احتکار، جمع یا [[انبار]] کردن مواد خوراکی به [[امید]] گران شدن است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ۴/۲۰۸؛ زبیدی، تاج العروس، ۶/۳۰۰.</ref>. این عمل در [[اسلام]]، [[حرام]] و مستوجب [[مجازات]] است<ref>تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۶۲.</ref>. احتکار عملی است مذموم که [[نظام اقتصادی]] [[جامعه]] را بر هم میزند<ref>مسند، شرح احمدشاکر، حدیث شماره ۴۸۸۰.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۲۰؛ [[محمد مهدی کرمی|کرمی]] و [[عسکر دیرباز|دیرباز]]، [[عدالت اقتصادی (مقاله)| مقاله «عدالت اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۹۷؛ [[ابوالقاسم مقیمی حاجی|مقیمی حاجی، ابوالقاسم]]، [[احتکار (مقاله)|مقاله «احتکار»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص ۴۸۵ ـ ۴۹۲.</ref>
احتکار، جمع یا [[انبار]] کردن مواد خوراکی به [[امید]] گران شدن است<ref>ابنمنظور، لسان العرب، ۴/۲۰۸؛ زبیدی، تاج العروس، ۶/۳۰۰.</ref>. این عمل در [[اسلام]]، [[حرام]] و مستوجب [[مجازات]] است<ref>تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۶۲.</ref>. احتکار عملی است مذموم که [[نظام اقتصادی]] [[جامعه]] را بر هم میزند<ref>مسند، شرح احمدشاکر، حدیث شماره ۴۸۸۰.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۲۰؛ [[محمد مهدی کرمی|کرمی]] و [[عسکر دیرباز|دیرباز]]، [[عدالت اقتصادی (مقاله)| مقاله «عدالت اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۹۷؛ [[ابوالقاسم مقیمی حاجی|مقیمی حاجی، ابوالقاسم]]، [[احتکار (مقاله)|مقاله «احتکار»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص ۴۸۵ ـ ۴۹۲.</ref>
به ذخیره کردن موادّ غذایی برای خود یا [[خانواده]] یا امری دیگر [[احتکار]] گفته نمیشود<ref>مستند الشیعة، ج ۱۴، ص۵۰.</ref>. احتکار کننده را «مُحْتکِر» گویند<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۲، ص۲۹۲ - ۲۹۴.</ref>.
به ذخیره کردن موادّ غذایی برای خود یا [[خانواده]] یا امری دیگر احتکار گفته نمیشود<ref>مستند الشیعة، ج ۱۴، ص۵۰.</ref>. احتکار کننده را «مُحْتکِر» گویند<ref>[[سید محمود هاشمی شاهرودی|هاشمی شاهرودی، سید محمود]]، [[فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت (کتاب)|فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت]] ج۲، ص۲۹۲ - ۲۹۴.</ref>.
==[[حکم]] احتکار==
درباره حکم احتکار دو قول است: عدهای از [[فقهای شیعه]] اصل احتکار را حرام میدانند و گروهی [[مکروه]]. نراقی که خود قائل به [[حرمت]] احتکار است، در تبیین دیدگاه فقهای شیعه مینویسد: کسانی که احتکار را حرام میدانند، عبارتند از: [[صدوق]] در [[مقنع]]، [[شیخ طوسی]] در [[إستبصار]]، [[قاضی ابن براج]]، [[حلبی]] در یکی از اقوالش، [[علامه حلّی]] در [[منتهی و تحریر]]، صاحب تنقیح، [[شهید]] اوّل در دروس و [[شهید ثانی]] در مسالک و [[روضه]]. اما کسانی که آن را [[مکروه]] میدانند عبارتند از: [[شیخ مفید]] در مقنعه، [[شیخ صدوق]] در [[فقیه]]، [[شیخ طوسی]] در [[المبسوط]]، [[دیلمی]]، [[حلبی]] در قول دیگرش، صاحب شرائع، [[علامه]] در مختلف و [[ارشاد]] و شهید اوّل در لمعه<ref>نراقی، مستند الشّیعه، ج۱۴، ص۴۵.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص 722.</ref>
===دلیلهای [[کراهت]] [[احتکار]]===
نراقی به ادله کراهت پرداخته و آنها را نقد میکند. بر کراهت احتکار دلائلی اقامه کردهاند. مانند اصل و عموم {{متن حدیث|النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ}} و [[روایت]] [[صحیح حلبی]] که بر آن دلالت میکند؛ زیرا در آن واژه کراهت به کار رفته است. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: اگر غذا زیاد باشد که به همه [[مردم]] برسد ذخیره اشکال ندارد و اگر کم باشد که به همگان نرسد مکروه است که طعام را احتکار کند و مردم بدون طعام رها شوند<ref>الکافی، ج۵، ص۱۶۵.</ref>.برابرِ صریح این خبر، احتکار غذا مکروه است نه [[حرام]]<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص 723.</ref>.
