دجال کیست؟ (پرسش): تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲: خط ۲:
{{جعبه اطلاعات پرسش
{{جعبه اطلاعات پرسش
| موضوع اصلی        = [[مهدویت (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت]]
| موضوع اصلی        = [[مهدویت (پرسش)|بانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت]]
| موضوع فرعی        = دجال کیست؟
| موضوع فرعی        = [[دجال]] کیست؟
| تصویر            = 7626626268.jpg
| تصویر            = 7626626268.jpg
| اندازه تصویر      = 200px
| اندازه تصویر      = 200px
خط ۱۱: خط ۱۱:
| پاسخ‌دهندگان      = [[سید جعفر موسوی‌نسب|موسوی‌نسب]] ؛  [[عبدالمجید زهادت|زهادت]] ؛ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی]] ؛ [[مهدی علی‌زاده]] ؛ [[علی اصغر رضوانی|رضوانی]] ؛ نویسندگان کتاب «آفتاب مهر»؛ [[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]  
| پاسخ‌دهندگان      = [[سید جعفر موسوی‌نسب|موسوی‌نسب]] ؛  [[عبدالمجید زهادت|زهادت]] ؛ [[علی رضا رجالی تهرانی|رجالی تهرانی]] ؛ [[مهدی علی‌زاده]] ؛ [[علی اصغر رضوانی|رضوانی]] ؛ نویسندگان کتاب «آفتاب مهر»؛ [[پژوهشگران مؤسسه آینده روشن]]  
}}
}}
'''دجال کیست؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[مهدویت]]''' مراجعه شود.
'''[[دجال]] کیست؟''' یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث '''[[مهدویت (پرسش)|مهدویت]]''' است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی '''[[مهدویت]]''' مراجعه شود.


