احترام و تکریم دانش و دانشمندان: تفاوت میان نسخهها
(←پانویس) |
(←مقدمه) |
||
| (یک نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد) | |||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = احترام | | موضوع مرتبط = احترام | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[احترام و تکریم دانش و دانشمندان در قرآن]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
[[تکریم علم و عالم]] و تجلیل از کتاب و قلم و [[تشویق]] به [[تعلیم و تعلم]]، خونی است در شریان [[مکتب]] انسانساز [[اسلام]]. در نخستین آیات نازل شده بر [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}} «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref> که ناظر به امر [[تعلیم و تربیت]] است از یک سو، سخن از خواندن است و [[آموزش]] و قلم و از جانب دیگر، از [[خداوند]] با هیچ یک از تعابیر «[[خالق]]»، «[[اله]]» و «[[الله]]» و هیچ اسم و صفت دیگری جز «[[رب]]» که ناظر بر امر [[تربیت]] است<ref>راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، گفته است: {{عربی|الرَّبُّ فِي الْأَصْلِ: التَّرْبِيَةُ}}؛ رب، در اصل به معنای تربیت است.</ref> نام نمیبرد. | |||
[[تکریم علم و عالم]] و تجلیل از کتاب و قلم و [[تشویق]] به [[تعلیم و تعلم]]، خونی است در شریان [[مکتب]] انسانساز [[اسلام]]. | |||
در نخستین آیات نازل شده بر [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ}} «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.</ref> که ناظر به امر [[تعلیم و تربیت]] است از یک سو، سخن از خواندن است و [[آموزش]] و قلم و از جانب دیگر، از [[خداوند]] با هیچ یک از تعابیر «[[خالق]]»، «[[اله]]» و «[[الله]]» و هیچ اسم و صفت دیگری جز «[[رب]]» که ناظر بر امر [[تربیت]] است<ref>راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، گفته است: {{عربی|الرَّبُّ فِي الْأَصْلِ: التَّرْبِيَةُ}}؛ رب، در اصل به معنای تربیت است.</ref> نام نمیبرد | |||
[[ | در همین [[آیات]]، آنجا که سخن از [[شأن]] [[آفریدگاری]] خداوند است، او را تنها به لفظ «رب» یاد میکند: {{متن قرآن|اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ}}، اما [[پروردگار]] را در [[مقام تعلیم]]، به وصف «اکرم» (گرامیتر) متصف میسازد: {{متن قرآن|اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ}}. | ||
در | در آغاز [[سوره قلم]] نیز که آمده است: {{متن قرآن|ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ}}<ref>«نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند» سوره قلم، آیه ۱.</ref>، شماری از [[مفسران]] بزرگ از جمله معانییی که برای حرف مقطّع «ن» ذکر کردهاند، دوات و یا مرکب است<ref>از جمله: التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۷۴؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۲؛ مفاتیح الغیب، ج۳۰، ص۵۹۸؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۲۰۵.</ref>؛ یعنی [[سوگند]] به دوات و قلم و آنچه مینویسند!... | ||
در | شمار فراوانی از [[آیات قرآن کریم]]، به صراحت یا کنایه، در [[شرافت]] و [[فضیلت]] کتابت و قلم، فهم و [[دانش]]، [[خرد]] و [[اندیشه]]، [[تزکیه]] و [[تعلیم]] است و کثرت تکرار واژگانی چون: [[تعقل]]، [[تفکر]]، [[تدبر]]، [[تفقه]]، [[اولوالالباب]] و امثال آن، [[تأمل]] برانگیز است. | ||
مکتب اسلام از [[ارزش]] معرفت و اعتبار دانش [[زیبا]] و صریح سخن گفته است که در مکتب [[رسول خدا]]{{صل}} آمده است: تنها کسانی در زمره آدمیاناند که صاحب و یا طالب دانشاند و دیگران حشرات بیمصرف را میمانند<ref>مفهوم [[کلام]] [[امام صادق]]{{ع}} که فرمود: {{متن حدیث|النَّاسُ اثْنَانِ: عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ}}. ([[الخصال]]، ج۱، ص۳۹؛ [[بحارالانوار]]، ج۱، ص۱۸۷). به روایتی دیگر: {{متن حدیث|الْعَالِمُ و الْمُتَعَلِّمُ فِي الْخَيْرِ شَرِيكَانِ (... فِي الْأَجْرِ سَوَاءٌ) و سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ}}. (جامع بیان العلم، ص۴۳؛ [[کنز العمال]]، ج۳، ص۷۲۷، ح۸۵۹۰؛ الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۴۱۵ «ذیل [[آیه]] ۳۲ [[سوره انعام]]».</ref>. | |||
