اهل حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱۹: خط ۱۹:
*آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در [[کشف]] [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و اشتباه می‌‌کند و روش اهل [[قیاس]] را نوعی [[افراط]] در [[رجوع]] به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به [[حدیث]] و به عبارت دیگر نوعی [[سطحی‌نگری]] در [[کشف]] [[مصالح]] واقعی تلقی می‌‌کردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است.
*آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در [[کشف]] [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و اشتباه می‌‌کند و روش اهل [[قیاس]] را نوعی [[افراط]] در [[رجوع]] به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به [[حدیث]] و به عبارت دیگر نوعی [[سطحی‌نگری]] در [[کشف]] [[مصالح]] واقعی تلقی می‌‌کردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است.
*آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، تعمق، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه [[دلیل]] منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه اندیشیدن در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاین‌رو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از [[کلام]] معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با [[منطق]] و [[فلسفه]] مخالفند.
*آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، تعمق، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه [[دلیل]] منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه اندیشیدن در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاین‌رو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از [[کلام]] معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با [[منطق]] و [[فلسفه]] مخالفند.
*[[مالک بن انس]] و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و کاوش را در مسائل [[اعتقادی]] غیر جایز می‌‌شمرند. [[جلال‌الدین سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام [[صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام]] نگاشته است. [[ابن‌ تیمیه حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم مجالست با اهل [[کلام]] [[فتوا]] می‌داد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام فرقه‌های [[اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعت‌گذار]] می‌‌دانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۲.</ref>.
* [[مالک بن انس]] و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و کاوش را در مسائل [[اعتقادی]] غیر جایز می‌‌شمرند. [[جلال‌الدین سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام [[صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام]] نگاشته است. [[ابن‌ تیمیه حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم مجالست با اهل [[کلام]] [[فتوا]] می‌داد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام فرقه‌های [[اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعت‌گذار]] می‌‌دانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۲.</ref>.


==[[اصول اعتقادی]]==
==[[اصول اعتقادی]]==
*برخی از دیدگاه‌های [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و اهل حدیث به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>:
*برخی از دیدگاه‌های [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و اهل حدیث به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>:
#[[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان می‌باشد.
# [[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان می‌باشد.
#همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا و قدر الهی]] گریزی نیست.
#همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا و قدر الهی]] گریزی نیست.
#[[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است.
# [[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است.
#خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد
#خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد
#[[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است.
# [[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است.
#[[التزام]] به ظاهر صفات خبری بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاین‌رو [[مؤمنین]] در [[قیامت]] [[خدا]] را با چشم سر می‌‌بینند؛ همان‌گونه که [[انسان]] ماه شب چهارده را می‌‌بیند و [[بندگان]] با [[خدا]] در [[قبر]] و [[قیامت]] سخن می‌‌گویند.
# [[التزام]] به ظاهر صفات خبری بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاین‌رو [[مؤمنین]] در [[قیامت]] [[خدا]] را با چشم سر می‌‌بینند؛ همان‌گونه که [[انسان]] ماه شب چهارده را می‌‌بیند و [[بندگان]] با [[خدا]] در [[قبر]] و [[قیامت]] سخن می‌‌گویند.
#[[بهشت و جهنم]] مخلوقند و منکر آنها منکر [[قرآن]] است.
# [[بهشت و جهنم]] مخلوقند و منکر آنها منکر [[قرآن]] است.
#[[فرقه‌های شیعه]]، [[قدریه]]، [[مرجئه]]، [[خوارج]]، [[معتزله]] و [[جهمیه]]، بدعت‌گذاراند و [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳.</ref>.
# [[فرقه‌های شیعه]]، [[قدریه]]، [[مرجئه]]، [[خوارج]]، [[معتزله]] و [[جهمیه]]، بدعت‌گذاراند و [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==

نسخهٔ ‏۱۱ ژوئیهٔ ۲۰۲۲، ساعت ۰۲:۲۶

مقدمه

پیدایش

روش فهم دین

اصول اعتقادی

  1. ایمان، قول و عمل و نیت است و قابل ازدیاد و نقصان می‌باشد.
  2. همه افعال خوب و بد انسان از سر قضا و قدر الهی است. از قضا و قدر الهی گریزی نیست.
  3. قرآن مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این اعتقاد داشته باشد، کافر است.
  4. خروج بر سلطان جامعه اسلامی جایز نیست، حتی اگر جائر باشد
  5. خلافت و امامت تا قیامت از آن قریش است.
  6. التزام به ظاهر صفات خبری بدون تأویل و کیف و تشبیه؛ ازاین‌رو مؤمنین در قیامت خدا را با چشم سر می‌‌بینند؛ همان‌گونه که انسان ماه شب چهارده را می‌‌بیند و بندگان با خدا در قبر و قیامت سخن می‌‌گویند.
  7. بهشت و جهنم مخلوقند و منکر آنها منکر قرآن است.
  8. فرقه‌های شیعه، قدریه، مرجئه، خوارج، معتزله و جهمیه، بدعت‌گذاراند و نماز پشت سر آنها جایز نیست.[۱۳].

منابع

پانویس

  1. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۱.
  2. ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.
  3. ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.
  4. انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.
  5. ابن‌تیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.
  6. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۱-۲۸۲.
  7. مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.
  8. جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.
  9. ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.
  10. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۲.
  11. طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.
  12. سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.
  13. محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۲۸۳.