لجاجت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
«لجاجت»، [[عناد]]، یکدندگی، یک‌پهلویی. لجاجت در لغت به معنای پافشاری در انجام کاری که، مخالف میل طرف مقابل باشد<ref>التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج۱۰، ص۱۶۷.</ref>، و در اصطلاح، به اصرار ورزیدن در کاری همراه با عناد که، از انجام آن [[نهی]] شده، گفته می‌شود<ref>مفردات فی غریب القرآن، ص۷۳۶.</ref>. یکی از موارد تحقق لجاجت در حوزه [[امور اداری]] است. [[نظام اداری]]، توانی است که همه [[انسان‌ها]] آن را دارند، ولی وقتی تناسب [[مسئولیت]] با [[توانایی]] از نظر [[تعهد]] و [[علم]] به‌هم خورد، ناگزیر زمینه [[رشد]] آفت‌های نظام اداری فراهم می‌شود که از اهم [[آفات نظام اداری]] لجاجت و خشک‌سری است. منطقی بودن و هیچ سخنی را بدون دلیل نپذیرفتن و در برابر [[باطل]] ایستادن، غیر از لجاجت و خشک‌سری است. این خصلت در [[انسان]] موجب [[تباهی]] نظام اداری هم هست. [[مدیر]] شایسته باید با [[حسن نیت]] و [[اعتماد]] به [[منطق]] و [[استدلال]] و [[احترام]] به آرای دیگران این خصلت را در خود بمیراند؛ زیرا که {{متن قرآن|وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}}<ref>«و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴.</ref>.
لجاجت به معنای پافشاری و اصرار کردن بر سخن یا [[رفتاری]] است که نوعی [[ستیزه‌جویی]] تلقی می‌شود. [[انسان]] لجوج، کسی است که به دور از [[عقل]] و منطق بر سخنی یا رفتاری اصرار می‌ورزد و این‌گونه در دامن [[خرافات]] و [[تعصب]] می‌افتد و نسبت به هرگونه تغییرات مثبت، واکنش منفی نشان می‌دهد.


لجاجت با [[جهالت]] فرق می‌کند. جهالت، ناشی از عوامل عارضی از جمله «[[طغیان]] [[هوای نفس]]» بوده؛ و پس ممکن است با از بین رفتن این عوامل به سبب پیدا شدن مانع در برابر آنها، یا در اثر حائل شدن [[زمان]] طولانی بین [[تصمیم]] و انجام [[گناه]] و...، فرد متوجه [[زشتی]] [[اعمال]] سابق خود شده و از آن [[افکار]] و اعمال پشیمان شود؛ درصورتی‌که، لجاجت از روی عناد و [[تکبر]] بوده و از بد ذاتی، ناشی می‌شود، پس با فروکش کردن [[هوس‌ها]] از بین نرفته، و هیچگاه به شخص لجوج [[ندامت]] فوری دست نمی‌دهد؛ بلکه، مادامی که شخص زنده است، این حالت [[زشت]] نیز زنده خواهد ماند؛ مگر آنکه، [[خدا]] بخواهد او را [[هدایت]] کند<ref>ترجمه المیزان، ج۴، ص۳۷۹.</ref>.
لجاجت نوعی [[بیماری]] [[اخلاقی]] است که تأثیرات منفی بسیاری در [[زندگی]] شخص و [[آینده]] او به جا می‌گذارد. شاید از نظر [[قرآن]] یکی از ویژگی‌های بارز [[کافران]]، خصلت لجاجت آنان باشد. بخشی از [[آیات قرآن]] به مسئله لجاجت کافران و تأثیرات آن در زندگی اختصاص یافته است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|لجاجت و زیان‌های آن]].</ref>.


ثمره تفاوت این دو صفت، در [[عقوبت]] اعمالی است که از روی لجاجت یا جهالت انجام می‌شود؛ چون، گناهانی که از روی [[جهالت]] باشد، به شرط [[توبه]]، بخشیده می‌شود؛ درحالی‌که، گناهانی که از روی [[لجاجت]]، [[رشد]] یافته‌اند، قابل [[بخشش]] نیستند؛ چنانچه، [[خداوند]] در [[قرآن]] می‌فرماید: «[[پذیرش توبه]] از سوی [[خدا]]، تنها برای کسانی است که کار بدی را از روی جهالت انجام می‌دهند، سپس زود توبه می‌کنند.»..<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا التَّوْبَةُ عَلَى اللَّهِ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ يَتُوبُونَ مِنْ قَرِيبٍ فَأُولَئِكَ يَتُوبُ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَكَانَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا}} سوره نساء، آیه ۱۷.</ref>. پذیرش توبه در صورتی است که این عمل [[زشت]] ناشی از جهالت باشد، نه از روی لجاجت<ref>ترجمه المیزان، ج۴، ص۳۷۸. </ref>.
== معناشناسی ==
لجاجت در زبان عربی، به معنای پافشاری در انجام کاری که مخالف میل طرف مقابل باشد، آمده است<ref>مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ ش، ج ۱۰، ص۱۶۷.</ref> این واژه در فرهنگ قرآن به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن بر انجام کاری است که از آن [[نهی]] شده است و شخص از روی [[عناد]] و [[دشمنی]] می‌کوشد تا آن را انجام دهد<ref>راغب اصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی، ص۷۳۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|لجاجت و زیان‌های آن]]؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۴۸.</ref>