===دلیلهای [[حرمت]] احتکار===
[[فقها]] برای حرمت احتکار دلائلی آورده و دلائل کراهت را رد و نقد کردهاند. بخشی از این ادله: [[روایات]] است و بخشی: [[قواعد]] [[شرعی]].
====[[ملعون]] دانستن [[محتکر]]====
روایاتی که در آن محتکر ملعون و به دور از [[رحمت خدا]] معرفی شده، دلیلِ حرمت احتکار دانستهاند. معمولاً در [[فرهنگ دینی]] وقتی کسی [[لعن]] و [[نفرین]] میشود که عملی بر [[خلاف شرع]] و [[دستور الهی]] انجام داده باشد. [[محقق کرکی]] بر این [[عقیده]] است. او پس از نقل بخشی از این قبیل روایات، مینویسد:به تحقیق سزاوار بودن لعنِ محتکر، دلالت بر حرمت احتکار میکند<ref>{{متن حدیث|قَد دَلّ اِسْتِحقاقُ اللَّعنِ، عَلَی التَّحریمِ}}؛ کرکی، جامع المقاصد، ج۴، ص۴۰.</ref>.
به برخی از این روایات اشاره میکنیم:
#[[رسول خدا]]{{صل}} در [[زشتی]] کار محتکر فرمود:جلب کننده طعام روزی داده میشود و محتکر لعن میگردد<ref>{{متن حدیث|الْجَالِبُ مَرْزُوقٌ وَ الْمُحْتَكِرُ مَلْعُونٌ}}؛ الکافی، ج۵؛ ص۱۶۵؛ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۲۶۶.</ref>.
#ملعون در [[قرآن]] به کسانی اطلاق شده که دچار [[عذاب الهی]] شدهاند؛ مانند قومی از [[بنی اسرائیل]] که تبدیل به میمون و خوک<ref>{{متن قرآن|وَجَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَالْخَنَازِيرَ}} «بگو آیا میخواهید از کسانی که نزد خداوند کیفری بدتر از این دارند، آگاهتان گردانم؟» سوره مائده، آیه ۶۰.</ref> شدند<ref>الکافی، ج۸، ص۲۰۰.</ref> برابر روایتی از [[امام علی]]{{ع}} وقتی که قومی از [[بنی اسرائیل]] دچار [[عذاب الهی]] شدند، محتکرانِ طعام جزو این جمع بودند<ref>ابن اشعث، الجعفریات، ص۱۶۹؛ دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۵.</ref>. این [[روایت]] از [[رسول خدا]]{{صل}} هم نقل شده است<ref>بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۷۹؛ مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۷۳.</ref>.
#برابر روایاتی زمانی برای نگه داری کالا در نظر گرفته شده در ایام فراوانی و کمبود که هرکس بیش از این [[زمان]] کالایی را پنهان و [[احتکار]] کند، به دور از [[رحمت الهی]] است. امام علی{{ع}} فرمود: احتکار در فراوانی چهل [[روز]] و در [[سختی]] و [[بلا]]، سه روز است. پس اگر در فراوانی از چهل روز بگذرد، صاحب آن [[ملعون]] است و در سختی بیش از سه روز صاحبش ملعون و به دور از [[رحمت]] خداست<ref>من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۲۶۷؛ دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۶: متن از فقیه، {{متن حدیث|الْحُكْرَةُ فِي الْخِصْبِ أَرْبَعُونَ يَوْماً وَ فِي الشِّدَّةِ وَ الْبَلَاءِ ثَلَاثَةُ أَيَّامٍ فَمَا زَادَ عَلَى أَرْبَعِينَ يَوْماً فِي الْخِصْبِ فَصَاحِبُهُ مَلْعُونٌ وَ مَا زَادَ فِي الْعُسْرَةِ فَوْقَ ثَلَاثَةِ أَيَّامٍ فَصَاحِبُهُ مَلْعُونٌ}}.</ref>. در این روایت، مرتکب هر نوع احتکاری بیش از زمان تعیین شده، ملعون شمرده شده است. مشابه همین [[روایت از امام صادق]]{{ع}} نقل شده است<ref>الکافی، ج۵، ص۱۶۵؛ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۱۵۹.</ref>.
