ضرورت امامت: تفاوت میان نسخهها
| خط ۳۳: | خط ۳۳: | ||
{{اصلی|تشریع احکام}} | {{اصلی|تشریع احکام}} | ||
* [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در مدت کوتاه [[نبوت]] خویش (در بیست و سه سال) به دلیل گرفتاریهای مختلف - از قبیل: عدم ومینه مساعد و اندک بودن تعداد مؤمنان - در سیزده سال اقامت در [[مکه]]، جنگها و مخالفتهای [[دشمنان خارجی]] در طول اقامت در [[مدینه]] از سوی [[مشرکان]] و بعض قبایل [[یهودی]]، موفّق نشد همه احکام جزئی و فرعی [[اسلام]] را برای مردم تبیین نماید، یا بعض آنهایی که تبیین کرده بود، به صورت دقیق و شفاف ثبت و ضبط نشده بود، همچنین با مرور زمان [[اسلام]] در برابر بعض سؤالها و چالشها مواجه میشد که [[حکم]] آن را نمیتوان از [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}} دریافت کرد، این خلأ قانونی و تشریعی برای [[دین]] مدعی [[خاتمیت]]، [[جاودانگی]] و [[جامعیت]] پذیرفتنی نیست، [[اسلام]] این کاستی را از طریق [[اصل امامت]] مرتفع کرده است و با توجّه به [[مقام علمی]] و الوهی [[امام]] پاسخ معضلات قانونی و تشریعی جدید را میدهد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۶.</ref>. | * [[پیامبر اسلام]] {{صل}} در مدت کوتاه [[نبوت]] خویش (در بیست و سه سال) به دلیل گرفتاریهای مختلف - از قبیل: عدم ومینه مساعد و اندک بودن تعداد مؤمنان - در سیزده سال اقامت در [[مکه]]، جنگها و مخالفتهای [[دشمنان خارجی]] در طول اقامت در [[مدینه]] از سوی [[مشرکان]] و بعض قبایل [[یهودی]]، موفّق نشد همه احکام جزئی و فرعی [[اسلام]] را برای مردم تبیین نماید، یا بعض آنهایی که تبیین کرده بود، به صورت دقیق و شفاف ثبت و ضبط نشده بود، همچنین با مرور زمان [[اسلام]] در برابر بعض سؤالها و چالشها مواجه میشد که [[حکم]] آن را نمیتوان از [[قرآن]] و [[سنت پیامبر]] {{صل}} دریافت کرد، این خلأ قانونی و تشریعی برای [[دین]] مدعی [[خاتمیت]]، [[جاودانگی]] و [[جامعیت]] پذیرفتنی نیست، [[اسلام]] این کاستی را از طریق [[اصل امامت]] مرتفع کرده است و با توجّه به [[مقام علمی]] و الوهی [[امام]] پاسخ معضلات قانونی و تشریعی جدید را میدهد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۶.</ref>. | ||
==پنجم: [[تشکیل حکومت دینی]]== | |||
{{اصلی|تشکیل حکومت دینی}} | |||
* دینی که مدعی [[جاودانگی]] و [[جامعیت]] در عرصههای فردی و اجتماعی و سیاسی است، نمیتواند به مسئله [[حکومت]] توجّه نکند؛ چراکه [[اهرم قدرت]] و [[حکومت]] در تعیین مسیر [[هدایت جامعه]] و نیز [[تربیت]] [[دانشمندان]] و [[عالمان دین]] و تعیین سمت فکری آنان، نقش بسزایی دارد. | |||
* براین اساس، به [[حکومت]] و شخص [[حاکم]] به عنوان متمّم و مکمل حیات خود و [[صیانت دین]] از آفت [[انحراف]] و [[تحریف]] نگاه ویژهای خواهد داشت. با مفروض گرفتن ضرورت توجّه دین به مسئله [[حکومت]] و [[حاکمیت]] بحث بعدی [[تعیین حاکم]] خواهد بود. | |||
