عصمت اهل بیت در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲۷ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۵ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{امامت}}
{{مدخل مرتبط
{{مدخل مرتبط
| موضوع مرتبط = عصمت اهل بیت
| موضوع مرتبط = عصمت اهل بیت
| عنوان مدخل  = [[عصمت اهل بیت]]
| عنوان مدخل  = عصمت اهل بیت
| مداخل مرتبط = [[عصمت اهل بیت در قرآن]] - [[عصمت اهل بیت در حدیث]] - [[عصمت اهل بیت در کلام اسلامی]]
| مداخل مرتبط = [[عصمت اهل بیت در قرآن]] - [[عصمت اهل بیت در حدیث]]
| پرسش مرتبط  = عصمت (پرسش)
| پرسش مرتبط  = عصمت (پرسش)
}}
}}
== [[عصمت]] [[اهل بیت]] در [[روایات]] ==
بارزترین ویژگی [[اهل بیت]] به معنای أخصّ آن، [[عصمت]] است. این ویژگی از [[آیه تطهیر]] به روشنی به دست می‌آید، زیرا در این [[آیه]] از [[اهل بیت]] به عنوان کسانی یاد شده است که [[خداوند]] [[اراده]] کرده است هرگونه [[پلیدی]] را از آنان دور سازد.


[[حدیث ثقلین]] که از [[احادیث متواتر]] است و در [[سند]] آن تردیدی وجود ندارد<ref>نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، جلد اوّل.</ref> بر [[عصمت]] [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} "به معنای اخصّ آن" دلالت می‌کند، زیرا در این [[حدیث]]، [[اهل بیت]] به عنوان [[ثقل اصغر]] در کنار [[قرآن]] که [[ثقل اکبر]] است قرار گرفته و دو [[میراث]] گران‌بهای [[پیامبر]]{{صل}} به شمار آمده که از یکدیگر جدا نخواهند شد و اگر [[مسلمانان]] به آن دو [[تمسک]] جویند [[گمراه]] نخواهند شد. بدون [[شک]]، [[قرآن کریم]] [[کلام خداوند]] است و هیچ گونه [[خطا]] و [[انحرافی]] در آن راه ندارد: {{متن قرآن|لا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَلا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref> در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است؛ سوره فصلت، آیه۴۲.</ref>، بنابراین، [[اهل بیت]] [[پیامبر]]{{صل}} نیز که در کنار [[قرآن]] قرار گرفته و [[تمسک]] به آن مانع [[گمراه]] شدن [[انسان]] است، هیچ گونه [[خطا]] و [[انحرافی]] در آن راه نخواهد داشت.  
'''[[عصمت اهل بیت]]{{ع}}'''، به معنای [[مصونیت]] [[خاندان]] [[پیامبر خاتم]]{{صل}} اعم از [[حضرت فاطمه]] و امامان اثنی عشر، از [[گناه]]، [[خطا]]، [[اشتباه]] و نسیان است. چرا که بر اساس اصطلاح [[قرآنی]] و [[روایی]] [[اهل بیت]]، تنها شامل [[حضرت فاطمه]]{{س}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} می‌شود. [[روایات]] متعددی بر [[عصمت اهل بیت]] دلالت دارند که اهم آنها عبارت‌اند از [[حدیث ثقلین]]، [[حدیث سفینه]] و [[حدیث امان]]. با این وجود [[احادیث]] دیگری نیز در خصوص [[عصمت حضرت فاطمه]]، [[امام علی]]{{ع}} و سایر [[امامان]] وارد شده‌اند که در جای خود به آنها استناد شده است.


برخی از محققان [[اهل سنت]] نیز دلالت [[حدیث ثقلین]] را بر [[طهارت]] و [[پیراستگی]] [[اهل بیت]] از [[آلودگی]] و [[خطا]] پذیرفته‌اند. [[عبدالرؤوف مناوی]] گفته است: در این [[حدیث]]، [[پیامبر]]{{صل}} [[امت]] را توجیه کرده است که در زمینه [[دین]] به کتاب و [[عترت]] [[تمسک]] جویند، با آن دو به نیکویی [[عمل ]] کنند و [[حق]] آنها را بر خود مقدم دارند. این [[دستور]] درباره [[قرآن]] به این جهت است که معدن [[علوم دینی]] و [[اسرار]] و حکمت‌های [[شرعی]] است و درباره [[عترت]] به این جهت است که هرگاه عنصر [[پاک]] باشد بر [[فهم]] [[دین]] کمک می‌کند، و از طرفی، پاکی عنصر به نیکویی [[اخلاق]] می‌انجامد، و نیکویی [[اخلاق]] به [[صفای قلب]] و [[پیراستگی]] و [[طهارت]] آن منتهی می‌گردد <ref>فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج۳، ص۱۸ـ۱۹.</ref> [[زرقانی]]<ref>شرح المواهب اللدنیة، ج۸، ص۲.</ref> و [[سندی]]<ref>دراسات اللبیب، ص۲۳۳.</ref> نیز این مطلب را باز گفته‌اند<ref>نفحات الأزهار فی خلاصة عبقات الأنوار، ج۲، ص۲۶۶ـ۲۶۹.</ref>.
== معناشناسی ==
=== [[عصمت]] ===
==== معنای لغوی ====
{{اصلی|عصمت در لغت}}
عصمت، واژه‌ای عربی و از ماده {{عربی|«عَصِمَ يَعْصِمُ»}} است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: {{عربی|«مَسَکَ»}} به معنای حفظ و نگهداری<ref>راغب اصفهانی این معنا را برای واژه «عَصَمَ» آورده و می‌گوید: {{عربی|العصم: الإمساک و الاعتصام الاستمساک... (وقوله: «وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ» والعصام ما یعصم به‌ ای یشد و عصمة الأنبیاء حفظه إیاهم}}؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۹ ـ ۵۷۰ و {{عربی|عصم الله فلاناً من المکروه: ای حفظه و وقاه}}؛ یعنی [[خداوند]] فلانی را از [[مکروه]] حفظ کرده ({{عربی|عصمه}}) بعنی او را حفظ کرد و نگهداشت. المنجد، ص۱۵۰.</ref>، دوم: {{عربی|«مَنَعَ»}} به معنای مانع شدن<ref>ر.ک: فراهیدی،خلیل بن احمد، العین ج ۱ ص۳۱۴؛ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس محیط، ج۴، ص۱۵۱؛ الجوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصحاح، ج۵، ص۱۹۸۶، ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۳.</ref> و سوم به معنای وسیله بازداشتن<ref>ابن‌منظور، از زجاج نقل می‌کند: {{عربی|أَصْلُ العِصْمَةِ الحبْلُ. و كلُّ ما أَمْسَكَ شَيئاً فقد عَصَمَهُ}}لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۵. یعنی، لغت عصمت در اصل به معنای طناب و ریسمان وضع شده است، ولی سپس از این معنا توسعه یافته و برای هر چیزی که موجب امساک و [[حفظ]] چیز دیگری شود، به کار می‌رود.</ref>. با این وجود واژه «[[عصمت]]»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسب‌تر از معنای «مانع شدن» است و شاید به همین جهت است که برخی لغویون نیز «اعصم» را به معنای «مَسْک» و «اعتصام» را به «استمساک» معنا کرده‌اند<ref>ر.ک: المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|عصمت از منظر فریقین]]، ص۱۴.</ref>