یکی از پلید‌ترین صفاتی که در قرآن از آن به صراحت یا به صورت مفهومی یاد شده و [[سرزنش]] شده، لجاجت و اصرار ورزیدن بر سخنان و [[عقاید]] [[باطل]] است که منجر به [[تکذیب]] [[انبیاء]]، [[آیات الهی]] و حتی به [[قتل]] [[انبیای الهی]] می‌شود. این صفت ناشی از عوامل خاصی بوده و آثار مخرب گوناگونی دارد؛ که، به ذکر مهم‌ترین آنها می‌پردازیم:
لجاجت در اصطلاح اخلاقی‌ به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن در کاری همراه با [[عناد]] است که از انجام آن [[نهی]] شده است<ref>مفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص۷۳۶.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان ‌اشرافی و عوامل و آثار آن (مقاله)|لجاجت مسئولان ‌اشرافی و عوامل و آثار آن]].</ref>


۱. '''[[تقلید کورکورانه]]:'''
== ناپسندیِ لجاجت ==
لجاجت، یکی از [[رذایل اخلاقی]] و نابهنجاری [[رفتاری]] است که [[خداوند]] آن را در آیاتی چند، مورد [[سرزنش]] و نکوهش قرار داده و یکی از عوامل کفرگرایی و [[کفرورزی]] کافران را در این خصلت ناپسند آنان دانسته است. انسانِ لجوج، به هیچ منطقی پایبند نیست. اگر دلیل از [[عقل]] و منطق ارائه شود، خواهان دلیل [[حسی]] می‌شود و اگر دلیل حسی ارائه شود، آن را [[انکار]] می‌کند و دلیل را [[ناتوان]] از [[اثبات]] مدعا می‌شمارد. پس به هر طریقی از زیر بار پذیرش حق و [[حقیقت]] می‌گریزد.


یکی از عواملی که برای لجاجت متصور است، [[تقلید]] بی‌چون و چرا از عقاید دیگران است؛ چرا که، گاهی با استناد به آن [[حکم عقل]] را سرکوب کرده و جلوی واضح‌ترین برهان‌ها و [[معجزات]] [[ایستادگی]] می‌کنند، [[قرآن کریم]] به نکوهش اینگونه تقلید از سوی افراد پرداخته و آن را رد می‌کند<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمْ تَعَالَوْا إِلَى مَا أَنْزَلَ اللَّهُ وَإِلَى الرَّسُولِ قَالُوا حَسْبُنَا مَا وَجَدْنَا عَلَيْهِ آبَاءَنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لَا يَعْلَمُونَ شَيْئًا وَلَا يَهْتَدُونَ}} سوره مائده، آیه ۱۰۴.</ref>: «و هنگامی که به آنها گفته شود: به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی [[پیامبر]] بیایید! می‌گویند: «آنچه از پدران خود یافته‌ایم، ما را بس است!» آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‌دانستند، و [[هدایت]] نیافته بودند (باز از آنها [[پیروی]] می‌کنند)؟!»
خداوند در آیاتی از جمله ۸۹ تا ۹۴ [[سوره اسراء]] لجاجت کافران و درخواست [[معجزه]] حسی را مطرح می‌کند، در حالی که همین افراد پیش از این درخواست، [[آیات]] گوناگون [[الهی]] را مشاهده کرده و به حقانیت آن [[آگاه]] شده‌اند. علت اینکه [[کافران]] این شاخه و آن شاخه می‌کنند و پس از دیدن دلیل و برهانی، خواهان دلیل دیگر می‌شوند؛ همان لجاجت و [[عناد]] و [[ستیزه‌جویی]] است که نسبت به [[حق]] دارند. اینان هرگز به حق و [[حقیقت ایمان]] نمی‌آورند، حتی اگر همه [[دلایل]] و برهان‌ها ارائه شود و هر دلیلی که خواسته‌اند، [[اجابت]] شود؛ زیرا اینان اصولاً قصد پذیرش حق و [[ایمان]] به آن را ندارند و تنها در [[اندیشه]] بهانه‌جویی هستند. [[خداوند]] در تبیین این [[حقیقت]] در [[آیات]] ۹۶ و ۹۷ [[سوره یونس]] می‌فرماید: اگر همه [[معجزات]] و نشانه‌های حقانیت به افراد لجوج ارائه شود و آن را حتی به دیده ظاهر هم مشاهده کنند، باز هم آن را نمی‌پذیرند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|لجاجت و زیان‌های آن]].</ref>.


بر اساس این [[آیه]]، هنگامی که [[کفار]] به سوی [[کتاب خدا]] و [[رسول]] او [[دعوت]] می‌شدند، به دلیل تقلید بی‌قید و شرط از [[آداب]] نیاکان خود، در مقابل این [[دعوت]] [[ایستادگی]] کرده و از پذیرش آن، خودداری می‌کردند<ref>أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج۴، ص۴۸۴ – ۴۸۵.</ref>.
== ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن ==
{{اصلی|لجاجت در قرآن}}
لجاجت به معنای یکدندگی، زمانی که بر پایه عقلانیت و منطق نباشد، بسیار خطرناک است؛ زیرا [[انسان]] را به [[سقوط]] می‌کشاند و [[دین]] و دنیای او را تباه می‌کند. بسیاری از [[مردم]]، تنها بر اساس [[ظن]] و شک‌، بر امری پافشاری و اصرار می‌کنند و به [[مخالفت]] با [[حق]] و [[حقیقت]] می‌پردازند که [[عقل]] و منطق آن را [[تأیید]] و امضا کرده است. این افراد با خیره‌سری و [[عناد]]، به‌ستیزه با حق و حقیقت می‌پردازند و درهای [[قلب]] خویش را به سوی حقیقت می‌بندند و در [[کفر]] و [[فسق]] و [[عصیان]] غرق می‌شوند و [[تغییر]] مثبت در [[فکر]]، [[اخلاق]] و [[رفتار]] نمی‌پسندند و بر عادات و رسوم [[باطل]] اصرار می‌ورزند.


