جهاد در لغت: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۲ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
جهاد به معنی [[جنگیدن]]<ref>صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۳، ص۳۷۰؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۳، ص۱۳۵.</ref>، برگرفته از ریشه «جهد» به فتح جیم به معنی «[[مشقت]]» یا به ضم جیم به معنی «توان» است و به نهایتِ چیزی رسیدن، تلاش، [[طاقت]] و توان و مبالغه اطلاق شده است<ref>العین، ج ۳، ص۳۸۶؛ مفردات، ص۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۳، ص۱۳۳؛ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۲، ص۴۶۰؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۰۸.</ref> و در صورت دوم به معنی به‌کارگیری تمام توان در برابر [[دشمن]] است<ref>راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۰۸؛ راوندی، قطب الدین، فقه القرآن، ج۱، ص۳۳۸.</ref>.<ref>[[محمد جواد ادرکنی|ادرکنی، محمد جواد]]، [[جهاد و دفاع (مقاله)| مقاله «جهاد و دفاع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۲۰۶؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۷۴؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۱۳-۲۱۴؛ [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]]، ج۳، ص۱۴۰؛ [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]].</ref>
واژه «جِهاد» مصدر لازم، به معنای [[جنگ]] کردن است و در حالت اسم مصدری به معنای جنگ، [[ستیز]] و [[پیکار]] به کار می‌رود<ref>صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۳، ص۳۷۰؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۳، ص۱۳۵.</ref>. این واژه از ریشه (جُهد) به معنای وسعت، [[قدرت]]، توان و [[طاقت]] و یا از ریشه «جَهد» به معنای [[رنج]] [[دشواری]] و [[سختی]] گرفته شده است<ref>العین، ج ۳، ص۳۸۶؛ مفردات، ص۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۳، ص۱۳۳؛ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۲، ص۴۶۰؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۰۸؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، واژه جهد.</ref> و با کلمه [[مجاهد]] و [[مجاهده]] هم‌خانواده است<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۳؛ [[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۴؛ [[محمد جواد ادرکنی|ادرکنی، محمد جواد]]، [[جهاد و دفاع (مقاله)| مقاله «جهاد و دفاع»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۴ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۴]]، ص۲۰۶؛ [[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژه‌نامه فقه سیاسی (کتاب)|واژه‌نامه فقه سیاسی]]، ص۷۴؛ [[عبدالله نظرزاده|نظرزاده، عبدالله]]، [[فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم]]، ص۲۱۳-۲۱۴؛ [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]]، ج۳، ص۱۴۰؛ [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰]].</ref>.


معنای رایج آن، [[جنگ]] و [[پیکار]] با [[دشمن]] در میدان [[کارزار]] است. این واژه بر همه [[جنگ‌ها]] ـ اعم از آنکه [[هدف]] آنها [[مشروع]] و [[عقلانی]] باشد، یا هجومی و یا [[دفاعی]] ـ اطلاق می‌شود<ref>ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۱۳۳؛ جوهری، اسماعیل، الصحاح، ج۲، ص۴۶۰.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[جهاد (مقاله)| مقاله «جهاد»]]، [[دانشنامه امام علی ج۶ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۶]]، ص ۴۱۵.</ref>
اگر [[جهاد]] را از ریشه «جُهد»، که یک بار در [[قرآن]] آمده است<ref>{{متن قرآن|الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ}} «آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقه‌ها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمی‌یابند طعنه می‌زنند و آنان را به ریشخند می‌گیرند، خداوند به ریشخندشان می‌گیرد و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۹.</ref> بدانیم، «مجاهد» کسی است که هرچه قدرت، توان، طاقت و نیرو دارد، تا جایی که می‌تواند، در راه [[هدف]] خود به کار می‌گیرد. اما اگر آن را از ریشه «جَهد»، که پنج بار در قرآن آمده است<ref>{{متن قرآن|وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ}} «و مؤمنان می‌گویند: آیا اینانند که سخت‌ترین سوگندهایشان را به خداوند خورده‌اند که با شمایند؟! کردارهاشان تباه گردید و زیانکار شدند» سوره مائده، آیه ۵۳؛ {{متن قرآن|وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ}} «و سخت‌ترین سوگندهایشان را به خداوند خوردند که اگر نشانه ای برای آنان بیاید به آن ایمان می‌آورند؛ بگو: نشانه‌ها تنها نزد خداوند است و شما چه می‌دانید هنگامی که آن (نشانه هم) بیاید ایمان نمی‌آورند» سوره انعام، آیه ۱۰۹؛ {{متن قرآن|وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ}} «و سخت‌ترین سوگندهاشان را به خداوند خوردند که خداوند کسی را که می‌میرد (دیگر) برنمی‌انگیزد؛ چرا، به وعده‌ای واجب که بر عهده اوست (بر می‌انگیزد) امّا بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره نحل، آیه ۳۸؛ {{متن قرآن|وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ}} «و سخت‌ترین سوگندهای خود را به خداوند خوردند که اگر به آنان فرمان دهی بی‌گمان (برای جهاد) بیرون خواهند رفت؛ بگو: سوگند مخورید! فرمان بردنی شایسته (بهتر است)، به راستی خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نور، آیه ۵۳؛ {{متن قرآن|وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا}} «و سخت‌ترین سوگندهای خود را خوردند که اگر بیم‌دهنده‌ای نزد آنان آید بی‌گمان از هر یک از امّت‌ها رهیافته‌تر می‌شوند امّا چون بیم‌دهنده‌ای نزدشان آمد جز بر رمیدنشان نیفزود» سوره فاطر، آیه ۴۲.</ref>، در نظر بگیریم، [[مجاهد]] به کسی گفته می‌شود که با [[طیب]] خاطر در [[دشواری‌ها]] و [[مشکلات]] وارد شود و برای رسیدن به هدف الهی خویش با سعی و کوشش تمام به پیش رود<ref>ر.ک: راغب اصفهانی، المفردات فی الفاظ القرآن، واژه جهد؛ ابن منظور، لسان العرب، واژه جهد.</ref>.
 
