تقیه در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
جز (جایگزینی متن - '|22px]] 22px پژوهشکده تحقیقات اسلامی، [[فرهنگ شیعه') برچسب: برگرداندهشده |
||
| خط ۴۶: | خط ۴۶: | ||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] | # [[پرونده:1414.jpg|22px]] [[پژوهشکده تحقیقات اسلامی]]، [[فرهنگ شیعه (کتاب)|پژوهشکده علوم اسلامی امام صادق (ع)، '''فرهنگ شیعه''']] | ||
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | # [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||
نسخهٔ ۲۹ دسامبر ۲۰۲۲، ساعت ۱۲:۵۷
تقیه بهمعنای نگهداری و پنهان کردن عقاید خود به دلیل مصونیت از خطر دشمنان، از احکام قرآن و اعتقادات شیعه و آموزههای روایی است که مبنای عقلی و شرعی دارد. هدف از تقیه هم حفظ اسلام است و هم حفظ و ذخیرۀ نیروها و حفظ هویّت شیعه در برابر فرقههای دیگر.
مقدمه
«تقیه» از باورهای اعتقادی انحصاری شیعه است که هم در گفتار و هم در رفتار امامان معصوم (ع) به وضوح بر آن تأکید شده است. تقیه نه تنها در مصادر روایی مورد توجه است؛ بلکه از برخی آیات قرآن نیز این اصل شیعی قابل دریافت است.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه بیست و هشتم سوره آلعمران[۱]، درباره این بخش آیه: ﴿إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً...﴾ میفرماید: کتاب و سنت فی الجمله تقیه را تأیید میکنند. عقل نیز به سبب عدم پذیرش ظلم در دین آن را تأیید میکند؛ زیرا تقیه باعث حفظ مصلحت دین و حفظ حق در مقابل دشمنان دین میشود[۲].[۳]
معناشناسی
تقیه، یعنی مخفیانه و در حالتی استتاری از خود دفاع کردن[۴]. هرگاه شخص مسلمان برای دور ماندن از زیان جانی، مالی یا عِرضی، از اظهار عقیده دینی خویشتنداری کند، به کار او تقیه میگویند. دانشمندان متقدم شیعه، تقیه را چنین تعریف کردهاند که عبارت از کتمان حق و اعتقاد قلبی است برای پرهیز از زیان دینی و دنیوی[۵]. هر چند این تعریف، درست است لکن جامع موارد متعدد تقیه نیست. تعریف جامع و مانع این است که تقیه عبارت از پنهان ساختن حق از دیگران یا اظهار خلاف آن است، برای مصلحتی که از مصلحت اظهار، مهمتر است[۶].[۷]
بهعبارتی دیگر تقیه عبارت است از: به کاربردن تاکتیک معقول در مبارزه برای حفظ بهتر و بیشتر نیروها و سرمایهها، تا جبهه، هرچه قویتر و نیرومندتر بماند. وظیفه فردِ مبارز تنها این نیست که با حریف مبارزه کند و آن را شکست بدهد، بلکه حفظ و نگهداری نیروها و سرمایهها از جمله وظایف اوست[۸].
روایات و تقیه
- امام صادق (ع) از قول پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «لَا دِينَ لِمَنْ لَا تَقِيَّةَ لَهُ».
- امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «وَ آمُرُكَ أَنْ تَسْتَعْمِلَ التَّقِيَّةَ فِي دِينِكَ».
- امام محمد باقر (ع) فرمودند: «التَّقِيَّةُ فِي كُلِّ شَيْءٍ يُضْطَرُّ إِلَيْهِ ابْنُ آدَمَ فَقَدْ أَحَلَّهُ اللَّهُ لَهُ».
