بحث:علم امام: تفاوت میان نسخه‌ها

Page contents not supported in other languages.
از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸: خط ۱۸:


پس [[اعلمیت]] [[امام]]، علاوه بر [[علوم شرعی]]، [[علوم]] غیر [[شرعی]] را هم در بر می‌گیرد مثل [[سحر]] و شعبده را. [[واجب]] نیست که [[امام]]، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات [[واجب]] او نمی‌باشد و همچنین [[علم]] به سایر لغات. اما درباره [[ائمه معصومین]]{{عم}} اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا [[خداوند]] می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی [[مانع]] [[عقلی]] از وجود چنین علومی‌برای [[ائمه]]{{عم}} نمی‌باشد<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.
پس [[اعلمیت]] [[امام]]، علاوه بر [[علوم شرعی]]، [[علوم]] غیر [[شرعی]] را هم در بر می‌گیرد مثل [[سحر]] و شعبده را. [[واجب]] نیست که [[امام]]، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات [[واجب]] او نمی‌باشد و همچنین [[علم]] به سایر لغات. اما درباره [[ائمه معصومین]]{{عم}} اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا [[خداوند]] می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی [[مانع]] [[عقلی]] از وجود چنین علومی‌برای [[ائمه]]{{عم}} نمی‌باشد<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷ - ۱۶۸.</ref>.
==[[دلیل علم امام]]==
[[امامت]] به مفهوم صحیح و با [[درک]] [[مسئولیت]] آن، از دیدگاه [[عقل]] و [[اسلام]]، بدون [[علم]]، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. [[قرآن]] و [[احادیث]]، احراز مسئولیت‌های اجرائی و [[اجتماعی]] و هر نوع [[پیشرفت]] را مشروط به [[علم]] می‌داند<ref>سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه۹.</ref> [[حکمت الهی]] وجود [[امامان]] عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری [[مردم]] از [[گمراهی]] و تأمین [[هدایت]] آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا [[تسلسل]] و یا تقدم [[مفضول]] بر [[فاضل]] لازم می‌آید.
[[اعلمیت]] [[امام]] در [[علوم]] غیر [[شرعی]] به این [[دلیل]] است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، [[سحر]] آنان را خنثی نماید و از [[گمراه]] شدن [[مردم]]، جلوگیری کند.
آیۀ {{متن قرآن|هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ }}<ref> آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.</ref> و [[حدیث]] {{متن حدیث|طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏}}<ref>کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.</ref> بر این مطلب دلالت دارد که [[علم]] فی حد ذاته مطلوب است<ref>جمعی از نویسندگان، [[امامت‌پژوهی (کتاب)|امامت‌پژوهی]]، ص۱۶۷؛ [[عبدالحسین خسروپناه]]، [[کلام نوین اسلامی‌ج۲ (کتاب)|کلام نوین اسلامی]]، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.</ref>.


==پانویس==
==پانویس==
{{پانویس}}
{{پانویس}}

نسخهٔ ‏۲۳ آوریل ۲۰۲۴، ساعت ۱۳:۴۳

یکی از مهم‌ترین خصوصیات امام، علم خاصّ او است. این وجود پر خیر و برکت، به همه نیازهای امّت در همه زمینه‌ها آگاه است و آنچه را که باعث نیک‌بختی انسان‌ها در دو جهان است می‌داند. علم امام به کلّیه حقایق در زمینه‌های گوناگون معارف اسلامی، و در بالاترین درجات از بینش اسلامی و فهم حقایق قرآنی ناشی از جامعیت او است؛ زیرا شخصیّت امام امتداد شخصیّت پیامبر(ص) است و این ویژگی از الطاف خاصّ الهی است که به کامل‌ترین بندگان ارزانی می‌شود. امام از آنجا که به حقیقت، باطن و ملکوت اشیا رسیده و در متن صراط مستقیم دین قرار دارد، علمش لدنی و یقینی و شهودی است، نه حصولی و اجتهادی و تصوّر راه‌یابی جهل و اشتباه نسبت به معارف اسلامی در وی غیر قابل توجیه است. در طول قرن‌ها (حدود ۲۵۰ سال) دوران امامت شیعه - بدون دوران غیبت – هیچ‌گاه کسی نشنیده و احدی ادّعا نکرده است که امامی در پرسش از معارف بگوید: نمی‌دانم یا مردّد باشد یا اشتباه کند. در این مدّت به تمام شبهات و افکار کفرآمیز و پرسش‌های فراوان علمی با موضعی قاطع و استوار پاسخ دادند و احکام شرع را تشریح و تبیین نمودند[۱].