* از آنجا که در [[اسلام]] مسئله [[دین]] و [[حکومت]] ادغام شده است و داستان تز [[جدایی دین از سیاست]] ([[سکولاریسم]]) در آنجایی ندارد، لذا شخصیتی که دارای [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]] و نیز دارای [[مقام ولایت معنوی]] است، چنین فردی نیز عهدهدار [[حکومت]] و [[حاکمیت دینی]] خواهد بود؛ چراکه با وجود [[مرجع دینی|مرجع مطلق دینی]] و [[مرجع علمی|علمی]] و [[مقام ولایت مطلقه]] به فرد دیگری نوبت نمیرسد؛ علاوه اینکه [[تقدیم مفضول بر فاضل|تقدیم مفضول]] و [[تقدیم مرجوح بر راجح|مرجوح بر فاضل]] لازم میآید، بلکه با تقسیم و تفکیک [[شئون]] و [[مسئولیت]] مثلاً سپردن امور سیاسی و اجتماعی و [[رهبری کشور]] به فرد دیگر، امکان این وجود دارد که به دلیل [[عدم عصمت]] چنین حاکمی وی قلمرو فعّالیّت [[مرجع علمی]] و دینی تعیین و تفکیک شده را تحدید یا سلب نموده و بهجای آن نماینده دلخواه خود را قرار دهد، در این صورت نقض غرض لازم میآید و [[آیین خاتم]] و [[جاودان]] به اهداف خود نائل نخواهد شد. | |||
* نیمنگاهی به تاریخ [[صدر اسلام]] ادعای فوق را تأیید میکند، با وجود [[تعیین حضرت علی]] {{ع}} به عنوان [[جانشین پیامبر اسلام]] در تمام عرصهها اعم از [[مرجعیت علمی]] و [[مرجعیت دینی|دینی]]، [[ولایت عامه]] و [[حکومت]] به دلیل عدم تحقق آن در طول بیست و پنج سال [[حکومت]] [[سه خلیفه اول]]، عملاً [[حضرت علی]] {{ع}} از [[جامعه]] حذف و منزوی و حضرت به نوشتن [[تفسیر جامع قرآن]] و کار [[باغداری]] و [[کندن چاه]] مشغول شد. در این بیست و پنج سال [[انحرافها]] و [[کژیهای]] متعددی در [[اسلام]] ایجاد شد که محصول تز [[جدایی دین از سیاست|جدایی دین]] ([[جدایی امامت از سیاست|امامت]]) از [[سیاست]] و [[حکومت]] بود. | |||
* پس یکی از فلسفههای ضرورت [[امامت]]، [[تشکیل حکومت دینی|تشکیل حکومت ناب دینی]] است؛ تا در پرتو آن، [[دین]] در عرصههای فردی و اجتماعی به رشد و بالندگی خود به صورت خالص ادامه دهد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۷-۴۸.</ref>. | |||
==[[امام]]{{ع}} ادامه دهندۀ راه پیامبر== | ==[[امام]]{{ع}} ادامه دهندۀ راه پیامبر== | ||
نسخهٔ ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۸:۰۰
- اين مدخل از زیرشاخههای بحث امامت است. "ضرورت امامت" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل ضرورت امامت (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
ضرورت امامت به معنای واجب بودن نظام امامت برای جامعه و نصب امام از طرف خداست. این ضرورت نیازمند بیان دلایل اثبات ضرورت امامت است.
مقدمه
- وجوب امامت مورد اجماع مسلمانان است و دیدگاه مخالف در این باره شاذّ بوده و قابل اعتنا نیست.
- اسلام آیین کامل و خاتم است که توسط آخرین پیامبر آسمانی به بشریت ارائه شد، این دین مدعی کمال و جامعیت در عرصههای دنیوی و اخروی در همه اعصار به عنوان دین جاودان است. مسئولیت تفسیر و اجرای آن در عصر پیامبر به خود حضرت واگذار شده بود، پیامبر (ص) با اتکا به وحی آسمانی به وضع و تبیین شریعت و پاسخ شبهات و مقابله با تحریف میپرداخت. امّا با رحلت آن حضرت بیم آن میرفت که تمام مجاهدتهای طاقتفرسای بیستوسهساله حضرت بهمرور زمان رو به تحلیل برود و تفاسیر به رأی بدعتگرایان جای آموزههای ناب آسمانی قرار گیرد. این احتمال عقلایی بود که یک دین که داعیه جهانی، جاودانگی و خاتمیت دارد، نمیتواند به آسانی آن را نادیده انگارد، از اینرو میبایست به آسیب زدایی آن بپردازد.
