فدک در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-{{خرد}} +)) |
جز (ربات: جایگزینی خودکار متن (-]]| + - [[)) |
||
| خط ۴: | خط ۴: | ||
: <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[فدک]]''' است. "'''[[فدک]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">اين مدخل از زیرشاخههای بحث '''[[فدک]]''' است. "'''[[فدک]]'''" از چند منظر متفاوت، بررسی میشود:</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فدک در نهج البلاغه]] | [[فدک در کلام اسلامی]] | [[فدک در حدیث]] | : <div style="background-color: rgb(255, 245, 227); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">[[فدک در نهج البلاغه]] | [[فدک در کلام اسلامی]] | [[فدک در حدیث]] - [[فدک در تاریخ اسلامی]]</div> | ||
<div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> | ||
: <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فدک (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | : <div style="background-color: rgb(206,242, 299); text-align:center; font-size: 85%; font-weight: normal;">در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل '''[[فدک (پرسش)]]''' قابل دسترسی خواهند بود.</div> | ||
نسخهٔ ۳۰ آوریل ۲۰۲۱، ساعت ۱۴:۰۷
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل فدک (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
مقدمه
- فدک، دهکدهای در حجاز است که فاصله آن تا مدینه در زمان پیامبر(ص) دو یا سه روز بوده است. این منطقه، با آب و هوای خوش و محصولات فراوان کشاورزی، در نزدیکی خیبر واقع[۱] و محل سکونت یهودیان زمان رسول الله بوده است[۲][۳].
فتح فدک
- رسول خدا(ص) در سال هفتم هجری برای جنگ با یهودیان منطقه خیبر فرمان جهاد صادر کرد[۴]. پس از فتح خیبر، پیامبر(ص) و اهالی فدک را که از همپیمانان خیبریان بودند به اسلام دعوت کرد[۵].
آنان نیز که از سرانجام همکیشان خیبری خود آگاه شده بودند و توان مقابله با مسلمانان را در خود نمیدیدند با آن حضرت صلح کردند. با واگذاری نیمی از اراضی فدک به رسول الله(ص)، نیمی دیگر در تملک یهودیان باقی ماند[۶][۷].
فدک در زمان رسول خدا(ص)
- از آنجا که فدک بدون دخالت لشکریان اسلام و به صورت مصالحه به پیامبر(ص) واگذار شده بود؛ بنابر آیین الهی اسلام، ملک خاص حضرت شد و مسلمانان حقی به آن نداشتند[۸][۹].
اعطای فدک به فاطمه(س)
- در پی نزول آیه ﴿وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ﴾[۱۰] و به دستور پروردگار، پیامبر(ص) فدک را به دخترشان فاطمه(س) عطا کردند [۱۱]. طبق گزارش قطب راوندی، حضرت رسول(ص)، علی(ع) را طلبیدند و از ایشان خواستند این بخشش را به کتابت درآورد[۱۲]؛ آنگاه علی(ع) و امایمن شاهد این بخشش شدند[۱۳]. فدک، تسلیم فاطمه(س) شد و ایشان امور آن را سرپرستی میکردند[۱۴].
- عواید فدک افزون بر گذران زندگی، در امور خیر، مانند کمک به در راهماندگان[۱۵] و هزینه ازدواج جوانان بنیهاشم مصرف میشد[۱۶][۱۷].
فدک پس از پیامبر(ص)
- فدک، ارزش مالی فراوانی داشت؛ به گونهای که محصول خرمای آن را از خیبر بیشتر دانستهاند [۱۸]. با درگذشت پیامبر(ص)، متصدیان خلافت که از ارزش فدک آگاه بودند، باقی بودن آن را بر تملک اهل بیت(ع) برنتافتند و حق فاطمه(س) را نادیده انگاشتند و فدک را به تصرف خویش در آوردند. آنان مدعی شدند که فدک، ملک حضرت بوده است، و ملک رسول خدا(ص) پس از ایشان، صدقه و برای همه مسلمانان است. اینان عامل خود را به فدک فرستادند و کارگزاران فاطمه(س) را از آنجا اخراج کردند[۱۹]. استدلال ایشان، سخنی منسوب به رسول الله(ص) و راوی آن ابوبکر بود. به گفته او، پیامبر(ص) فرموده بود: "ما انبیا، چیزی به ارث نمیگذاریم. آنچه از ما میماند، صدقه است"[۲۰][۲۱].