پیامبر{{صل}} گوش سپردن به کلام [[حکیمانه]] را مفیدتر از [[عبادت]] یک سال<ref>{{متن حدیث|كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ}}. اعلام الدین، ص۲۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۷۴ و به روایت متفاوتی در: المحجة البیضاء، ج۸، ص۱۹۸ و ۲۴۲؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۶۰، ح۲۸۸۲۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۷، ص۶۳).</ref> و علم و دانش را راه وصول به [[بهشت]] میدانست<ref>{{متن حدیث|لِكُلِّ شَيْءٍ طَرِيقٌ وَ طَرِيقُ الْجَنَّةِ الْعِلْمُ}}. (الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۲۵؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۵۶، ح۲۸۸۰۳).</ref> و میفرمود: اگر روزی بر من بگذرد و دانشی نیاموزم که مرا به [[خدا]] نزدیک سازد، آن [[روز]] بر من [[خجسته]] نیست<ref>{{متن حدیث|إِذَا أَتَى عَلَيَّ يَوْمٌ لَا أَزْدَادُ فِيهِ عِلْمًا يُقَرِّبُنِي إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَلَا بُورِكَ لِي فِي طُلُوعِ شَمْسِ ذَلِكَ الْيَوْمِ}}. (المحجة البیضاء، ج۱، ص۱۵ - ۱۶؛ لسان المیزان، ج۳، ص۷۸، ح۲۸۴؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۵).</ref>. | |||
[[رسول خدا]]{{صل}} در ترغیب [[مردم]] به [[فراگیری دانش]]، هرگونه محدودیت و مانعی را برطرف ساخت و همواره [[مسلمانان]] را در هر شرایطی و بیقید و شرط به [[کسب علم]] و [[معرفت]] فرامیخواند و میفرمود: همه مسلمانان از [[زن]] و مرد<ref>{{متن حدیث|طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ}}. (مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۲۴۹؛ عدة الداعی، ص۷۲). گفتنی است که این حدیث در بسیاری از منابع، اعم از شیعی و سنی، با تعبیر {{متن حدیث|... عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ}} آمده که به معنای مطلق مسلمان، اعم از مرد و زن است.</ref>، در سراسر عمر خویش<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْدِ}}. (تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۴۰۱؛ تفسیر روح البیان، ج۵، ص۲۷۴).</ref>، موظفند برای [[کسب دانش]] حتی به دورترین نقاط [[جهان]]<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ}}. (وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۳۸، خ۲۸۶۹۷).</ref> بار [[سفر]] بندند و آن را از هرکس بیاموزند<ref>{{متن حدیث|لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ}}. ([[میزان الحکمه]]، ج۶، ص۴۸۵، به نقل از کنزالعمال، ح۴۴۲۱۸؛ [[روحالمعانی]]، ج۶، ص۱۷۷؛ ج۸، ص۳۱۰) نیز: {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ}} و {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ}}. در این باره بنگرید به: [[محاسن برقی]]، ج۱، ص۲۳۰؛ [[بحارالانوار]]، ج۲، ص۹۷ و ۹۹.</ref>. | [[رسول خدا]]{{صل}} در ترغیب [[مردم]] به [[فراگیری دانش]]، هرگونه محدودیت و مانعی را برطرف ساخت و همواره [[مسلمانان]] را در هر شرایطی و بیقید و شرط به [[کسب علم]] و [[معرفت]] فرامیخواند و میفرمود: همه مسلمانان از [[زن]] و مرد<ref>{{متن حدیث|طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ}}. (مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۲۴۹؛ عدة الداعی، ص۷۲). گفتنی است که این حدیث در بسیاری از منابع، اعم از شیعی و سنی، با تعبیر {{متن حدیث|... عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ}} آمده که به معنای مطلق مسلمان، اعم از مرد و زن است.</ref>، در سراسر عمر خویش<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْدِ}}. (تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۴۰۱؛ تفسیر روح البیان، ج۵، ص۲۷۴).</ref>، موظفند برای [[کسب دانش]] حتی به دورترین نقاط [[جهان]]<ref>{{متن حدیث|اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ}}. (وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۳۸، خ۲۸۶۹۷).</ref> بار [[سفر]] بندند و آن را از هرکس بیاموزند<ref>{{متن حدیث|لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ}}. ([[میزان الحکمه]]، ج۶، ص۴۸۵، به نقل از کنزالعمال، ح۴۴۲۱۸؛ [[روحالمعانی]]، ج۶، ص۱۷۷؛ ج۸، ص۳۱۰) نیز: {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ}} و {{متن حدیث|خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ}}. در این باره بنگرید به: [[محاسن برقی]]، ج۱، ص۲۳۰؛ [[بحارالانوار]]، ج۲، ص۹۷ و ۹۹.</ref>. | ||