۲. '''[[تکبر]] و [[استکبار]]:'''
این افراد خیره‌سر، نه تنها به خود آسیب می‌رسانند، بلکه گاه به سبب داشتن [[قدرت]] و [[ثروت]]، سد راه کسانی می‌شوند که [[اهل]] عقل و منطق و اخلاق و ارزش‌های فطری [[عقلی]] هستند و [[ایمان]] و [[اعتقاد]] مردم را به [[سخریه]] می‌گیرند و با دامن زدن به نابهنجاری‌ها و [[عقاید]] باطل، جوّ عمومی را به هم می‌ریزند و [[حاکمیت]] [[ارزش‌ها]] در [[جامعه]] را سخت می‌کنند.


عامل دیگری که [[قرآن]] برای [[لجاجت]] متذکر شده، استکبار است. [[مستکبر]] به کسی گفته می‌شود که بخواهد با ترک [[پذیرفتن حق]]، خود را بزرگ جلوه داده و خود را بزرگ‌تر از آن بداند که [[حق]] را بپذیرد. این [[حس]] خود برتربینی، به شخص [[اجازه]] نمی‌دهد که به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از [[انقیاد]] در برابر حق سر برمی‌تابد<ref>ترجمه المیزان، ج۱۲، ص۳۳۳ و ۳۳۴.</ref>. «اما کسانی که به [[آخرت]] [[ایمان]] نمی‌آورند، دل‌هایشان (حق را) [[انکار]] می‌کند و مستکبرند»<ref>{{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}} سوره نحل، آیه ۲۲.</ref>.
بی‌گمان [[شناخت]] علل و عوامل ایجادی لجاجت در افراد و آثار آن، می‌تواند ما را نسبت به درمان این حالت [[باطنی]] و [[نفسانی]] که آثار مخرب و زیانباری را در [[زندگی]] و سبک آن پدید می‌آورد، [[یاری]] رساند<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref>.