==عبارت‌های دیگری از این پرسش==
==عبارت‌های دیگری از این پرسش==
* مسیح دجال کیست؟
* مسیح [[دجال]] کیست؟
* دجال کیست و چه ارتباطی با حکومت جهانی امام مهدی دارد؟
* [[دجال]] کیست و چه ارتباطی با [[حکومت جهانی]] [[امام مهدی]]{{ع}} دارد؟
== پاسخ نخست==
== پاسخ نخست==
[[پرونده:13681056.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید جعفر موسوی‌نسب]]]]
[[پرونده:13681056.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[سید جعفر موسوی‌نسب]]]]
خط ۲۲: خط ۲۲:
:::::*'''تعریف [[دجال]]''': [[دجال]] در لغت دجل به معنای روکش نمودن یک شی‌‌‌ء است که باطن آن کم‌‌‌ارزش باشد ولی روی آن زرق و برق داده یا طلاکاری شده باشد. بنابراین وقتی [[دجال]] را برای کسی بکار می‌برند یعنی آن شخص، منافق، دروغگو و فریبنده است<ref>نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدى، على اکبر عارف، چاپ شریعت، ص ۱۸۱.</ref>. البته معانی متعددی برای این واژه ذکر شده است که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.
:::::*'''تعریف [[دجال]]''': [[دجال]] در لغت دجل به معنای روکش نمودن یک شی‌‌‌ء است که باطن آن کم‌‌‌ارزش باشد ولی روی آن زرق و برق داده یا طلاکاری شده باشد. بنابراین وقتی [[دجال]] را برای کسی بکار می‌برند یعنی آن شخص، منافق، دروغگو و فریبنده است<ref>نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدى، على اکبر عارف، چاپ شریعت، ص ۱۸۱.</ref>. البته معانی متعددی برای این واژه ذکر شده است که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.
:::::*'''پیشینه [[دجال]]''': تاریخچه [[دجال]] به قبل از [[اسلام]] برمی‌‌‌گردد، در کتاب [[انجیل]] نام [[دجال]] نیز به میان آمده است، از آیات [[انجیل]] استفاده می‌شود که [[دجال]] به معانی دروغگو و گمراه‌‌‌کننده است و چنین استفاده می‌شود که داستان خروج [[دجال]] و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند<ref>دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۴، چاپ ۷۸.</ref>. در [[اسلام]] نیز سخن از [[دجال]] به میان آمده است، و روایاتی از این موضوع از فریقین وارد شده است، که روایات [[اهل سنت]] در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که در منابع [[شیعه]] موجود می‌باشد. و اکثر روایات [[شیعه]] نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی [[اهل سنت]] می‌باشد.
:::::*'''پیشینه [[دجال]]''': تاریخچه [[دجال]] به قبل از [[اسلام]] برمی‌‌‌گردد، در کتاب [[انجیل]] نام [[دجال]] نیز به میان آمده است، از آیات [[انجیل]] استفاده می‌شود که [[دجال]] به معانی دروغگو و گمراه‌‌‌کننده است و چنین استفاده می‌شود که داستان خروج [[دجال]] و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند<ref>دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۴، چاپ ۷۸.</ref>. در [[اسلام]] نیز سخن از [[دجال]] به میان آمده است، و روایاتی از این موضوع از فریقین وارد شده است، که روایات [[اهل سنت]] در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که در منابع [[شیعه]] موجود می‌باشد. و اکثر روایات [[شیعه]] نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی [[اهل سنت]] می‌باشد.
:::::*'''اخبار دجال''': مرحوم علامه [[سید محمد صدر]] در جلد سوم موسوعه ارزشمند [[امام المهدی]] با عنوان "[[تاریخ الغیبة الکبری]]" بحث مفصلی را به بررسی [[دجال]] اختصاص داده است، ایشان معتقدند که اخبار [[دجال]] مبتلا به دو اشکال جدی هستند. اول‌ ضعف سندی، دوم دلالت بر ایجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانین کلامی محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار [[معجزه]] را به افراد گمراه و گمراه‌‌‌کننده واگذار نماید.
:::::*'''اخبار [[دجال]]''': مرحوم علامه [[سید محمد صدر]] در جلد سوم موسوعه ارزشمند [[امام المهدی]] با عنوان "[[تاریخ الغیبة الکبری]]" بحث مفصلی را به بررسی [[دجال]] اختصاص داده است، ایشان معتقدند که اخبار [[دجال]] مبتلا به دو اشکال جدی هستند. اول‌ ضعف سندی، دوم دلالت بر ایجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانین کلامی محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار [[معجزه]] را به افراد گمراه و گمراه‌‌‌کننده واگذار نماید.
::::::و بعضی از محقّقین دیگر ریشه تعریفات و توصیفاتی که در رابطه با [[دجال]] به ما رسیده است را به دو روایت برمی‌‌‌گردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نقل شده است که از دیدگاه علم [[رجال]]، سند این دو روایت ضعیف می‌باشد و نمی‌شود به این توصیفات اعتماد نمود<ref>دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۵، چاپ ۷۸.</ref>.
::::::و بعضی از محقّقین دیگر ریشه تعریفات و توصیفاتی که در رابطه با [[دجال]] به ما رسیده است را به دو روایت برمی‌‌‌گردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نقل شده است که از دیدگاه علم [[رجال]]، سند این دو روایت ضعیف می‌باشد و نمی‌شود به این توصیفات اعتماد نمود<ref>دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۵، چاپ ۷۸.</ref>.
::::::به قول بعضی از محققین بزرگوار<ref>تاریخ غیبت کبرى، سید محمد صدر، ترجمه افتخارزاده، ص ۶۴۳.</ref> روایات را اگر حمل بر معنای رمزی کنیم از کنار گذاشتن آن روایت بهتر است، مخصوصا روایات [[دجال]] که بعضی از آنها به شخص [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]] {{صل}} می‌رسد و متعین است که بگوییم [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} به یک سلسله معانی حقیقی گسترده اجتماعی با این عبارت اشاره نموده‌اند.
::::::به قول بعضی از محققین بزرگوار<ref>تاریخ غیبت کبرى، سید محمد صدر، ترجمه افتخارزاده، ص ۶۴۳.</ref> روایات را اگر حمل بر معنای رمزی کنیم از کنار گذاشتن آن روایت بهتر است، مخصوصا روایات [[دجال]] که بعضی از آنها به شخص [[پیامبر خاتم|حضرت رسول]]{{صل}} می‌رسد و متعین است که بگوییم [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} به یک سلسله معانی حقیقی گسترده اجتماعی با این عبارت اشاره نموده‌اند.
::::::اما دیدگاه ما: از منظر ما اصل قضیه [[دجال]] به طور اجمال صحت دارد ولی تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده است مدرک قابل اعتمادی ندارد.
::::::اما دیدگاه ما: از منظر ما اصل قضیه [[دجال]] به طور اجمال صحت دارد ولی تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده است مدرک قابل اعتمادی ندارد.
::::::و این قضیه بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است.
::::::و این قضیه بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است.
خط ۳۷: خط ۳۷:
[[پرونده:Pic259.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[عبدالمجید زهادت]]]]
[[پرونده:Pic259.jpg|100px|right|بندانگشتی|[[عبدالمجید زهادت]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[عبدالمجید زهادت]]'''، در کتاب  ''«[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[عبدالمجید زهادت]]'''، در کتاب  ''«[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«از ریشه "دجل" به معنای "دروغگو و حیله‌گر" است.<ref>داستان دجّال، در کتاب مقدس مسیحیان بارها بکار رفته است (رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸و ۲۲)؛ و از کسانی که منکر حضرت مسیح و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت، در ترجمه انگلیسی کتاب مقدس، واژۀ آنتی کریست (ANTI CHRIST) یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.</ref> و دو احتمال در مورد دجال وجود دارد:  
::::::«از ریشه "دجل" به معنای "دروغگو و حیله‌گر" است.<ref>داستان [[دجال]]، در کتاب مقدس مسیحیان بارها بکار رفته است (رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸و ۲۲)؛ و از کسانی که منکر حضرت مسیح و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان [[دجال]] یاد شده است. به همین جهت، در ترجمه انگلیسی کتاب مقدس، واژۀ آنتی کریست (ANTI CHRIST) یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.</ref> و دو احتمال در مورد [[دجال]] وجود دارد:  
::::::'''۱.''' با توجه به معنای لغوی دجال، مقصود از آن، نام شخصی معینی نباشد، بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی‌اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس، دجال‌ها، متعدد خواهند بود. از [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} نقل شده است: {{عربی|اندازه=155%|«يكون قبل خروج الدجال نيف على سبعين رجالا»}}؛ پیش از خروج دجال، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهد کرد<ref>کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۰۰.</ref>. بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه دجال، نشانه این مطلب است که در آستانه انقلاب [[امام مهدی]] {{ع}}، افراد فریب‌کار و حیله‌گری ویژه‌ای، برای نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می‌گیرند.
::::#با توجه به معنای لغوی [[دجال]]، مقصود از آن، نام شخصی معینی نباشد، بلکه هر کسی که با ادعاهای پوچ و بی‌اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، [[دجال]] است. بر این اساس، دجال‌ها، متعدد خواهند بود. از [[پیامبر خاتم|پیامبر اسلام]]{{صل}} نقل شده است: {{عربی|اندازه=150%|«يكون قبل خروج الدجال نيف على سبعين رجالا»}}؛ پیش از [[خروج دجال]]، بیش از هفتاد [[دجال]]، خروج خواهد کرد<ref>کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۰۰.</ref>. بنابراین احتمال، در حقیقت قضیه [[دجال]]، نشانه این مطلب است که در آستانه انقلاب [[امام مهدی]] {{ع}}، افراد فریب‌کار و حیله‌گری ویژه‌ای، برای نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می‌گیرند.
::::::'''۲.''' دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان باشد. استکبار، با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی عظیمی که در اختیار دارد، سعی می‌کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده‌ی خود کند. بر این اساس، این که پیامبران، امت‌های خود را از فتنه دجال بیم داده‌اند؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قومش را از فتنۀ دجال بر حذر داشت<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۷.</ref> به این معنا است که آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی برحذر داشته‌اند. در اوصاف دجال گفته شده "کوهی از طعام و شهری از آب، به همراه دارد". این، کنایه از امکانات عظیم و گسترده‌ای است که استکبار در اختیار دارد<ref>ر.ک: چشم به راه مهدی، ص ۲۸۹؛ و دادگستر جهان، ص ۲۲۳.</ref><ref>[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]، ص۲۶۹، ۲۷۰.</ref>.
::::#[[دجال]]، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان باشد. استکبار، با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی عظیمی که در اختیار دارد، سعی می‌کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده‌ی خود کند. بر این اساس، این که پیامبران، امت‌های خود را از فتنه [[دجال]] بیم داده‌اند؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قومش را از فتنۀ [[دجال]] بر حذر داشت<ref>بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۷.</ref> به این معنا است که آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی برحذر داشته‌اند. در اوصاف [[دجال]] گفته شده "کوهی از طعام و شهری از آب، به همراه دارد". این، کنایه از امکانات عظیم و گسترده‌ای است که استکبار در اختیار دارد<ref>ر.ک: چشم به راه مهدی، ص ۲۸۹؛ و دادگستر جهان، ص ۲۲۳.</ref><ref>[[معارف و عقاید ۵ ج۲ (کتاب)|معارف و عقاید ۵ ج۲]]، ص۲۶۹، ۲۷۰.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