#در روایت طبّالنّبی، [[محتکر]] ملعون دانسته شده:محتکر، در [[دنیا]] و [[آخرت]] ملعون و به دور از رحمت خداست<ref>{{متن حدیث|الْمُحْتَكِرُ مَلْعُونٌ فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}؛ مستغفری، طبّ النّبی{{صل}}، ص۲۲؛ بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۹۲؛ مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۷۵.</ref>.
در این روایت، محتکر در دنیا و آخرت ملعون شمرده شده و محتکر کسی است که ده کالای خوراکی را احتکار کرده باشد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص 723 - 725.</ref>.
====محتکر [[عاصی]] و [[گناهکار]]====
برخی [[فقها]] [[گناه]] کار شمرده شدن محتکر را در [[روایات]]، دلیل بر [[حرمت]] احتکار دانستهاند. [[محقق کرکی]] جزو این دسته است. وی [[معتقد]] است از مفهومِ [[خاطی]] استفاده میشود که وی انجام دهنده کار [[حرام]] است<ref>کرکی، جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج۴، ص۴۰: {{عربی|قد دَلّ اسْتِحْقاقُ اللَّعْنِ عَلَی التَّحریمِ، و کذا قوله{{ع}} فی السّند الصّحیح: {{متن حدیث|لَا يَحْتَكِرُ الطَّعَامَ إِلَّا خَاطِئٌ}} فانّ المفهوم من الخاطِئ فاعِلُ المحرّم}}.</ref>. در تعدادی [[روایات]] به ویژه [[کلمات قصار]] [[امیرالمؤمنین]] بر [[زشتی]] [[احتکار]] تکیه شده است.
#[[پیامبر]] از احتکار [[نهی]] کرد و فرمود: غذا را احتکار نمیکند جز [[خطاکار]]<ref>دعائم الإسلام، ج۲، ص۳۵: {{متن حدیث|نَهَى عَنِ الْحُكْرَةِ قَالَ: لَا يَحْتَكِرُ الطَّعَامَ إِلَّا خَاطِئٌ}}.</ref>. [[فقها]] گفتهاند: خطاکار دانستن [[محتکر]]، متناسب با [[حرمت]] آن است. و خاطی کسی را گویند که کار حرام انجام دهد<ref>کرکی، جامع المقاصد، ج۴، ص۴۰.</ref>.
این خبر هم نشان از حرمت احتکار دارد، چون دو تعبیر متناسب با حرمت درباره محتکر به کار رفته است. و [[حضرت علی]]{{ع}} فرمود: احتکار، روش انسانهای [[فاجر]] است<ref>لیثی، عیون الحکم، ص۲۳؛ خوانساری، شرح غرر الحکم، ج۱، ص۱۶۰؛ مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۷۶: {{متن حدیث|الِاحْتِكَارُ شِيمَةُ الْفُجَّارِ}}.</ref>. احتکار، از [[رذایل]] است<ref>لیثی، عیون الحکم، ص۳۷: {{متن حدیث|الِاحْتِكَارُ رَذِيلَةٌ}}.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص 725 - 726.</ref>
====[[وعده]] [[عذاب]] و [[دوری از رحمت خدا]]====
از روایات مختلف برمیآید محتکر گرفتار [[عذاب الهی]] میشود؛ از [[رحمت خدا]] به دور، و حتی از دزد بدتر است.