به [[اعتقاد]] برخی از [[عالمان]] [[اهل سنت]]، در [[عصمت]] [[اخلاقی]] و عملی [[اهل بیت]] [[حضرت زهرا]] و [[امامان دوازده‌گانه]] [[شیعه]] شکی نیست و جز [[انسان]] [[نادانی]] که منکر [[اسلام]] باشد در آن تردید نمی‌کند، آنچه مورد [[اختلاف]] است، [[عصمت]] علمی‌ آنان است<ref>النبراس، ص۵۳۲۲، حاشیه بحرالعلوم.</ref>، ولی با توجه به اینکه [[حدیث ثقلین]] [[تمسک]] به [[اهل بیت]] در حوزه [[دین]] را مانع از [[ضلالت]] می‌داند، [[عصمت]] علمی‌ آنان نیز به روشنی به دست می‌آید<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[اهل بیت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «اهل بیت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]] ص ۵۳۹-۵۴۹.</ref>.
==== در اصطلاح [[متکلمان]] ====
در [[علم کلام]] دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است:
#'''عصمت به معنای [[لطف]]''': مرحوم [[شیخ مفید]] نخستین متکلم [[امامیه]] است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه [[خداوند متعال]]، همان [[توفیق]] و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله [[حجج الهی]] برای [[حفظ دین]] خداوند از ورود [[گناهان]] و خطاها در آن است<ref>محمدبن محمدبن نعمان، شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.</ref>. متکلمان امامیه به تبع مرحوم مفید قرن‌ها عصمت را به لطف تعریف کرده‌اند و بزرگانی همچون [[سیدمرتضی]]، [[شیخ طوسی]]، [[نوبختی]]، نباطی<ref>علی بن یونس نباطی، الصراط المستقیم، ج۱، ص۵۰.</ref> و مانند آنها در آثار خود آن را به کار برده‌اند.
#'''[[عصمت]] به معنای ملکه''': پس از آنکه [[شیخ مفید]] عصمت را به [[لطف]] تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم [[خواجه نصیرالدین طوسی]] آن را به نقل از [[فلاسفه]]، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش [[گناهان]] صادر نمی‌شود و این بنا بر [[اندیشه]] حکماست<ref>خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت می‌دهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.</ref>. پس از خواجه برخی از [[متکلمان]] معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتاب‌های خود ارائه کردند<ref>میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.</ref>.<ref>[[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|عصمت امام]]، ص۳۴ - ۳۵.</ref>


در مجموع [[حدیث ثقلین]] از جهاتی بر [[عصمت اهل بیت]] دلالت می‌کند:
=== [[اهل بیت]] ===
# [[اهل بیت]] قرین و [[همتای قرآن]] می‌باشند، [[قرآن کریم]] [[حق]] [[خالص]] است و [[باطل]] در آن [[راه]] ندارد: {{متن قرآن|لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ}}<ref>«در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۲.</ref> بنابراین، [[اهل‌بیت]] نیز از هر گونه باطلی در گفتار، [[رفتار]]، [[علم]] و [[اعتقاد]] مصون‌اند.
==== معنای لغوی ====
# [[قرآن]] و اهل بیت هرگز از هم جدا نمی‌شوند، یکی از وجوه جدایی ناپذیری آن دو این است که در [[هدایت‌گری]] [[بشر]] موافق یکدیگرند، و هیچ گاه قرآن حکمی بر خلاف [[حکم]] اهل بیت ندارد، و هیچ گاه گفتار و رفتار و علم و اعتقاد اهل بیت بر خلاف قرآن نخواهد بود<ref>مرآة العقول، ج۳، ص۲۳۰.</ref>.
{{اصلی|اهل بیت در لغت}}
# [[تمسّک به اهل بیت]]، همانند [[تمسّک به قرآن]]، [[انسان]] را از [[ضلالت]] می‌رهاند، لازمه این مطلب آن است که در اهل بیت- همانند قرآن- ضلالت راه نداشته باشد و علم و اعتقاد، [[قول و فعل]] آنان یکپارچه [[هدایت]] باشد. [[محمد مبین سندی]] در این باره گفته است: “در حدیث ثقلین با تأکیدی ویژه بیان شده است که اهل بیت، همانند قرآن، بر حق بوده و همان گونه که [[وحی]] [[منزل]]، از [[خطا]] مصون است، آنان نیز همواره از خطا مصون می‌باشند”<ref>دراسات اللبیب، ص۲۳۳.</ref>.<ref>[[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|امامت اهل بیت]]، ص ۱۶۵.</ref>
اهل بیت، ترکیبی از دو واژۀ "[[اهل]]" و "[[بیت]]" است. کلمۀ [[اهل]] معمولاً با توجه به مضاف‌الیه خود معنی می‌شود، "[[أهل]] الرجل" [[قبیله]] و [[نزدیکان]] او هستند. به [[همسر]] مرد نیز [[اهل]] او گفته می‌شود. "[[أهل]] الأمر" والیان و [[فرمانروایان]] هستند و "[[أهل]] الاسلام" [[مسلمانان]] هستند و گاهی به [[خواص]] و نزدیک‌ترین افراد به شخص، "اهل الرجل" گفته می‌شود و "أهل البیت" به معنی ساکنان [[خانه]] یا اتاق است<ref>معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۱۵۰؛ لسان العرب، ج۱۱، ص۲۹.</ref>.<ref>[[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اهل بیت - کمپانی زارع (مقاله)|مقاله «اهل بیت»]]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا]]، ج۲ ص ۶۶۵.</ref>


== دلایل نقلی عصمت اهل بیت {{ع}} ==
در مجموع واژه "[[اهل]]" به معانی سزاوار و لایق به چیزی، مختار و منتخب، [[خاندان]]، اقوام و [[خویشان]]، عیال و [[فرزندان]]، [[ملت]] و [[امت]] و... آمده است<ref>بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص‌۸۳ ـ ۸۴.</ref> و قدر جامع همه آنها تعلق، سنخیت، اُنس و [[الفت]] داشتن با چیزی و اختصاص داشتن به آن است.
'''[[اهل بیت]] همراه و همتای [[قرآن]]''': یکی از روایاتی که بر [[عصمت اهل‌بیت]] و [[عترت پیامبر]] دلالت دارد، [[حدیث ثقلین|حدیث معروف ثقلین]] است. این حدیث از [[احادیث متواتر]] [[شیعه]] و [[سنی]] می‌باشد که در مواقع متفاوت، همچون [[جریان غدیر]] [[خم]] و با الفاظ و عبارات گوناگون از [[زبان]] [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[نقل]] شده است<ref>برای نمونه ر.ک: احمد بن حنبل، مسند، ج۴، ص۳۶۶-۳۶۷؛ سنن بیهقی، ج۲، ص۱۴۸؛ ج۷، ص۳۰-۳۱؛ ذخایر العقبی، ص۱۶؛ کنز العمال، ج۱، ص۱۷۲-۱۷۳ و ۱۸۵-۱۸۹ (ک۱، ب۲)؛ المستدرک، ج۳، ص۱۱۸؛ نسائی، خصائص امیرالمؤمنین، ص۲۱؛ تاریخ بغداد، ج۸، ص۴۴۲؛ الریاض النظره، ج۲، ص۱۷۷ (ب۴، ف۶)؛ صحیح مسلم، ج۵، فضائل الصحابه، ص۲۶؛ اسدالغابة، ج۱، ص۴۹۰ (در ترجمه حسن بن علی{{ع}})؛ الدرالمنثور، ج۶، ص۷ (ذیل آیه مودت)؛ الصواعق المحرقه، ص۱۴۵-۱۵۰؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۳-۱۶۵؛ سنن ترمذی، ج۵، کتاب المناقب، ص۶۶۲-۶۶۳؛ حلیة الاولیا، ج۱، ص۳۳۵.</ref>.


مضمون متراتری که با عبارات مختلف بیان شده، این است که پیامبر اکرم{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي<ref>بر اساس برخی از روایات دیگر، خود پیامبر اکرم{{صل}}، عترت را به اهل‌بیت خویش تفسیر نموده‌اند.</ref> مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}<ref>«من در میان شما دو گران مایه را باقی می‌گذارم: کتاب خدا را و عترتم را. مادامی که به آن دو تمسک کنید، هرگز گمراه نخواهید شد. هیچ‌گاه این دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند، تا وقتی که بر سر حوض [کوثر] بر من وارد می‌گردند».</ref>.
"[[بیت]]" نیز به معنای [[خانه]] و محل سکونت است<ref>لسان العرب، ج‌۱، ص‌۵۴۵‌، «بیت».</ref> و بدین ترتیب، ترکیب "[[اهل بیت]]" به معنای "ساکنان [[خانه]]" است<ref>[[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۷۶ - ۹۵.</ref>.


پیامبر اکرم{{صل}} در این [[حدیث شریف]]، بقای ثمره [[رسالت]] و تلاش‌های طاقت‌فرسای خویش برای [[ابلاغ]] و [[تبیین دین]] [[خدا]] را، در [[تمسک]] به دو اصل اساسی [[قرآن و عترت]] دانسته است. با توجه به [[حقیقت امامت]] و [[لزوم]] وجود [[مفسران]] و شارحانی [[معصوم]] برای [[کلام الهی]]، وجه کنار هم آمدن [[عترت پیامبر]] با [[قرآن]]، روشن می‌شود.
==== معنای اصطلاحی ====
[[اهل بیت]] در اصطلاح در مورد [[خاندان پیامبر اسلام]] به کار می‌‌رود و آنچه می‌‌توان بیان کرد این است که «[[بیت]]» در این ترکیب، به معنای [[خانه]] سنگی و گِلی که در [[مکه]] و [[مدینه]] از [[پیامبر]] به یادگار مانده، نیست؛ بلکه [[بیت]] [[نبوت]] و [[رسالت]] مراد است و منظور از [[بیت]] [[نبوت]]، [[خانه]]‌ای است که رابط بین [[زمین]] و [[آسمان]] است، نه [[خانه]]‌ای که بدن مُلکی [[پیامبر خدا]] {{صل}} در آن زیست می‌‌کرد، شب هنگام در آن می‌‌آرمید و [[همسران]] آن حضرت در آنجا سُکنا داشتند. در نتیجه، [[اهل]] این [[خانه]] کسانی هستند که با [[فضایل]] و کمالات معنوی [[پیامبر]]، ارتباط تام و کامل دارند<ref>ر.ک: [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ادب فنای مقربان (کتاب)|ادب فِنای مقربان]]، ج ۱، ص ۱۰۹-۱۱۱.</ref>.