لجاجت آثاری در پی دارد که عبارت‌اند از:
== عوامل لجاجت ==
# '''[[محرومیت]] از [[درک]] [[آیات الهی]]:''' یکی از آثار لجاجت، این است که افراد لجوج از درک [[حقایق]] آیات الهی محرومند<ref>{{متن قرآن|وَهُوَ الَّذِي أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ نَبَاتَ كُلِّ شَيْءٍ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًا نُخْرِجُ مِنْهُ حَبًّا مُتَرَاكِبًا وَمِنَ النَّخْلِ مِنْ طَلْعِهَا قِنْوَانٌ دَانِيَةٌ وَجَنَّاتٍ مِنْ أَعْنَابٍ وَالزَّيْتُونَ وَالرُّمَّانَ مُشْتَبِهًا وَغَيْرَ مُتَشَابِهٍ انْظُرُوا إِلَى ثَمَرِهِ إِذَا أَثْمَرَ وَيَنْعِهِ إِنَّ فِي ذَلِكُمْ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ}} سوره انعام، آیه ۹۹.</ref>:» «اوست خدایی که از [[آسمان]] [[باران]] فرستاد و بدان باران هرگونه نباتی را رویانیدیم، و از آن نبات ساقه‌ای سبز و از آن دانه‌هایی بر یکدیگر چیده... که در آن، نشانه‌هایی از ([[عظمت خدا]]) برای افراد با‌ایمان است!» در این [[آیه]] [[تدبیر]] [[نظام]] روییدنی‌ها، آیتی مخصوص به [[مردم]] با‌ایمان شمرده شده، و تناسب این اختصاص روشن است؛ چون، این نوع [[تدبر]] و [[تفکر]]، احتیاج به [[تحصیل علم]] خاصی ندارد؛ بلکه، هر فهم عادی هم، اگر دلش به [[نور ایمان]] منور شده و [[پلیدی]] [[عناد]] و لجاجت آن را [[آلوده]] نکرده باشد، می‌تواند با آن فهم عوامیش، در آن نظر کرده و پی به صانع آن ببرد<ref>ترجمه المیزان، ج۷، ص۴۰۱.</ref>.
لجاجت خصلتی مذموم است که می‌تواند در هر فردی بروز کند؛ اما بیشتر، اهل علم و [[آگاهی]] به این [[بیماری]] [[مبتلا]] می‌شوند؛ و این گونه نیست که از روی [[جهالت]] شخص به [[لجبازی]] رو آورد؛ بلکه در عین آگاهی و [[علم]]؛ بلکه [[علم حضوری]] و [[شهودی]] به انکار و [[عناد]] روی می‌آورد.
# '''انکار آیات الهی:''' اثر دیگر [[لجاجت]]، [[انکار]] کردن [[آیات الهی]] است،؛ چراکه این صفت سبب می‌شود که علاوه بر [[محروم]] شدن از [[درک]] آیات الهی، پیوسته حالت انکار به خود گرفته و با بهانه‌جویی‌های گوناگون، از [[پذیرش حق]] سر بتابند وگرنه آیات الهی برای آنها که [[حق‌جو]] و [[متواضع]] در مقابل حقیقتند، آشکار است؛ این درحالی است که [[اهل]] [[ایمان]] به محض روبه‌رو شدن با [[آیات]] [[خداوند]]، به [[آیت]] بودن آن پی برده و آن را وسیله اتصال به محبوب خود قرار می‌دهند<ref>تفسیر نمونه، ج۱۱، ص۱۹۲. </ref>. «... آنان که ایمان آورده‌اند، می‌دانند که آن حقیقتی است از طرف پروردگارشان و اما آنها که راه [[کفر]] را پیموده‌اند، (این موضوع را بهانه کرده) می‌گویند: «منظور خداوند از این مثل چه بوده است؟!.»..<ref>{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ لَا يَسْتَحْيِي أَنْ يَضْرِبَ مَثَلًا مَا بَعُوضَةً فَمَا فَوْقَهَا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُوا فَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّهِمْ وَأَمَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَيَقُولُونَ مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا يُضِلُّ بِهِ كَثِيرًا وَيَهْدِي بِهِ كَثِيرًا وَمَا يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفَاسِقِينَ} سوره بقره، آیه ۲۶.</ref> «اما کسانی که به [[آخرت]] ایمان نمی‌آورند، دل‌هایشان ([[حق]] را) انکار می‌کند.»..<ref>{{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}} سوره نحل، آیه ۲۲.</ref>.
# '''تکبر و استکبار:''' عامل اصلی لجاجت را باید در استکبار ورزی شخص جستجو کرد. انسان‌های [[متکبر]] به سبب این بیماری دچار بیماری لجاجت می‌شوند و در عمل [[اجتماعی]] به شکل [[استکبار]] آن را بروز می‌دهند. [[مستکبر]] به کسی گفته می‌شود که بخواهد با ترک پذیرفتن حق، خود را بزرگتر از آن بداند که [[حق]] را بپذیرد. این [[حس]] [[خود برتربینی]]، به شخص [[اجازه]] نمی‌دهد به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از [[انقیاد]] و پذیرش در برابر حق سر برمی‌تابد<ref>ترجمه المیزان، ج ۱۲، ص۳۳۳ و ۳۳۴.</ref>. از این رو [[خداوند]] یکی از علل رویگردانی کافران از [[ایمان]] را استکبار آنان می‌شمارد که آنها را به دام لجبازی می‌افکند و اجازه نمی‌دهد تا به آنچه [[یقین علمی]] و شهودی دارند، ایمان بیاورند<ref>{{متن قرآن|إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ}} «خدای شما خدایی یگانه است بنابراین آنان که به جهان واپسین بی‌ایمانند دل‌هایی ناباور دارند و سرکشند» سوره نحل، آیه ۲۲.</ref>.
# '''غرق در [[گناهان]]:''' یکی از پیامدهای لجاجت فرو رفتن در گناهان بوده؛ که، علت اصلی آن همان [[حق‌گریزی]] است؛ که، [[انسان]] لجوج را غرق در [[گناه]] کرده و در باتلاق انبوهی از گناهان فرو می‌برد<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ}} سوره بقره، آیه ۲۰۶.</ref>: «و هنگامی که به آنها گفته شود: «از [[خدا]] بترسید!» (لجاجت آنان بیشتر می‌شود)، و آنها را به گناه می‌کشاند.». در [[حقیقت]] این [[آیه]]، به یکی از صفات [[زشت]] [[منافقان]] اشاره کرده؛ که، آنها بر اثر [[تعصب]] و لجاجت در برابر هیچ حقیقتی، [[تسلیم]] نمی‌شوند و همین لجاجت، آنها را به بدترین گناهان می‌کشاند<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۷۵.</ref>. [[خداوند]] نخست افراد لجوج را برای [[مجازات]] [[تربیتی]] در [[سختی]] و [[رنج]] قرار داده تا به [[ضعف]] و [[ناتوانی]] خود پی برده و از مرکب [[غرور]] پیاده شوند، و در صورت عدم [[اصلاح]]، آنها را با مجازات‌های ریشه‌کن کننده، گرفتارشان می‌سازد<ref>تفسیر نمونه، ج۱۴، ص۲۸۸.</ref> «و اگر به آنان رحم کنیم و [[گرفتاری‌ها]] و مشکلاتشان را برطرف سازیم، (نه‌تنها بیدار نمی‌شوند، بلکه) در طغیانشان [[لجاجت]] می‌ورزند و (در این [[وادی]]) سرگردان می‌مانند!»<ref>{{متن قرآن|وَلَوْ رَحِمْنَاهُمْ وَكَشَفْنَا مَا بِهِمْ مِنْ ضُرٍّ لَلَجُّوا فِي طُغْيَانِهِمْ يَعْمَهُونَ}} سوره مؤمنون، آیه ۷۵.</ref>.
# '''تعصب:''' عامل دیگری که قرآن برای لجاجت بیان می‌کند، [[تعصب]] است. انسان‌های [[متعصب]]، [[گوش]] شنوایی برای شنیدن حق و چشم [[بینایی]] برای دیدن آن ندارند. تعصب، اگر ریشه در عقلانیت و [[غیرت]] داشته باشد، هیچ مشکلی ندارد؛ چراکه [[انسان]] می‌بایست نسبت به امر [[قطعی]] و [[حق]]، غیرت داشته باشد و نسبت به [[دفاع]] از آن تعصب ورزد و [[هویت]] حقانی خویش را [[حفظ]] کند؛ اما بسیاری از [[تعصبات]]، کورکورانه و هواپرستانه است که [[لجبازی]] را سبب می‌شود.
# '''هواپرستی:''' در [[آیه]] ۱۲۰ [[سوره بقره]] عامل دیگر [[لجبازی]] یعنی [[هواپرستی]] و [[تبعیت]] از آن معرفی شده و [[خداوند]] به صراحت از هواپرستی [[یهودیان]] به عنوان عامل لجبازی و [[انکار]] آنان سخن به میان آورده است. بنابراین، [[هواپرستی]] نیز در ایجاد زمینه لجاجت و افزایش روحیه حق‌ستیزی و عدم پذیرش [[دلایل]] روشن و منطقی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. به خاطر همین، بسیاری از [[انسان‌ها]] [[حق]] را می‌شناسند؛ ولی چون مخالف خواسته‌های نفسانی آنان است، با آن [[مخالفت]] می‌کنند و تن به آن نمی‌دهند. این رفتار کودکانه‌ای است که انسان‌های بالغ از خود در برابر حق نشان می‌دهند. [[پیروی]] از خواسته‌های نفسانی و ارضای آن برای این افراد از هر چیز دیگری مهم‌تر است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|لجاجت و زیان‌های آن]]؛ [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مانع حق‌پذیری و عامل حق‌ستیزی (مقاله)|لجاجت مانع حق‌پذیری و عامل حق‌ستیزی]].</ref>.
# '''تقلید کورکورانه:''' عامل دیگری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان می‌کند، تقلید کورکورانه از نیاکان است. [[حفظ]] [[سنت‌ها]] و آیین‌های [[باطل]] موجب می‌شود تا [[انسان]] نسبت به [[حق]] موضع‌گیری منفی داشته باشد و زیربار حق نرود<ref>سوره مائده، آیه ۱۰۴؛ سوره لقمان، آیه ۲۰-۲۳.</ref>.<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|لجاجت و زیان‌های آن]].</ref>
# '''سایر عوامل:''' البته افزون بر [[استکبار]]، [[تقلید]]، [[هواپرستی]] و [[تعصب]] می‌توان عواملی چون [[دنیادوستی]]<ref>سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۷.</ref> رسیدن به [[آسایش]] و [[آرامش]] پس از [[سختی]] و [[بحران]]<ref>سوره مؤمنون، آیه ۷۳-۷۵.</ref> و مُهر شدن [[قلب]] براساس [[گناه]]<ref>سوره بقره، آیه ۶-۷؛ سوره روم، آیه ۵۸-۶۰.</ref> و مانند آن را نیز به عنوان عوامل یاد کرد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|لجاجت و زیان‌های آن]]؛ [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۴۸.</ref>.