روایات مبتنی بر مشروعیت تقیه از طرق اهل بیت به قدری زیاد است که چه بسا به حد تواتر برسند[۹].[۱۰]
تقیه از اعتقادات خاص شیعه
تقیه از مختصات شناخته شده شیعه است، به طوری که دو واژه شیعه و تقیه لازم و ملزوم یکدیگر شناخته شدهاند. به گواهی تاریخ، همه ائمه دین تقیه میکردهاند؛ مثلاً: شخصی از امام صادق (ع) نکتهای را سؤال کرد و حضرت جوابی دادند. شخص دیگری به آن حضرت گفت: قبلاً همین مسئله از پدر شما، امام باقر (ع) سؤال شده بود، اما جواب ایشان با جواب شما متفاوت است! کدامیک درست است؟! امام صادق (ع) در جواب فرمود: آنچه پدرم گفته، درست است. بعد اضافه کردند: «شیعیان، آن وقت که سراغ پدرم میآمدند، با خلوص نیت میآمدند و قصدشان این بود که حقیقت را دریابند. او هم عین حقیقت را به آنها میگفت؛ ولی قصد کسانی که از من سؤال میکنند، هدایت یافتن و عمل به آن نیست، بلکه میخواهند فتنه به پا کنند و من ناچارم که با تقیه به آنها جواب دهم»[۱۱].[۱۲]
علمای اهل تسنن تقیه را روا نمیدانند مگر تعدادی انگشتشمار همانند فخر رازی[۱۳]. بنابراین، میتوان گفت تقیه از ویژگیهای اعتقادی مذهب تشیع است. شیعیان همواره ـ به خصوص در عصر امامان (ع) ـ در تنگنا و فشار حکومتها بودهاند. از این رو، بیشتر از مسلمانان دیگر، به تقیه نیازمند شدهاند. تقیه با علم یا گمان قوی به ضرر، واجب میشود. اگر خطری نباشد، نه تنها تقیه واجب نیست، بلکه امر به معروف و نهی از منکر نیز ـ با شرایط خود ـ واجب میشود؛ زیرا اصل اول در دفاع از دین، امر به معروف و نهی از منکر است و تقیه، پس از آن به میان میآید. تقیه اساساً از امور استثنائی و اضطراری است[۱۴].[۱۵]
شرایط تقیه
تقیه شرایطی دارد که بیتوجهی به آنها ممکن است به افراط و تفریط بینجامد. از این شرایط است: بیفایده بودن اظهار حق، حفظ جان و مال و ناموس و دین، مشتاق کردن مخالفان به راه حق و حفظ وحدت اسلامی. در برخی کارها به هیچ روی، تقیه روا نیست؛ مثلًا کسی نمیتواند برای حفظ جان، مال و یا آبروی خویش، در برابر نابودی دین سکوت کند، یا کسی نمیتواند برای حفظ جان خود، کسی دیگر را به ناحق بکشد. به طور کلی، در کارهایی که موجب قتل نفس محترم یا رواج باطل یا فساد دین یا ضرر مهمی به مسلمانان و گمراهی آنان و یا رواج ظلم و جور میان آنان میشود، تقیه جایز نیست [۱۶].[۱۷]
اقسام تقیه از نظر حکم
بنابراین، میتوان اقسام تقیه را از نظر حکم تکلیفی بدینسان تقسیم کرد:
- تقیه واجب: هنگام دفع ضرر فوری؛
- تقیه مستحب: هنگام دفع ضرر تدریجی؛
- تقیه مباح: هنگامی که تقیه و عدم آن یکسان است؛
- تقیه مکروه: هنگامی که ترک تقیه و برتابیدن ضرر بهتر است؛
- تقیه حرام: هنگامی که تقیه موجب ترک امر مهمتر میشود[۱۸].[۱۹]
اقسام تقیه از نظر انگیزه
تقیه را از نظر انگیزه و علت نیز بر دو گونه دانستهاند: تقیه حفظی (خوفی) و تقیه مداراتی. تقیه حفظی آن گاه پیش میآید که پای حفظ دین، جان، مال یا آبرو در میان باشد. تقیه مداراتی برای فراهم ساختن حُسن معاشرت با اکثریت مسلمانان و ایجاد وحدت سیاسی و اجتماعی انجام میگیرد[۲۰].
منابع
پانویس
- ↑ البته ایشان بحث تقیه را در تفسیر آیه ۱۰۶ سوره نحل ﴿مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ...﴾ نیز طرح میکند.
- ↑ طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۵۳.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۰.
- ↑ مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۰.
- ↑ مصنفات شیخ مفید، ۵/ ۲/ ۱۳۶.
- ↑ نقش تقیه در استنباط، ۵۱.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص188.
- ↑ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۰.
- ↑ بنگرید به: طباطبایی، المیزان، ج۳، ص۱۶۳ - ۱۶۲.
- ↑ مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۱.
- ↑ «إِنَّ الشِّيعَةَ أَتَوْا أَبِي مُسْتَرْشِدِينَ فَأَفْتَاهُمْ بِمُرِّ الْحَقِّ وَ أَتَوْنِي شُكَّاكاً فَأَفْتَيْتُهُمْ بِالتَّقِيَّةِ»؛ حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۴، ص۲۶۴.
- ↑ مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۸۰.
- ↑ شیعه و تشیع، ۹۹۹- ۱۹۶.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۱، باب ۲۵.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص۱۸۸.
- ↑ پاسخ به شبهاتی پیرامون مکتب تشیع، ۱۰۶.
- ↑ فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۱۸۸.
- ↑ التقیة، شیخ مرتضی انصاری، ۳۹.
- ↑ فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه، ص۱۸۹.
- ↑ فرهنگ شیعه، ص:۱۸۹.