خط ۴۵: خط ۴۵:
[[پرونده:1368299.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی رضا رجالی تهرانی]]]]
[[پرونده:1368299.jpg|بندانگشتی|right|100px|[[علی رضا رجالی تهرانی]]]]
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی رضا رجالی تهرانی]]'''، در کتاب ''«[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::حجت الاسلام و المسلمین '''[[علی رضا رجالی تهرانی]]'''، در کتاب ''«[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]»'' در این‌باره گفته است:
::::::«یکی از [[علایم ظهور]] آن حضرت که در بعضی روایات از نشانه‏‌های حتمی شمرده شده، خروج شخصی به نام دجّال است. وی یک طاغوت پرتزویر و حیله‌‏گر است که عدّه بسیاری را به دنبال خود می‌‏‏کشد. ما در اینجا به همان روشی که به معرّفی [[سفیانی]] پرداختیم، دجّال و خصوصیات و ویژگی‌هایش را مورد بررسی قرار می‌‏دهیم. در [[روایات]] برای او صفات گوناگون و عجیبی ذکر شده است که باهم می‌‏خوانیم: حتمی بودن خروج او: [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل می‌‏کند که فرمود: پیش از قیامت ده امر حتمی واقع می‌‏‏شود: [[خروج سفیانی]]، [[خروج دجال]]، دود، [[دابة الارض]]، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، فرورفتن در مشرق جزیرة العرب، بیرون آمدن آتشی از قعر یمن که مردم را به محشر براند<ref> اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۴۰۵</ref>.
::::::«یکی از [[علایم ظهور]] آن حضرت که در بعضی روایات از نشانه‏‌های حتمی شمرده شده، خروج شخصی به نام [[دجال]] است. وی یک طاغوت پرتزویر و حیله‌‏گر است که عدّه بسیاری را به دنبال خود می‌‏‏کشد. ما در اینجا به همان روشی که به معرّفی [[سفیانی]] پرداختیم، [[دجال]] و خصوصیات و ویژگی‌هایش را مورد بررسی قرار می‌‏دهیم. در [[روایات]] برای او صفات گوناگون و عجیبی ذکر شده است که باهم می‌‏خوانیم: حتمی بودن خروج او: [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} از [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} نقل می‌‏کند که فرمود: پیش از قیامت ده امر حتمی واقع می‌‏‏شود: [[خروج سفیانی]]، [[خروج دجال]]، دود، [[دابة الارض]]، خروج قائم، طلوع خورشید از مغرب، نزول عیسی، فرورفتن در مشرق جزیرة العرب، بیرون آمدن آتشی از قعر یمن که مردم را به محشر براند<ref> اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۴۰۵</ref>.
::::::'''نام و نسب او:''' عده‌‏ای گویند که نام دجّال صائد بن صید یا ابن صیاد است، و برخی مخالف رأی ایشان را گفته‌‏اند. در کتاب‌های لغت، دجّال، به معنی کذّاب است، و فعل آن را به معنی آب طلا و آب نقره دادن نوشته‌‏اند. دجّال را در زبان‌های فرانسه و انگلیسی، آنتی کریست نامیده‌‏اند که به معنی دشمن و ضد مسیح است<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۷۲.</ref>
::::::'''نام و نسب او:''' عده‌‏ای گویند که نام [[دجال]] صائد بن صید یا ابن صیاد است، و برخی مخالف رأی ایشان را گفته‌‏اند. در کتاب‌های لغت، [[دجال]]، به معنی کذّاب است، و فعل آن را به معنی آب طلا و آب نقره دادن نوشته‌‏اند. [[دجال]] را در زبان‌های فرانسه و انگلیسی، آنتی کریست نامیده‌‏اند که به معنی دشمن و ضد مسیح است<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۷۲.</ref>
::::::'''خصوصیات فردی او:''' حضرت [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} می‌‏‏فرماید: او چشم راست ندارد، و چشم دیگرش در پیشانی اوست، و مانند ستاره صبح می‌‏‏درخشد، چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. وی در یک قحطی سختی می‌‏‏آید، و بر الاغ سفیدی سوار است ... و در صحیح مسلم در کلام [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} دجّال چنین توصیف شده است: او مردی چاق، سرخ‏رو، با موی سر مجعّد، و اعور است، چشمش همچون دانه انگوری است که بر روی آب قرار گرفته باشد<ref> صحیح بخاری، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷</ref>.
::::::'''خصوصیات فردی او:''' حضرت [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} می‌‏‏فرماید: او چشم راست ندارد، و چشم دیگرش در پیشانی اوست، و مانند ستاره صبح می‌‏‏درخشد، چیزی در چشم اوست که گویی آمیخته به خون است. وی در یک قحطی سختی می‌‏‏آید، و بر الاغ سفیدی سوار است ... و در صحیح مسلم در کلام [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} [[دجال]] چنین توصیف شده است: او مردی چاق، سرخ‏رو، با موی سر مجعّد، و اعور است، چشمش همچون دانه انگوری است که بر روی آب قرار گرفته باشد<ref> صحیح بخاری، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷</ref>.
::::::'''عقیده او:''' [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} می‌‏فرماید: او با صدای بلندی فریاد می‌‏‏زند که بین مشرق و مغرب، صدایش را جنّ و انس و شیاطین می‌‏‏شنوند "به فرض صحّت روایت، ممکن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون صورت بگیرد" و می‌‏‏گوید: ای دوستان من! به سوی من آیید. من هستم کسی که آفریده است، پس استوار ساخته و مقرّر کرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۶۵.</ref>
::::::'''عقیده او:''' [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} می‌‏فرماید: او با صدای بلندی فریاد می‌‏‏زند که بین مشرق و مغرب، صدایش را جنّ و انس و شیاطین می‌‏‏شنوند "به فرض صحّت روایت، ممکن است این عمل به وسیله رادیو و تلویزیون صورت بگیرد" و می‌‏‏گوید: ای دوستان من! به سوی من آیید. من هستم کسی که آفریده است، پس استوار ساخته و مقرّر کرده و هدایت نموده است. من پروردگار برتر شما هستم.<ref> مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۶۵.</ref>
