مقام مرجعیت دینی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
خط ۱۲: خط ۱۲:


==مقدمه==
==مقدمه==
* یکی از [[مناصب]] مهم و آسمانی [[پیامبر]] {{صل}} [[تبیین آموزه‌های دینی]] بود که به دلیل ارتباط او با [[وحی]]، تبیین و تفاسیر وی از [[آموزه‌های دین]] به‌منزله [[حجت الهی]] برای [[مسلمانان]] تلقی می‌‌شد که همه می‌‏بایست قلباً و عملاً [[مطیع]] و [[ملتزم]] به آن گردند که در اصطلاح از آن به «[[مرجعیت علمی‌]] و [[مرجعیت دینی|دینی]]» یاد می‌‌شود.  
* یکی از [[شئون نبوت]] [[ابلاغ وحی آسمانی]] به [[مردم]] و [[تبیین]] و [[تفسیر]] صحیح و ناب از آن برای مخاطبان بود، با وجود [[پیامبر اسلام]] {{صل}}‌ احتمال [[تفسیر]] ناصواب از [[دین]] در حد صفر بود، امّا بعد از رحلت آن حضرت، احتمال ارائه قرائت‌های متنوع و ناصواب از دین، احتمال بالایی داشت و با رسوخ [[تفاسیر]] و [[بدعت]] و تحریف‌های ناصواب در [[آخرین کتاب]] و [[شریعت آسمانی]]، اصالت آن و در نتیجه اعتبار آن مخدوش می‌‌شد، از این‌رو تعیین یک [[مرجع علمی‌]] معتبر و [[معصومانه]] ضروری می‌‌نمود. [[مقام]] و [[شأن امامت]] در [[اسلام]] به چنین نیازی پاسخ می‌‌دهد<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۴-۴۵.</ref>.
* یکی از [[مناصب]] مهم و آسمانی [[پیامبر]] {{صل}} [[تبیین آموزه‌های دینی]] بود که به دلیل ارتباط او با [[وحی]]، تبیین و تفاسیر وی از [[آموزه‌های دین]] به‌منزله [[حجت الهی]] برای [[مسلمانان]] تلقی می‌‌شد که همه می‌‏بایست قلباً و عملاً [[مطیع]] و [[ملتزم]] به آن گردند که در اصطلاح از آن به «[[مرجعیت علمی‌]] و [[مرجعیت دینی|دینی]]» یاد می‌‌شود<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۲.</ref>.  
* [[شیعه]] معتقد است [[پیامبر اسلام]] {{صل}} این [[منصب]] خود را نیز به [[امامان]] [[تفویض]] نموده است و به دلیل [[عصمت]] و [[ارتباط ائمه با عالم غیب]] از طریق [[الهام]] نه [[وحی]]، تبیین و تفسیر آنان از [[آموزه‌های دینی]] مانند [[پیامبر]]، [[حجت الهی]] خواهد بود. لکن [[اهل سنت]] به دلیل [[انکار شرط عصمت]] و [[ارتباط با عالم غیب]] در [[امامت]] از یک‌سو، و پذیرفتن [[عدم عصمت خلفای راشدین]] و [[خطاهای علمی‌]] آنان، نمی‌‌توانند [[امام]] و [[حاکم]] را به وصف «[[مرجعیت علمی‌]] و [[مرجعیت دینی|دینی]]» متصف نمایند<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۲.</ref>.
* [[شیعه]] معتقد است [[پیامبر اسلام]] {{صل}} این [[منصب]] خود را نیز به [[امامان]] [[تفویض]] نموده است و به دلیل [[عصمت]] و [[ارتباط ائمه با عالم غیب]] از طریق [[الهام]] نه [[وحی]]، تبیین و تفسیر آنان از [[آموزه‌های دینی]] مانند [[پیامبر]]، [[حجت الهی]] خواهد بود. لکن [[اهل سنت]] به دلیل [[انکار شرط عصمت]] و [[ارتباط با عالم غیب]] در [[امامت]] از یک‌سو، و پذیرفتن [[عدم عصمت خلفای راشدین]] و [[خطاهای علمی‌]] آنان، نمی‌‌توانند [[امام]] و [[حاکم]] را به وصف «[[مرجعیت علمی‌]] و [[مرجعیت دینی|دینی]]» متصف نمایند<ref>ر.ک. [[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص ۴۲.</ref>.
==دیدگاه [[اهل سنت]] درباره مرجعیت دینی==
==دیدگاه [[اهل سنت]] درباره مرجعیت دینی==