- اسلام با تعیین اصل امامت به چارهاندیشی معضل فوق پرداخت. امام شخصیتی است که هر چند توسط وحی با مقام الوهی ارتباط ندارد، امّا توسط الهام به عالم غیب متصل و برخوردار از علم ویژه «لدنی» و مقام عصمت میباشد[۱].
نخست: هدایت مردم
- با توجّه به اینکه امامان معصوم (ع) از دیدگاه شیعه دارای مقام ولایت و امامت هستند، بعد از رحلت پیامبر (ص)، هدایت مردم و ادامه رسالت و تبلیغ اسلام را به عهده میگیرند و با حضور شخصیتی مانند حضرت علی (ع) به عنوان «ولی کامل» بعد از رحلت پیامبر (ص) به تجدید نبوت نیازی نبود و در حقیقت مقام ولایت آن حضرت، مافوق مقام نبوت است. به تعبیر دیگر، سؤال از فلسفه عدم بعثت و یا تفسیر خاتمیت به نازایی طبیعت از تولد انسانهای کامل، از غفلت و نادیده انگاشتن مقامهای معنوی امامان نشأت میگیرد[۲].
دوم: مرجعیت دینی
- یکی از شئون نبوت ابلاغ وحی آسمانی به مردم و تبیین و تفسیر صحیح و ناب از آن برای مخاطبان بود، با وجود پیامبر اسلام (ص) احتمال تفسیر ناصواب از دین در حد صفر بود، امّا بعد از رحلت آن حضرت، احتمال ارائه قرائتهای متنوع و ناصواب از دین، احتمال بالایی داشت و با رسوخ تفاسیر و بدعت و تحریفهای ناصواب در آخرین کتاب و شریعت آسمانی، اصالت آن و در نتیجه اعتبار آن مخدوش میشد، از اینرو تعیین یک مرجع علمی معتبر و معصومانه ضروری مینمود. مقام و شأن امامت در اسلام به چنین نیازی پاسخ میدهد[۳].
- شاید اینجا این توهم پیش آید که با وجود قرآن و روایات به امامت نیازی نیست! و به اصطلاح «حسبنا کتاب الله و سنة الرسول»، در پاسخ آن باید گفت نکات یاد شده و نکاتی که بعداً میآید پاسخ نقد را میدهد، علاوه اینکه بعض روایات پیامبر به دست جاعلان جعل یا تحریف شده است، به گونهای که حدود ۷۰۰ جاعل حدیث در تاریخ ضبط شده است که دلیل بر آن است که نمیتوان از نفس احادیث و بدون شناخت و تفکیک آنها به اعتبار و حجیت آن قائل شد و تشخیص آن در گرو مقام امامت و عصمت است[۴].
سوم: عدم بلوغ کامل عقلی مخاطبان
- یکی از فلسفههای خاتمیت نبوت پیامبر اسلام (ص) تکامل و بلوغ عقلی مسلمانان صدر اسلام بود که در پرتو همین بلوغ آنان موفّق شدند کتاب آسمانی را حفظ و بهصورت اصیل و ناب به نسلهای بعدی منتقل نمایند. لکن نکتهی قابل توجّه اینکه چون مردم شبه جزیره عربستان از نظر تعلیمات و علوم نظری مانند: فلسفه، تفسیر و کلام در حد پایین بودند، بر شناخته و فهم آیات متشابه و همچنین بواطن و لایههای ژرفای قرآن قادر نبودند و لذا به وجود امام و مرجع و مفسر معصوم قرآن نیاز افتاد. ظهور فرقههای مختلف دینی شاهد تفاسیر و قرائتهای مختلف و ناسره از قرآن است که با تمسک به ظاهر آیات موجب تشتت مسلمانان شدند. اینجا میتوان به فرقه مجسمه مثال زد که به تجسم خداوند – العیاذ بالله - معتقدند، همچنین اکثریت قریب به اتفاق اهل سنت به رؤیت خداوند با چشم ظاهری در قیامت اعتقاد میورزند. امّا تشیع به دلیل پیوستگی با امام معصوم از چنین آموزههایی مبراست.