[[انسان]] لجوج، که به [[اندرز]] ناصحان و به هشدارهای [[الهی]]، گوش فرا نداده، بلکه پیوسته با غرور و نخوت مخصوص به خود، بر خلافکاری‌هایش می‌افزاید، چیزی جز [[آتش دوزخ]]، او را رام نمی‌کند<ref>تفسیر نمونه، ج۲، ص۷۵.</ref>، و بنابراین خداوند می‌فرماید: «و هنگامی که به آنها گفته شود: از [[خدا]] بترسید! (لجاجت آنان بیشتر می‌شود)، و لجاجت آنها را به [[گناه]] می‌کشاند. آتش دوزخ برای آنها کافی است و چه بد جایگاهی است!<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهَادُ}} سوره بقره، آیه ۲۰۶.</ref>.<ref>فقه سیاسی، ج۷، ص۵.</ref>.<ref>[[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|دانشنامه فقه سیاسی ج۲]]، ص ۴۴۸.</ref>
== آثار لجاجت ==
لجبازی آثار مخربی در [[زندگی دنیوی]] و [[اخروی]] [[آدمی]] به جا می‌گذارد؛ چراکه [[انکار حق]] حتی ملموسات و [[محسوسات]]، [[زندگی]] را از حالت طبیعی خارج می‌کند و [[انسان]] را به پوچی و [[بیهودگی]] سوق می‌دهد. از این رو [[خداوند]] نسبت به خصلت [[لجبازی]] هشدار می‌دهد و داشتن آن را نکوهش می‌کند. از جمله آثاری که [[قرآن]] برای لجبازی بیان می‌کند، [[انکار حقایق]] عینی و محسوس است که در آیاتی از جمله ۲ تا ۱۵ [[سوره حجر]] و ۳۲ تا ۴۴ [[سوره طور]] به آن اشاره کرده است.
 
بهانه‌جویی نسبت به [[حقایق]] و سرباز زدن از [[حق]]<ref>سوره ملک، آیه ۲۱-۲۷.</ref>؛ [[تکذیب]] [[حق]] در هر شکل آن؛ از دیگر آثار [[لجبازی]] است که [[خداوند]] در آیاتی از جمله ۳ تا ۶ [[سوره شعراء]] و ۱۸ و ۲۱ [[سوره ملک]] به آن اشاره کرده است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|لجاجت و زیان‌های آن]].</ref>.
 