::::::'''مکان خروج:''' [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} می‌‏‏فرماید: او از شهری که آن را اصفهان می‌‏‏گویند و قریه‏‌ای که معروف به یهودیه است بیرون می‌‏آید. مرگ او: [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} می‌‏‏فرماید: دجّال در امّت من بیرون می‌‏‏شود در چهل روز، پس خداوند [[حضرت عیسی|عیسی بن مریم]] را مأمور می‌‏کند او را طلب می‌‏‏کند و از بین می‌‏‏برد<ref> صحیح مسلم، با شرح نووی، ج ۱۸، ص ۶۵</ref>. و [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} ضمن یک خطبه طولانی فرمود: [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} با یارانش از مکه به [[بیت المقدس]] می‌‏‏آیند، و در آن مکان بین آن حضرت با دجّال و ارتش او، جنگ واقع می‌‏‏شود، دجّال و ارتش او مفتضحانه شکست می‌‏خورند، به‏ طوری که از اوّل تا آخر آنها به هلاکت می‌‏‏رسند و دنیا آباد می‌‏‏شود و [[حضرت مهدی|امام مهدی]] {{ع}} [[عدالت]] و قسط را در جهان به پا می‌‏‏دارد، و طبق روایتی آن حضرت دجّال را در کناسه کوفه به دار می‌‏‏زند<ref> اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۲۳۹.</ref>.
::::::'''مکان خروج:''' [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} می‌‏‏فرماید: او از شهری که آن را اصفهان می‌‏‏گویند و قریه‏‌ای که معروف به یهودیه است بیرون می‌‏آید. مرگ او: [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} می‌‏‏فرماید: [[دجال]] در امّت من بیرون می‌‏‏شود در چهل روز، پس خداوند [[حضرت عیسی|عیسی بن مریم]] را مأمور می‌‏کند او را طلب می‌‏‏کند و از بین می‌‏‏برد<ref> صحیح مسلم، با شرح نووی، ج ۱۸، ص ۶۵</ref>. و [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}} ضمن یک خطبه طولانی فرمود: [[امام مهدی|مهدی]]{{ع}} با یارانش از مکه به [[بیت المقدس]] می‌‏‏آیند، و در آن مکان بین آن حضرت با [[دجال]] و ارتش او، جنگ واقع می‌‏‏شود، [[دجال]] و ارتش او مفتضحانه شکست می‌‏خورند، به‏ طوری که از اوّل تا آخر آنها به هلاکت می‌‏‏رسند و دنیا آباد می‌‏‏شود و [[حضرت مهدی|امام مهدی]] {{ع}} [[عدالت]] و قسط را در جهان به پا می‌‏‏دارد، و طبق روایتی آن حضرت [[دجال]] را در کناسه کوفه به دار می‌‏‏زند<ref> اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۲۳۹.</ref>.
::::::بعضی از علماء چون [[شیخ صدوق]] با استناد به پاره‏‌ای از روایات از جمله روایت [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}}- معتقدند که غرض و هدف الهی، بر این تعلّق گرفته است که دجّال زنده باشد و کسی نتواند او را بکشد تا دجّال آینده باشد<ref> کمال الدّین و تمام النّعمة، شیخ صدوق، ص ۵۲۹</ref>
::::::بعضی از علماء چون [[شیخ صدوق]] با استناد به پاره‏‌ای از روایات از جمله روایت [[امام علی|امیر المؤمنین]] {{ع}}- معتقدند که غرض و هدف الهی، بر این تعلّق گرفته است که [[دجال]] زنده باشد و کسی نتواند او را بکشد تا [[دجال]] آینده باشد<ref> کمال الدّین و تمام النّعمة، شیخ صدوق، ص ۵۲۹</ref>
::::::[[محدث قمی]] گوید: در روایت [[ابو امامه]] است که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} فرمودند: هر مؤمنی که دجّال را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند. چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشگر [[قائم]] {{ع}} جنگ واقع شود، بالاخره آن ملعون به دست مبارک [[امام مهدی|حضرت حجّت]] {{ع}} یا به دست [[حضرت عیسی|عیسی بن مریم]]{{ع}} کشته شود.<ref> منتهی الآمال، شیخ عبّاس قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.</ref> البته عقیده [[شیعه]] بر این است که [[امام مهدی]] {{ع}} است که دجّال را می‌‏‏کشد، نه عیسی. باتوجّه به خصوصیاتی که ذکر شد و در بعضی موارد باهم اختلاف دارند، بعضی معتقدند: همان‏گونه که از ریشه لغت دجّال از یک‏سو و از منابع حدیث از سوی دیگر استفاده می‌‏‏شود، دجّال منحصر به فرد معینی نیست، بلکه عنوانی است کلّی برای افراد پرتزویر و حیله‏‌گر که برای کشیدن توده‏‌های مردم به دنبال خود از هر وسیله‌‏ای استفاده می‌‏‏کنند، چنانکه [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} فرموده است: هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه دجّال برحذر داشت و من نیز شما را برحذر می‌‏‏دارم<ref> صحیح ترمذی، باب ما جاء فی الدّجال، ص ۴۲.</ref>. ممکن است که این نظر درست باشد، چون اگر از مفاهیم رمزی و کفایی روایات مورد بحث صرف‏نظر کنیم، بیشتر آنها از نظر ضوابط سندی، اخبار واحدی می‌‏‏باشند که چندان معتبر نیستند»<ref>[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۴ تا ۱۸۶.</ref>.
::::::[[محدث قمی]] گوید: در روایت [[ابو امامه]] است که [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] {{صل}} فرمودند: هر مؤمنی که [[دجال]] را ببیند آب دهان خود را بر روی او بیندازد و سوره مبارکه حمد را بخواند، تا سحر آن ملعون دفع شود و در او اثر نکند. چون او ظاهر شود، عالم را پر از فتنه و آشوب نماید، و میان او و لشگر [[قائم]] {{ع}} جنگ واقع شود، بالاخره آن ملعون به دست مبارک [[امام مهدی|حضرت حجّت]] {{ع}} یا به دست [[حضرت عیسی|عیسی بن مریم]]{{ع}} کشته شود.<ref> منتهی الآمال، شیخ عبّاس قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.</ref> البته عقیده [[شیعه]] بر این است که [[امام مهدی]] {{ع}} است که [[دجال]] را می‌‏‏کشد، نه عیسی. باتوجّه به خصوصیاتی که ذکر شد و در بعضی موارد باهم اختلاف دارند، بعضی معتقدند: همان‏گونه که از ریشه لغت [[دجال]] از یک‏سو و از منابع حدیث از سوی دیگر استفاده می‌‏‏شود، [[دجال]] منحصر به فرد معینی نیست، بلکه عنوانی است کلّی برای افراد پرتزویر و حیله‏‌گر که برای کشیدن توده‏‌های مردم به دنبال خود از هر وسیله‌‏ای استفاده می‌‏‏کنند، چنانکه [[پیامبر خاتم|پیامبر اکرم]] {{صل}} فرموده است: هر پیامبری بعد از نوح قوم خود را از فتنه [[دجال]] برحذر داشت و من نیز شما را برحذر می‌‏‏دارم<ref> صحیح ترمذی، باب ما جاء فی الدّجال، ص ۴۲.</ref>. ممکن است که این نظر درست باشد، چون اگر از مفاهیم رمزی و کفایی روایات مورد بحث صرف‏نظر کنیم، بیشتر آنها از نظر ضوابط سندی، اخبار واحدی می‌‏‏باشند که چندان معتبر نیستند»<ref>[[یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان (کتاب)|یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان]]، ص ۱۸۴ تا ۱۸۶.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