واژه «جهاد» در اصطلاح نیز دارای معانی متعددی است. البته در همه آنها، نوعی یگانگی و [[وحدت]] مقصود به چشم می‌خورد در ادبیات فارسی، جهاد به معنای [[جنگیدن]] در راه [[حق]]، [[جنگ]] [[دینی]] و یا [[غزوه]] [[مسلمانان]] با [[کافران]] است<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، واژه جهاد.</ref>. در [[فقه اسلامی]] به [[بخشش]] [[جان]]، [[مال]] و توان شخص [[مسلمان]] در راه سربلندی [[اسلام]] گفته می‌شود؛ ازاین‌رو جهاد را از نشانه‌های ایمان خوانده‌اند. طبق تعریف دیگری جهاد عبارت است از: «جنگ و [[نبرد]] [[مقدس]] با نامسلمانان، [[مشرکان]] و [[آشوبگران]] داخلی و [[متجاوزان]] به [[حقوق]] [[مسلمانان]]، برای [[دعوت به اسلام]] و استقرار [[عدالت]]، [[امنیت]] و [[حفظ]] [[مصالح مسلمین]]، [[نظام]] و [[حکومت اسلامی]] به [[فرمان الهی]]»<ref>محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۱، ص۳.</ref>. در اصطلاح [[حقوق عمومی]]، جهاد عبارت است از: «[[مبارزه]] [[مسلمین]] با [[اجانب]] به منظور [[دعوت]] آنان به [[اسلام]] و یا به منظور [[دفاع]] از [[استقلال]] [[حکومت]] اسلام و مسلمین و همچنین مبارزه با [[شورشیان]] داخلی که علیه حکومت قانونی اسلام [[قیام]] دسته‌جمعی و مسلحانه نمایند»<ref>محمدجعفر جعفری لنگرودی، فرهنگ حقوقی، ص۸۲.</ref>.
 
جهاد در مفهوم وسیع خود کوشش‌های دیگری را نیز شامل می‌شود که [[ارشاد]] و [[هدایت]] نیز جزئی از آن است. در این معنا کوشش در راه [[اصلاح خویشتن]] نیز [[جهادی]] دیگر است. اصطلاح جهاد در این معنا، هنگامی که با صفت «اصغر» همراه شود، به معنای [[جدال]] با [[کافران]] است. در مقابل آن، اصطلاح «[[جهاد اکبر]]» قرار دارد که معنای آن کارزار بزرگ و در [[حقیقت]] مراد از آن جدال با نفس و کوشش در راه اصلاح خویشتن است<ref>محمد معین، فرهنگ فارسی، واژه جهاد.</ref>. ریشه اصطلاح جهاد اکبر [[حدیثی]] [[نبوی]] است. آنگاه که مسلمانان از غزوه‌ای مراجعت کردند [[رسول خدا]] فرمود: «اکنون باید از [[جهاد اصغر]] به جهاد اکبر رو کنیم و این جهاد بزرگ [[ستیزه]] و [[پیکار]] [[بنده]] با [[هوا و هوس]] خویش است»<ref>شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۷۱، ص۴۶۷.</ref>.<ref>[[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۳ ـ ۳۵؛ [[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان]]، ص ۳۴.</ref>