به نظر می‌رسد که زنگار [[قلب]]<ref>مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۴.</ref>، ناشنوایی نسبت به حقایق و انذارها و [[هشدارها]]<ref>احقاف، آیات ۲۲۱ و ۲۶.</ref>، کج‌فهمی و برداشت‌های نادرست از پیام‌ها<ref>زخرف، آیه ۵۸.</ref> و [[تفسیر]] غلط از [[دلایل]] روشن<ref>اسراء، آیات ۳۹ و ۴۱.</ref>، روحیه پرخاشگری<ref>زخرف، آیات ۵۷ تا ۶۴.</ref>، [[محرومیت]] از دستیابی به [[بصیرت]] و [[بینایی]] [[حقیقی]]<ref>یس، آیه ۹.</ref>، عدم [[توفیق]] [[استغفار]] و [[توبه]]<ref>کهف، آیات ۵۲ تا ۵۵.</ref> و محرومیت از [[هدایت]] پاداشی [[وحیانی]]<ref>فرقان، آیات ۴۱ و ۴۲؛ روم، آیات ۵۲ و ۵۳.</ref> از جمله آثار لجاجت مبتنی بر بی‌خردی و بی‌منطقی است.
 
خسارت و زیانکاری<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[فسق]]، [[قساوت قلب]]<ref>بقره، آیات ۶۳ تا ۷۴.</ref>، [[لعن]] و [[نفرین]] پیامبران<ref>مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.</ref>، [[لعن خدا]]، [[غضب الهی]]<ref>شوری، آیات ۱۳ تا ۱۶.</ref>، آوارگی، عذاب‌های ناگهانی هلاک‌کننده چون [[صاعقه]]<ref>بقره، آیه ۵۵.</ref>، بادهای سرد و سهمناک<ref>فصلت، آیات ۱۳ تا ۱۶؛ قمر، آیات ۱۸ و ۱۹.</ref>، غرق شدن<ref>اعراف، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۶.</ref> و [[انتقام]] سخت [[الهی]] از جمله آثار لجاجت غیر منطقی است<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن]].</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
# [[پرونده:1100701.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۲ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۲''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و زیان‌های آن (مقاله)|'''لجاجت و زیان‌های آن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مانع حق‌پذیری و عامل حق‌ستیزی (مقاله)|'''لجاجت مانع حق‌پذیری و عامل حق‌ستیزی''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت مسئولان ‌اشرافی و عوامل و آثار آن(مقاله)|'''لجاجت مسئولان ‌اشرافی و عوامل و آثار آن''']]
# [[پرونده:11790.jpg|22px]] [[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن (مقاله)|'''لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۳۱ مهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۱:۴۲

مقدمه

لجاجت به معنای پافشاری و اصرار کردن بر سخن یا رفتاری است که نوعی ستیزه‌جویی تلقی می‌شود. انسان لجوج، کسی است که به دور از عقل و منطق بر سخنی یا رفتاری اصرار می‌ورزد و این‌گونه در دامن خرافات و تعصب می‌افتد و نسبت به هرگونه تغییرات مثبت، واکنش منفی نشان می‌دهد.

لجاجت نوعی بیماری اخلاقی است که تأثیرات منفی بسیاری در زندگی شخص و آینده او به جا می‌گذارد. شاید از نظر قرآن یکی از ویژگی‌های بارز کافران، خصلت لجاجت آنان باشد. بخشی از آیات قرآن به مسئله لجاجت کافران و تأثیرات آن در زندگی اختصاص یافته است[۱].

معناشناسی

لجاجت در زبان عربی، به معنای پافشاری در انجام کاری که مخالف میل طرف مقابل باشد، آمده است[۲] این واژه در فرهنگ قرآن به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن بر انجام کاری است که از آن نهی شده است و شخص از روی عناد و دشمنی می‌کوشد تا آن را انجام دهد[۳].[۴]

لجاجت در اصطلاح اخلاقی‌ به معنای پافشاری و اصرار ورزیدن در کاری همراه با عناد است که از انجام آن نهی شده است[۵].[۶]

ناپسندیِ لجاجت

لجاجت، یکی از رذایل اخلاقی و نابهنجاری رفتاری است که خداوند آن را در آیاتی چند، مورد سرزنش و نکوهش قرار داده و یکی از عوامل کفرگرایی و کفرورزی کافران را در این خصلت ناپسند آنان دانسته است. انسانِ لجوج، به هیچ منطقی پایبند نیست. اگر دلیل از عقل و منطق ارائه شود، خواهان دلیل حسی می‌شود و اگر دلیل حسی ارائه شود، آن را انکار می‌کند و دلیل را ناتوان از اثبات مدعا می‌شمارد. پس به هر طریقی از زیر بار پذیرش حق و حقیقت می‌گریزد.

خداوند در آیاتی از جمله ۸۹ تا ۹۴ سوره اسراء لجاجت کافران و درخواست معجزه حسی را مطرح می‌کند، در حالی که همین افراد پیش از این درخواست، آیات گوناگون الهی را مشاهده کرده و به حقانیت آن آگاه شده‌اند. علت اینکه کافران این شاخه و آن شاخه می‌کنند و پس از دیدن دلیل و برهانی، خواهان دلیل دیگر می‌شوند؛ همان لجاجت و عناد و ستیزه‌جویی است که نسبت به حق دارند. اینان هرگز به حق و حقیقت ایمان نمی‌آورند، حتی اگر همه دلایل و برهان‌ها ارائه شود و هر دلیلی که خواسته‌اند، اجابت شود؛ زیرا اینان اصولاً قصد پذیرش حق و ایمان به آن را ندارند و تنها در اندیشه بهانه‌جویی هستند. خداوند در تبیین این حقیقت در آیات ۹۶ و ۹۷ سوره یونس می‌فرماید: اگر همه معجزات و نشانه‌های حقانیت به افراد لجوج ارائه شود و آن را حتی به دیده ظاهر هم مشاهده کنند، باز هم آن را نمی‌پذیرند[۷].

ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن

لجاجت به معنای یکدندگی، زمانی که بر پایه عقلانیت و منطق نباشد، بسیار خطرناک است؛ زیرا انسان را به سقوط می‌کشاند و دین و دنیای او را تباه می‌کند. بسیاری از مردم، تنها بر اساس ظن و شک‌، بر امری پافشاری و اصرار می‌کنند و به مخالفت با حق و حقیقت می‌پردازند که عقل و منطق آن را تأیید و امضا کرده است. این افراد با خیره‌سری و عناد، به‌ستیزه با حق و حقیقت می‌پردازند و درهای قلب خویش را به سوی حقیقت می‌بندند و در کفر و فسق و عصیان غرق می‌شوند و تغییر مثبت در فکر، اخلاق و رفتار نمی‌پسندند و بر عادات و رسوم باطل اصرار می‌ورزند.

این افراد خیره‌سر، نه تنها به خود آسیب می‌رسانند، بلکه گاه به سبب داشتن قدرت و ثروت، سد راه کسانی می‌شوند که اهل عقل و منطق و اخلاق و ارزش‌های فطری عقلی هستند و ایمان و اعتقاد مردم را به سخریه می‌گیرند و با دامن زدن به نابهنجاری‌ها و عقاید باطل، جوّ عمومی را به هم می‌ریزند و حاکمیت ارزش‌ها در جامعه را سخت می‌کنند.

بی‌گمان شناخت علل و عوامل ایجادی لجاجت در افراد و آثار آن، می‌تواند ما را نسبت به درمان این حالت باطنی و نفسانی که آثار مخرب و زیانباری را در زندگی و سبک آن پدید می‌آورد، یاری رساند[۸].

عوامل لجاجت

لجاجت خصلتی مذموم است که می‌تواند در هر فردی بروز کند؛ اما بیشتر، اهل علم و آگاهی به این بیماری مبتلا می‌شوند؛ و این گونه نیست که از روی جهالت شخص به لجبازی رو آورد؛ بلکه در عین آگاهی و علم؛ بلکه علم حضوری و شهودی به انکار و عناد روی می‌آورد.

  1. تکبر و استکبار: عامل اصلی لجاجت را باید در استکبار ورزی شخص جستجو کرد. انسان‌های متکبر به سبب این بیماری دچار بیماری لجاجت می‌شوند و در عمل اجتماعی به شکل استکبار آن را بروز می‌دهند. مستکبر به کسی گفته می‌شود که بخواهد با ترک پذیرفتن حق، خود را بزرگتر از آن بداند که حق را بپذیرد. این حس خود برتربینی، به شخص اجازه نمی‌دهد به سخنی غیر از سخن خود گوش کند و به همین جهت بدون هیچ دلیل و حجتی از انقیاد و پذیرش در برابر حق سر برمی‌تابد[۹]. از این رو خداوند یکی از علل رویگردانی کافران از ایمان را استکبار آنان می‌شمارد که آنها را به دام لجبازی می‌افکند و اجازه نمی‌دهد تا به آنچه یقین علمی و شهودی دارند، ایمان بیاورند[۱۰].
  2. تعصب: عامل دیگری که قرآن برای لجاجت بیان می‌کند، تعصب است. انسان‌های متعصب، گوش شنوایی برای شنیدن حق و چشم بینایی برای دیدن آن ندارند. تعصب، اگر ریشه در عقلانیت و غیرت داشته باشد، هیچ مشکلی ندارد؛ چراکه انسان می‌بایست نسبت به امر قطعی و حق، غیرت داشته باشد و نسبت به دفاع از آن تعصب ورزد و هویت حقانی خویش را حفظ کند؛ اما بسیاری از تعصبات، کورکورانه و هواپرستانه است که لجبازی را سبب می‌شود.
  3. هواپرستی: در آیه ۱۲۰ سوره بقره عامل دیگر لجبازی یعنی هواپرستی و تبعیت از آن معرفی شده و خداوند به صراحت از هواپرستی یهودیان به عنوان عامل لجبازی و انکار آنان سخن به میان آورده است. بنابراین، هواپرستی نیز در ایجاد زمینه لجاجت و افزایش روحیه حق‌ستیزی و عدم پذیرش دلایل روشن و منطقی نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. به خاطر همین، بسیاری از انسان‌ها حق را می‌شناسند؛ ولی چون مخالف خواسته‌های نفسانی آنان است، با آن مخالفت می‌کنند و تن به آن نمی‌دهند. این رفتار کودکانه‌ای است که انسان‌های بالغ از خود در برابر حق نشان می‌دهند. پیروی از خواسته‌های نفسانی و ارضای آن برای این افراد از هر چیز دیگری مهم‌تر است[۱۱].
  4. تقلید کورکورانه: عامل دیگری که قرآن برای لجبازی بیان می‌کند، تقلید کورکورانه از نیاکان است. حفظ سنت‌ها و آیین‌های باطل موجب می‌شود تا انسان نسبت به حق موضع‌گیری منفی داشته باشد و زیربار حق نرود[۱۲].[۱۳]
  5. سایر عوامل: البته افزون بر استکبار، تقلید، هواپرستی و تعصب می‌توان عواملی چون دنیادوستی[۱۴] رسیدن به آسایش و آرامش پس از سختی و بحران[۱۵] و مُهر شدن قلب براساس گناه[۱۶] و مانند آن را نیز به عنوان عوامل یاد کرد[۱۷].