- نکته دیگر اینکه در حوزه معرفتی و تفسیری نیاز به مرجع و امام معصوم همیشه لازم است و دیگران به دلیل فقدان عصمت محتمل الخطا هستند، امامان توانستند مبانی و اصول لازم دینشناسی را به مخاطبان القا و با تربیت مفسران و متکلمان برجسته؛ همچون: هشام، ضریب نیاز به امام در عصر غیبت را کاهش دهند. آنان مبانی و اصول دین را به صورت ناب تحویل جامعه داده و از ابتلای آموزههای دینی به آفت تحریف و بدعت جلوگیری کنند و یا حداقل چنین هدفی در میان پیروان خود تحقق یابد.
- پس عدم بلوغ کامل مردم در صدر اسلام و تکامل تدریجی آن در پرتو هدایت امام معصوم، یکی از دلایل ضرورت وجود امام بعد از خاتمیت نبوت میباشد[۵].
چهارم: تشریع احکام
- پیامبر اسلام (ص) در مدت کوتاه نبوت خویش (در بیست و سه سال) به دلیل گرفتاریهای مختلف - از قبیل: عدم ومینه مساعد و اندک بودن تعداد مؤمنان - در سیزده سال اقامت در مکه، جنگها و مخالفتهای دشمنان خارجی در طول اقامت در مدینه از سوی مشرکان و بعض قبایل یهودی، موفّق نشد همه احکام جزئی و فرعی اسلام را برای مردم تبیین نماید، یا بعض آنهایی که تبیین کرده بود، به صورت دقیق و شفاف ثبت و ضبط نشده بود، همچنین با مرور زمان اسلام در برابر بعض سؤالها و چالشها مواجه میشد که حکم آن را نمیتوان از قرآن و سنت پیامبر (ص) دریافت کرد، این خلأ قانونی و تشریعی برای دین مدعی خاتمیت، جاودانگی و جامعیت پذیرفتنی نیست، اسلام این کاستی را از طریق اصل امامت مرتفع کرده است و با توجّه به مقام علمی و الوهی امام پاسخ معضلات قانونی و تشریعی جدید را میدهد[۶].
پنجم: تشکیل حکومت دینی
- دینی که مدعی جاودانگی و جامعیت در عرصههای فردی و اجتماعی و سیاسی است، نمیتواند به مسئله حکومت توجّه نکند؛ چراکه اهرم قدرت و حکومت در تعیین مسیر هدایت جامعه و نیز تربیت دانشمندان و عالمان دین و تعیین سمت فکری آنان، نقش بسزایی دارد.
- براین اساس، به حکومت و شخص حاکم به عنوان متمّم و مکمل حیات خود و صیانت دین از آفت انحراف و تحریف نگاه ویژهای خواهد داشت. با مفروض گرفتن ضرورت توجّه دین به مسئله حکومت و حاکمیت بحث بعدی تعیین حاکم خواهد بود.
- از آنجا که در اسلام مسئله دین و حکومت ادغام شده است و داستان تز جدایی دین از سیاست (سکولاریسم) در آنجایی ندارد، لذا شخصیتی که دارای مرجعیت علمی و دینی و نیز دارای مقام ولایت معنوی است، چنین فردی نیز عهدهدار حکومت و حاکمیت دینی خواهد بود؛ چراکه با وجود مرجع مطلق دینی و علمی و مقام ولایت مطلقه به فرد دیگری نوبت نمیرسد؛ علاوه اینکه تقدیم مفضول و مرجوح بر فاضل لازم میآید، بلکه با تقسیم و تفکیک شئون و مسئولیت مثلاً سپردن امور سیاسی و اجتماعی و رهبری کشور به فرد دیگر، امکان این وجود دارد که به دلیل عدم عصمت چنین حاکمی وی قلمرو فعّالیّت مرجع علمی و دینی تعیین و تفکیک شده را تحدید یا سلب نموده و بهجای آن نماینده دلخواه خود را قرار دهد، در این صورت نقض غرض لازم میآید و آیین خاتم و جاودان به اهداف خود نائل نخواهد شد.