خط ۵۹: خط ۵۹:
::::::«یکی از علائم بحث‌انگیز [[ظهور]]، قضیه [[دجال]] است که پرسش‌های زیادی را ایجاد می‌کند؛ بنا بر این لازم است در این قسمت نکاتی را درباره آن بیان کنیم. لیکن پیش از آن شایسته است در باب توصیف [[دجال]] دو حدیث نقل کنیم تا با اوصاف او از زبان روایات بیشتر آشنا شویم. با این هدف، ترجمه یک روایت نبوی و یک حدیث علوی را از حدیقة الشیعه تألیفِ مولی احمد بن محمد معروف به [[مقدس اردبیلی]] (متوفای ۹۹۳ ق) نقل می‌کنیم:
::::::«یکی از علائم بحث‌انگیز [[ظهور]]، قضیه [[دجال]] است که پرسش‌های زیادی را ایجاد می‌کند؛ بنا بر این لازم است در این قسمت نکاتی را درباره آن بیان کنیم. لیکن پیش از آن شایسته است در باب توصیف [[دجال]] دو حدیث نقل کنیم تا با اوصاف او از زبان روایات بیشتر آشنا شویم. با این هدف، ترجمه یک روایت نبوی و یک حدیث علوی را از حدیقة الشیعه تألیفِ مولی احمد بن محمد معروف به [[مقدس اردبیلی]] (متوفای ۹۹۳ ق) نقل می‌کنیم:
::::::[[حدیث نبوی]]: "[[عبدالله بن عمر]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] روایت می‌کند که<ref>اکمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۹؛ نوادر الاخبار، ص ۲۹۶.</ref>... حق تعالی هیچ پیغمبری را به دنیا نفرستاد الا آن که انذار نمود قومش را از [[دجال]] ولیکن او را در این امت ظاهر گردانید و او - لعنه الله - بیرون خواهد آمد بر خری سوار که عرض میان هر دو گوش آن خر، یک میل باشد و بهشت و دوزخی و کوهی از نان و نهری پر از آب، همراه او سِیر خواهد نمود واکثر تابعان او یهود و زنان و اعراب باشند و در جمیع آفاق خواهد گشت به غیر از [[مکه]] و [[مدینه]] که قدمش به حرمین نخواهد رسید "أنا ربکم الأعلی" خواهد گفت، هرگاه امرِ او بر کسی مشتبه شود باید بداند که خدا أعور نیست و بر خر سوار نمی‌شود"<ref>حدیقة الشیعه، ج ۳، ص ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱.</ref>.  
::::::[[حدیث نبوی]]: "[[عبدالله بن عمر]] از [[پیامبر خاتم|رسول خدا]] روایت می‌کند که<ref>اکمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۹؛ نوادر الاخبار، ص ۲۹۶.</ref>... حق تعالی هیچ پیغمبری را به دنیا نفرستاد الا آن که انذار نمود قومش را از [[دجال]] ولیکن او را در این امت ظاهر گردانید و او - لعنه الله - بیرون خواهد آمد بر خری سوار که عرض میان هر دو گوش آن خر، یک میل باشد و بهشت و دوزخی و کوهی از نان و نهری پر از آب، همراه او سِیر خواهد نمود واکثر تابعان او یهود و زنان و اعراب باشند و در جمیع آفاق خواهد گشت به غیر از [[مکه]] و [[مدینه]] که قدمش به حرمین نخواهد رسید "أنا ربکم الأعلی" خواهد گفت، هرگاه امرِ او بر کسی مشتبه شود باید بداند که خدا أعور نیست و بر خر سوار نمی‌شود"<ref>حدیقة الشیعه، ج ۳، ص ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱.</ref>.  
::::::[[حدیث علوی]]<ref>اکمال الدین، ج ۴، ص ۵۲۵؛ الخرائج، ج ۳، صص ۱۱۳۵ - ۱۱۳۷؛ نوادر الاخبار، صص ۲۹۸ و ۲۹۹.</ref>: روزی [[امیرالمؤمنین]] خطبه می‌خواند، بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: "سلونی ایها الناس قبل أن تفقدونی" {{عربی|اندازه=155%|"محل قراردادن روايت"}}. [[صعصعة بن صوحان]] قد راست کرده، پرسید که یا [[امیرالمؤمنین]]! کی [[دجال]] بیرون آید؟ آن حضرت فرمود: این علمی است که از اسرار مخفیه است و شاید رخصت اظهار آن نباشد و اما آن را نشانه‌ها و علامت‌هاست که همه به هم متصل است، فوت کردن و سهل دانستن نماز و برطرف شدن امانت و رواج یافتن و حلال دانستن دروغ و افترا و رشوه خوردن و..." سپس [[اصبغ بن نباته]] برخاست و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]! [[دجال]] کیست؟ فرمود: "[[دجال]] کسی است که تصدیق‌کننده او شقی است و تکذیب‌کننده او سعید. از اصفهان<ref>در حدیث دیگری از رسول خدا نقل شده که دجال از سجستان (سیستان) خروج خواهد کرد، ر.ک: اکمال الدین، ج ۱، صص ۲۵۱ و ۲۵۲؛ منتخب الانوار المضیئه، ص ۴۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۶۸ و ج ۵۲، ص ۲۷۶.</ref> بیرون آید، چشم راست ندارد و چشم چپش در پیشانی است مانند ستاره سرخ، لفظ کافر در زیر آن نقش، بر خری سرخ‌رنگ سوار، طی ارض به سرعت نماید، به هر چشمه که قدمش برسد آن چشمه بر زمین فرو رود و اکثر تابعان او از اولاد زنا باشند و اصحاب طیلسان و یهودیان. و آن ملعون با آن که طعام خورد و در بازارها گردد به آواز بلندی که همه جا رسد "أنا ربکم الأعلی" گوید. [[بقیة الله]] در حوالی شام بر عقبه‌ای که آن را "فیق" خوانند در ساعت سیم در روز جمعه او را به قتل آورد..."<ref>حدیقة الشیعه، ص ۹۹۷ - ۹۹۹.</ref>. <ref>[[نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار (کتاب)|نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار]]، ص۴۱، ۴۲.</ref>.
::::::[[حدیث علوی]]<ref>اکمال الدین، ج ۴، ص ۵۲۵؛ الخرائج، ج ۳، صص ۱۱۳۵ - ۱۱۳۷؛ نوادر الاخبار، صص ۲۹۸ و ۲۹۹.</ref>: روزی [[امیرالمؤمنین]] خطبه می‌خواند، بعد از فارغ شدن از خطبه فرمود: "سلونی ایها الناس قبل أن تفقدونی" {{عربی|اندازه=155%|"محل قراردادن روايت"}}. [[صعصعة بن صوحان]] قد راست کرده، پرسید که یا [[امیرالمؤمنین]]! کی [[دجال]] بیرون آید؟ آن حضرت فرمود: این علمی است که از اسرار مخفیه است و شاید رخصت اظهار آن نباشد و اما آن را نشانه‌ها و علامت‌هاست که همه به هم متصل است، فوت کردن و سهل دانستن نماز و برطرف شدن امانت و رواج یافتن و حلال دانستن دروغ و افترا و رشوه خوردن و..." سپس [[اصبغ بن نباته]] برخاست و گفت: یا [[امیرالمؤمنین]]! [[دجال]] کیست؟ فرمود: "[[دجال]] کسی است که تصدیق‌کننده او شقی است و تکذیب‌کننده او سعید. از اصفهان<ref>در حدیث دیگری از رسول خدا نقل شده که [[دجال]] از سجستان (سیستان) خروج خواهد کرد، ر.ک: اکمال الدین، ج ۱، صص ۲۵۱ و ۲۵۲؛ منتخب الانوار المضیئه، ص ۴۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۶۸ و ج ۵۲، ص ۲۷۶.</ref> بیرون آید، چشم راست ندارد و چشم چپش در پیشانی است مانند ستاره سرخ، لفظ کافر در زیر آن نقش، بر خری سرخ‌رنگ سوار، طی ارض به سرعت نماید، به هر چشمه که قدمش برسد آن چشمه بر زمین فرو رود و اکثر تابعان او از اولاد زنا باشند و اصحاب طیلسان و یهودیان. و آن ملعون با آن که طعام خورد و در بازارها گردد به آواز بلندی که همه جا رسد "أنا ربکم الأعلی" گوید. [[بقیة الله]] در حوالی شام بر عقبه‌ای که آن را "فیق" خوانند در ساعت سیم در روز جمعه او را به قتل آورد..."<ref>حدیقة الشیعه، ص ۹۹۷ - ۹۹۹.</ref>. <ref>[[نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار (کتاب)|نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار]]، ص۴۱، ۴۲.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}