چنین است که [[علم]] و [[معرفت]] در نگاه آن [[سفیر]] [[نور]] و [[هدایت]]، موجب [[عزت]] و [[شرافت]] است و اگر [[مردم]] میدانستند که در نهانگاه صدف دانش، چه دُرّ شاهواری از [[نیکبختی]] و [[رستگاری]] نهفته است، در راه کسب آن هرگونه [[هزینه]] گزاف را متحمل میشدند و بسی [[خون]] [[دل]] میخوردند و [[جان]] بر سر آن مینهادند<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ}}. (عوالی اللآلی، ج۴، ص۷۰؛ بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۱۵).</ref>. | چنین است که [[علم]] و [[معرفت]] در نگاه آن [[سفیر]] [[نور]] و [[هدایت]]، موجب [[عزت]] و [[شرافت]] است و اگر [[مردم]] میدانستند که در نهانگاه صدف دانش، چه دُرّ شاهواری از [[نیکبختی]] و [[رستگاری]] نهفته است، در راه کسب آن هرگونه [[هزینه]] گزاف را متحمل میشدند و بسی [[خون]] [[دل]] میخوردند و [[جان]] بر سر آن مینهادند<ref>{{متن حدیث|لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ}}. (عوالی اللآلی، ج۴، ص۷۰؛ بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۱۵).</ref>. | ||
[[ | آن حضرت در پی [[جنگ بدر]] شماری از [[اسیران]] [[دشمن]] را که از پرداخت [[فدیه]] [[ناتوان]] بودند، در برابر [[آموختن]] خواندن و نوشتن به ده تن از کودکان [[مدینه]] [[آزاد]] ساخت<ref>الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۶؛ امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۱۹.</ref> و چون به [[مسجد]] درآمد و دید گروهی از [[مردم]] به [[عبادت]] مشغولند و عدهای سرگرم بحث و گفتوگوی [[علمی]]، از دیدن آنان [[خشنود]] شد و فرمود: هر دو دسته به کاری [[نیک]] مشغولند، اما من برای [[تعلیم]] [[مبعوث]] شدهام و به جمع دوم پیوست<ref>منیة المرید، ص۱۶؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۳۰۱، ح۲۸۸۷۳.</ref>.<ref>[[احمد کریمیان|کریمیان، احمد]]، [[نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا (کتاب)|نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا]]، ص۸۱ ـ ۸۹.</ref> | ||
== مساوی نبودن عالم و غیرعالم == | |||
[[قرآن کریم]]، [[تساوی]] [[عالمان]] با غیر عالمان را [[نفی]]: {{متن قرآن| قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ}}<ref>«بگو: آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.</ref> و به جایگاه ویژه و [[درجه]] [[برتر]] آنان اشاره کرده است: {{متن قرآن|يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ}}<ref>«خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>؛ چنانکه تعبیر [[متواضعانه]] [[حضرت موسی]] در برابر [[حضرت خضر]] {{متن قرآن|قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا}}<ref>«موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی که تو را آموختهاند به من بیاموزی؟» سوره کهف، آیه ۶۶.</ref> نشان از احترام ویژه دانشمندان دارد<ref>[[محمد هادی ذبیحزاده|ذبیحزاده، محمد هادی]]، [[احترام - ذبیحزاده (مقاله)|مقاله «احترام»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۲]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ کنونی تا ۱۰ اوت ۲۰۲۵، ساعت ۱۴:۰۸
مقدمه
تکریم علم و عالم و تجلیل از کتاب و قلم و تشویق به تعلیم و تعلم، خونی است در شریان مکتب انسانساز اسلام. در نخستین آیات نازل شده بر رسول خدا(ص)[۱] که ناظر به امر تعلیم و تربیت است از یک سو، سخن از خواندن است و آموزش و قلم و از جانب دیگر، از خداوند با هیچ یک از تعابیر «خالق»، «اله» و «الله» و هیچ اسم و صفت دیگری جز «رب» که ناظر بر امر تربیت است[۲] نام نمیبرد.
در همین آیات، آنجا که سخن از شأن آفریدگاری خداوند است، او را تنها به لفظ «رب» یاد میکند: ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ﴾، اما پروردگار را در مقام تعلیم، به وصف «اکرم» (گرامیتر) متصف میسازد: ﴿اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ﴾.
