جز
جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب'
HeydariBot (بحث | مشارکتها) جز (وظیفهٔ شمارهٔ ۲) |
جز (جایگزینی متن - 'غالب' به 'غالب') |
||
| خط ۱۴: | خط ۱۴: | ||
آنچه که از این واژه در این مقاله مورد نظر میباشد، معنایی متفاوت از معنای ذکر شده است. شناخت انسان در اینجا شامل مطالعه در مورد ابعاد و [[شئون]] وجودی انسان (ابعاد مادی و [[معنوی]])، شناخت کمال و [[سعادت واقعی]] او و راههای وصول به آن میباشد. در این اصطلاح خاص که قابل تطبیق بر بحث از [[معرفت نفس]] یا [[خودشناسی]] مطرح در [[متون دینی]] است، انسان از این جهت مورد بحث و توجه قرار میگیرد که موجودی کمالپذیر است و هدفی والا و متعالی برای او تعریف شده است. این موجود میتواند با [[تأمل]] در وجود خود و یافتن عواملی که در فطرتش برای وصول به آن [[هدف]] اصلی قرار داده شده است و توجه به کششهایی که در درونش نسبت به آرمانهای بلند [[انسانی]] وجود دارد، در جهت رسیدن به اهداف والای انسانی و کمال و [[سعادت]] حقیقیاش گام بردارد<ref>مصباح یزدی، خودشناسی برای خودسازی، ص۴-۵.</ref>. | آنچه که از این واژه در این مقاله مورد نظر میباشد، معنایی متفاوت از معنای ذکر شده است. شناخت انسان در اینجا شامل مطالعه در مورد ابعاد و [[شئون]] وجودی انسان (ابعاد مادی و [[معنوی]])، شناخت کمال و [[سعادت واقعی]] او و راههای وصول به آن میباشد. در این اصطلاح خاص که قابل تطبیق بر بحث از [[معرفت نفس]] یا [[خودشناسی]] مطرح در [[متون دینی]] است، انسان از این جهت مورد بحث و توجه قرار میگیرد که موجودی کمالپذیر است و هدفی والا و متعالی برای او تعریف شده است. این موجود میتواند با [[تأمل]] در وجود خود و یافتن عواملی که در فطرتش برای وصول به آن [[هدف]] اصلی قرار داده شده است و توجه به کششهایی که در درونش نسبت به آرمانهای بلند [[انسانی]] وجود دارد، در جهت رسیدن به اهداف والای انسانی و کمال و [[سعادت]] حقیقیاش گام بردارد<ref>مصباح یزدی، خودشناسی برای خودسازی، ص۴-۵.</ref>. | ||
البته انسان از حیثیت مورد اشاره، موضوع بحث و بررسی [[اندیشمندان]] حوزههای مختلف [[فکری]] از قبیل [[فلاسفه]] و [[حکما]]، عرفا، [[متکلمین]]، [[مفسرین]] و... بوده است. در این مجال انسان از دیدگاه شخصیتی جامع و بینظیر مانند [[امام خمینی]] مورد بررسی قرار میگیرد. شخصیتی که در مباحث [[فلسفی]]، [[کلامی]]، [[تفسیری]]، [[سیاسی]]، [[فقهی]]، [[عرفانی]]، اصولی و [[جامعهشناسی]] دستی داشته، بلکه [[صاحب نظر]] بوده و تمام دیدگاههای خود را در این زمینه، در چارچوب [[تعالیم اسلامی]] ارائه میکرده است، شخصیتی که توانست به بسیاری از مباحث و دیدگاههای خود در مورد [[انسان]] [[جامه]] عمل بپوشاند. بدون [[شک]]، [[اندیشه]] هر متفکری در حوزههای مختلف [[اجتماعی]]، سیاسی، [[اقتصادی]] و... مبتنی بر برداشتها و [[تفسیر]] وی از انسان و جایگاه او در [[نظام هستی]] است. [[امام خمینی]] یکی از بزرگترین [[اندیشمندان]] و متفکران [[جهان اسلام]] در دوره معاصر بود که [[تفکرات]] او از تأثیرگذارترین [[اندیشهها]] بر جریانهای [[فکری]] و اجتماعی [[مسلمانان]] و حتی غیرمسلمانان به شمار میرود. بحث از انسان یکی از مباحث مهم و کلیدی در آثار امام خمینی است؛ به گونهای که در | البته انسان از حیثیت مورد اشاره، موضوع بحث و بررسی [[اندیشمندان]] حوزههای مختلف [[فکری]] از قبیل [[فلاسفه]] و [[حکما]]، عرفا، [[متکلمین]]، [[مفسرین]] و... بوده است. در این مجال انسان از دیدگاه شخصیتی جامع و بینظیر مانند [[امام خمینی]] مورد بررسی قرار میگیرد. شخصیتی که در مباحث [[فلسفی]]، [[کلامی]]، [[تفسیری]]، [[سیاسی]]، [[فقهی]]، [[عرفانی]]، اصولی و [[جامعهشناسی]] دستی داشته، بلکه [[صاحب نظر]] بوده و تمام دیدگاههای خود را در این زمینه، در چارچوب [[تعالیم اسلامی]] ارائه میکرده است، شخصیتی که توانست به بسیاری از مباحث و دیدگاههای خود در مورد [[انسان]] [[جامه]] عمل بپوشاند. بدون [[شک]]، [[اندیشه]] هر متفکری در حوزههای مختلف [[اجتماعی]]، سیاسی، [[اقتصادی]] و... مبتنی بر برداشتها و [[تفسیر]] وی از انسان و جایگاه او در [[نظام هستی]] است. [[امام خمینی]] یکی از بزرگترین [[اندیشمندان]] و متفکران [[جهان اسلام]] در دوره معاصر بود که [[تفکرات]] او از تأثیرگذارترین [[اندیشهها]] بر جریانهای [[فکری]] و اجتماعی [[مسلمانان]] و حتی غیرمسلمانان به شمار میرود. بحث از انسان یکی از مباحث مهم و کلیدی در آثار امام خمینی است؛ به گونهای که در غالب آثار خود به گونهای به آن پرداخته است؛ لذا بررسی نگاه ایشان به انسان و جایگاه او در [[نظام]] عالم از اهمیت زیادی برخوردار است.<ref>[[رضا میرزایی|میرزایی، رضا]]، [[انسانشناسی اسلامی (مقاله)| مقاله «انسانشناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۲۵.</ref> | ||
==ضرورت شناخت انسان== | ==ضرورت شناخت انسان== | ||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
شناخت انسان از خود، اگر به صورت حضوری باشد، زمینه آگاهانه شدن معرفت حضوری نسبت به [[خدا]] را فراهم خواهد کرد و اگر به صورت حصولی باشد، طریقی برای شناخت حصولی نسبت به [[خداوند متعال]] خواهد بود<ref>مصباح یزدی، شرح جلد هشتم اسفار، جزء اول، ص۲۳-۲۴.</ref>. شناخت حضوری از طریق [[عبادت]] و [[تزکیه نفس]] و [[سلوک]] [[عرفانی]] حاصل میشود و معرفت حصولی نیز با [[تأمل]] و [[تدبر]] در [[اسرار]] و حکمتهایی که در وجود انسان به [[ودیعت]] نهاده شده است، محقق خواهد شد. مادامی که [[بنده]] مشغول انجام [[طاعت]] حق تعالی و شناختن عیبهای خود و ترک چیزهایی که در [[دین خدا]] مورد [[نهی]] قرار گرفتهاند باشد، از آفات برکنار و [[غرق]] در دریای [[رحمت الهی]] خواهد بود که نتیجه آن رسیدن به گوهرهای [[حکمت]] و بیان است؛ اما اگر عالم به [[عیوب]] خود نباشد و [[گناهان]] خود را به [[فراموشی]] سپرده، [[غرور]] و [[خودپرستی]] وجود او را فرا گرفته باشد، هرگز به [[رستگاری]] و [[فلاح]] دست نخواهد یافت<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۰۰.</ref>. | شناخت انسان از خود، اگر به صورت حضوری باشد، زمینه آگاهانه شدن معرفت حضوری نسبت به [[خدا]] را فراهم خواهد کرد و اگر به صورت حصولی باشد، طریقی برای شناخت حصولی نسبت به [[خداوند متعال]] خواهد بود<ref>مصباح یزدی، شرح جلد هشتم اسفار، جزء اول، ص۲۳-۲۴.</ref>. شناخت حضوری از طریق [[عبادت]] و [[تزکیه نفس]] و [[سلوک]] [[عرفانی]] حاصل میشود و معرفت حصولی نیز با [[تأمل]] و [[تدبر]] در [[اسرار]] و حکمتهایی که در وجود انسان به [[ودیعت]] نهاده شده است، محقق خواهد شد. مادامی که [[بنده]] مشغول انجام [[طاعت]] حق تعالی و شناختن عیبهای خود و ترک چیزهایی که در [[دین خدا]] مورد [[نهی]] قرار گرفتهاند باشد، از آفات برکنار و [[غرق]] در دریای [[رحمت الهی]] خواهد بود که نتیجه آن رسیدن به گوهرهای [[حکمت]] و بیان است؛ اما اگر عالم به [[عیوب]] خود نباشد و [[گناهان]] خود را به [[فراموشی]] سپرده، [[غرور]] و [[خودپرستی]] وجود او را فرا گرفته باشد، هرگز به [[رستگاری]] و [[فلاح]] دست نخواهد یافت<ref>امام خمینی، آداب الصلاة، ص۱۰۰.</ref>. | ||
البته این نکته قابل [[تذکر]] است که [[شناخت کامل]] انسان از توان انسانهای عادی خارج بوده، فقط برای [[اولیای الهی]] که [[توفیق]] [[حق]] [[یار]] آنهاست، ممکن خواهد بود. | البته این نکته قابل [[تذکر]] است که [[شناخت کامل]] انسان از توان انسانهای عادی خارج بوده، فقط برای [[اولیای الهی]] که [[توفیق]] [[حق]] [[یار]] آنهاست، ممکن خواهد بود. غالب [[انسانها]] به دلیل [[حب نفس]] شدید، گرفتار هواها و [[خواهشهای نفسانی]] بوده، به دلیل غلفت از خود نمیتوانند به چنین [[شناختی]] دست یابند و در نتیجه در صدد رفع [[عیوب]] خویش نیز نخواهند بود<ref>امام خمینی، صحیفه امام، ج۱۴، ص۸.</ref><ref>[[رضا میرزایی|میرزایی، رضا]]، [[انسانشناسی اسلامی (مقاله)| مقاله «انسانشناسی اسلامی»]]، [[منظومه فکری امام خمینی (کتاب)|منظومه فکری امام خمینی]]، ص ۲۲۷.</ref> | ||
==جایگاه انسانشناسی== | ==جایگاه انسانشناسی== | ||