فاطمه(س) و غصب فدک
- هنگامی که فاطمه(س) میبیند حاکمان وقت ملکش را تصرف کردهاند، نزد ابوبکر میرود و خواستار بازگرداندن فدک میشود و میفرماید که فدک به ایشان واگذار شده است و بر این واگذاری، سند و شاهد ارائه میکند؛ اما خلیفه اول با طرح سخن ادعا شده بالا که به رسول خدا(ص) منسوب کرده بود، مسیر دادخواهی را عوض و بحث را به ارث مرتبط میکند[۲۲]. در مقابل حضرت با استناد به قرآن که فرزندان انبیا از آنان ارث میبرند، سخن خلیفه را رد میکند؛ یعنی بر فرض اینکه فدک ارث باشد، من وارث پیامبرم، و فدک باز هم به من میرسد. این چه سخن خلاف قرآنی است که به پیامبر(ص) نسبت میدهید؟ اما خلیفه بر سخن خود پای فشرده، از رد فدک به فاطمه(س) خودداری میکرد [۲۳][۲۴].
علی(ع) و حمایت از حق
- از آنجا که در این میان، هم حق فاطمه(س) پایمال و هم سخنی بیاساس به پیامبر(ص) نسبت داده شده بود، علی(ع) به یاری مظلوم میشتابد و با غاصبان به احتجاج برمی خیزد و با استدلالهای خویش، باطل را آشکار میکند؛ اما چون فدک نباید به صاحبش رد میشد، هیئت حاکمه همچنان بر رأی خود پای میفشرد[۲۵][۲۶].
خطبه حضرت فاطمه(س)
- حضرت فاطمه(س) تصمیم گرفت، در انظار عمومی سخنرانی کند و قضاوت در این مسئله را به تاریخ واگذارد. حضرت در معیت بانوانی که ایشان را همراهی میکردند، وارد مسجد رسول الله شد؛ در حالی که مسلمانان و غاصبان فدک در مسجد حضور داشتند، پردهای آویخته شد و دختر پیامبر(ص) به خطبه ایستاد[۲۷].
- حضرت خطبهای غرا ایراد فرمود که به دلیل طولانی بودن، از آوردن متن آن خودداری کرده، تنها به محورهای آن اشاره میکنیم. ایشان پس از حمد و ثنای الهی و ترسیمی از رسالت نبوی به این موارد اشاره میکنند:
- یادآوری این نکته که ما اهلبیت یادگاری از پیامبریم که در میان شما به امانت نهاده شدهایم؛
- معرفی خود و بیان زحمات علی(ع) برای پیشرفت اسلام؛
- گذری بر رحلت پیامبر(ص) و ماجراهای پس از آن؛
- توبیخ غاصبان فدک.
- آن حضرت خطاب به انصار فرمود: "ای یادگاران زمان پیامبر(ص) و ای یاوران دین و دژهای محکم اسلام، این چه سستی است در کمک به من و چه کوتاهی است درباره حقم و چه خوابی است که درباره ظلم به من شما را فرا گرفته است؟... شما قدرت کمک به آنچه من طلب میکنم و قوت بر گرفتن آنچه را در پی آن هستم دارید". حضرت در این فراز، این نکته را یادآوری میکند که در واقع، سستی مسلمانان، این حوادث را در پی داشته است و آنان نیز در این حوادث بیتقصیر نیستند.
- ایشان در پایان سخنرانی خویش فرمودند: "این سخنان به سبب رسیدن جانم به لب و اتمام حجتی برای شما بود"[۲۸][۲۹].
موضع منفی
- حضرت پس از این سخنرانی به منزل آمدند و گزارش شده است که تا آخر عمر با غاصبان سخن نگفتند[۳۰] و هر چند آنان در صدد دلجویی برآمدند، حضرت از موضع خود عقب ننشستند[۳۱][۳۲].