خط ۸۹: خط ۸۹:
[[پرونده:1402.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]
[[پرونده:1402.jpg|100px|right|بندانگشتی|]]
::::::نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در‌ این‌باره گفته‌اند:
::::::نویسندگان کتاب ''«[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]»'' در‌ این‌باره گفته‌اند:
::::::«دجّال، از ریشه "دجل" به معنای "دروغگو و حیله‌گر" است. اصل داستان دجّال، در کتاب‌های مقدس مسیحیان آمده است.<ref>رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸ و ۲۲.</ref> در انجیل، این واژه، بارها به کار رفته است و از کسانی که منکر [[حضرت مسیح]]{{ع}} هستند یا "پدر و پسر" را انکار کنند، با عنوان "دجال" یاد شده است. به همین سبب، در ترجمه انگلیسی کتاب‌های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست "Anti christ" یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.
::::::«[[دجال]]، از ریشه "دجل" به معنای "دروغگو و حیله‌گر" است. اصل داستان [[دجال]]، در کتاب‌های مقدس مسیحیان آمده است.<ref>رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸ و ۲۲.</ref> در انجیل، این واژه، بارها به کار رفته است و از کسانی که منکر [[حضرت مسیح]]{{ع}} هستند یا "پدر و پسر" را انکار کنند، با عنوان "[[دجال]]" یاد شده است. به همین سبب، در ترجمه انگلیسی کتاب‌های مقدس مسیحی، واژه آنتی کریست "Anti christ" یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.
:::::*در روایات زیادی از [[اهل سنت]]، خروج دجّال از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است.<ref>سنن ترمذی، ج۴، ص۵۰۷ _۵۱۹؛  سنن ابوداوود، ج۴، ص۱۱۵؛  صحیح مسلم، ج۱۸، ص ۴۶ _ ۸۱.</ref> اما درکتب روایی [[شیعه]]، تنها دو روایت در باره [[خروج دجال]]، در جایگاه یکی از [[علائم ظهور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} آمده است<ref>کمال الدین، ترجمه کمره ای، ج۲، باب۴۷.</ref> که هیچ کدام از این دو روایت، از نظر سند، معتبر و قابل قبول نیست؛ بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر این که [[خروج دجال]] یکی از [[علایم ظهور]]  باشد، وجود ندارد؛ امّا در عین حال، با توجه به روایات زیادی که در منابع [[اهل سنت]] آمده است، احتمال دارد اصل قضیه دجّال، به طور اجمال، صحت داشته باشد؛ امّا بدون تردید بسیاری از ویژگی‌هایی که برای آن بیان شده است، افسانه‌هایی بیش نیست. حال به فرض پذیرش، این سؤال مطرح است که مقصود از دجّال چیست؟
:::::*در روایات زیادی از [[اهل سنت]]، خروج [[دجال]] از نشانه‌های برپایی قیامت دانسته شده است.<ref>سنن ترمذی، ج۴، ص۵۰۷ _۵۱۹؛  سنن ابوداوود، ج۴، ص۱۱۵؛  صحیح مسلم، ج۱۸، ص ۴۶ _ ۸۱.</ref> اما درکتب روایی [[شیعه]]، تنها دو روایت در باره [[خروج دجال]]، در جایگاه یکی از [[علائم ظهور]] [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} آمده است<ref>کمال الدین، ترجمه کمره ای، ج۲، باب۴۷.</ref> که هیچ کدام از این دو روایت، از نظر سند، معتبر و قابل قبول نیست؛ بنابراین، از نظر منابع شیعی، دلیل معتبری بر این که [[خروج دجال]] یکی از [[علایم ظهور]]  باشد، وجود ندارد؛ امّا در عین حال، با توجه به روایات زیادی که در منابع [[اهل سنت]] آمده است، احتمال دارد اصل قضیه [[دجال]]، به طور اجمال، صحت داشته باشد؛ امّا بدون تردید بسیاری از ویژگی‌هایی که برای آن بیان شده است، افسانه‌هایی بیش نیست. حال به فرض پذیرش، این سؤال مطرح است که مقصود از [[دجال]] چیست؟
:::::*دو احتمال اساسی در این باره وجود دارد:
:::::*دو احتمال اساسی در این باره وجود دارد:
::::#با توجه به معنای لغوی دجال مقصود از آن، نام شخص معینی نباشد؛ بلکه هر کس که با ادعاهای پوچ و بی‌اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، دجال است. بر این اساس، دجّال‌ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی که در آن، سخن از دجّال‌های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‌کند. مانند: این حدیث [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: "پیش از [[خروج دجال]]، بیش از هفتاد دجال، خروج خواهد کرد"<ref>کنز العمال، ج ۱۴، ص۲۰۰.</ref>. با توجه به این احتمال، قضیه دجال، نشانه این است که در آستانه انقلاب [[امام مهدی]]{{ع}} افراد فریب کار و حیله‌گری، برای نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می‌گیرند و با تزویر و حیله‌گری، مردم را از اصالت و تحقق انقلاب جهانی منجی، دلسرد یا مردّد می‌کنند. این که در همین روایات تأکید شده است: "هر پیامبری، امت خویش را از خطر دجّال بر حذر داشته است"؛ خود تأییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از دجّال، هر شخص حیله‌گر و دروغگویی است که پیش از خروج [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در صدد فریب مردم است.
::::#با توجه به معنای لغوی [[دجال]] مقصود از آن، نام شخص معینی نباشد؛ بلکه هر کس که با ادعاهای پوچ و بی‌اساس و با تمسک به انواع اسباب حیله‌گری و نیرنگ، در صدد فریب مردم باشد، [[دجال]] است. بر این اساس، دجّال‌ها متعدد خواهند بود. وجود روایاتی که در آن، سخن از دجّال‌های متعدد رفته است، این احتمال را تقویت می‌کند. مانند: این حدیث [[پیامبر خاتم|رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: "پیش از [[خروج دجال]]، بیش از هفتاد [[دجال]]، خروج خواهد کرد"<ref>کنز العمال، ج ۱۴، ص۲۰۰.</ref>. با توجه به این احتمال، قضیه [[دجال]]، نشانه این است که در آستانه انقلاب [[امام مهدی]]{{ع}} افراد فریب کار و حیله‌گری، برای نگهداشتن فرهنگ و نظام جاهلی، همه تلاش خود را به کار می‌گیرند و با تزویر و حیله‌گری، مردم را از اصالت و تحقق انقلاب جهانی منجی، دلسرد یا مردّد می‌کنند. این که در همین روایات تأکید شده است: "هر پیامبری، امت خویش را از خطر [[دجال]] بر حذر داشته است"؛ خود تأییدی دیگر بر همین احتمال است که مقصود از [[دجال]]، هر شخص حیله‌گر و دروغگویی است که پیش از خروج [[امام مهدی|حضرت مهدی]]{{ع}} در صدد فریب مردم است.
::::#دجال، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان باشد. استکبار، با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی و فنی عظیمی‌ که در اختیار دارد، سعی می‌کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند. بر این اساس، این که پیامبران، امت‌های خود را از فتنه دجال بیم داده‌اند.<ref>{{عربی|اندازه=120%|" مَا بَعَثَ‏ اللَّهُ‏ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ‏ الدَّجَّالَ‏"}}؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۹۷</ref> به این معنا است که آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی برحذر داشته‌اند؛ پس احتمال می‌رود، منظور از دجال _ با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده است _ همان استکبار جهانی باشد. در اوصاف دجال گفته شده: "کوهی از طعام و شهری از آب، همراه دارد". این، کنایه از امکانات عظیم و گسترده‌ای است که استکبار در اختیار دارد.<ref>برای آگاهی بیشتر ر.ک: چشم به راه مهدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی‌قم، جمعی از نویسندگان، ص ۲۸۹ و دادگستر جهان، ابراهیم امینی.</ref>»<ref>[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]، ج۱، ص ۲۱۴-۲۱۷.</ref>.
::::#[[دجال]]، کنایه از کفر جهانی و سیطره فرهنگ مادی بر همه جهان باشد. استکبار، با ظاهری فریبنده و با قدرت مادی و صنعتی و فنی عظیمی‌ که در اختیار دارد، سعی می‌کند مردم را فریب دهد و مرعوب قدرت و ظاهر فریبنده خود کند. بر این اساس، این که پیامبران، امت‌های خود را از فتنه [[دجال]] بیم داده‌اند.<ref>{{عربی|اندازه=120%|" مَا بَعَثَ‏ اللَّهُ‏ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ‏ الدَّجَّالَ‏"}}؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قومش را از فتنه [[دجال]] بر حذر داشت؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۹۷</ref> به این معنا است که آنان را از افتادن به دام مادیت و ورطه حاکمیت طاغوت و استکبار جهانی برحذر داشته‌اند؛ پس احتمال می‌رود، منظور از [[دجال]] _ با آن شرایط و اوصافی که در این روایات برای او شمرده شده است _ همان استکبار جهانی باشد. در اوصاف [[دجال]] گفته شده: "کوهی از طعام و شهری از آب، همراه دارد". این، کنایه از امکانات عظیم و گسترده‌ای است که استکبار در اختیار دارد.<ref>برای آگاهی بیشتر ر.ک: چشم به راه مهدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی‌قم، جمعی از نویسندگان، ص ۲۸۹ و دادگستر جهان، ابراهیم امینی.</ref>»<ref>[[آفتاب مهر ج۱ (کتاب)|آفتاب مهر]]، ج۱، ص ۲۱۴-۲۱۷.</ref>.
{{پایان جمع شدن}}
{{پایان جمع شدن}}



