تجربه دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ اوت ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۷: خط ۸۷:
درباره ماهیت تجربه دینی چند دیدگاه وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند:
درباره ماهیت تجربه دینی چند دیدگاه وجود دارد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند:


نخست. [[احساس]]: شلایر ماخر تجربه دینی را احساس اتکای مطلق و یکپارچه به مبدأ یا قدرتی جدا از [[جهان]] می‌داند که بار [[معرفتی]] و شناختاری ندارد، بلکه از مقوله [[احساسات]] و مستقل از مفاهیم و [[اعتقادات]] و [[اعمال]] دینی است. از نظر او چون این تجربه، نوعی احساس و از حد تمایزات مفهومی فراتر است، پس نمی‌توانیم آن را توصیف کنیم<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۱.</ref>.
نخست. '''[[احساس]]''': شلایر ماخر تجربه دینی را احساس اتکای مطلق و یکپارچه به مبدأ یا قدرتی جدا از [[جهان]] می‌داند که بار [[معرفتی]] و شناختاری ندارد، بلکه از مقوله [[احساسات]] و مستقل از مفاهیم و [[اعتقادات]] و [[اعمال]] دینی است. از نظر او چون این تجربه، نوعی احساس و از حد تمایزات مفهومی فراتر است، پس نمی‌توانیم آن را توصیف کنیم<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۱.</ref>.


'''نقد'''
'''نقد'''
خط ۹۴: خط ۹۴:
#این نظریه با [[ادیان آسمانی]] و ابراهیمی و تجارب [[وحیانی]] که صاحب کتاب دینی و معرفتی‌اند، سازگار نیست؛ چراکه [[باورها]] و [[گزاره‌های دینی]] شناختاری و صدق و کذب‌بردارند. همچنین این دیدگاه با [[مکاشفات]] [[عرفانی]] که با [[علم حصولی]] تبیین می‌شوند و بار معرفتی پیدا می‌کنند، هماهنگ نیست<ref>خسروپناه، عبدالحسین؛ کلام جدید، ص۳۰۴.</ref>.
#این نظریه با [[ادیان آسمانی]] و ابراهیمی و تجارب [[وحیانی]] که صاحب کتاب دینی و معرفتی‌اند، سازگار نیست؛ چراکه [[باورها]] و [[گزاره‌های دینی]] شناختاری و صدق و کذب‌بردارند. همچنین این دیدگاه با [[مکاشفات]] [[عرفانی]] که با [[علم حصولی]] تبیین می‌شوند و بار معرفتی پیدا می‌کنند، هماهنگ نیست<ref>خسروپناه، عبدالحسین؛ کلام جدید، ص۳۰۴.</ref>.


دوم. [[ادراک حسی]]: ویلیام آلستون، [[فیلسوف]] [[دین]] معاصر، تجربه دینی را نوعی [[ادراک حسی]] و ساختار آن را مانند ساختار [[تجربه]] [[حسی]] می‌داند. از نظر او همان‌گونه که در ادراک حسی، اشیا خودشان را به گونه‌ای به ما نشان می‌دهند که ما [[قادر]] به شناختشان باشیم، بر همین [[قیاس]]، در تجربه دینی نیز [[خداوند]] چنان خود را ظاهر می‌کند که شخص تجربه‌گر می‌تواند او و افعالش را بشناسد<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۴-۴۵.</ref>.
دوم. '''[[ادراک حسی]]''': ویلیام آلستون، [[فیلسوف]] [[دین]] معاصر، تجربه دینی را نوعی [[ادراک حسی]] و ساختار آن را مانند ساختار [[تجربه]] [[حسی]] می‌داند. از نظر او همان‌گونه که در ادراک حسی، اشیا خودشان را به گونه‌ای به ما نشان می‌دهند که ما [[قادر]] به شناختشان باشیم، بر همین [[قیاس]]، در تجربه دینی نیز [[خداوند]] چنان خود را ظاهر می‌کند که شخص تجربه‌گر می‌تواند او و افعالش را بشناسد<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۴-۴۵.</ref>.