توضیح آنکه: چون [[قرآن کریم]] متکفل بیان اصول و کلیّات [[هدایت]] و [[سعادت]] انسان‌هاست. قهراً بسیاری از جزئیات [[احکام]] در آن بیان نشده است. از طرفی، [[درک]] و [[کشف]] مقاصد و [[اهداف الهی]] از قرآن کریم، خارج از [[توانایی]] [[عامه]] [[مردم]] بوده، [[نیازمند]] به برخورداری از علومی است که هر کسی [[لیاقت]] بهره‌مندی از آنها را ندارد. از این رو [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[وظیفه]] داشت که [[امامان]] و [[مفسّران]] [[معصوم]] را به مردم معرفی نماید. بی‌شک آن آن [[حضرت]] نیز به [[بهترین]] وجه، این وظیفه را به انجام رسانده‌اند، که نمونه آن، همین [[حدیث شریف ثقلین]] می‌باشد.
== مصادیق [[اهل بیت]] ==
{{اصلی|مصداق‌شناسی اهل بیت}}
[[اهل البیت]] دراصطلاح امروزی چه در میان [[شیعه]] و چه [[اهل سنت]] در مورد [[خاندان پیامبر]] {{صل}} به کار می‌‌رود لکن اختلافی که وجود دارد به دایرۀ شمول این ترکیب بر می‌‌گردد. از همین رو، یکی از بحث‌های رایج، مصداق "[[اهل بیت]]" در [[آیه تطهیر]]<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا}}«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.</ref> است، مبنی بر اینکه [[اهل بیت]] چه کسانی‌اند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۶.</ref>.


به هر حال، این [[حدیث شریف]] حاوی نکات مهمّی است که باید در جای خود [[تبیین]] و تشریح شود. امّا آنچه مربوط به بحث [[عصمت اهل‌بیت]]{{عم}} می‌باشد، دو قسمت از آن است<ref>ر.ک: راهنما‌شناسی، ص۳۷۶-۳۷۷؛ شهید مطهری، امامت و رهبری، ص۷۵-۷۶؛ بررسی مسائل کلی امامت، ص۲۲۷-۲۲۸؛ تقریب المعارف، ص۱۲۵؛ لقد شیعنی الحسین، ص۳۷۴؛ ولایت و امامت، ص۱۴۶، الغدیر، ج۳، ص۲۹۷-۲۹۸؛ شیعه (قسست توضیحات)، ص۴۲۵-۴۲۷.</ref>:
نزد [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[مسلم]] است، [[اصحاب کساء]]؛ یعنی [[پیامبر]]، [[امام علی]]، [[فاطمه زهرا]]، [[امام حسن]] و [[امام حسین]] {{ع}} مشمول عنوان [[اهل بیت]] هستند. اما عده ای از [[اهل سنت]] معتقدند علاوه بر این پنج نفر، [[همسران پیامبر]] نیز شامل می‌‌شود و عده ای دیگر قائل‌اند غیر از [[همسران]] آن حضرت، دیگران نیز شامل می‌‌شود. در مقابل، [[شیعه]] [[معتقد]] است افزون بر [[پنج تن آل عبا]]، [[امامان معصوم]] از نسل [[سیدالشهدا]] نیز داخل در این عنوان هستند هر چند که دوران [[رسول اکرم]] را [[درک]] نکرده باشند<ref>ر.ک: [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ادب فنای مقربان (کتاب)|ادب فِنای مقربان]]، ج ۱، ص ۱۰۹؛ [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|اهل بیت]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]، ص۷۶ ـ ۹۵؛ [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۴۵.</ref>.
# {{متن حدیث|مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}}؛ یعنی، مجموعه [[قرآن و عترت]]، با هم، باعث هدایت و مانع از فرو رفتن در [[چاه]] [[ضلالت]] می‌شوند. بی‌شک قرآن کریم کتابی است معصوم از هر گونه [[خطا]] و [[اشتباه]]. پس اینکه پیامبر اکرم{{صل}}، [[عترت]] خویش را کنار قرآن نشانده و [[تمسک]] به هر دو را موجب هدایت دانسته است، خود بهترین [[دلیل]] بر [[عصمت]] ایشان است. چه، [[پیروی]] نمودن از غیر معصوم، موج هدایت مطلق و قطعی نخواهد شد، بلکه همواره احتمال [[انحراف]] و ضلالت در آن می‌رود. و این با جمله {{متن حدیث|لَنْ تَضِلُّوا أَبَداً}} سازگار نیست؛ زیرا معنای این جمله، آن است که اگر شما به این دو تمسک کنید، در هیچ شرایط زمانی و به هیچ صورتی، [[گمراهی]] و ضلالت به سراغ شما نخواهد آمد. بنابراین، [[اهل‌بیت]]، چه در تبیین و تشریح [[آیات الهی]] و چه در [[اعمال]] فردی، از هر گونه [[گناه]] و خطایی [[معصوم]] می‌باشند.
# {{متن حدیث|لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}؛ یعنی اینکه [[عترت پیامبر]] هرگز از [[قرآن]] جدایی و افتراق ندارند، و این معنا جز با [[عصمت]] آنان قابل توجیه نیست؛ زیرا اگر عترت پیامبر [[مرتکب گناه]] شوند و یا [[اشتباه]] و خطایی در [[تبیین دین]] از آنان سر زند، به معنای جدایی و افتراق از قرآن است.


البته [[پیامبر اکرم]]{{صل}} مسأله جدایی‌ناپذیر بودن [[اهل‌بیت]] و قرآن را بارها در طول [[رسالت]] خویش گوشزد کرده است. به عنوان مثال، [[ام‌سلمه]] می‌گوید از [[پیامبر]] شنیدم که می‌فرمود: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْقُرْآنِ وَ الْقُرْآنُ مَعَ عَلِيٍّ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}<ref>کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۰۳، ح۳۲۹۱۲؛ فیض القدیر، ج۴، ص۳۵۶؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۴؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۴، الصواعق المحرقه، ص۱۲۳-۱۲۴؛ نورالابصار، ص۸۰.</ref>؛
با توجه به آنچه گفته شد، مصداق اهل بیت{{ع}}، [[حضرت فاطمه]]{{س}} و [[امامان معصوم]]{{ع}} از نسل آن حضرت هستند که بر اساس [[آیه تطهیر]] همگی [[معصوم]] از هر گونه [[رجس]] و [[پلیدی]] اعم از [[گناه]]، [[خطا]]، نسیان و [[اشتباه]] خواهند بود.


