، او بود و مبارز اسلام بود و شمشیر دین بزد و چنین گویند که هرگز هیچ جانوری را بیش از یک زخم نزده بود الا به زخم نخستین کشته شد». (ص ۱۳۰). اشارتی هم به جنگ صفین با معاویه دارد و نشان می‌دهد که بنیاد تاریخ اسلام در نگاه ایرانی در این زمان گذاشته شده است. بخشی از این نگاه ایرانی در میان سنیان این سرزمین انتقاد سخت از معاویه است: «شامیان و معاویه با وی بسیار حیلت‌ها کردند و ذرع کردند و عمرو بن العاص تدبیرها کرد از بهر معاویه، و معاویه به اشاره او تلبیس‌ها کرد تا ملک بگرفتند» (ص۱۳۱). و بعد هم باز درباره امام علی گوید: «و پیغمبر ما(ص) او را بستود و گفت: «إِنَّ ابْنَيَّ هذَيْنِ سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ أَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا، يَعْنِي الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ، وَ أَبُوهُمَا خَيْرٌ مِنْهُمَا»، و بسیار خبر آمده است اندر فضل او، و آیت آمده است اندر شأن او رضی الله، آخر کشته شد و شهادت یافت بر دست عبدالرحمن بن ملجم مرادی (ص۱۳۲) درباره امام حسن(ع) هم نوشته است «چون حسن دانست که با معاویه به حیلت و تلبیس مقاومت نتواند کرد اجابت کرد و کار بدو سپرد». (ص ۱۳۲). وی شهادت امام حسن توسط همسرش جعده را هم با تعبیر «گویند» با تحریک معاویه و پرداخت پول توسط وی می‌داند (ص ۱۳۳). درباره امویان جز دو سه سطر نمی‌نویسد و بر افتادن آنان یاد کرده و سپس جدولی از عباسیان می‌آورد با این توضیح که نام وزراء و قضات را هم در آن افزوده است. این نمونه‌ای از گزارش یک ایرانی در قرن پنجم از رویدادهای تاریخ صدر اسلام است که به نظر می‌رسد ادبیات ویژه خود را دارد. در بخش اعیاد و روزهای تاریخی مسلمانان چندین بار روی عاشورا و حتی بر روز ۲۰ صفر که روز «آوردن سر بریده حسین بن علی(ع) به دمشق» است تأکید دارد. احتمال دارد این جدول تقویمی را از بیرونی گرفته باشد.[۲]

منابع

پانویس

  1. ادبیات فارسی، ص۴٣٨.
  2. جعفریان، رسول، منابع تاریخ اسلام، ص ۳۳۲.