←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹۵: | خط ۹۵: | ||
و در جای دیگر میگوید: | و در جای دیگر میگوید: | ||
«[[پیامبر اکرم]]{{صل}} با ترقی به مقام لدن و [[عقل]] محض، [[حقیقت قرآن]] و ام الکتاب را از نزد [[خدای سبحان]] تلقی نموده است»<ref>تفسیر موضوعی قرآن، ج۱، ص۴۳.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۴۰.</ref>. | «[[پیامبر اکرم]]{{صل}} با ترقی به مقام لدن و [[عقل]] محض، [[حقیقت قرآن]] و ام الکتاب را از نزد [[خدای سبحان]] تلقی نموده است»<ref>تفسیر موضوعی قرآن، ج۱، ص۴۳.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۴۰.</ref>. | ||
==مسأله [[اضطراب]] و [[خوف]] [[پیامبر]]{{صل}} هنگام [[وحی]]== | |||
یکی از سؤالات متوجه نظریه [[فلاسفه]] و عرفا این است که بنا بر مبنای فلاسفه و عرفا، نفس [[نبوی]] با تعالی خود به مرتبه کمال رسیده و به [[عقل فعال]] متصل میشود و به تقریر دقیقتر در وحی [[پیامبر اسلام]]، نفس نبوی با [[حقیقت محمدیه]] خویش مواجهه و مرتبط میشود و [[عقول]] از جمله [[فرشته وحی]] توسط وی با [[اذن الهی]] [[نزول]] و صعود میکنند و وجود [[جبرئیل]] نیز به نوعی به پرتو از وجود حضرت برمیگردد. با این فرض هیچ مبنا و [[داعی]] برای خوف و اضطراب [[پیامبران]] هنگام مواجهه با وحی و [[فرشته]] آن وجود ندارد. پس چگونه میتوان آن را توجیه کرد؟ در پاسخ این سؤال نکات ذیل قابل توجه است: | |||
۱. '''اضطراب متعلق به نفس [[دنیوی]]''': نفس و [[روحی]] که به عالم عقول و [[ملکوت]] و عقل فعال ارتباط پیدا میکند، نفس و [[روح]] مجرد پیامبر است که از کالبد مادی بدن [[فراغت]] حاصل کرده است. در این مرحله هیچ نوع خوف و اضطرابی وجود ندارد؛ اما بعد از اتمام [[سیر]] و اتصال به عالم [[عقل]] و هنگام [[رجوع]] نفس نبوی به کالبد مادی خود، کالبد مادی و نفس متعلق به آن قابلیت کامل و [[آمادگی]] لازم انتقال [[معارف]] مجرد و [[مشاهده]] فرشته [[حامل وحی]] را ندارد؛ لذا در این نقل و انتقال اضطرابی متوجه بدن و نفس آن میشود و حالت [[ضعف]]، خوف، نوم و شبه اغماء به [[نبی]] دست میدهد. پس خوف و اضطراب به عنصر [[جسمانی]] پیامبران تعلق دارد. | |||
[[شیخ عبدالوهاب شعرانی]] (٣٨۴ ه. ق) عروض حالت سردی و عرق بر پیامبر را معلول التقاء روح فرشته و [[پیغمبر]] میداند که موجب فشار و ثقل بر روح نبوی میشود که باعث اختلاط مزاج و هوای داخل و خارج [[بدن پیامبر]] میشود<ref>ر.ک: الیواقیت و الجواهر، ج۲، ص۳۵۸.</ref>. | |||
[[صدرالمتألهین]] اضطراب پیامبر را نه در عالم عقل، بلکه مربوط به [[عالم ملکوت]] و ماده میداند که در آن صورتهای [[عقلی]]، به صورت جزئی مانند [[جبرئیل]] متمثل میشود و این موجب [[اضطراب]] [[حواس]] [[پیامبر]] میشود. | |||
{{عربی|اذا نزل الى ساحة الملكوت السماوي يتمثل له صورة ما عقلها و شاهدها... و حينئذ يقع للحواس شبه دهش و نوم}}<ref>اسفار، ج۷، ص۲۷ و در ص۲۸ همان مینویسد: {{عربی|مرجع ذلك [الوحي] الى انبعاث نفس النبي من نشأة الغيب الى نشأة الظهور و لهذا كان يعرض شبه الدهش و الغشي}}.</ref>. | |||