آثار لجاجت

لجبازی آثار مخربی در زندگی دنیوی و اخروی آدمی به جا می‌گذارد؛ چراکه انکار حق حتی ملموسات و محسوسات، زندگی را از حالت طبیعی خارج می‌کند و انسان را به پوچی و بیهودگی سوق می‌دهد. از این رو خداوند نسبت به خصلت لجبازی هشدار می‌دهد و داشتن آن را نکوهش می‌کند. از جمله آثاری که قرآن برای لجبازی بیان می‌کند، انکار حقایق عینی و محسوس است که در آیاتی از جمله ۲ تا ۱۵ سوره حجر و ۳۲ تا ۴۴ سوره طور به آن اشاره کرده است.

بهانه‌جویی نسبت به حقایق و سرباز زدن از حق[۱۸]؛ تکذیب حق در هر شکل آن؛ از دیگر آثار لجبازی است که خداوند در آیاتی از جمله ۳ تا ۶ سوره شعراء و ۱۸ و ۲۱ سوره ملک به آن اشاره کرده است[۱۹].

به نظر می‌رسد که زنگار قلب[۲۰]، ناشنوایی نسبت به حقایق و انذارها و هشدارها[۲۱]، کج‌فهمی و برداشت‌های نادرست از پیام‌ها[۲۲] و تفسیر غلط از دلایل روشن[۲۳]، روحیه پرخاشگری[۲۴]، محرومیت از دستیابی به بصیرت و بینایی حقیقی[۲۵]، عدم توفیق استغفار و توبه[۲۶] و محرومیت از هدایت پاداشی وحیانی[۲۷] از جمله آثار لجاجت مبتنی بر بی‌خردی و بی‌منطقی است.

خسارت و زیانکاری[۲۸]، فسق، قساوت قلب[۲۹]، لعن و نفرین پیامبران[۳۰]، لعن خدا، غضب الهی[۳۱]، آوارگی، عذاب‌های ناگهانی هلاک‌کننده چون صاعقه[۳۲]، بادهای سرد و سهمناک[۳۳]، غرق شدن[۳۴] و انتقام سخت الهی از جمله آثار لجاجت غیر منطقی است[۳۵].

منابع

پانویس

  1. منصوری، خلیل، لجاجت و زیان‌های آن.
  2. مصطفوی، حسن؛ التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، ۱۳۶۰ ش، ج ۱۰، ص۱۶۷.
  3. راغب اصفهانی، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق: صفوان عدنان داودی، ص۷۳۶.
  4. منصوری، خلیل، لجاجت و زیان‌های آن؛ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۴۴۸.
  5. مفردات فی غریب القرآن، راغب اصفهانی، ص۷۳۶.
  6. منصوری، خلیل، لجاجت مسئولان ‌اشرافی و عوامل و آثار آن.
  7. منصوری، خلیل، لجاجت و زیان‌های آن.
  8. منصوری، خلیل، لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن.
  9. ترجمه المیزان، ج ۱۲، ص۳۳۳ و ۳۳۴.
  10. ﴿إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ قُلُوبُهُمْ مُنْكِرَةٌ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ «خدای شما خدایی یگانه است بنابراین آنان که به جهان واپسین بی‌ایمانند دل‌هایی ناباور دارند و سرکشند» سوره نحل، آیه ۲۲.
  11. منصوری، خلیل، لجاجت و زیان‌های آن؛ منصوری، خلیل، لجاجت مانع حق‌پذیری و عامل حق‌ستیزی.
  12. سوره مائده، آیه ۱۰۴؛ سوره لقمان، آیه ۲۰-۲۳.
  13. منصوری، خلیل، لجاجت و زیان‌های آن.
  14. سوره نحل، آیه ۱۰۶-۱۰۷.
  15. سوره مؤمنون، آیه ۷۳-۷۵.
  16. سوره بقره، آیه ۶-۷؛ سوره روم، آیه ۵۸-۶۰.
  17. منصوری، خلیل، لجاجت و زیان‌های آن؛ عمید زنجانی، عباس علی، دانشنامه فقه سیاسی ج۲، ص ۴۴۸.
  18. سوره ملک، آیه ۲۱-۲۷.
  19. منصوری، خلیل، لجاجت و زیان‌های آن.
  20. مطففین، آیات ۱۱ تا ۱۴.
  21. احقاف، آیات ۲۲۱ و ۲۶.
  22. زخرف، آیه ۵۸.
  23. اسراء، آیات ۳۹ و ۴۱.
  24. زخرف، آیات ۵۷ تا ۶۴.
  25. یس، آیه ۹.
  26. کهف، آیات ۵۲ تا ۵۵.
  27. فرقان، آیات ۴۱ و ۴۲؛ روم، آیات ۵۲ و ۵۳.
  28. مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.
  29. بقره، آیات ۶۳ تا ۷۴.
  30. مائده، آیات ۲۰ تا ۲۶.
  31. شوری، آیات ۱۳ تا ۱۶.
  32. بقره، آیه ۵۵.
  33. فصلت، آیات ۱۳ تا ۱۶؛ قمر، آیات ۱۸ و ۱۹.
  34. اعراف، آیات ۱۳۰ تا ۱۳۶.
  35. منصوری، خلیل، لجاجت و ویژگی‌های افراد لجوج از نگاه قرآن.