'''[[علی بن ابی‌طالب]]، مدار و [[معیار حق]]''': در برخی از [[روایات]]، [[علی]]{{ع}} محور [[حق]] معرفی گردیده و گفتار و [[کردار]] آن [[حضرت]]، میزانی برای تمییز حق از [[باطل]] دانسته شده است. حال آنکه درباره انسان‌های غیر معصوم، نخست باید حق را [[شناخت]] تا آن‌گاه افراد بر حق شناخته شوند. {{متن حدیث|وَ اعْرِفِ الْحَقَ تَعْرِفْ أَهْلَهُ‌}}<ref>بحارالانوار، ج۴۰، ص۱۲۶.</ref>. تنها در صورتی می‌توان حق را از رهگذر اشخاص شناخت، که آنان برخوردار از عصمت باشند. در این زمینه، به روایات فراوانی می‌توان استناد نمود. از جمله [[حدیث]] مشهوری از پیامبر اکرم{{صل}} که می‌فرمایند: {{متن حدیث|عَلِيٌّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ عَلِيٍّ وَ لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ}}<ref>تاریخ بغداد، ج۱۴، ص۳۲۱.</ref>؛
== اثبات عصمت اهل بیت ==
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[دلایل نقلی عصمت اهل‌بیت چیست؟ (پرسش)| دلایل نقلی عصمت اهل‌بیت چیست؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
{{اصلی|اثبات عصمت اهل بیت در حدیث}}
از جمله بارزترین روایاتی که در خصوص عصمت اهل بیت از لسان مبارک پیامبرخاتم{{صل}} صادر شده موارد ذیل‌اند:  


[[فخر رازی]] در [[تفسیر]] {{متن قرآن|بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ}}، در مسأله مربوط به جهر و اخفات در [[نماز]] می‌گوید: "با [[تواتر]] ثابت شده است که علی بن ابی‌طالب{{ع}} آن را جهراً می‌خوانده است" سپس می‌افزاید: {{متن حدیث|و من اقتدی فی دینه بعلی بن ابی طالب فقد اهتدی}}<ref>«هر کس علی{{ع}} را به عنوان امام و مرجع دینی خویش بر گریند، به حتم هدایت خواهد یافت». تفسیر فخر رازی، ج۱، ص۱۵۹.</ref>؛
=== [[حدیث ثقلین]] ===
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[حدیث ثقلین چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟ (پرسش)| حدیث ثقلین چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ {{صل}}: إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي مَا إِنْ‏ تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا لَنْ‏ تَضِلُّوا أَبَداً إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ}}<ref>ابن کثیر، تفسیر، ج۷، ص۲۰۳؛ سنن التزمدی، ج۵، ص۳۲۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۶۶، احتجاج، ج۲، ص۳۸۰. [[پیامبر]] {{صل}} فرمود: من در بین شما دو چیز بسیار گرانقدر به یادگار گذاشتم: [[کتاب خدا]] ([[قرآن]]) و عترتم ([[اهل]] بیتم). مادامی که به این دو چنگ زنید هرگز [[گمراه]] نخواهید شد. و این دو هیچ گاه از هم جدا نخواهند شد، تا در کنار [[حوض کوثر]] بر من وارد شوند.</ref>. [[استدلال]] به این [[حدیث]] بر [[عصمت ائمه]] {{عم}} متوقّف بر چند مقدمه است:
# [[قرآن]] از هرگونه [[خطا]] و [[اشتباه]] و [[انحراف]] و باطلی مبرّاست: {{متن قرآن|وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ * لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ}}<ref>«و به راستی آن کتابی است ارجمند * در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.</ref>، حال عِدل قرآن ([[اهل بیت]]) نیز باید چنین باشد، تا بتواند عِدل قرآن باشد. در غیر این صورت چه چیز این دو را در یک مقام جمع می‌کند؟
# قرآن معصوم است و تمسّک به آن باعث می‌شود [[انسان]] هرگز گمراه نشود، اهل بیت نیز باید چنین باشند، زیرا این دو هیچ‌گاه از هم جدا نیستند.
# [[پیامبر]] {{صل}} خبر داده است که، این دو تا [[روز قیامت]] از هم جدا نخواهند شد. این فرض در صورتی صحیح است که هر چه قرآن می‌گوید، همان را اهل بیت بگویند و تمام [[افعال]] و [[کردار]] آنها منطبق بر قرآن و کلام خدا باشد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۶۰.</ref>.


به [[اذعان]] [[فخر رازی]]، [[دلیل]] این مدعا، [[حدیث شریف]] {{متن حدیث|اللَّهُمَّ أَدِرِ الْحَقَّ مَعَ عَلِيٍّ حَيْثُ دَارَ}}<ref>سنن الترمذی، ج۵، کتاب المناقب، باب ۲۰، ص۶۳۳؛ المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۳۵.</ref> می‌باشد. همو اندکی بعد، بر این نکته تأکید ورزیده، می‌گوید: {{متن حدیث|و من اتخذ علیا أماما لدینه فقد استمسک بالعروة الوثقی فی دینه و نفسه}}<ref>«هر کس علی را در دین، امام و پیشوای خود قرار دهد، در همه امور مربوط به دین و خودش به دستاویز محکمی چنگ زده است». تفسیر فخر رازی، ج۱، ص۱۶۱.</ref>؛
=== [[حدیث سفینه]] ===
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[حدیث سفینه چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟ (پرسش)| حدیث سفینه چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللهِ {{صل}}: إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏ كَمَثَلِ‏ سَفِينَةِ نُوحٍ‏ مَنْ‏ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ}}<ref>احتجاج، ج۲، ص۳۸۰، حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۳۷۳؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۵، ص۳۵۵. یعنی پیامبر {{صل}} فرمود: این است و جز این نیست. مثل [[اهل]] بین من همانند [[سفینه نوح]] است، که هرکه در آن [[سفینه]] سوار شد، [[نجات]] یافت و هرکه از آن تخلف کرد، غرق (هلاک) شد. (تنها باید با [[اهل بیت]] باشد نه جلوتر از آنها و نه عقب‌تر از آنها، زیرا) و هرکه جلو افتاد [[منحرف]] شد و هرکه همراه و ملازم این سفینه بود به [[حق]] ملحق شد و به مقصود رسید.</ref>. وجه [[استدلال]] به [[حدیث]]، به این ترتیب است:
# پیامبر {{صل}} به طور مطلق ملازمت [[اهل‌بیت]] را [[دستور]] داده‌اند و آن را به منزله [[کشتی نوح]] دانسته‌اند. به عبارت دیگر فرموده‌اند: اولاً: هرکه همراه اهل بیت باشد نجات می‌یابد و هرکه نباشد هلاک خواهد شد. ثانیاً: تنها کسانی نجات می‌یابند که همراه اهل بیت باشند و دیگران لزوماً غرق خواهند شد.
# در صورتی اهل بیت همانند سفینه نوح به طور مطلق وسیله نجات خواهند بود و هرکه همراه آنان باشد به مقصد خواهد رسید که از هر [[اشتباه]] و [[انحراف]] و خطای [[علمی]] و عملی مصون باشند. یعنی به طور مطلق [[معصوم]] باشند، در غیر این صورت، امکان غرق شدن و همراهان خود را نیز غرق کردن برای آنها وجود دارد و این با محتوای کلام پیامبر {{صل}} نمی‌سازد<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|عصمت در قرآن]]، ص ۶۳.</ref>.


در یکی دیگر از [[روایات]]، از [[نبی گرامی اسلام]] [[نقل]] شده است: {{متن حدیث|سَيَكُونُ بَعْدِي فِتْنَةٌ فَإِذَا كَانَ ذَلِكَ فَالْزَمُوا عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ فَإِنَّهُ َالْفَارُوقِ بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ‌}}<ref>«بعد از من فتنه‌ای سامان می‌یابد. پس در آن زمان، همواره با علی بن ابی طالب باشید [و قول و عمل او را معیار شناسایی حق بدانید] چرا که او جدا کننده حق از باطل است». کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۱۲، ح۳۲۹۶۴.</ref>؛
=== [[حدیث امان]] ===
{{جعبه نقل قول| عنوان =| نقل‌قول ={{وسط‌چین}}'''[[حدیث امان چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟ (پرسش)| حدیث امان چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟]]'''{{پایان}}
|تاریخ بایگانی| منبع = <small>[[عصمت (پرسش)|(پرسمان عصمت)]]</small>| تراز = راست| عرض = ۱۰۰px| اندازه خط = ۱۳px|رنگ پس‌زمینه=#F8FBF9| گیومه نقل‌قول =| تراز منبع = وسط}}
[[رسول خدا]] در [[حدیثی]] که نزد محدّثان [[شیعه]] و [[سنّی]]، به [[حدیث امان]] [[شهرت]] یافته، [[اهل بیت]] خویش را به [[ستارگان]] [[آسمان]] تشبیه نموده و آثار وجودی اهل بیت را برای [[امّت]]، همانند آثار وجودی ستارگان برای ساکنان [[زمین]] دانسته‌ است. آن حضرت می‌فرمایند: {{متن حدیث| النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق، و أهل بيتي أمان لأمّتي من الاختلاف، فإذا خالفتهم قبيلة اختلفوا فصاروا حزب إبليس}}<ref>المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۸۶؛ ج۳، ص۱۶۲ و ۵۱۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۵۰۱؛ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۱۹؛ ج۳۶، ص۲۹۱.</ref>؛ "[[ستارگان]]، [[امان]] [[اهل]] [[زمین]] از غرق شدن هستند و [[اهل بیت]] من، برای امتم امان از اختلاف هستند که اگر قبیله‌ای از آنها مخالفت کنند؛ [[اختلاف]] می‌کنند در حالی که حزب [[شیطان]] می‌شوند".