#[[موسی بن جعفر]]{{ع}} نقل میکند: مردی نزد پیامبر آمد و خواست او را برای [[انتخاب]] [[شغل]] فرزندش [[راهنمایی]] فرماید. [[رسول خدا]]{{صل}} او را از چندشغل نهی کرد. از جمله فرمود: به شغل گندم فروشی نپردازد و در ادامه فرمود:و هر آینه [[خداوند]] بندهای را در حال [[دزدی]] ببیند، برای من [[دوست]] داشتنیتر است از این که او را در حالی دیدار کند که غذای [[مردم]] را چهل [[روز]] احتکار کرده باشد.<ref>{{متن حدیث|وَ لَأَنْ يَلْقَى اللَّهَ الْعَبْدُ سَارِقاً أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ يَلْقَاهُ قَدِ احْتَكَرَ طَعَاماً أَرْبَعِينَ يَوْماً}}؛ من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۱۵۸-۱۵۹؛ تهذیب الأحکام؛ ج۶، ص۳۶۲؛ وسائل الشّیعه، ج۱۷، ص۱۳۷.</ref>؛ در این خبر، [[محتکر]] از دزد بدتر دانسته شده است.
#[[پیامبر]] گوید: روزی [[جبرئیل]] درحالی که رنگش [[تغییر]] کرده بود نزد من آمد. گفتم: چرا رنگت دگرگون است؟ [[جبرئیل]] گفت: نگاهی به [[دوزخ]] افکندم، درّهای دیدم که میجوشید، (به مالک دوزخ) گفتم: ای مالک! این درّه جای کیست؟ گفت: جای سه گروه: محتکران، اشخاص دائم الخَمر، و دلّالان [[زنا]]<ref>دیلمی، إرشاد القلوب، ج۱، ص۱۷۴؛ الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج۵، ص۶۳۴: {{متن حدیث|وَ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} قَالَ: جَاءَنِي جَبْرَائِيلُ مُتَغَيِّرَ اللَّوْنِ فَقُلْتُ يَا جَبْرَائِيلُ مَا لِي أَرَاكَ مُتَغَيِّرَ اللَّوْنِ قَالَ اطَّلَعْتُ فِي النَّارِ فَرَأَيْتُ وَادِياً فِي جَهَنَّمَ يَغْلِي فَقُلْتُ يَا مَالِكُ لِمَنْ هَذَا فَقَالَ لِثَلَاثِ نَفَرٍ لِلْمُحْتَكِرِينَ وَ الْمُدْمِنِينَ عَلَى الْخَمْرِ وَ الْقَوَّادِينَ}}.</ref>.
#[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} نقل میکند طایفهای از [[بنیاسرائیل]] گرفتار [[عذاب]] شدند. [[مردم]] صبح دیدند چهار [[طایفه]] از بین رفتهاند. طبل زنندگان [کیل کنندگان]<ref>دعائم الإسلام؛ ج۲؛ ص۳۵: {{متن حدیث|فَقَدُوا أَرْبَعَةَ أَصْنَافٍ مِنَ النَّاسِ الْكَيَّالِينَ وَ الْمُغَنِّينَ وَ الْمُحْتَكِرِينَ لِلطَّعَامِ وَ آكِلِي الرِّبَا}}.</ref>، نوازندگان، محتکران طعام و صرافان رباخوار<ref>ابناشعث، الجعفریات، ص۱۶۹؛ بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۷۹ و۸۹؛ مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۹۶.</ref>.
امیرالمؤمنین [[احتکار]] را [[خصلت]] [[فاجران]] شمرده است<ref>آمدی، تصنیف غرر الحکم، ص۳۶۱: {{متن حدیث|الِاحْتِكَارُ شِيمَةُ الْفُجَّارِ}}.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین]]، ج۴، ص 726 - 727.</ref>
====ضرر؛ ملاک [[حرمت]] و تعمیم احتکار====
ضرر، یکی از ملاکهای حرمت احتکار است که شماری از [[روایات]] به آن اشاره کردهاند. این ملاک، [[حرمت]] احتکار را از اختصاصِ حرمت احتکار به چهار نوع طعام و موارد خاص خارج میکند.
مرحوم [[محمد جواد مغنیه]] بر این نظر است: در کُل، احتکار کالاهای مورد نیاز مردم، [[حرام]] است. یکی از [[ادله]] آن «قُبحِ فعلی است که از ترتّب ضرر بر [[مسلمانان]] استفاده میشود». او به [[کلام]] [[صاحب جواهر]] اشاره میکند که: «احتکار حرام است در هر جنسی که مورد نیاز نفْسهای [[محترم]] است». سپس سه قاعده برای تقویت حرمت و تعمیم موارد احتکار میآورد:
#[[قاعده لا ضرر]] و لا [[ضرار]] در [[اسلام]]. [[شهید]] هم بر حرمت احتکار به همین قاعده استناد کرده است.