در آغاز سوره قلم نیز که آمده است: ﴿ن وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ﴾[۳]، شماری از مفسران بزرگ از جمله معانییی که برای حرف مقطّع «ن» ذکر کردهاند، دوات و یا مرکب است[۴]؛ یعنی سوگند به دوات و قلم و آنچه مینویسند!...
شمار فراوانی از آیات قرآن کریم، به صراحت یا کنایه، در شرافت و فضیلت کتابت و قلم، فهم و دانش، خرد و اندیشه، تزکیه و تعلیم است و کثرت تکرار واژگانی چون: تعقل، تفکر، تدبر، تفقه، اولوالالباب و امثال آن، تأمل برانگیز است.
مکتب اسلام از ارزش معرفت و اعتبار دانش زیبا و صریح سخن گفته است که در مکتب رسول خدا(ص) آمده است: تنها کسانی در زمره آدمیاناند که صاحب و یا طالب دانشاند و دیگران حشرات بیمصرف را میمانند[۵].
پیامبر(ص) گوش سپردن به کلام حکیمانه را مفیدتر از عبادت یک سال[۶] و علم و دانش را راه وصول به بهشت میدانست[۷] و میفرمود: اگر روزی بر من بگذرد و دانشی نیاموزم که مرا به خدا نزدیک سازد، آن روز بر من خجسته نیست[۸].
رسول خدا(ص) در ترغیب مردم به فراگیری دانش، هرگونه محدودیت و مانعی را برطرف ساخت و همواره مسلمانان را در هر شرایطی و بیقید و شرط به کسب علم و معرفت فرامیخواند و میفرمود: همه مسلمانان از زن و مرد[۹]، در سراسر عمر خویش[۱۰]، موظفند برای کسب دانش حتی به دورترین نقاط جهان[۱۱] بار سفر بندند و آن را از هرکس بیاموزند[۱۲].
چنین است که علم و معرفت در نگاه آن سفیر نور و هدایت، موجب عزت و شرافت است و اگر مردم میدانستند که در نهانگاه صدف دانش، چه دُرّ شاهواری از نیکبختی و رستگاری نهفته است، در راه کسب آن هرگونه هزینه گزاف را متحمل میشدند و بسی خون دل میخوردند و جان بر سر آن مینهادند[۱۳].
آن حضرت در پی جنگ بدر شماری از اسیران دشمن را که از پرداخت فدیه ناتوان بودند، در برابر آموختن خواندن و نوشتن به ده تن از کودکان مدینه آزاد ساخت[۱۴] و چون به مسجد درآمد و دید گروهی از مردم به عبادت مشغولند و عدهای سرگرم بحث و گفتوگوی علمی، از دیدن آنان خشنود شد و فرمود: هر دو دسته به کاری نیک مشغولند، اما من برای تعلیم مبعوث شدهام و به جمع دوم پیوست[۱۵].[۱۶]
مساوی نبودن عالم و غیرعالم
قرآن کریم، تساوی عالمان با غیر عالمان را نفی: ﴿ قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ﴾[۱۷] و به جایگاه ویژه و درجه برتر آنان اشاره کرده است: ﴿يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ﴾[۱۸]؛ چنانکه تعبیر متواضعانه حضرت موسی در برابر حضرت خضر ﴿قَالَ لَهُ مُوسَى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلَى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْدًا﴾[۱۹] نشان از احترام ویژه دانشمندان دارد[۲۰].
منابع
پانویس
- ↑ ﴿اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ * خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ * اقْرَأْ وَرَبُّكَ الْأَكْرَمُ * الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ * عَلَّمَ الْإِنْسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ﴾ «بخوان به نام پروردگار خویش که آفرید * آدمی را از خونپارهای فروبسته آفرید * بخوان و (بدان که) پروردگار تو گرامیترین است * همان که با قلم آموزش داد * به انسان آنچه نمیدانست آموخت» سوره علق، آیه ۱-۵.
- ↑ راغب اصفهانی در المفردات فی غریب القرآن، گفته است: الرَّبُّ فِي الْأَصْلِ: التَّرْبِيَةُ؛ رب، در اصل به معنای تربیت است.
- ↑ «نون؛ سوگند به قلم و آنچه برنگارند» سوره قلم، آیه ۱.
- ↑ از جمله: التبیان فی تفسیر القرآن، ج۱۰، ص۷۴؛ مجمع البیان، ج۱۰، ص۳۳۲؛ مفاتیح الغیب، ج۳۰، ص۵۹۸؛ ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۸، ص۲۰۵.