نسخهٔ ‏۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۹، ساعت ۱۲:۵۷

الگو:پرسش غیرنهایی

دجال کیست؟
موضوع اصلیبانک جامع پرسش و پاسخ مهدویت
مدخل اصلیمهدویت

دجال کیست؟ یکی از پرسش‌های مرتبط به بحث مهدویت است که می‌توان با عبارت‌های متفاوتی مطرح کرد. برای بررسی جامع این سؤال و دیگر سؤال‌های مرتبط، یا هر مطلب وابسته دیگری، به مدخل اصلی مهدویت مراجعه شود.

عبارت‌های دیگری از این پرسش

پاسخ نخست

سید جعفر موسوی‌نسب
حجت الاسلام و المسلمین سید جعفر موسوی‌نسب، در کتاب «دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان» در این‌باره گفته است:
«در آغاز به چند نکته می‌پردازیم:
  • تعریف دجال: دجال در لغت دجل به معنای روکش نمودن یک شی‌‌‌ء است که باطن آن کم‌‌‌ارزش باشد ولی روی آن زرق و برق داده یا طلاکاری شده باشد. بنابراین وقتی دجال را برای کسی بکار می‌برند یعنی آن شخص، منافق، دروغگو و فریبنده است[۱]. البته معانی متعددی برای این واژه ذکر شده است که به عنوان نمونه به یکی از آنها اشاره شد.
  • پیشینه دجال: تاریخچه دجال به قبل از اسلام برمی‌‌‌گردد، در کتاب انجیل نام دجال نیز به میان آمده است، از آیات انجیل استفاده می‌شود که دجال به معانی دروغگو و گمراه‌‌‌کننده است و چنین استفاده می‌شود که داستان خروج دجال و زنده بودنش در آن زمان هم در بین نصاری شایع بوده و در انتظار خروجش بوده‌اند[۲]. در اسلام نیز سخن از دجال به میان آمده است، و روایاتی از این موضوع از فریقین وارد شده است، که روایات اهل سنت در این باب به مراتب بیشتر از روایاتی است که در منابع شیعه موجود می‌باشد. و اکثر روایات شیعه نیز در این موضوع برگرفته شده از منابع حدیثی اهل سنت می‌باشد.
  • اخبار دجال: مرحوم علامه سید محمد صدر در جلد سوم موسوعه ارزشمند امام المهدی با عنوان "تاریخ الغیبة الکبری" بحث مفصلی را به بررسی دجال اختصاص داده است، ایشان معتقدند که اخبار دجال مبتلا به دو اشکال جدی هستند. اول‌ ضعف سندی، دوم دلالت بر ایجاد معجزات مضلّه که به لحاظ قوانین کلامی محال است. که خداوند سبحان قدرت خرق عادت و اظهار معجزه را به افراد گمراه و گمراه‌‌‌کننده واگذار نماید.
و بعضی از محقّقین دیگر ریشه تعریفات و توصیفاتی که در رابطه با دجال به ما رسیده است را به دو روایت برمی‌‌‌گردانند که در کتاب بحارالانوار و کتب دیگر نقل شده است که از دیدگاه علم رجال، سند این دو روایت ضعیف می‌باشد و نمی‌شود به این توصیفات اعتماد نمود[۳].
به قول بعضی از محققین بزرگوار[۴] روایات را اگر حمل بر معنای رمزی کنیم از کنار گذاشتن آن روایت بهتر است، مخصوصا روایات دجال که بعضی از آنها به شخص حضرت رسول(ص) می‌رسد و متعین است که بگوییم رسول خدا(ص) به یک سلسله معانی حقیقی گسترده اجتماعی با این عبارت اشاره نموده‌اند.
اما دیدگاه ما: از منظر ما اصل قضیه دجال به طور اجمال صحت دارد ولی تعریفات و توصیفاتی که درباره‌اش شده است مدرک قابل اعتمادی ندارد.
و این قضیه بدون تردید با افسانه‌هایی آمیخته شده است که صورت حقیقی خود را از دست داده است.
در مجموع می‌توان بیان نمود که دو دیدگاه راجع به دجال وجود دارد:
۱. دجال شخصی: که در برخی روایات توصیفاتی برای او ذکر شده است مانند دجال مردی چاق، سرخ‌‌‌رو، موی سر مجعّد، چشم راست او اعور، چشم او مانند دانه انگوری است که بر روی آب قرار دارد[۵]. و در روایت دیگر آمده است در زمان پیامبر (ص) دجال موجود بوده است و نامش عبداللّه یا "صائد بن صید" است. پیامبر (ص) و اصحابش به قصد دیدار او به خانه‌اش رفتند، او مدّعی خدایی بود، عمر خواست او را به قتل برساند ولی پیامبر (ص) مانع شدند[۶]. قابل توجه است که محمد بن یوسف گنجی در کتاب البیان صفحه صد و هشت در این مطلب تردید کرده روایتی را نقل می‌کند که خود فرزند صائد دجال بودن خود را انکار می‌کند، اشاره می‌نماید به روایتی که مسلم از قول او نقل کرده است که می‌گوید: پیامبر (ص) فرمود: دجال فرزند ندارد و من دارم، پیامبر فرمود: دجال وارد بر مکه و مدینه نمی‌شود ولی من در مدینه به دنیا آمدم و اکنون می‌خواهم به مکه بروم.
۲. دجال نوعی و سمبلیک: علامه سید محمد صدر در این‌‌‌باره می‌فرمایند: مفهوم دجال سمبل پیچیده‌ترین و خطرناک‌ترین دشمن اسلام و خداست و این در واقع توصیف نمودن و جهان‌‌‌بینی ماتریالیستی غرب است‌‌‌[۷]. و عدّه‌ای دیگر از بزرگان نیز دجال را نماد و سمبل می‌دانند و این نکته را نیز باید توجه داشت، جدا از اینکه روایات دجال قابل اعتماد هستند یا خیر و اینکه شیعه هم مانند اهل سنت مسأله دجال را قبول دارند یا نه و با چشم‌‌‌پوشی از اینکه دجال شخصی است یا نوعی یک نظریه دیگری نیز درباره دجال وجود دارد و آن اینکه دجال را بعضی جزء اشراط الساعة و علائم قیامت شمرده‌اند اگر این احتمال پذیرفته شود، پرونده بحث دجال در باب علائم ظهور بسته خواهد شد، خصوصا که بعضی روایات این برداشت را تأیید می‌نمایند از جمله روایتی از پیامبر اکرم (ص) که ده نشانه قبل از وقوع قیامت را شمارش می‌فرمایند، از جمله خروج دجال که در منابع مختلف و معتبر این روایت نقل شده است[۸].
  • محل خروج دجال: نکته بعدی محل خروج دجال است که در روایات مکان‌های مختلفی برایش نقل شده است از جمله اصفهان، خراسان، سجستان، و همچنین سرنوشت دجال که عاقبت به دست چه کسی به هلاکت می‌رسد که در این‌‌‌باره روایات دو دیدگاه را مطرح می‌کنند، بعضی قائلند که به دستور امام زمان (ع) و دست حضرت عیسی (ع) و بعضی به دست شخص حضرت مهدی (ع)؛ جهت اختصار ما در پی ذکر روایات نیستیم، ولی می‌توان به منابع ذیل مراجعه کرد»[۹].