#دفع مَفسده [[برتر]] از [[جلب منفعت]] خاص است. وقتی [[مفسده]] عام و [[مصلحت فردی]] باشد، در این صورت اَهَم مقدّم بر مهم است.
#هرچیزی که سبب تام برای [[حرام]] باشد، حرام است و ثابت شده که [[احتکار]] سبب تام برای [[تسلط]] [[استعمار]] است و ایجاد [[جنگها]] و به [[بردگی]] گرفتن [[مردم]] و ایجاد [[ترس]] در میان [[امتها]] میشود.
سپس به [[روایات]] استناد میکند؛ از جمله خبر [[امام باقر]]{{ع}} که میفرماید: هر مردی که طعامی را بخرد و چهل [[روز]] به [[امید]] گرانی ذخیره کند، سپس بفروشد و بهایش را [[تصدّق]] بدهد، کفّاره گناهی که انجام داده نخواهد بود<ref>مغنیه، فقه الإمام الصادق{{ع}}، ج۳، ص۱۴۱.</ref>.
در [[حدیثی]]، [[امام صادق]]{{ع}} ضرر را ملاک احتکار میشمارد:هر ذخیرهای که به مردم [[زیان]] برساند و باعث گرانی قیمت و ضرر به آنان شود، خیری در آن نیست<ref>{{متن حدیث|وَ كُلُّ حُكْرَةٍ تُضِرُّ بِالنَّاسِ وَ تُغْلِي السِّعْرَ عَلَيْهِمْ فَلَا خَيْرَ فِيهَا}}؛ دعائم الاسلام، ج۲، ص۳۵؛ مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۲۷۴.</ref>.
این خبر نیز معیار احتکار را ضرر به مردم دانسته و گرانی [[قیمتها]] را به ضرر آنها برمی شمارد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص 727 - 728.</ref>.
====رد دلیلهای [[کراهت]]====
کسانی که قائل به کراهت احتکار هستند به قاعده {{متن حدیث|النَّاسُ مُسَلَّطُونَ عَلَى أَمْوَالِهِمْ}} [[استدلال]] کرده و به [[روایت]] [[حلبی]] استناد کردهاند که امام صادق{{ع}} احتکار را [[مکروه]] دانسته است. وقتی این دو دلیل اِبطال شود، [[ادله]] [[حرمت]] تقویت میشود. حضرت میفرماید:اگر غذا زیاد باشد که به مردم برسد اشکال ندارد و اگر طعام کم باشد که به مردم نرسد، به [[درستی]] که مکروه است طعام را احتکار کند و مردم را بدون طعام بگذارد<ref>{{متن حدیث|إِنْ كَانَ الطَّعَامُ كَثِيراً يَسَعُ النَّاسَ فَلَا بَأْسَ بِهِ وَ إِنْ كَانَ الطَّعَامُ قَلِيلًا لَا يَسَعُ النَّاسَ فَإِنَّهُ يُكْرَهُ أَنْ يَحْتَكِرَ الطَّعَامَ وَ يَتْرُكَ النَّاسَ لَيْسَ لَهُمْ طَعَامٌ}}؛ الکافی، ج۵، ص۱۶۵.</ref>.
در این خبر آشکارا بیان شده در صورت کمبود طعام، احتکار مکروه است نه حرام.
از این روایت پاسخ دادهاند، ثبوت [[حقیقت]] شرعیه در کراهت ثابت نشده است و کراهت در لغت اعم از [[کراهت]] و [[تحریم]] است و منصرف دانستن آن به کراهت، با سؤال از جواز، صلاحیت برای عدم [[حرمت]] ندارد<ref>نراقی، مستند الشّیعه، ج۱۴، ص۴۸.</ref>.
[[آیة الله خوئی]] که خود قائل به حرمت [[احتکار]] است نه تنها این خبر را دلیلِ کراهت ندانسته بلکه آن را دلیل بر حرمت میداند؛ زیرا کراهت در [[کلمات معصومان]] اعم از حرمت و کراهت مصطلح است و ظهوری در معنای کراهت ندارد. و در [[روایات]] [[ربا]] آمده {{متن حدیث|إنّ عَلیّا یَکرِه الرِبا}}؛ «علی [[ربا]] را کراهت میداشت» این [[روایت]] باعث نمیشود دیگر روایات را که ظاهر در حرمت است، بر کراهت حمل کرد<ref>ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهه، ج۵، ص۴۹۵: {{عربی|فلا تکونُ هذِهِ الرِّوایةِ مُوجِبَةً لِصَرفِ الرّوایاتِ الأُخری الظّاهرُ فِی الحُرمةِ}}.</ref>.
اشاره ایشان به چند [[حدیثی]] است که [[امام علی]]{{ع}} مبادله یک وسق (بار) خرمای [[مدینه]] را به دو وسق خرمای [[خیبر]] کراهت داشت. خرمای خیبر خوب نبود و تصریح شده علی [[حلال]] را کراهت نمیدانست<ref>الکافی، ج۵، ص۱۸۸؛ من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۲۸۱؛ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۹۷: {{متن حدیث|كَانَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} يَكْرَهُ أَنْ يَسْتَبْدِلَ وَسْقاً مِنْ تَمْرِ الْمَدِينَةِ بِوَسْقَيْنِ مِنْ تَمْرِ خَيْبَرَ لِأَنَّ تَمْرَ الْمَدِينَةِ أَدْوَنُهُمَا وَ لَمْ يَكُنْ عَلِيٌّ{{ع}} يَكْرَهُ الْحَلَالَ}}.</ref>. یعنی این [[معامله]] [[باطل]] است و کراهت در حرمت به کار رفته است. در خبری دیگر آمده: [[علی]]کراهت داشت معامله فعلی تمر را با رطب در [[آینده]]؛ چون رطب هنوز خشک نشده و بعد کم میشود<ref>من لایحضره الفقیه، ج۳، ص۲۸۱؛ تهذیب الأحکام، ج۷، ص۹۷: {{متن حدیث|وَ كَرِهَ أَنْ يُبَاعَ التَّمْرُ بِالرُّطَبِ عَاجِلًا بِمِثْلِ كَيْلِهِ إِلَى أَجَلٍ مِنْ أَجْلِ أَنَّ الرُّطَبَ يَيْبَسُ فَيَنْقُصُ مِنْ كَيْلِهِ}}.</ref>.
آیةالله خوئی گرچه روایاتی را که در بیان موارد احتکار است [[ضعیف]] میشمارد، همه را دلیل بر حرمت شمرده و آنچه در قوام [[بشر]] نقش دارد احتکارش را [[حرام]] میشمارد و بعید نمیداند که احتکار نفت چون در تهیه غذای [[مردم]] نقش دارد، جزو احتکار حرام باشد<ref>ابوالقاسم خوئی، مصباح الفقاهه، ج۵، ص۴۹۸: {{عربی|و عَلَی هذا فلا یَبْعَدُ أنْ یَکُونَ مَنْعُ النّفتِ عَنِالنّاسِ و احْتِکارُهُ عَنْهُم حَراماً فَاِنَّ قَوام اَطْعَمَةِ النّوع بِذلِک}}.</ref>.
ایشان در نتیجهگیری از مباحث مینویسد: «هر چیزی که نقش داشته باشد در قوام طعام [[بشر]] به حسب نوع [[عادت]] [[مردم]]، به گونهای که از ممنوعیت آن نوعی [[حَرَج]] و [[مشقت]] و ضرر و [[سختی]] به وجود آید، احتکارش [[حرام]] خواهد بود. به تحقیق گفتیم که برای کسی [[تسلط]] بر غذای مردم و [[احتکار]] آن نیست؛ اگر چه [[مال]] از آنِ وی باشد. همانگونه که گفتیم، برای کسی این [[حق]] نیست که [[زمین]] را نگه دارد و از [[آبادی]] آن ممانعت نماید»<ref>مصباح الفقاهه، ج۵، ص۴۹۹: {{عربی|و بِالجملةِ فَکُلُّ ما یَکُونُ دَخیلاً فِی قَوامِ طَعامِ البَ-شَر بِحَسَب عادَةِ نوعِ النّاِس بَحیثُ یَلْزِمُ مِنْ مَنْعِهِ ضَیْقُ النّوع فیالحرج و المَشقَّة و الضَّرَرَ و العُسْرَةِ فَیَکُونُ اِحْتِکارُهُ حَراماً و قد قُلْنَا لَیسَ لِأحَدٍ السَّلطَنَةٌ عَلی حَبْسِ طعامِ النّاسِ و احْتِکارِهِ و اِن کانَ مالاً لِنَفسِهِ کَما قُلنا لَیْسَ لِأحَدٍ حَبْسُ الأراضِی و مَنْعُها عَنِ العِمارَةِ کَما تقدّم فِی مَحَلِّهِ}}.</ref>. درنتیجه نفت که در ایجاد طعام بشر نقش دارد، احتکارش حرام است. بنابراین ملاک روشن، احتکار کالاها و به ویژه دارو که در [[سلامت]] و [[حفظ جان]] افراد [[جامعه]] نقش دارد. حرام خواهد بود.