'''[[رستگاری]]، در [[پیروی]] از [[اهل‌بیت]]''': در پاره‌ای از روایات، پیروی و [[اطاعت]] مطلق از اهل‌بیت، سبب [[رهایی]] و رستگاری [[انسان]] شمرده شده است. دلالت برخی از این روایات بر [[عصمت]]، از نظر وضوح به حدّی است که ما را از هر گونه توضیح [[بی‌نیاز]] می‌کند. به بخشی از روایاتی که در این زمینه در مورد اهل‌بیت و یا خصوص [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} از [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نقل شده‌اند، اشاره می‌کنیم:
از این [[روایت]] علاوه بر عصمت اهل بیت {{ع}}، [[هدایتگر]] بودن و [[لزوم اطاعت]] از آنها نیز قابل [[اثبات]] است.  
# {{متن حدیث|مَثَلُ أَهْلِ بَيْتِي مَثَلُ سَفِينَةِ نُوحٍ مَنْ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ‌}}<ref>«مَثَل اهل‌بیت من، مثل کشتی نوح است که هر که در آن جای گرفت نجات یافت و هر کس از آن باز بماند، غرقه شد». این حدیث که به حدیث سفینه معروف است، در کتب متعددی نقل شده است، از جمله: المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۳، ح۴۷۲۰؛ ذخائر العقبی، ص۲۰؛ کنزالعمال، ج۱۲، ص۹۴ و ۹۸؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۶۸؛ حلیة الاولیاء، ج۴، ص۳۰۶؛ الصواعق المحرقه، ص۱۸۶.</ref>.
# {{متن حدیث|مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَحْيَی حَيَاتِي، وَ يَمُوتَ مِيتَتِي... فَلْيَتَوَلَّ عَلِيّاً وَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْ بَعْدِهِ‌، فَإِنَّهُمْ لَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ بَابِ هُدًى، وَ لَنْ يُدْخِلُوكُمْ فِي بَابِ ضَلَالَةٍ}}<ref>«هرکس دوست دارد زندگی و مرگ او همانند حیات و ممات باشد... پس علی و فرزندانش را ولیّ و سرپرست خود قرار دهد؛ زیرا ایشان هرگز شما را از راه هدایت بیرون نخواهند برد و هیچ‌گاه شما را به گمراهی نخواهند کشاند». کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۱۱-۶۱۲، ح۳۲۹۶۰.</ref>.
# {{متن حدیث|بِكَ يَا عَلِيُّ يَهْتَدِي الْمُهْتَدُونَ‌}}<ref>«ای علی! هدایت جویان از طریق تو هدایت می‌یابند». کنزالعمال، ج۱۱، ص۶۲۰، ح۳۳۰۱۲؛ نورالابصار، ص۷۸.</ref>.
# {{متن حدیث|مَنْ أَطَاعَنِي فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ مَنْ عَصَانِي فَقَدْ عَصَى اللَّهَ وَ مَنْ أَطَاعَ عَلِيّاً فَقَدْ أَطَاعَنِي وَ مَنْ عَصَى عَلِيّاً فَقَدْ عَصَانِي}}<ref>«هر کس از من اطاعت کند، از خداوند اطاعت نموده، و هر کس از من فرمان نبرد، خدا را نافرمانی کرده است. و هر که از علی فرمان ببرد، از من فرمان برده، و هر که از فرمان او سر پیچد، از فرمان من سرپیچی کرده است». المستدرک، ج۳، ص۱۳۱، ح۴۶۱۷؛ کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۴، ح۳۲۹۷۳؛ ذخائر العقبی، ص۶۶؛ الریاض النضرة، ج۲، ص۱۶۷.</ref>.
# {{متن حدیث|إِنْ تَوَلَّوْا عَلِيّاً تَجِدُوهُ هَادِياً مَهْدِيّاً يَسْلُكُ بِكُمْ الطَّرِيقَ الْمُسْتَقِيمَ‌}}<ref>«اگر علی را ولی و صاحب اختیار خود قرار دهید، او را هدایت‌گرِ هدایت یافته‌ای می‌یابید که شما را به راه مستقیم رهنمون است». کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۲، ح۳۲۹۶۶.</ref>.
# {{متن حدیث|مَنْ فَارَقَ عَلِيّاً فَقَدْ فَارَقَنِي وَ مَنْ فَارَقَنِي فَقَدْ فَارَقَ اللَّهَ‌}}<ref>«هر کس از علی جدا گردد، از من جدا شده، و هر که از من کناره گیرد از خداوند دور شده است». کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۴، ح۳۲۹۷۴؛ ر.ک: مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۲۸ و ۱۳۵.</ref>.
# {{متن حدیث|يَا عَمَّارُ إِنْ رَأَيْتَ عَلِيّاً قَدْ سَلَكَ وَادِياً وَ سَلَكَ النَّاسُ كُلُّهُمْ وَادِياً فَاسْلُكْ مَعَ عَلِيٍّ فَإِنَّهُ لَنْ يُدْلِيَكَ فِي رَدًى وَ لَنْ يُخْرِجَكَ مِنْ هُدًى}}<ref>«ای عمار! اگر دیدی علی از راهی می‌رود و همه مردم راهی غیر از راه او را بر می‌گزینند، تو همراه علی برو و مردم را رها کن؛ زیرا او... هرگز تو را از [طریق] هدایت، بیرون خواهد برد». کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۳، ح۳۲۹۷۲.</ref>.


'''[[اهل‌بیت]]، [[مرجع]] حلّ [[اختلافات]]''': در برخی از [[احادیث]]، همچون [[حدیث]] معروف "[[امان]]"، اهل‌بیت{{عم}} به عنوان مرجعی برای حلّ اختلافات [[امّت]] معرفی شده‌اند؛ به گونه‌ای که اگر گروهی از [[مردم]] برای [[رفع اختلاف]] به آنها مراجعه نکرده، [[راه]] [[مخالفت]] پیش گیرند، در شمار [[حزب شیطان]] داخل می‌شوند. [[حدیث امان]] به نقل‌های متفاوتی گزارش شده است. در برخی از [[منابع اهل سنت]]، بدین گونه آمده است: {{متن حدیث|أَهْلُ بَیْتِی أَمَانٌ لِأُمَّتِی مِنَ الِاخْتِلَافِ، فَإِذَا خَالَفَتْهَا قَبِیلَةٌ مِنَ الْعَرَبِ اخْتَلَفُوا فَصَارُوا حِزْبَ إِبْلِیسَ}}<ref>«اهل بیت من، امّتم را از اختلاف در امان نگه خواهند داشت. پس هرگاه گروهی از عرب با آنها مخالفت ورزد، راه اختلاف را پیش گرفته و از حزب شیطان خواهد بود». المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۲، ح۴۷۱۵؛ ر.ک: الصواعق المحرقه، ص۱۸۱؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۷۴؛ ذخائر العقبی، ص۱۷؛ فیض القدیر، ج۶، ص۲۹۷؛ المعجم الکبیر، ج۷، ص۲۲، ح۶۲۶۰؛ کنز العمال، ج۱۲، ص۱۰۲. </ref>.
در خصوص [[اثبات عصمت اهل بیت]] باید گفت: وقتی تنها راه نجات، راه اهل بیت باشد و آنان تنها ملجأ و مرجع [[مردم]] در پیمودن راه حق‌اند، این یگانه طریق نجات، همسان با [[عصمت]] است، چون اگر اهل بیت [[معصوم]] نبوده و دچار [[اشتباه]] شوند، [[اطاعت]] از آنها عقلاً و شرعاً جایز نیست و [[عدم اطاعت]] در برخی موارد با [[اطاعت]] مطلق سازگار نیست<ref>ر.ک: [[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی]]، ص۲۴۳.</ref>.