== پرسش مستقیم ==
== پرسش مستقیم ==
خط ۲۵: خط ۲۹:
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:1368945.jpg|22px]] [[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|'''فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت''']]
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰''']]
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[سید عباس رضوی|رضوی، سید عباس]]، [[جهاد - رضوی (مقاله)|مقاله «جهاد»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰''']]
# [[پرونده:IM010876.jpg|22px]] [[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|'''آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان''']]
# [[پرونده:IM010875.jpg|22px]] [[علی امین رستمی|رستمی، علی امین]]، [[آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان (کتاب)|'''آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}



نسخهٔ کنونی تا ‏۲۵ فوریهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۰:۳۷

مقدمه

واژه «جِهاد» مصدر لازم، به معنای جنگ کردن است و در حالت اسم مصدری به معنای جنگ، ستیز و پیکار به کار می‌رود[۱]. این واژه از ریشه (جُهد) به معنای وسعت، قدرت، توان و طاقت و یا از ریشه «جَهد» به معنای رنج دشواری و سختی گرفته شده است[۲] و با کلمه مجاهد و مجاهده هم‌خانواده است[۳].

اگر جهاد را از ریشه «جُهد»، که یک بار در قرآن آمده است[۴] بدانیم، «مجاهد» کسی است که هرچه قدرت، توان، طاقت و نیرو دارد، تا جایی که می‌تواند، در راه هدف خود به کار می‌گیرد. اما اگر آن را از ریشه «جَهد»، که پنج بار در قرآن آمده است[۵]، در نظر بگیریم، مجاهد به کسی گفته می‌شود که با طیب خاطر در دشواری‌ها و مشکلات وارد شود و برای رسیدن به هدف الهی خویش با سعی و کوشش تمام به پیش رود[۶].

واژه «جهاد» در اصطلاح نیز دارای معانی متعددی است. البته در همه آنها، نوعی یگانگی و وحدت مقصود به چشم می‌خورد در ادبیات فارسی، جهاد به معنای جنگیدن در راه حق، جنگ دینی و یا غزوه مسلمانان با کافران است[۷]. در فقه اسلامی به بخشش جان، مال و توان شخص مسلمان در راه سربلندی اسلام گفته می‌شود؛ ازاین‌رو جهاد را از نشانه‌های ایمان خوانده‌اند. طبق تعریف دیگری جهاد عبارت است از: «جنگ و نبرد مقدس با نامسلمانان، مشرکان و آشوبگران داخلی و متجاوزان به حقوق مسلمانان، برای دعوت به اسلام و استقرار عدالت، امنیت و حفظ مصالح مسلمین، نظام و حکومت اسلامی به فرمان الهی»[۸]. در اصطلاح حقوق عمومی، جهاد عبارت است از: «مبارزه مسلمین با اجانب به منظور دعوت آنان به اسلام و یا به منظور دفاع از استقلال حکومت اسلام و مسلمین و همچنین مبارزه با شورشیان داخلی که علیه حکومت قانونی اسلام قیام دسته‌جمعی و مسلحانه نمایند»[۹].

جهاد در مفهوم وسیع خود کوشش‌های دیگری را نیز شامل می‌شود که ارشاد و هدایت نیز جزئی از آن است. در این معنا کوشش در راه اصلاح خویشتن نیز جهادی دیگر است. اصطلاح جهاد در این معنا، هنگامی که با صفت «اصغر» همراه شود، به معنای جدال با کافران است. در مقابل آن، اصطلاح «جهاد اکبر» قرار دارد که معنای آن کارزار بزرگ و در حقیقت مراد از آن جدال با نفس و کوشش در راه اصلاح خویشتن است[۱۰]. ریشه اصطلاح جهاد اکبر حدیثی نبوی است. آنگاه که مسلمانان از غزوه‌ای مراجعت کردند رسول خدا فرمود: «اکنون باید از جهاد اصغر به جهاد اکبر رو کنیم و این جهاد بزرگ ستیزه و پیکار بنده با هوا و هوس خویش است»[۱۱].[۱۲]