درنتیجه وقتی این همه [[روایت]] درباره احتکار بر [[حرمت]] دلالت دارد دیگر جایی برای [[استدلال]] به اصل تسلط مردم بر [[اموال]] باقی نمیماند، چون طبق [[روایات]] و [[ادله]]، احتکار حرام است نه [[مکروه]]. و در نقد و بررسی اصل میتوان گفت: اصل وقتی دلیل است که [[دلیل شرعی]] بر آن نباشد<ref>[[علی اکبر ذاکری|ذاکری، علی اکبر]]، [[سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴ (کتاب)|سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین ج۴]]، ص 728 - 730.</ref>.
== پیشینه ==
== پیشینه ==
خط ۹۹:
خط ۳۶:
== وظیفه حکومت اسلامی ==
== وظیفه حکومت اسلامی ==
{{همچنین|وظیفه حکومت اسلامی|احتکار در فقه سیاسی}}
{{همچنین| احتکار در فقه سیاسی}}
[[مبارزه]] با محتکران و جلوگیری از ایجاد اختلال در [[جامعه]]، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] بوده و [[حاکم اسلامی]]، باید در برنامهریزیهای خود در حل معضلات [[اقتصادی]] [[جامعه]] کوشش و تلاش نماید؛ تا [[مردم]] را از تنگنای [[اقتصادی]] برهاند<ref>راجع به مبارزه پیامبر با محتکران، ر. ک: وسایل الشیعه، ج۱۲، ص۳۱۷، ابواب تجارت، باب ۳۰، حدیث ۱؛ سنن ترمذی، ج۲، ص۳۸۹، ابواب بیوع، باب ۷۲، حدیث ۱۳۲۹؛ سنن ابی داوود، ج۲، ص۲۴۴، کتاب الاجاره باب فی النهی عن الغش؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۵، کتاب البیوع، باب ۵۴؛ کنزالعمال، ج۴، ص۱۸۱.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۲۰؛ [[محمد مهدی کرمی|کرمی]] و [[عسکر دیرباز|دیرباز]]، [[عدالت اقتصادی (مقاله)| مقاله «عدالت اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۹۷.</ref>
[[مبارزه]] با محتکران و جلوگیری از ایجاد اختلال در [[جامعه]]، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] بوده و [[حاکم اسلامی]]، باید در برنامهریزیهای خود در حل معضلات [[اقتصادی]] [[جامعه]] کوشش و تلاش نماید؛ تا [[مردم]] را از تنگنای [[اقتصادی]] برهاند<ref>راجع به مبارزه پیامبر با محتکران، ر. ک: وسایل الشیعه، ج۱۲، ص۳۱۷، ابواب تجارت، باب ۳۰، حدیث ۱؛ سنن ترمذی، ج۲، ص۳۸۹، ابواب بیوع، باب ۷۲، حدیث ۱۳۲۹؛ سنن ابی داوود، ج۲، ص۲۴۴، کتاب الاجاره باب فی النهی عن الغش؛ صحیح بخاری، ج۲، ص۱۵، کتاب البیوع، باب ۵۴؛ کنزالعمال، ج۴، ص۱۸۱.</ref>.<ref>[[اباصلت فروتن|فروتن، اباصلت]]، [[علی اصغر مرادی|مرادی، علی اصغر]]، [[واژهنامه فقه سیاسی (کتاب)|واژهنامه فقه سیاسی]]، ص ۲۰؛ [[محمد مهدی کرمی|کرمی]] و [[عسکر دیرباز|دیرباز]]، [[عدالت اقتصادی (مقاله)| مقاله «عدالت اقتصادی»]]، [[دانشنامه امام علی ج۷ (کتاب)| دانشنامه امام علی ج۷]]، ص ۹۷.</ref>
احتکار به معنای جمع و حبس خوراکی و مانند آن برای گران شدن است و در کاربرد فقها نیز معنای لغوی منظور است. پیشینه احتکار از زمان ظهور اسلام است و بیشتر فقها حکم به حرمت احتکار آن کردهاند. البته برای احتکار شروطی از جمله اینکه امری اجماعی و مورد نیاز باشد، بیان کردهاند. ثبوت حکم احتکار در غلات چهارگانه است. اجبار بر فروش، قیمتگذاری و تعزیر از مجازاتهای محتکر است.