در [[روایت]] دیگری، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} خطاب به [[علی]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|أنت تبيّن لأمّتي ما اختلفوا فيه من بعدي‌}}<ref>«آن‌چه که امّتم بعد از من در آن اختلاف می‌کنند، تو [حق در] آن را بیان می‌کنی». کنز العمال، ج۱۱، ص۶۱۵، ح۳۲۹۸۳.</ref>؛
== پرسش‌های وابسته ==
 
{{پرسش‌های وابسته}}
'''[[تفاخر]] دو [[فرشته]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}}''': در پاره‌ای از [[روایات]]، پیامبر اکرم{{صل}} در [[فضیلت علی]]{{ع}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|إِنَّ حَافِظَيْ عَلِيٍّ يَفْتَخِرَانِ عَلَى سَائِرِ الْحَفَظَةِ بِكَوْنِهِمَا مَعَ عَلِيٍّ{{ع}} ذَلِكَ أَنَّهُمَا لَمْ يَصْعَدَا إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِشَيْ‌ءٍ مِنْهُ فَيُسْخِطَهُ}}<ref>«دو فرشته نگهبان [و ثبت‌کننده اعمال] علی از اینکه با آن حضرت بوده‌اند، بر سایر ملائکه، فخر می‌فروشند؛ زیرا آن دو هرگز عملی را به پیشگاه پاری تعالی نبرده‌اند که سبب خشم و نارضایتی او گردد». کنز الفوائد، ج۲۷، ص۳۴۸؛ عقیدة الشیعه، ص۳۱۹؛ بحار الانوار، ج۳۸، ص۶۵، ح۳.</ref>؛
# [[دلایل نقلی عصمت اهل‌بیت چیست؟ (پرسش)]]
 
# [[حدیث سفینه چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟ (پرسش)]]
'''[[غضب]] [[خدا]] برای [[غضب فاطمه]]''': همان طور که پیشتر اشاره کردیم، [[امامیه]] [[معتقد]] است که [[فاطمه زهرا]]{{س}}، دخت گرامی [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، همچون [[ائمه اطهار]]، به [[دلیل]] [[آیه تطهیر]] و [[روایات]] فراوان دیگر، در شمار معصومانند. قبلاً چگونگی دلالت روایاتی همچون [[حدیث ثقلین]]، [[سفینه]] و [[امان]] را بر [[عصمت اهل بیت]] - که فاطمه زهرا{{س}} یکی از مصادیق مسلّم آن می‌باشد - بررسی نمودیم. اینک دسته‌ای از روایات [[مورد اتفاق]] [[شیعه]] و [[سنّی]] را که به روشنی بر خصوص [[عصمت]] آن [[حضرت]] دلالت دارند، مورد بحث و توجه قرار می‌دهیم. بر اساس این روایات، [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} می‌فرمایند: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: يَغْضَبُ لِغَضَبِ فَاطِمَةَ وَ يَرْضَى لِرِضَاهَا}}<ref>«همانا خداوند تبارک و تعالی - به خاطر خشم فاطمه، غضب می‌کند و به دلیل رضایت او، راضی می‌گردد». کنز العمال، ج۱۲، ص۱۱۱؛ ر.ک: المستدرک علی الصحیحین، ج۳، ص۱۶۷؛ الصواعق المحرقه، ص۱۷۵؛ مجمع الزوائد، ج۹، ص۲۰۳؛ ذخائر العقبی، ص۳۹؛ مقتل الخوارزمی، ج۱، ف ۵۰، ص۵۲؛ کفایة الطالب، ب ۹۹، ص۲۱۹؛ تهذیب التهذیب، ج۶، ص۶۰۹؛ الاصابة، ج۴، ص۳۷۸؛ اسد الغابة، ج۶، ص۲۲۴.</ref>؛
# [[حدیث امان چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟ (پرسش)]]
 
# [[حدیث ثقلین چگونه بر عصمت اهل بیت و امامان دوازده‌گانه دلالت می‌کند؟ (پرسش)]]
این [[حدیث]] از جمله احادیثی است که هیچ‌گونه [[شک]] و تردیدی در صحّت آن، [[راه]] ندارد؛ زیرا:
{{پایان پرسش‌های وابسته}}
 
'''اولاً''': در کتب گوناگون شیعه و [[سنی]] [[نقل]] شده است.
 
'''ثانیاً''': بزرگان و محققان شیعه و [[اهل سنت]]، مهر [[تأیید]] بر آن زده‌اند. به گونه‌ای که حتی فردی همانند [[ذهبی]]، محقق نامدار و مشهور اهل سنت - که نسبت به روایاتی که در [[فضیلت]] ائمه اطهار و [[اهل‌بیت پیامبر]] وارد شده‌اند، حساسیت شگفتی دارد- در کتاب [[میزان]] الاعتدال<ref>میزان الاعتدال، ج۳، ص۲۰۶. (در ترجمه عبدالله بن محمد بن سالم القزاز).</ref> خود، [[سند]] این [[روایت]] را معتبر شمرده است<ref>مقتطفات ولائیة، ص۱۳۹-۱۴۰.</ref>.
 
نکته دقیقی که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که: گاه [[انسان]] به مقامی می‌رسد که {{متن حدیث|یرضی لرضا الله و و یغضب لغضب الله}}؛ یعنی هر چه که مورد [[رضایت خداوند]] باشد، مورد [[رضا]] و [[خشنودی]] اوست و هر چه [[خدا]] را به [[خشم]] می‌آورد، او را نیز غضبناک می‌کند. امّا تعبیری که در [[روایت]] به کار رفته، این است که: [[خشم فاطمه]]، [[غضب الهی]] را به دنبال می‌آورد و [[رضایت]] او [[خشنودی]] [[خداوند]] را. و این معنا، جز با [[عصمت]] مطلقه آن گرامی، سازگار نیست<ref>البته، تعبیر اول نیز قابل تطبیق بر مقام عصمت می‌باشد، اما دلالت تعبیر دوم بسیار روشن‌تر است؛ به گونه‌ای که حتی برخی از بزرگان، این روایت را حاکی از مقامی دانسته‌اند که فراتر از فهم و درک عقل می‌باشد. ر.ک: مقتطفات ولائیة، ص۱۴۰-۱۴۲.</ref>؛ زیرا با توجه به اینکه [[انسان]] حالات مختلفی دارد و هر لحظه دستخوش تحولات گوناگونی است، معقول نیست کسی در تمامی این شرایط به گونه‌ای عمل کند که [[خشم]] و رضایت او مساوی با [[غضب]] و خشنودی خداوند باشد، مگر اینکه به [[توفیق الهی]] بهره‌مند از عصمت مطلقه باشد<ref>ر.ک: فاطمة الزهرا، ص۹۵.</ref>.<ref>[[احمد حسین شریفی|شریفی، احمد حسین]]، [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|پژوهشی در عصمت معصومان]] ص ۳۱۷-۳۲۶.</ref>
 
== پرسش مستقیم ==
* [[دلایل نقلی عصمت اهل‌بیت چیست؟ (پرسش)]]


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:440259451.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[اهل بیت - ربانی گلپایگانی (مقاله)|مقاله «اهل بیت»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه کلام اسلامی ج۱''']]
# [[پرونده:Adab-1.jpg|22px]] [[عبدالله جوادی آملی|جوادی آملی، عبدالله]]، [[ادب فنای مقربان (کتاب)|'''ادب فنای مقربان''']]
# [[پرونده:13681032.jpg|22px]] [[علی ربانی گلپایگانی|ربانی گلپایگانی، علی]]، [[امامت اهل بیت (کتاب)|'''امامت اهل بیت''']]
# [[پرونده:1379719.jpg|22px]] [[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[عصمت از منظر فریقین (کتاب)|'''عصمت از منظر فریقین''']]
# [[پرونده:53960800.jpg|22px]] [[حسن یوسفیان]]، [[احمد حسین شریفی]]، [[پژوهشی در عصمت معصومان (کتاب)|'''پژوهشی در عصمت معصومان''']]
# [[پرونده:1100767.jpg|22px]] [[محمد حسین فاریاب|فاریاب، محمد حسین]]، [[عصمت امام (کتاب)|'''عصمت امام''']]
# [[پرونده:1100515.jpg|22px]] [[مهدی کمپانی زارع|کمپانی زارع، مهدی]]، [[اهل بیت - کمپانی زارع (مقاله)|'''اهل بیت''']]، [[دانشنامه امام رضا ج۲ (کتاب)|دانشنامه امام رضا ج۲]]
# [[پرونده:10119661.jpg|22px]] [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|'''فرهنگ اصطلاحات علم کلام''']]
# [[پرونده:1379713.jpg|22px]] [[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[عصمت در قرآن (کتاب)|'''عصمت در قرآن''']]
# [[پرونده:1379670.jpg|22px]] [[ابراهیم صفرزاده|صفرزاده، ابراهیم]]، [[عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی (کتاب)|'''عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی''']]
# [[پرونده:000056.jpg|22px]] [[حسن یوسفیان|یوسفیان، حسن]]، [[اهل بیت - یوسفیان (مقاله)|'''اهل بیت''']]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۵ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۵]]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


== پانویس ==
== پانویس ==
{{پانویس}}
{{پانویس}}
[[رده:مدخل]]
 
[[رده:عصمت اهل بیت]]
[[رده:عصمت اهل بیت]]

نسخهٔ کنونی تا ‏۱۰ اوت ۲۰۲۴، ساعت ۱۱:۴۵

عصمت اهل بیت(ع)، به معنای مصونیت خاندان پیامبر خاتم(ص) اعم از حضرت فاطمه و امامان اثنی عشر، از گناه، خطا، اشتباه و نسیان است. چرا که بر اساس اصطلاح قرآنی و روایی اهل بیت، تنها شامل حضرت فاطمه(س) و امامان معصوم(ع) می‌شود. روایات متعددی بر عصمت اهل بیت دلالت دارند که اهم آنها عبارت‌اند از حدیث ثقلین، حدیث سفینه و حدیث امان. با این وجود احادیث دیگری نیز در خصوص عصمت حضرت فاطمه، امام علی(ع) و سایر امامان وارد شده‌اند که در جای خود به آنها استناد شده است.