مقدمه

شرط علم خدادای

گستره علم امام

یکی از پرسش‌های مهم، بحث علم امام به چگونگی و زمان مرگشان است. دو دیدگاه متفاوت از سوی عالمان شیعه مطرح شده است:

  1. علم امام بر احکام شرع تعلق گرفته تنها و لزومی‌ندارد به تمامی‌وقایع و جزئیات به تفصیل آگاه باشد.
  2. ائمه(ع) از زمان و کیفیت شهادت خویش آگاه بودند و شبهه‌ای هم وجود نخوهد داشت.

امام به موجب اخبار کثیره، مقامی‌از قرب دارد که هر چه را بخواهد به اذن خدا می‌تواند بداند و از آن جمله است علم به تفصیل مرگ و شهادت خود با جمیع جزئیات آن. پس ائمه اطهار(ع) به اذن الهی، دارای علم غیب هستند و غیب در اصطلاح به حقایقی گفته می‌شود که حواس و ابزار ادارکی بشر، راهی بدان نداشته باشند[۸].

پس اعلمیت امام، علاوه بر علوم شرعی، علوم غیر شرعی را هم در بر می‌گیرد مثل سحر و شعبده را. واجب نیست که امام، به کلیه امور، عالم باشد، عالم به ضمایر بودن هم از صفات واجب او نمی‌باشد و همچنین علم به سایر لغات. اما درباره ائمه معصومین(ع) اخباری رسیده که آنان چنین علومی‌داشتند زیرا خداوند می‌تواند چنین تفضلاتی را شامل حال آنها بگرداند و از طرفی مانع عقلی از وجود چنین علومی‌برای ائمه(ع) نمی‌باشد[۹].

دلیل علم امام

امامت به مفهوم صحیح و با درک مسئولیت آن، از دیدگاه عقل و اسلام، بدون علم، نه امکان پذیر و نه قابل قبول است. قرآن و احادیث، احراز مسئولیت‌های اجرائی و اجتماعی و هر نوع پیشرفت را مشروط به علم می‌داند[۱۰] حکمت الهی وجود امامان عالم و اعلمی‌را اقتضا می‌کند که جلوگیری مردم از گمراهی و تأمین هدایت آنها را تضمین کنند. در غیر این صورت عقلاً، دور یا تسلسل و یا تقدم مفضول بر فاضل لازم می‌آید.

اعلمیت امام در علوم غیر شرعی به این دلیل است که تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده بازان، سحر آنان را خنثی نماید و از گمراه شدن مردم، جلوگیری کند.

آیۀ ﴿هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ [۱۱] و حدیث «طَلَبُ‏ الْعِلْمِ‏ فَرِيضَةٌ عَلَى‏ كُلِ‏ مُسْلِمٍ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏»[۱۲] بر این مطلب دلالت دارد که علم فی حد ذاته مطلوب است[۱۳].

پانویس

  1. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص:۵۹-۶۰.
  2. ر.ک: آیات الولایة فی القرآن، ص۳۵۸؛ الشافی فی الإمامة، ج۲، ص۱۵؛ علم الإمام، ص۵؛ آگاهی سوم یا علم غیب.
  3. «لَا وَ اللَّهِ لَا يَكُونُ عَالِمٌ جَاهِلًا أَبَداً عَالِماً بِشَيْ‌ءٍ جَاهِلًا بِشَيْ‌ءٍ ثُمَّ قَالَ اللَّهُ أَجَلُّ وَ أَعَزُّ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يَفْرِضَ طَاعَةَ عَبْدٍ يَحْجُبُ عَنْهُ عِلْمَ سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ ثُمَّ قَالَ لَا يَحْجُبُ ذَلِكَ عَنْهُ»؛ کافی، ج۱، ص۲۶۲.
  4. مقامی، مهدی، درسنامه امام‌شناسی، ص:۷۰-۷۱.
  5. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی ج۲، ج۲، ص ۳۷۲ - ۳۷۳.
  6. ر.ک. محمد سعیدی مهر، همکار، معارف اسلامی، ج۲، ص۱۴۸.
  7. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷.
  8. ر.ک. عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۷۸ - ۳۸۷.
  9. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷ - ۱۶۸.
  10. سوره یونس، آیه:۳۵ و سوره زمر، آیه۹.
  11. آیا آنان که می‌دانند با آنها که نمی‌دانند برابرند؟؛ سوره زمر، آیه:۹.
  12. کلینی، الکافی، ج۲، ص۳۰.
  13. جمعی از نویسندگان، امامت‌پژوهی، ص۱۶۷؛ عبدالحسین خسروپناه، کلام نوین اسلامی، ج۲، ص ۳۷۵ - ۳۷۷.