به ذخیره کردن موادّ غذایی برای خود یا خانواده یا امری دیگر احتکار گفته نمیشود[۵]. احتکار کننده را «مُحْتکِر» گویند[۶].
پیشینه
در قرآن از احتکار و احکام آن به صراحت یاد نشده است؛ هرچند برخی از فقها به آیاتی استناد کردهاند. مهمترین مستند فقیهان در خصوص حکم احتکار، روایات بسیاری است که در منابع روایی امامیه[۷] و اهل سنت[۸] وجود دارد. این بحث در کتابهای فقیهان پیشین[۹] و بیشتر کتابهای بعدی، در خاتمه مبحث بیع و در پارهای منابع در خلال مباحث مربوط به اقسام تجارتها مطرح شده است[۱۰].[۱۱]
موارد احتکار
به قول مشهور، احتکار تنها در گندم، جو، خرما، کشمش و روغن ثابت است[۱۲]. احتکار اگر به قصد اضرار به مسلمانان باشد یا موجب اختلال در نظام زندگی اجتماعی آنان شود، بیشک حرام است[۱۳]؛ البته نه به عنوان احتکار، بلکه به عنوان ثانوی یعنی حرمت اضرار به مسلمانان یا حرمت ایجاد اختلال در نظام زندگی آنان. از این جهت فرقی در حرمت بین موارد ذکر شده و جز آن از موادّ غذایی و غیر غذایی از چیزهایی که در زندگی به آن احتیاج است، نیست. موضوع احتکار جایی است که موادّ غذایی یاد شده به قصد گران شدن، در عین نیاز داشتن مردم، بدون رسیدن به حدّ اضطرار انبار شود[۱۴].[۱۵]
در میان فقها اجمالاً دو حکمکراهت و حرمت احتکار وجود دارد. برخی[۱۶]. برخی با استناد به قاعده سلطنتِ مردم بر اموال خود و اصل اباحه و برائت و ظاهر برخی از روایات[۱۷]، قول به کراهت را پذیرفتهاند. در برابر، جمعی دیگر[۱۸] قائل به حرمت شدهاند؛ چنانکه گروهی دیگر از فقهای معاصر هم، قائل به حرمت احتکارند[۱۹].[۲۰]
شرط اول که امری اجماعی است[۲۱] این است که احتکار برای بالارفتن قیمت کالا باشد[۲۲]؛ از اینرو حبس کالا برای مصرف شخصی و احتیاجات خود حرام نیست[۲۳] .
شرط دوم این است که کالای احتکار شده، مورد نیاز باشد و به اندازه نیازِ مردم در بازار یافت نشود و احتکار آن، سبب به سختی افتادن مردم گردد[۲۴].
سومین شرط که برخی فقها ذکر کردهاند، ذخیرهکردن کالا در صورت خرید آن است؛ بنابراین احتکار غلاتی را که محصول زمین خود شخص است را بدون اشکال میدانند[۲۵]؛ بسیاری از فقیهان دیگر[۲۶] این شرط را نمیپذیرند و آن را مخالف با فلسفهتحریم احتکار میدانند؛ زیرا نهی از احتکار، برای رفع نیاز مردم است و اینکه کالا از چه راهی به دست آمده باشد، دخالتی در این امر ندارد[۲۷].[۲۸]
قیمتگذاری: درباره تعیین نرخ فروش، شیخ مفید[۳۱] و سلار دیلمی، [۳۲] قائل به جواز قیمتگذاری کالا (تسعیر) از جانب حاکماند؛ اما در مقابل، نظریه مشهور فقها بر ممنوعیت قیمتگذاری استوار است[۳۳]؛ البته در صورتی که محتکر در قیمتگذاری اجحاف کند و قیمتی بیشتر از حد متعارف را بر کالای خود بگذارد، از نظر برخی قیمتگذاری از سوی حاکم جایز است[۳۴].