«زمانی که [[فرشته]] به [[عالم ملکوت]] آسمانی نازل شود بر پیامبر صورت آنچه آن را [[تعقل]] و [[مشاهده]] کرده متمثل میشود و در این [[زمان]] برای حواس پیامبر حالت شبه [[دهشت]] و [[خواب]] عارض میشود». | |||
[[امام خمینی]] در این باره مینویسد: | |||
{{عربی|فان ضعف اجسامهم الشريفة عن تحمل الارواح المجردة فيها غير قوة مقام الروحانية و الجنبة الولوية}}<ref>تعلیقات فصوص الحکم، ص۳۷.</ref>. | |||
«[[ضعف]] اجسام [[شریف]] [[پیامبران]] از [[تحمل]] [[ارواح]] مجرد متفاوت با [[قوه]] و [[قدرت]] [[مقام]] [[روحانیت]] و حیثیت ولایی آنان است». | |||
ثقل و سنگینی [[وحی بر پیامبر]]{{صل}} در [[آیات]] نیز اشاره شده است، مانند: {{متن قرآن|إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا}}<ref>«ما سخنی سنگین را به زودی بر تو فرو میفرستیم» سوره مزمل، آیه ۵.</ref>. | |||
۲. '''اضطراب معلول مواجهه مستقیم الوهی''': در صفحات پیشین گفته شد که [[وحی]] گاهی به واسطه مانند فرشته و یا شنیدن [[کلام الهی]] صورت میگیرد و گاهی [[روح]] [[نبوی]] مواجهه مستقیم و بدون واسطه با [[حق تعالی]] پیدا میکند که آن موجب اضطراب و [[خوف]] پیامبر میگردد. | |||
[[علامه طباطبائی]] در [[تبیین وحی]] و اقسام آن میگوید: | |||
«در بعضی از موارد نظر اصلی به خود ذات [[حق]] بوده است، به طوری که به جبرئیل و سفره نظر نمیشده است و این در مواردی است که [[حال]] [[رسول الله]] [[تغییر]] میکرده است»<ref>مهر تابان، ص۲۱.</ref>. | |||
بعضی از [[روایات]] مؤید این نظریه است: [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ [[زراره]] از همین اشکال فرمود: | |||
{{عربی|ذلك [الأغماء] اذا لم يكن بينه و بين الله احد ذلك اذا تجلي الله له}}<ref>سفینة البحار، ج۲، ص۶٣٨.</ref>. | |||
و در [[روایت]] دیگر از [[امام صادق]]{{ع}} نیز آمده است: | |||
{{عربی|و اذا اتى الوحي و ليس بينهما جبرئيل تصيبه تلك السبتة و يغشاه منه ما يغشاه لثقل الوحي من الله عزوجل}}<ref>بحار، ج۱۸، ص۲۷۱.</ref>. | |||
«[[زمان]] [[وحی]] اگر بین [[پیامبر]] و [[خدا]] و [[جبرئیل]] نباشد، حالت [[خواب]] و اغماء دست میدهد که آن معلول سنگینی وحی است». | |||
در [[روایت]] دیگر، [[سائل]] از عروض حالت اغماء هنگام [[نزول جبرئیل]] سؤال کرد که امام صادق{{ع}} صریحاً به [[نفی]] آن پرداخت و [[اضطراب]] را معلول مخاطبه مستقیم [[الهی]] دانست: | |||
{{متن حدیث|فَسُئِلَ الصَّادِقُ{{ع}} عَنِ الْغَشْيَةِ الَّتِي كَانَتْ تَأْخُذُ النَّبِيَّ{{صل}} أَ كَانَتْ تَكُونُ عِنْدَ هُبُوطِ جَبْرَئِيلَ فَقَالَ لَا... وَ إِنَّمَا ذَلِكَ عِنْدَ مُخَاطَبَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِيَّاهُ بِغَيْرِ تَرْجُمَانٍ وَ وَاسِطَةٍ}}<ref>بحار، ج۱۸، ص٢۶٠.</ref>. | |||