'''نقد''': این دیدگاه هم با تجربه [[وحیانی]] هماهنگ است؛ چراکه در تجربه حسی ما اشیا را با اوصاف و کیفیات حسی آنها تجربه می‌کنیم؛ در حالی که افراد تجربه کننده [[خدا]] در گزارش تجربه‌های خود خدا را بدون اوصاف و کیفیات حسی می‌دانند. در واقع تجربه خدا از سنخ [[علم حضوری]] است؛ برخلاف تجربه حسی که از سنخ [[علم حصولی]] است<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۵؛ خسروپناه، عبدالحسین؛ کلام جدید، ص۳۰۴.</ref>.
'''نقد''': این دیدگاه هم با تجربه [[وحیانی]] هماهنگ است؛ چراکه در تجربه حسی ما اشیا را با اوصاف و کیفیات حسی آنها تجربه می‌کنیم؛ در حالی که افراد تجربه کننده [[خدا]] در گزارش تجربه‌های خود خدا را بدون اوصاف و کیفیات حسی می‌دانند. در واقع تجربه خدا از سنخ [[علم حضوری]] است؛ برخلاف تجربه حسی که از سنخ [[علم حصولی]] است<ref>پترسون، مایکل و دیگران؛ عقل و اعتقاد دینی، ترجمه احمد نراقی و ابراهیم سلطانی، ص۴۵؛ خسروپناه، عبدالحسین؛ کلام جدید، ص۳۰۴.</ref>.


سوم. پراود فوت (متولد ۱۹۳۹) هم با نقد دو نظریه یاد شده مدعی شد که ما تجربه دینی [[تفسیر]] ناشده‌ای نداریم و هر تجربه‌ای با مقولات [[اعتقادی]] و امور فراطبیعی تبیین می‌شود<ref>فوت، پراود؛ تجربه، دینی، ترجمه عباس یزدانی، ص۲۰۰.</ref> و [[عقاید]] و [[اعمال]] [[دینی]] تفاسیری از تجربه‌اند<ref>فوت، پراود؛ تجربه، دینی، ترجمه عباس یزدانی، ص۶۸.</ref>.
سوم. '''پراود فوت (متولد ۱۹۳۹)''': هم با نقد دو نظریه یاد شده مدعی شد که ما تجربه دینی [[تفسیر]] ناشده‌ای نداریم و هر تجربه‌ای با مقولات [[اعتقادی]] و امور فراطبیعی تبیین می‌شود<ref>فوت، پراود؛ تجربه، دینی، ترجمه عباس یزدانی، ص۲۰۰.</ref> و [[عقاید]] و [[اعمال]] [[دینی]] تفاسیری از تجربه‌اند<ref>فوت، پراود؛ تجربه، دینی، ترجمه عباس یزدانی، ص۶۸.</ref>.


'''نقد''': ایراد این دیدگاه آن است که اگر ما تجربه دینی را از سنخ علم حضوری بدانیم، گرچه بدون تفسیر برای صاحب [[ادراک]] ظاهر و معلوم است، ولی برای انتقال آن به دیگران به تفسیر و تبدیل آن به علم حصولی نیاز داریم و اگر از سنخ علم حصولی باشد؛ بدون تفسیر و تبیین انتقال‌پذیر به مخاطبان است<ref>خسروپناه، عبدالحسین؛ کلام جدید، ص۳۰۵.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[تجربه دینی (مقاله)|مقاله «تجربه دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۲۰.</ref>
'''نقد''': ایراد این دیدگاه آن است که اگر ما تجربه دینی را از سنخ علم حضوری بدانیم، گرچه بدون تفسیر برای صاحب [[ادراک]] ظاهر و معلوم است، ولی برای انتقال آن به دیگران به تفسیر و تبدیل آن به علم حصولی نیاز داریم و اگر از سنخ علم حصولی باشد؛ بدون تفسیر و تبیین انتقال‌پذیر به مخاطبان است<ref>خسروپناه، عبدالحسین؛ کلام جدید، ص۳۰۵.</ref>.<ref>[[رضا میرزائی|میرزائی، رضا]]، [[تجربه دینی (مقاله)|مقاله «تجربه دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۱۲۰.</ref>
۸۰٬۱۲۹

ویرایش