پاسخ‌های دیگر

 با کلیک بر «ادامه مطلب» پاسخ باز و با کلیک بر «نهفتن» بسته می‌شود:  

پرسش‌های وابسته

منبع‌شناسی جامع مهدویت

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. نگرش بر اخبار و علائم ظهور حضرت مهدى، على اکبر عارف، چاپ شریعت، ص ۱۸۱.
  2. دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۴، چاپ ۷۸.
  3. دادگستر جهان، ابراهیم امینى، ص ۲۲۵، چاپ ۷۸.
  4. تاریخ غیبت کبرى، سید محمد صدر، ترجمه افتخارزاده، ص ۶۴۳.
  5. صحیح مسلم، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷.
  6. محمد باقر مجلسى، بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۳، چاپ اسلامى.
  7. مهدى علی‌زاده، نشانه‌هاى یار و چکامه انتظار، ص ۶۷، به نقل از موسوعه امام مهدى، سید محمد صدر.
  8. شیخ حرّ عاملى، اثبات الهداة، ج ۷، ص ۴۰۵؛ مختصر بصائر الدرجات، ص ۲۰۲؛ الغیبة طوسى، ص ۴۲۶؛ خصال شیخ صدوق، ج ۲، ص ۴۳۱.
  9. دویست پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ج۲، ص۴۵-۴۹.
  10. داستان دجال، در کتاب مقدس مسیحیان بارها بکار رفته است (رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸و ۲۲)؛ و از کسانی که منکر حضرت مسیح و یا «پدر و پسر» را انکار کنند، به عنوان دجال یاد شده است. به همین جهت، در ترجمه انگلیسی کتاب مقدس، واژۀ آنتی کریست (ANTI CHRIST) یعنی ضد مسیح، به کار رفته است.
  11. کنزالعمال، ج ۱۴، ص ۲۰۰.
  12. بحار الانوار، ج ۵۲، ص ۱۹۷.
  13. ر.ک: چشم به راه مهدی، ص ۲۸۹؛ و دادگستر جهان، ص ۲۲۳.
  14. معارف و عقاید ۵ ج۲، ص۲۶۹، ۲۷۰.
  15. اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۴۰۵
  16. مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۷۲.
  17. صحیح بخاری، ج ۹، باب ۱۰۹۴، ح ۱۹۴۷
  18. مهدی موعود، ترجمه و نگارش علی دوانی، ص ۹۶۵.
  19. صحیح مسلم، با شرح نووی، ج ۱۸، ص ۶۵
  20. اثبات الهداة، شیخ حرّ عاملی، ج ۷، ص ۲۳۹.
  21. کمال الدّین و تمام النّعمة، شیخ صدوق، ص ۵۲۹
  22. منتهی الآمال، شیخ عبّاس قمی، ج ۲، ص ۳۳۶.
  23. صحیح ترمذی، باب ما جاء فی الدّجال، ص ۴۲.
  24. یکصد پرسش و پاسخ پیرامون امام زمان، ص ۱۸۴ تا ۱۸۶.
  25. اکمال الدین، ج ۲، ص ۵۲۹؛ نوادر الاخبار، ص ۲۹۶.
  26. حدیقة الشیعه، ج ۳، ص ۱۰۰۰ و ۱۰۰۱.
  27. اکمال الدین، ج ۴، ص ۵۲۵؛ الخرائج، ج ۳، صص ۱۱۳۵ - ۱۱۳۷؛ نوادر الاخبار، صص ۲۹۸ و ۲۹۹.
  28. در حدیث دیگری از رسول خدا نقل شده که دجال از سجستان (سیستان) خروج خواهد کرد، ر.ک: اکمال الدین، ج ۱، صص ۲۵۱ و ۲۵۲؛ منتخب الانوار المضیئه، ص ۴۸؛ بحار الانوار، ج ۵۱، ص ۶۸ و ج ۵۲، ص ۲۷۶.
  29. حدیقة الشیعه، ص ۹۹۷ - ۹۹۹.
  30. نشانه‌های یار و چکامه‌ انتظار، ص۴۱، ۴۲.
  31. موعودشناسی و پاسخ به شبهات: ص۵۲۳.
  32. Antichrist
  33. با در نظر گرفتن نکاتی که مطرح شد، اظهار نظر قطعی درباره این که خروج دجال نشانه ظهور است، ممکن نیست و احادیث مربوط به این موضوع باید در مباحث مربوط به قیامت، بررسی دقیق گردند. گفتنی است که نمادین دانستن برخی نشانه‌های ظهور به سبب قابل درک و فهم نبودن آنها، به راحتی ممکن نیست؛ زیرا در این صورت، نقش و کارکرد این نشانه‌ها لغو می‌شود. مثلاً اگر قرار بود مرا از سفیانی، طرز تفکر اُمَوی و ابوسفیان و به معنای مقابله با اسلام باشد، می‌توانست از آن، تعبیرات دیگری هم بشود یا دست کم در حدیثی، ردپایی از رمزی بودن و نمادین بودن آن باشد و حال آن که چنین نیست. این دیدگاه، با اشکالات دیگری (مانند: حمل نشانه‌ها بر معنای رمزی خلاف ظاهر احادیث و ذهنیت عرفی مخاطبان، نبودن قرینه) نیز رو به روست.
  34. ر.ک: محمدی ری‌شهری، محمد، دانشنامهٔ امام مهدی، ج ۷، ص ۴۵۶–۴۶۰.
  35. باقری‌زاده اشعری، محمد، از امام مهدی بیشتر بدانیم، ص۸۷-۸۹.
  36. رساله یوحنا، باب ۲، آیه ۱۸ و ۲۲.
  37. سنن ترمذی، ج۴، ص۵۰۷ _۵۱۹؛ سنن ابوداوود، ج۴، ص۱۱۵؛ صحیح مسلم، ج۱۸، ص ۴۶ _ ۸۱.
  38. کمال الدین، ترجمه کمره ای، ج۲، باب۴۷.
  39. کنز العمال، ج ۱۴، ص۲۰۰.
  40. " مَا بَعَثَ‏ اللَّهُ‏ نَبِيّاً إِلَّا وَ قَدْ أَنْذَرَ قَوْمَهُ‏ الدَّجَّالَ‏"؛ هیچ پیامبری مبعوث نشد، مگر آن که قومش را از فتنه دجال بر حذر داشت؛ بحارالانوار، ج ۵۲، ص۱۹۷
  41. برای آگاهی بیشتر ر.ک: چشم به راه مهدی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی‌قم، جمعی از نویسندگان، ص ۲۸۹ و دادگستر جهان، ابراهیم امینی.
  42. آفتاب مهر، ج۱، ص ۲۱۴-۲۱۷.
  43. مهدویت پرسش‌ها و پاسخ‌ها، ص ۱۸۵.