۳. '''اضطراب معلول مواجهه با امر مجرد''': دیدگاه دیگر اضطراب را اختصاص به مواجهه با [[مقام]] الوهی نمیدهد، بلکه تأکید دارد که بدن و نفس [[دنیوی]] پیامبر به دلیل تغایر امر مادی و مجرد، هنگام مواجهه با امر مجرد، حتی جبرئیل، حالت [[خوف]] و [[ترس]] بر وی عارض میشود. | |||
ابن فارض: | |||
{{عربی|و اعجب ما فيها شهدت فراعني *** و من نفخ روح القدس في الروح روعتي}}<ref>نقل از مشارق الدراری، ص۵۳۶.</ref> | |||
یعنی از امور [[تعجب]] برانگیز در حضرت [[معشوق]]، [[مشاهده]] و [[شهود]] [[حقیقت]] ذات [[متعال]] میباشد که موجب [[خوشی]] و انس میشود، اما در [[حال]] [[القای وحی]] [[روح قدسی]] در روحم خوف و اضطراب جانم را فرا میگیرد. | |||
[[فرغانی]] در شرح [[بیت]] ابن فارض مینویسد: | |||
«از جهت آنکه مرتبه [[روحانی]] لبساطتها مخالف مرتبه مزاج و [[طبیعت]] است لترکیبها، پس از این جهت شدت و کربی در ظهور جبرئیل به [[حکم]] روحانیتش بر مزاج و طبیعت [[مصطفی]]{{صل}} در وقعت ادا و [[ابلاغ وحی]] غالب میآمد و خوفی بر وی مسئولی میشد»<ref>مشارق الدراری، ص۵۳۷.</ref>. | |||
در بعض [[روایات]] حال اضطراب پیامبر به صورت مطلق به [[نزول وحی]] مستند شده است: {{عربی|ان الرسول كان اذا نزل عليه الوحي اخذه مثل السبات}}<ref>سفینة البحار، ج۸، ص۴٢٢.</ref>. | |||
[[عثمان بن مظعون]] نقل میکند که پیامبر{{صل}} را مشاهده کردم که به [[آسمان]] شده و رنگ صورتش [[تغییر]] کرده و عرق از پیشانیاش جاری بود. {{متن حدیث|مُحْمَرَّ الْوَجْهِ يَفِيضُ عَرَقاً}}. از حضرت از علت آن پرسیدم که فرمود: {{متن حدیث|ذَاكَ جَبْرَئِيلُ لَمْ يَكُنْ لِي هِمَّةٌ غَيْرَهُ}}<ref>بحار، ج۱۸، ص٢۶٩.</ref>. | |||
در [[روایات]] دیگر گزارش شده است که هنگام [[نزول وحی]] اگر [[پیامبر]]{{صل}} سواره بود حالت [[اضطراب]] بر حضرت و مرکوب روی میداد<ref>بحار، ج۱۸، ص۲۷۱؛ سفینة البحار، ج۸، ص١۵٨ و ۴٢٢.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۴۷.</ref>. | |||
===تحلیل و نظر مختار=== | |||
در تحلیل و جمع روایات که به ظاهر مختلف است،؛ چراکه در بعضی علت [[خوف]] [[نبی]]، [[وحی]] بدون واسطه و در بعضی [[مشاهده]] [[جبرئیل]] ذکر شده است؛ به نکات ذیل اشاره میشود: | |||
نکته اول: محتمل است که عروض [[حال]] اضطراب از مشاهده جبرئیل به ماهها و سالهای نخستین وحی مستند شود، بعد از مشاهده و نزول وحی به صورت مکرر، عنصر مادی بدن و نفس متعلق به آن به وحی و مشاهده جبرئیل [[عادت]] کرده بود، با این وجود، حال اضطراب هنگام وحی بدون واسطه بر نفس [[نبوی]] عارض میشد. | |||
نکته دوم: محتمل است به تفکیک انواع اضطراب و شبه اغماء قایل شد، مواجهه الوهی موجب اضطراب و اغماء شدید میشد، اما مشاهده جبرئیل موجب شبه نوم و اضطراب خفیف میشد و یا قابل لمس نبود که روایات نافی خوف از مشاهده جبرئیل به آن اشاره دارد.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[آیین خاتم (کتاب)|آیین خاتم]]، ص ۱۵۱.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||