- نیمنگاهی به تاریخ صدر اسلام ادعای فوق را تأیید میکند، با وجود تعیین حضرت علی (ع) به عنوان جانشین پیامبر اسلام در تمام عرصهها اعم از مرجعیت علمی و دینی، ولایت عامه و حکومت به دلیل عدم تحقق آن در طول بیست و پنج سال حکومت سه خلیفه اول، عملاً حضرت علی (ع) از جامعه حذف و منزوی و حضرت به نوشتن تفسیر جامع قرآن و کار باغداری و کندن چاه مشغول شد. در این بیست و پنج سال انحرافها و کژیهای متعددی در اسلام ایجاد شد که محصول تز جدایی دین (امامت) از سیاست و حکومت بود.
- پس یکی از فلسفههای ضرورت امامت، تشکیل حکومت ناب دینی است؛ تا در پرتو آن، دین در عرصههای فردی و اجتماعی به رشد و بالندگی خود به صورت خالص ادامه دهد[۷].
امام(ع) ادامه دهندۀ راه پیامبر
- پیامبر گرامی اسلام، وظایفی بر عهده داشتند:
- الف) تفسیر آیات قرآن.
- ب) بیان احکام فردی و اجتماعی.
- ج) پاسخگویی شبهات.
- د) جلوگیری از وقوع تحریف.
- واقعیتهای تاریخی حاکی از تداوم این نیازها در جامعه اسلامی بود:
- اختلاف شدید در تفسیر قرآن و در احکام عملی؛
- هجوم شبهات و شیوع احادیث مجعول.
- حال، احتمال نخست آن است که خداوند امر مسلمانان را با علم به ناتوانیشان به خودشان واگذار کرده باشد که چنین نقض غرضی از سوی حکیم، ممتنع است.
- احتمال دوم آن که خداوند، شخص شایستهای را به عنوان جانشین پیامبر تعیین کند. که اقتضای حکمت الهی احتمال دوم است[۸].
دلایل وجوب و ضرورت وجود امام
منابع
جستارهای وابسته
- هدایت
- ولایت (ولایت تکوینی؛ ولایت تشریعی؛ ولایت امر)
- خلافت
- شهادت
- ملک
- حکم
- وراثت (وراثت زمین؛ وراثت کتاب)
- حجت
- تمکین فی الارض
- امت وسط
- اصطفا
- اجتبا
- امامت در قرآن
- آیات امامت
- امامت در حدیث
- امامت در کلام اسلامی
- امامت در حکمت اسلامی
- امامت در عرفان اسلامی
- امامت از دیدگاه بروندینی
- امامت امامان دوازدهگانه
- شؤون امام
- صفات امام
- راه تعیین امام
- امامان دوازدهگانه
- امامت امام على
- امامت امام حسن مجتبى
- امامت امام حسين
- امامت امام سجاد
- امامت امام باقر
- امامت امام صادق
- امامت امام كاظم
- امامت امام رضا
- امامت امام جواد
- امامت امام هادى
- امامت امام حسن عسکری
- امامت امام مهدى
- امامان از اهل بیت پیامبر خاتم
منبعشناسی جامع امامت
پانویس
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۳.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۴.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۴-۴۵.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۴-۴۵.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۵-۴۶.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۶.
- ↑ ر.ک. قدردان قراملکی، محمد حسن، امامت، ص ۴۷-۴۸.
- ↑ ر.ک. سعیدی مهر، محمد؛ دیوانی، امیر، معارف اسلامی، ج۲، ص:۱۳۷ - ۱۳۸.