پرسش مستقیم

منابع

پانویس

  1. صاحب بن عباد، المحیط فی اللغة، ج۳، ص۳۷۰؛ ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج۳، ص۱۳۵.
  2. العین، ج ۳، ص۳۸۶؛ مفردات، ص۱۰۱؛ لسان العرب، ج ۳، ص۱۳۳؛ جوهری، اسماعیل بن حماد، الصحاح، ج۲، ص۴۶۰؛ راغب اصفهانی، حسین بن محمد، مفردات الفاظ القرآن، ص۲۰۸؛ علی‌اکبر دهخدا، لغت‌نامه دهخدا، واژه جهد.
  3. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۳؛ رستمی، علی امین، آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۴؛ ادرکنی، محمد جواد، مقاله «جهاد و دفاع»، دانشنامه امام خمینی ج۴، ص۲۰۶؛ فروتن، اباصلت، مرادی، علی اصغر، واژه‌نامه فقه سیاسی، ص۷۴؛ نظرزاده، عبدالله، فرهنگ اصطلاحات و مفاهیم سیاسی قرآن کریم، ص۲۱۳-۲۱۴؛ هاشمی شاهرودی، سید محمود، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت، ج۳، ص۱۴۰؛ رضوی، سید عباس، مقاله «جهاد»، دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۰.
  4. ﴿الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقَاتِ وَالَّذِينَ لَا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ «آنان که به مؤمنان داوطلب دادن صدقه‌ها و به کسانی که جز توان (اندک) خود چیزی (برای دادن صدقه) نمی‌یابند طعنه می‌زنند و آنان را به ریشخند می‌گیرند، خداوند به ریشخندشان می‌گیرد و عذابی دردناک خواهند داشت» سوره توبه، آیه ۷۹.
  5. ﴿وَيَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَهَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِينَ «و مؤمنان می‌گویند: آیا اینانند که سخت‌ترین سوگندهایشان را به خداوند خورده‌اند که با شمایند؟! کردارهاشان تباه گردید و زیانکار شدند» سوره مائده، آیه ۵۳؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَتْهُمْ آيَةٌ لَيُؤْمِنُنَّ بِهَا قُلْ إِنَّمَا الْآيَاتُ عِنْدَ اللَّهِ وَمَا يُشْعِرُكُمْ أَنَّهَا إِذَا جَاءَتْ لَا يُؤْمِنُونَ «و سخت‌ترین سوگندهایشان را به خداوند خوردند که اگر نشانه ای برای آنان بیاید به آن ایمان می‌آورند؛ بگو: نشانه‌ها تنها نزد خداوند است و شما چه می‌دانید هنگامی که آن (نشانه هم) بیاید ایمان نمی‌آورند» سوره انعام، آیه ۱۰۹؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَا يَبْعَثُ اللَّهُ مَنْ يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ «و سخت‌ترین سوگندهاشان را به خداوند خوردند که خداوند کسی را که می‌میرد (دیگر) برنمی‌انگیزد؛ چرا، به وعده‌ای واجب که بر عهده اوست (بر می‌انگیزد) امّا بیشتر مردم نمی‌دانند» سوره نحل، آیه ۳۸؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُلْ لَا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ «و سخت‌ترین سوگندهای خود را به خداوند خوردند که اگر به آنان فرمان دهی بی‌گمان (برای جهاد) بیرون خواهند رفت؛ بگو: سوگند مخورید! فرمان بردنی شایسته (بهتر است)، به راستی خداوند از آنچه انجام می‌دهید آگاه است» سوره نور، آیه ۵۳؛ ﴿وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ جَاءَهُمْ نَذِيرٌ لَيَكُونُنَّ أَهْدَى مِنْ إِحْدَى الْأُمَمِ فَلَمَّا جَاءَهُمْ نَذِيرٌ مَا زَادَهُمْ إِلَّا نُفُورًا «و سخت‌ترین سوگندهای خود را خوردند که اگر بیم‌دهنده‌ای نزد آنان آید بی‌گمان از هر یک از امّت‌ها رهیافته‌تر می‌شوند امّا چون بیم‌دهنده‌ای نزدشان آمد جز بر رمیدنشان نیفزود» سوره فاطر، آیه ۴۲.
  6. ر.ک: راغب اصفهانی، المفردات فی الفاظ القرآن، واژه جهد؛ ابن منظور، لسان العرب، واژه جهد.
  7. محمد معین، فرهنگ فارسی، واژه جهاد.
  8. محمدحسن نجفی، جواهرالکلام فی شرح شرایع الاسلام، ج۲۱، ص۳.
  9. محمدجعفر جعفری لنگرودی، فرهنگ حقوقی، ص۸۲.
  10. محمد معین، فرهنگ فارسی، واژه جهاد.
  11. شیخ صدوق، الامالی، مجلس ۷۱، ص۴۶۷.
  12. رستمی، علی امین، آموزه‌های معنوی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۳ ـ ۳۵؛ رستمی، علی امین، آموزه‌های فرهنگی در سیره نظامی معصومان، ص ۳۴.