فدک در گذر تاریخ
- در روزگار معاویه، وی فدک را به مروان بن حکم به اقطاع داد[۳۳]؛ اما بعدها آن را از مروان بن حکم پس گرفت[۳۴]. با روی کار آمدن مروان بن حکم، فدک دوباره به تصرف وی در آمده، وی آن را به پسرش عبدالعزیز بخشید و از او به پسرش عمر بن عبدالعزیز رسید[۳۵]. عمر بن عبدالعزیز با توجه به اوضاع سیاسی دوران خود، فدک را به اولاد فاطمه(س) رد کرد؛ اما پس از وی امرای اموی، فدک را پس گرفتند[۳۶].
- خلیفه عباسی، سفاح، فدک را به فرزندان فاطمه(س) میدهد؛ اما منصور، آن را پس میگیرد [۳۷]. در روزگار مأمون، گروهی از سادات به وی شکایت بردند که فدک را پیامبر(ص) به فاطمه(س) بخشید، و حضرت از ابوبکر رد آن را خواست. ابوبکر از وی طلب شهود کرد و آن جناب نیز علی(ع) و امایمن را به شهادت فراخواند. مأمون، فقها را فراخواند و آنان بر تمام بودن شهادت علی(ع) و امایمن فتوا دادند. از همین رو فدک به اولاد فاطمه(س) رد شد؛ اما به روال سابق، حاکمان بعد، فدک را به تصرف خود در آوردند[۳۸][۳۹].
جستارهای وابسته
منابع
پانویس
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- ↑ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۳.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۶۳۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۳، ص۹.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۰۷؛ احمدبن یحیی بلاذری، الانساب الأشراف، ج۱، ص۳۵۲.
- ↑ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۰۷؛ احمدبن یحیی بلاذری، الانساب الأشراف، ج۱، ص۳۵۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۳، ص۱۵.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۳.
- ↑ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۵۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ خلیفة، ص۳۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۳، ص۱۵.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۴.
- ↑ «و حقّ خویشاوند را به او برسان» سوره اسراء، آیه ۲۶.
- ↑ فرات بن ابراهیم کوفی، تفسیر فرات کوفی، ص۲۳۹؛ شیخ طبرسی، مجمع البیان، ج۶، ص۶۳۴؛ شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۶، ص۴۶۹.
- ↑ قطب راوندی، الخرائج والجرائح، ج۱، ص۱۱۳.
- ↑ قطب راوندی، الخرائج والجرائح، ج۱، ص۱۱۳.
- ↑ شیخ طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، ج۴ ص۴۶۸؛ حسین بن علی رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفیسرالقرآن، ج۱۲، ص۲۱۴.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۸.
- ↑ ابو الفرج شافعی حلبی، السیرة الحلبیة، ج۳، ص۷۴.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۴.
- ↑ حموی یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۸.
- ↑ شیخ طبرسی، الإحتجاج، ج۱، ص۹۰ – ۹۲.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الأشراف، ج۱، ص۵۲۰؛ حسین بن علی رازی، روض الجنان و روح الجنان فی تفسر القرآن، ج۱۲، ص۲۱۴.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۴-۲۱۵.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الأشراف، ج۱، ص۵۱۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۴۰-۲۴۲.
- ↑ احمد بن یحیی بلاذری، الانساب الأشراف، ج۱، ص۵۲۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۴.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۵.
- ↑ شیخ طبرسی، الإحتجاج، ج۱، ص۹۱ – ۹۲.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۵-۲۱۶.
- ↑ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۱.
- ↑ ابن طیفور، بلاغات النساء، ص۱۲ ۔ ۲۰؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۱-۲۱۵.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۶.
- ↑ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۲۴۰.
- ↑ ابن قتیبه دینوری، الإمامة والسیاسة، علی شیری، ج۱، ۳۱؛ ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج۱۶، ص۲۱۴.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۷.
- ↑ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۳-۳۲.
- ↑ محمد بن جریر طبری، تاریخ الأمم والملوک، ج۵، ص۲۳۹.
- ↑ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۶.
- ↑ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۶.
- ↑ حموی یاقوت، معجم البلدان، ج۴، ص۲۳۹.
- ↑ احمد بن ابی یعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۴۶۹.
- ↑ قاضی خانی، حسین، فدک، فرهنگنامه تاریخ زندگانی پیامبر اعظم، ج۲، ص:۲۱۷.