←امام {{ع}}، لباسی را میطلبد که کسی بدان، رغبت نکند
جز (جایگزینی متن - '-،' به '-') |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== [[امام]] {{ع}}، لباسی را میطلبد که کسی بدان، رغبت نکند == | ==[[پیشگویی شهادت امام حسین]]== | ||
== [[امام حسین]] {{ع}}، لباسی را میطلبد که کسی بدان، رغبت نکند == | |||
در کتاب [[الملهوف (کتاب)|الملهوف]] آمده است: [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: «برایم لباسی بیاورید که کسی به آن، رغبت نکند تا زیرِ [[لباس]] هایم بپوشم و مرا برهنه نکنند». برای امام {{ع}}، شلوارکی آوردند. امام {{ع}} نپذیرفت و فرمود: «این، لباس [[خواری]] است». سپس، خود امام {{ع}} لباس کهنهای را برداشت و آن را پاره کرد و زیر لباسش پوشید؛ امّا هنگامی که [[شهید]] شد، آن را نیز بردند و امام {{ع}} را برهنه، رها کردند. آن گاه امام {{ع}}، شلوارهایی پنبهای را - که بافتِ [[یمن]] بود- خواست و آن را پاره کرد و پوشید و از آن رو پاره کرد تا آن را نبرَند؛ امّا هنگامی که کشته شد، [[بحر بن کعب]] - که [[خداوند]]، لعنتش کند- آن را هم بُرد و [[حسین]] {{ع}} را برهنه، رها کرد. دستان بحر، پس از این کار، در تابستان، مانند چوبِ خشک میشد و در زمستان، از آنها چرک و [[خون]]، تراوش میکرد تا آنکه [[خدای متعال]]، او را هلاک کرد<ref>{{متن حدیث|قَالَ الْحُسَيْنُ {{ع}} اِيتُونِي بِثَوْبٍ لَا يُرْغَبُ فِيهِ أَجْعَلْهُ تَحْتَ ثِيَابِي لِئَلَّا أُجَرَّدَ مِنْهُ فَأُتِيَ بِتُبَّانٍ فَقَالَ لَا ذَاكَ لِبَاسُ مَنْ ضُرِبَتْ عَلَيْهِ الذِّلَّةُ فَأَخَذَ ثَوْباً خَلَقاً فَخَرَقَهُ وَ جَعَلَهُ تَحْتَ ثِيَابِهِ فَلَمَّا قُتِلَ {{ع}} جَرَّدُوهُ مِنْهُ {{ع}} ثُمَّ اسْتَدْعَى الْحُسَيْنُ {{ع}} بِسَرَاوِيلَ مِنْ حِبَرَةٍ فَفَرَزَهَا وَ لَبِسَهَا وَ إِنَّمَا فَرَزَهَا لِئَلَّا يُسْلَبَهَا فَلَمَّا قُتِلَ {{ع}} سَلَبَهَا بَحْرُ بْنُ كَعْبٍ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ تَرَكَ الْحُسَيْنَ {{ع}} مُجَرَّداً فَكَانَتْ يَدَا بَحْرٍ بَعْدَ ذَلِكَ تَيْبَسَانِ فِي الصَّيْفِ كَأَنَّهُمَا عُودَانِ يَابِسَانِ وَ تَتَرَطَّبَانِ فِي الشِّتَاءِ فَتَنْضَحَانِ دَماً وَ قَيْحاً إِلَى أَنْ أَهْلَكَهُ اللَّهُ تَعَالَى}} (الملهوف، ص۱۷۴؛ بحار الأنوار، ج۴۵، ص۵۴).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۹۹.</ref> | در کتاب [[الملهوف (کتاب)|الملهوف]] آمده است: [[امام حسین]] {{ع}} فرمود: «برایم لباسی بیاورید که کسی به آن، رغبت نکند تا زیرِ [[لباس]] هایم بپوشم و مرا برهنه نکنند». برای امام {{ع}}، شلوارکی آوردند. امام {{ع}} نپذیرفت و فرمود: «این، لباس [[خواری]] است». سپس، خود امام {{ع}} لباس کهنهای را برداشت و آن را پاره کرد و زیر لباسش پوشید؛ امّا هنگامی که [[شهید]] شد، آن را نیز بردند و امام {{ع}} را برهنه، رها کردند. آن گاه امام {{ع}}، شلوارهایی پنبهای را - که بافتِ [[یمن]] بود- خواست و آن را پاره کرد و پوشید و از آن رو پاره کرد تا آن را نبرَند؛ امّا هنگامی که کشته شد، [[بحر بن کعب]] - که [[خداوند]]، لعنتش کند- آن را هم بُرد و [[حسین]] {{ع}} را برهنه، رها کرد. دستان بحر، پس از این کار، در تابستان، مانند چوبِ خشک میشد و در زمستان، از آنها چرک و [[خون]]، تراوش میکرد تا آنکه [[خدای متعال]]، او را هلاک کرد<ref>{{متن حدیث|قَالَ الْحُسَيْنُ {{ع}} اِيتُونِي بِثَوْبٍ لَا يُرْغَبُ فِيهِ أَجْعَلْهُ تَحْتَ ثِيَابِي لِئَلَّا أُجَرَّدَ مِنْهُ فَأُتِيَ بِتُبَّانٍ فَقَالَ لَا ذَاكَ لِبَاسُ مَنْ ضُرِبَتْ عَلَيْهِ الذِّلَّةُ فَأَخَذَ ثَوْباً خَلَقاً فَخَرَقَهُ وَ جَعَلَهُ تَحْتَ ثِيَابِهِ فَلَمَّا قُتِلَ {{ع}} جَرَّدُوهُ مِنْهُ {{ع}} ثُمَّ اسْتَدْعَى الْحُسَيْنُ {{ع}} بِسَرَاوِيلَ مِنْ حِبَرَةٍ فَفَرَزَهَا وَ لَبِسَهَا وَ إِنَّمَا فَرَزَهَا لِئَلَّا يُسْلَبَهَا فَلَمَّا قُتِلَ {{ع}} سَلَبَهَا بَحْرُ بْنُ كَعْبٍ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ تَرَكَ الْحُسَيْنَ {{ع}} مُجَرَّداً فَكَانَتْ يَدَا بَحْرٍ بَعْدَ ذَلِكَ تَيْبَسَانِ فِي الصَّيْفِ كَأَنَّهُمَا عُودَانِ يَابِسَانِ وَ تَتَرَطَّبَانِ فِي الشِّتَاءِ فَتَنْضَحَانِ دَماً وَ قَيْحاً إِلَى أَنْ أَهْلَكَهُ اللَّهُ تَعَالَى}} (الملهوف، ص۱۷۴؛ بحار الأنوار، ج۴۵، ص۵۴).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۵۹۹.</ref> | ||