معناشناسی

عصمت

معنای لغوی

عصمت، واژه‌ای عربی و از ماده «عَصِمَ يَعْصِمُ» است که در لغت سه معنا برای آن ذکر شده؛ یکی: «مَسَکَ» به معنای حفظ و نگهداری[۱]، دوم: «مَنَعَ» به معنای مانع شدن[۲] و سوم به معنای وسیله بازداشتن[۳]. با این وجود واژه «عصمت»، به معنای «گرفتن» و «نگهداری» مناسب‌تر از معنای «مانع شدن» است و شاید به همین جهت است که برخی لغویون نیز «اعصم» را به معنای «مَسْک» و «اعتصام» را به «استمساک» معنا کرده‌اند[۴].[۵]

در اصطلاح متکلمان

در علم کلام دست کم دو معنا برای عصمت ارائه شده است:

  1. عصمت به معنای لطف: مرحوم شیخ مفید نخستین متکلم امامیه است که به تعریف عصمت پرداخته است. از نظر او عصمت از ناحیه خداوند متعال، همان توفیق و لطف او برای حجت‌های اوست و اعتصام به این عصمت به وسیله حجج الهی برای حفظ دین خداوند از ورود گناهان و خطاها در آن است[۶]. متکلمان امامیه به تبع مرحوم مفید قرن‌ها عصمت را به لطف تعریف کرده‌اند و بزرگانی همچون سیدمرتضی، شیخ طوسی، نوبختی، نباطی[۷] و مانند آنها در آثار خود آن را به کار برده‌اند.
  2. عصمت به معنای ملکه: پس از آنکه شیخ مفید عصمت را به لطف تعریف کرد و دیگران نیز آن را پذیرفتند، مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی آن را به نقل از فلاسفه، ملکه نامید و گفت: عصمت ملکه‌ای است که با وجود آن، از صاحبش گناهان صادر نمی‌شود و این بنا بر اندیشه حکماست[۸]. پس از خواجه برخی از متکلمان معاصر و متأخر از او نیز این تعریف را در کتاب‌های خود ارائه کردند[۹].[۱۰]

اهل بیت

معنای لغوی

اهل بیت، ترکیبی از دو واژۀ "اهل" و "بیت" است. کلمۀ اهل معمولاً با توجه به مضاف‌الیه خود معنی می‌شود، "أهل الرجل" قبیله و نزدیکان او هستند. به همسر مرد نیز اهل او گفته می‌شود. "أهل الأمر" والیان و فرمانروایان هستند و "أهل الاسلام" مسلمانان هستند و گاهی به خواص و نزدیک‌ترین افراد به شخص، "اهل الرجل" گفته می‌شود و "أهل البیت" به معنی ساکنان خانه یا اتاق است[۱۱].[۱۲]

در مجموع واژه "اهل" به معانی سزاوار و لایق به چیزی، مختار و منتخب، خاندان، اقوام و خویشان، عیال و فرزندان، ملت و امت و... آمده است[۱۳] و قدر جامع همه آنها تعلق، سنخیت، اُنس و الفت داشتن با چیزی و اختصاص داشتن به آن است.

"بیت" نیز به معنای خانه و محل سکونت است[۱۴] و بدین ترتیب، ترکیب "اهل بیت" به معنای "ساکنان خانه" است[۱۵].

معنای اصطلاحی

اهل بیت در اصطلاح در مورد خاندان پیامبر اسلام به کار می‌‌رود و آنچه می‌‌توان بیان کرد این است که «بیت» در این ترکیب، به معنای خانه سنگی و گِلی که در مکه و مدینه از پیامبر به یادگار مانده، نیست؛ بلکه بیت نبوت و رسالت مراد است و منظور از بیت نبوت، خانه‌ای است که رابط بین زمین و آسمان است، نه خانه‌ای که بدن مُلکی پیامبر خدا (ص) در آن زیست می‌‌کرد، شب هنگام در آن می‌‌آرمید و همسران آن حضرت در آنجا سُکنا داشتند. در نتیجه، اهل این خانه کسانی هستند که با فضایل و کمالات معنوی پیامبر، ارتباط تام و کامل دارند[۱۶].

مصادیق اهل بیت

اهل البیت دراصطلاح امروزی چه در میان شیعه و چه اهل سنت در مورد خاندان پیامبر (ص) به کار می‌‌رود لکن اختلافی که وجود دارد به دایرۀ شمول این ترکیب بر می‌‌گردد. از همین رو، یکی از بحث‌های رایج، مصداق "اهل بیت" در آیه تطهیر[۱۷] است، مبنی بر اینکه اهل بیت چه کسانی‌اند[۱۸].

نزد شیعه و اهل سنت مسلم است، اصحاب کساء؛ یعنی پیامبر، امام علی، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین (ع) مشمول عنوان اهل بیت هستند. اما عده ای از اهل سنت معتقدند علاوه بر این پنج نفر، همسران پیامبر نیز شامل می‌‌شود و عده ای دیگر قائل‌اند غیر از همسران آن حضرت، دیگران نیز شامل می‌‌شود. در مقابل، شیعه معتقد است افزون بر پنج تن آل عبا، امامان معصوم از نسل سیدالشهدا نیز داخل در این عنوان هستند هر چند که دوران رسول اکرم را درک نکرده باشند[۱۹].

با توجه به آنچه گفته شد، مصداق اهل بیت(ع)، حضرت فاطمه(س) و امامان معصوم(ع) از نسل آن حضرت هستند که بر اساس آیه تطهیر همگی معصوم از هر گونه رجس و پلیدی اعم از گناه، خطا، نسیان و اشتباه خواهند بود.

اثبات عصمت اهل بیت

از جمله بارزترین روایاتی که در خصوص عصمت اهل بیت از لسان مبارک پیامبرخاتم(ص) صادر شده موارد ذیل‌اند:

حدیث ثقلین

«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي مَا إِنْ‏ تَمَسَّكْتُمْ‏ بِهِمَا لَنْ‏ تَضِلُّوا أَبَداً إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ»[۲۰]. استدلال به این حدیث بر عصمت ائمه (ع) متوقّف بر چند مقدمه است:

  1. قرآن از هرگونه خطا و اشتباه و انحراف و باطلی مبرّاست: ﴿وَإِنَّهُ لَكِتَابٌ عَزِيزٌ * لَا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَلَا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ[۲۱]، حال عِدل قرآن (اهل بیت) نیز باید چنین باشد، تا بتواند عِدل قرآن باشد. در غیر این صورت چه چیز این دو را در یک مقام جمع می‌کند؟
  2. قرآن معصوم است و تمسّک به آن باعث می‌شود انسان هرگز گمراه نشود، اهل بیت نیز باید چنین باشند، زیرا این دو هیچ‌گاه از هم جدا نیستند.
  3. پیامبر (ص) خبر داده است که، این دو تا روز قیامت از هم جدا نخواهند شد. این فرض در صورتی صحیح است که هر چه قرآن می‌گوید، همان را اهل بیت بگویند و تمام افعال و کردار آنها منطبق بر قرآن و کلام خدا باشد[۲۲].