- ↑ مفهوم کلام امام صادق(ع) که فرمود: «النَّاسُ اثْنَانِ: عَالِمٌ وَ مُتَعَلِّمٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ». (الخصال، ج۱، ص۳۹؛ بحارالانوار، ج۱، ص۱۸۷). به روایتی دیگر: «الْعَالِمُ و الْمُتَعَلِّمُ فِي الْخَيْرِ شَرِيكَانِ (... فِي الْأَجْرِ سَوَاءٌ) و سَائِرُ النَّاسِ هَمَجٌ». (جامع بیان العلم، ص۴۳؛ کنز العمال، ج۳، ص۷۲۷، ح۸۵۹۰؛ الجامع لاحکام القرآن، ج۶، ص۴۱۵ «ذیل آیه ۳۲ سوره انعام».
- ↑ «كَلِمَةُ الْحِكْمَةِ يَسْمَعُهَا الْمُؤْمِنُ خَيْرٌ مِنْ عِبَادَةِ سَنَةٍ». اعلام الدین، ص۲۹۴؛ بحارالانوار، ج۷۴، ص۱۷۴ و به روایت متفاوتی در: المحجة البیضاء، ج۸، ص۱۹۸ و ۲۴۲؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۶۰، ح۲۸۸۲۸؛ تاریخ دمشق، ج۱۷، ص۶۳).
- ↑ «لِكُلِّ شَيْءٍ طَرِيقٌ وَ طَرِيقُ الْجَنَّةِ الْعِلْمُ». (الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۲۵؛ کنز العمال، ج۱۰، ص۱۵۶، ح۲۸۸۰۳).
- ↑ «إِذَا أَتَى عَلَيَّ يَوْمٌ لَا أَزْدَادُ فِيهِ عِلْمًا يُقَرِّبُنِي إِلَى اللَّهِ تَعَالَى فَلَا بُورِكَ لِي فِي طُلُوعِ شَمْسِ ذَلِكَ الْيَوْمِ». (المحجة البیضاء، ج۱، ص۱۵ - ۱۶؛ لسان المیزان، ج۳، ص۷۸، ح۲۸۴؛ الجامع الصغیر، ج۱، ص۱۵).
- ↑ «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَةٍ». (مستدرک الوسائل، ج۱۷، ص۲۴۹؛ عدة الداعی، ص۷۲). گفتنی است که این حدیث در بسیاری از منابع، اعم از شیعی و سنی، با تعبیر «... عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ» آمده که به معنای مطلق مسلمان، اعم از مرد و زن است.
- ↑ «اطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى اللَّحْدِ». (تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ج۲، ص۴۰۱؛ تفسیر روح البیان، ج۵، ص۲۷۴).
- ↑ «اطْلُبُوا الْعِلْمَ وَ لَوْ بِالصِّينِ». (وسائل الشیعه، ج۲۷، ص۲۷؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۱۳۸، خ۲۸۶۹۷).
- ↑ «لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ قَالَ وَ انْظُرْ إِلَى مَا قَالَ». (میزان الحکمه، ج۶، ص۴۸۵، به نقل از کنزالعمال، ح۴۴۲۱۸؛ روحالمعانی، ج۶، ص۱۷۷؛ ج۸، ص۳۱۰) نیز: «خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ الشِّرْكِ» و «خُذُوا الْحِكْمَةِ وَ لَوْ مِنْ أَهْلِ النِّفَاقِ». در این باره بنگرید به: محاسن برقی، ج۱، ص۲۳۰؛ بحارالانوار، ج۲، ص۹۷ و ۹۹.
- ↑ «لَوْ عَلِمَ النَّاسُ مَا فِي طَلَبِ الْعِلْمِ لَطَلَبُوهُ وَ لَوْ بِسَفْكِ الْمُهَجِ». (عوالی اللآلی، ج۴، ص۷۰؛ بحارالانوار، ج۱۰۵، ص۱۵).
- ↑ الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۶؛ امتاع الاسماع، ج۱، ص۱۱۹.
- ↑ منیة المرید، ص۱۶؛ کنزالعمال، ج۱۰، ص۳۰۱، ح۲۸۸۷۳.
- ↑ کریمیان، احمد، نگاهی به سیره آموزشی رسول خدا، ص۸۱ ـ ۸۹.
- ↑ «بگو: آیا آنان که میدانند با آنها که نمیدانند برابرند؟» سوره زمر، آیه ۹.
- ↑ «خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.
- ↑ «موسی به او گفت: آیا از تو پیروی کنم به شرط آنکه از آن راهدانی که تو را آموختهاند به من بیاموزی؟» سوره کهف، آیه ۶۶.
- ↑ ذبیحزاده، محمد هادی، مقاله «احترام»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۲.