*به اعتقاد [[اهل سنت]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، همه آنچه را که لازم بود، بازگفته و با رفتن او بیان واقعی و عاری از خطا درباره دین، تمام شد همانند انقطاع [[وحی]]. به تدریج این اندیشه که صحابۀ [[پیامبر]] در تفسیر دین از صلاحیت برخوردارند، قوت گرفت اما تنها هم زمانی عده‌ای با [[پیامبر]] نمی‌تواند مبنای صلاحیت علمی و اخلاقی صحابه باشد. مجتهد دانستن صحابه و اینکه اگر رأیشان در امور اصابت کند، مأجورند و اگر خطا کنند، معذورند، تأثیرات بسیار عمیقی بر جامعه اسلامی نهاد. خلفای وقت در عین حال که در ظاهر، از اهل بیت احترام می‌کردند، در باطن تا می‌توانستند در تضعیف موقعیت اجتماعی آنها می‌کوشیدند؛ از سوی دیگر، روز به روز بر احترام صحابه می‌افزودند و مردم در فراگرفتن حدیث از آنها تشویق  می‌شدند. البته صحابه در شعاع کلمه{{عربی|اندازه=150%|" حَسْبُنَا كِتَابُ‏ اللَّه‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} خود را از هر کتاب علمی مستغنی می‌دانستند. ولی نبودن روح تحقیق در عامه صحابه و قدغن نمودن از کتابت و پیدا شدن ظاهر الاسلام‌های اسرائیلی دست به دست داده و حدیث را از ارزش واقعی اندختند؛ زیرا: احادیث مجعول یا ضعیف، داخل معارف اسلامی گردید و ثانیاً، کمیت قابل توجهی از حدیث به دست فراموشی سپرده شد و از میان رفت. ثالثاً با این همه تظاهر که در صدر اسلام به دین می‌شده از هر صد صحابی چهار یا پنج حدیث بیشتر در دست نیست<ref>ر.ک. [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]؛ [[امیر دیوانی|دیوانی، امیر]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص:۹۱ - ۹۵.</ref>.
*به اعتقاد [[اهل سنت]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، همه آنچه را که لازم بود، بازگفته و با رفتن او بیان واقعی و عاری از خطا درباره دین، تمام شد همانند انقطاع [[وحی]]. به تدریج این اندیشه که صحابۀ [[پیامبر]] در تفسیر دین از صلاحیت برخوردارند، قوت گرفت اما تنها هم زمانی عده‌ای با [[پیامبر]] نمی‌تواند مبنای صلاحیت علمی و اخلاقی صحابه باشد. مجتهد دانستن صحابه و اینکه اگر رأیشان در امور اصابت کند، مأجورند و اگر خطا کنند، معذورند، تأثیرات بسیار عمیقی بر جامعه اسلامی نهاد. خلفای وقت در عین حال که در ظاهر، از اهل بیت احترام می‌کردند، در باطن تا می‌توانستند در تضعیف موقعیت اجتماعی آنها می‌کوشیدند؛ از سوی دیگر، روز به روز بر احترام صحابه می‌افزودند و مردم در فراگرفتن حدیث از آنها تشویق  می‌شدند. البته صحابه در شعاع کلمه{{عربی|اندازه=150%|" حَسْبُنَا كِتَابُ‏ اللَّه‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏"}} خود را از هر کتاب علمی مستغنی می‌دانستند. ولی نبودن روح تحقیق در عامه صحابه و قدغن نمودن از کتابت و پیدا شدن ظاهر الاسلام‌های اسرائیلی دست به دست داده و حدیث را از ارزش واقعی اندختند؛ زیرا: احادیث مجعول یا ضعیف، داخل معارف اسلامی گردید و ثانیاً، کمیت قابل توجهی از حدیث به دست فراموشی سپرده شد و از میان رفت. ثالثاً با این همه تظاهر که در صدر اسلام به دین می‌شده از هر صد صحابی چهار یا پنج حدیث بیشتر در دست نیست<ref>ر.ک. [[محمد سعیدی مهر|سعیدی مهر، محمد]]؛ [[امیر دیوانی|دیوانی، امیر]]، [[معارف اسلامی ج۲ (کتاب)|معارف اسلامی]]، ج۲، ص:۹۱ - ۹۵.</ref>.