حدیث سفینه

«قَالَ رَسُولُ اللهِ (ص): إِنَّمَا مَثَلُ أَهْلِ‏ بَيْتِي‏ كَمَثَلِ‏ سَفِينَةِ نُوحٍ‏ مَنْ‏ رَكِبَهَا نَجَا وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْهَا غَرِقَ وَ مَنْ تَقَدَّمَهَا مَرَقَ وَ مَنْ لَزِمَهَا لَحِقَ»[۲۳]. وجه استدلال به حدیث، به این ترتیب است:

  1. پیامبر (ص) به طور مطلق ملازمت اهل‌بیت را دستور داده‌اند و آن را به منزله کشتی نوح دانسته‌اند. به عبارت دیگر فرموده‌اند: اولاً: هرکه همراه اهل بیت باشد نجات می‌یابد و هرکه نباشد هلاک خواهد شد. ثانیاً: تنها کسانی نجات می‌یابند که همراه اهل بیت باشند و دیگران لزوماً غرق خواهند شد.
  2. در صورتی اهل بیت همانند سفینه نوح به طور مطلق وسیله نجات خواهند بود و هرکه همراه آنان باشد به مقصد خواهد رسید که از هر اشتباه و انحراف و خطای علمی و عملی مصون باشند. یعنی به طور مطلق معصوم باشند، در غیر این صورت، امکان غرق شدن و همراهان خود را نیز غرق کردن برای آنها وجود دارد و این با محتوای کلام پیامبر (ص) نمی‌سازد[۲۴].

حدیث امان

رسول خدا در حدیثی که نزد محدّثان شیعه و سنّی، به حدیث امان شهرت یافته، اهل بیت خویش را به ستارگان آسمان تشبیه نموده و آثار وجودی اهل بیت را برای امّت، همانند آثار وجودی ستارگان برای ساکنان زمین دانسته‌ است. آن حضرت می‌فرمایند: « النجوم أمان لأهل الأرض من الغرق، و أهل بيتي أمان لأمّتي من الاختلاف، فإذا خالفتهم قبيلة اختلفوا فصاروا حزب إبليس»[۲۵]؛ "ستارگان، امان اهل زمین از غرق شدن هستند و اهل بیت من، برای امتم امان از اختلاف هستند که اگر قبیله‌ای از آنها مخالفت کنند؛ اختلاف می‌کنند در حالی که حزب شیطان می‌شوند".

از این روایت علاوه بر عصمت اهل بیت (ع)، هدایتگر بودن و لزوم اطاعت از آنها نیز قابل اثبات است.

در خصوص اثبات عصمت اهل بیت باید گفت: وقتی تنها راه نجات، راه اهل بیت باشد و آنان تنها ملجأ و مرجع مردم در پیمودن راه حق‌اند، این یگانه طریق نجات، همسان با عصمت است، چون اگر اهل بیت معصوم نبوده و دچار اشتباه شوند، اطاعت از آنها عقلاً و شرعاً جایز نیست و عدم اطاعت در برخی موارد با اطاعت مطلق سازگار نیست[۲۶].

پرسش‌های وابسته

منابع

پانویس

  1. راغب اصفهانی این معنا را برای واژه «عَصَمَ» آورده و می‌گوید: العصم: الإمساک و الاعتصام الاستمساک... (وقوله: «وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ» والعصام ما یعصم به‌ ای یشد و عصمة الأنبیاء حفظه إیاهم؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، المفردات، ص۵۶۹ ـ ۵۷۰ و عصم الله فلاناً من المکروه: ای حفظه و وقاه؛ یعنی خداوند فلانی را از مکروه حفظ کرده (عصمه) بعنی او را حفظ کرد و نگهداشت. المنجد، ص۱۵۰.
  2. ر.ک: فراهیدی،خلیل بن احمد، العین ج ۱ ص۳۱۴؛ فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، قاموس محیط، ج۴، ص۱۵۱؛ الجوهری، اسماعیل بن حمّاد، الصحاح، ج۵، ص۱۹۸۶، ابن منظور، لسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۳.
  3. ابن‌منظور، از زجاج نقل می‌کند: أَصْلُ العِصْمَةِ الحبْلُ. و كلُّ ما أَمْسَكَ شَيئاً فقد عَصَمَهُلسان العرب، ج۱۲، ص۴۰۵. یعنی، لغت عصمت در اصل به معنای طناب و ریسمان وضع شده است، ولی سپس از این معنا توسعه یافته و برای هر چیزی که موجب امساک و حفظ چیز دیگری شود، به کار می‌رود.
  4. ر.ک: المفردات فی غریب القرآن، ص۳۳۶ ـ ۳۳۷.
  5. حسینی میلانی، سید علی، عصمت از منظر فریقین، ص۱۴.
  6. محمدبن محمدبن نعمان، شیخ مفید، تصحیح الاعتقادات الامامیة، ص۱۲۸.
  7. علی بن یونس نباطی، الصراط المستقیم، ج۱، ص۵۰.
  8. خواجه نصیرالدین طوسی، تلحیص المحصل، ص۳۶۹؛ عضدالدین ایجی نیز این تعریف را به حکما نسبت می‌دهد. ایجی عضدالدین، شرح المواقف، ج۸، ص۲۸۰ البته مرحوم خواجه در برخی موارد نیز عصمت را به لطف تعریف کرده است. ر.ک: خواجه نصیرالدین طوسی، تلخیص الحصل، ص۵۲۵.
  9. میثم بن علی بن میثم بحرانی، النجاة فی یوم القیامة، ص۵۵؛ حسن بن یوسف حلی، کشف المراد، ص۴۹۴.
  10. فاریاب، محمد حسین، عصمت امام، ص۳۴ - ۳۵.
  11. معجم مقاییس اللغة، ج۱، ص۱۵۰؛ لسان العرب، ج۱۱، ص۲۹.
  12. کمپانی زارع، مهدی، مقاله «اهل بیت»، دانشنامه امام رضا، ج۲ ص ۶۶۵.
  13. بصائر ذوی التمییز، ج‌۲، ص‌۸۳ ـ ۸۴.
  14. لسان العرب، ج‌۱، ص‌۵۴۵‌، «بیت».
  15. یوسفیان، حسن، اهل بیت، دائرة المعارف قرآن کریم ج۵، ص۷۶ - ۹۵.
  16. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، ادب فِنای مقربان، ج ۱، ص ۱۰۹-۱۱۱.
  17. ﴿إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا«جز این نیست که خداوند می‌خواهد از شما اهل بیت هر پلیدی را بزداید و شما را به شایستگی پاک گردان» سوره احزاب، آیه ۳۳.
  18. ر.ک: محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۴۶.
  19. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، ادب فِنای مقربان، ج ۱، ص ۱۰۹؛ یوسفیان، حسن، اهل بیت، دائرة المعارف قرآن کریم ج۵، ص۷۶ ـ ۹۵؛ محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص ۴۵.
  20. ابن کثیر، تفسیر، ج۷، ص۲۰۳؛ سنن التزمدی، ج۵، ص۳۲۸؛ طبرانی، المعجم الکبیر، ج۳، ص۶۶، احتجاج، ج۲، ص۳۸۰. پیامبر (ص) فرمود: من در بین شما دو چیز بسیار گرانقدر به یادگار گذاشتم: کتاب خدا (قرآن) و عترتم (اهل بیتم). مادامی که به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد. و این دو هیچ گاه از هم جدا نخواهند شد، تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.
  21. «و به راستی آن کتابی است ارجمند * در حال و آینده آن، باطل راه ندارد، فرو فرستاده (خداوند) فرزانه ستوده‌ای است» سوره فصلت، آیه ۴۱-۴۲.
  22. محمدی، رضا، عصمت در قرآن، ص ۶۰.
  23. احتجاج، ج۲، ص۳۸۰، حاکم نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۳۷۳؛ طبرانی، المعجم الأوسط، ج۵، ص۳۵۵. یعنی پیامبر (ص) فرمود: این است و جز این نیست. مثل اهل بین من همانند سفینه نوح است، که هرکه در آن سفینه سوار شد، نجات یافت و هرکه از آن تخلف کرد، غرق (هلاک) شد. (تنها باید با اهل بیت باشد نه جلوتر از آنها و نه عقب‌تر از آنها، زیرا) و هرکه جلو افتاد منحرف شد و هرکه همراه و ملازم این سفینه بود به حق ملحق شد و به مقصود رسید.
  24. محمدی، رضا، عصمت در قرآن، ص ۶۳.
  25. المستدرک علی الصحیحین، ج۲، ص۴۸۶؛ ج۳، ص۱۶۲ و ۵۱۶؛ تفسیر نور الثقلین، ج۱، ص۵۰۱؛ بحار الأنوار، ج۲۳، ص۱۹؛ ج۳۶، ص۲۹۱.
  26. ر.ک: صفرزاده، ابراهیم، عصمت امامان از دیدگاه عقل و وحی، ص۲۴۳.