نسخهٔ ‏۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۸، ساعت ۱۷:۱۷

اين مدخل از زیرشاخه‌های بحث مقام معصوم و مرتبط با مدخل مرجعیت دینی است. مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل مرجعیت دینی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

از جمله مقامات امامان معصوم(ع) مقام مرجعیت دینی است.

مقدمه

دیدگاه اهل سنت درباره مرجعیت دینی

  • به اعتقاد اهل سنت، پیامبر اکرم(ص)، همه آنچه را که لازم بود، بازگفته و با رفتن او بیان واقعی و عاری از خطا درباره دین، تمام شد همانند انقطاع وحی. به تدریج این اندیشه که صحابۀ پیامبر در تفسیر دین از صلاحیت برخوردارند، قوت گرفت اما تنها هم زمانی عده‌ای با پیامبر نمی‌تواند مبنای صلاحیت علمی و اخلاقی صحابه باشد. مجتهد دانستن صحابه و اینکه اگر رأیشان در امور اصابت کند، مأجورند و اگر خطا کنند، معذورند، تأثیرات بسیار عمیقی بر جامعه اسلامی نهاد. خلفای وقت در عین حال که در ظاهر، از اهل بیت احترام می‌کردند، در باطن تا می‌توانستند در تضعیف موقعیت اجتماعی آنها می‌کوشیدند؛ از سوی دیگر، روز به روز بر احترام صحابه می‌افزودند و مردم در فراگرفتن حدیث از آنها تشویق می‌شدند. البته صحابه در شعاع کلمه" حَسْبُنَا كِتَابُ‏ اللَّه‏‏‏ ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏" خود را از هر کتاب علمی مستغنی می‌دانستند. ولی نبودن روح تحقیق در عامه صحابه و قدغن نمودن از کتابت و پیدا شدن ظاهر الاسلام‌های اسرائیلی دست به دست داده و حدیث را از ارزش واقعی اندختند؛ زیرا: احادیث مجعول یا ضعیف، داخل معارف اسلامی گردید و ثانیاً، کمیت قابل توجهی از حدیث به دست فراموشی سپرده شد و از میان رفت. ثالثاً با این همه تظاهر که در صدر اسلام به دین می‌شده از هر صد صحابی چهار یا پنج حدیث بیشتر در دست نیست[۴].

مرجعیت دینی امامان از دیدگاه شیعه

  • امامت منزلتی است دینی و ادامۀ مناصب پیامبر، و گفتار و کردار او برای فهم دین منبع و سند است و امر تدبیر مردم به او واگذار شده است. شیعه بر این باور است که همان‌گونه که پیامبر معارف دینی را از منبعی خطا ناپذیر گرفته، در اختیار مردم می‌گذاشت بعد از او افرادی خاص دارای همین منزلت و منصبند. امام، از یک طریق رمزی و غیبی، اسلام شناس است[۵].
  • در مدت زمان پیامبری نبی مکرم، این ظرفیت نبود که همه احکام را ایشان برای مردم بیان کند و امکان هم ندارد که چنین دینی، ناقص بیان شده باشد. پس نیاز به امام و واضح است. این بیان، با نظریه ختم نبوت و دین کامل، منافات ندارد، زیرا آنچه پیغمبر، کامل بیان کرد، همه آنهایی نبود که به عموم مردم گفت، بلکه همه دستورات را به شاگرد خاص خودش گفت[۶].
  • سید مرتضی نگهبان دین، یا باید مردم باشند یا امام. شق اول ممکن نیست بنابراین امامی لازم است. طبیعی است که نمی‌توان با اجتهاد و استنباط، اموری را که تنها در حیطه علم خدا و پیامبر(ص) است و فراتر از گفته‌های موجود در قرآن و سنت، دریافت و باز گفت. البته ما نمی‌توانیم تفسیر کنیم که چه نوع ارتباط معنوی میان پیغمبر(ص) و علی(ع) بود که پیامبر(ص) حقایق را –کما هو حقه و بتمامه- به علی(ع) آموخت. لذا در حدیث ثقلین، امامان(ع) را به عنوان عدل و همتای قرآن معرفی می‌کند. منبع بسیاری از این نوع روایات، کتب حدیثی اهل سنت است[۷].
  • امام علی(ع) در مورد امامان(ع) "مخزن علم پیامبرند و احکام شریعت او را بیانگر و دین را نگهبان... پس همچون قرآن، نیک حرمت آنان را در دل بدارید ... اگر ایستادند بایستید و اگر برخاستند برخیزید..."[۸].

منابع

منبع‌شناسی جامع مقام معصوم


پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید: