←آخرین یاریخواهی امام {{ع}} برای اِتمام حجّت
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
[[ابو حمزه ثمالی]] از [[امام باقر]] {{ع}} اینگونه نقل میکند: چون هنگام [[وفات]] [پدرم] علی بن الحسین {{ع}} فرا رسید، مرا به سینهاش چسباند و سپس فرمود: «ای فرزند عزیزم! تو را به آنچه پدرم هنگام فرا رسیدن وفاتش به من وصیّت کرد، وصیّت میکنم، و نیز به آنچه پدرش به وی وصیّت کرده است». سپس فرمود: «ای پسر عزیزم! مبادا بر کسی [[ستم]] کنی که در برابر تو، هیچ [[یاوری]] جز خدا ندارد!»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا حَضَرَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ {{ع}} الْوَفَاةُ ضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِمَا أَوْصَانِي بِهِ أَبِي {{ع}} حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ قَالَ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ}} (الکافی، ج۲، ص۳۳۱، ح۵؛ الخصال، ص۱۶، ح۵۹).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۰.</ref> | [[ابو حمزه ثمالی]] از [[امام باقر]] {{ع}} اینگونه نقل میکند: چون هنگام [[وفات]] [پدرم] علی بن الحسین {{ع}} فرا رسید، مرا به سینهاش چسباند و سپس فرمود: «ای فرزند عزیزم! تو را به آنچه پدرم هنگام فرا رسیدن وفاتش به من وصیّت کرد، وصیّت میکنم، و نیز به آنچه پدرش به وی وصیّت کرده است». سپس فرمود: «ای پسر عزیزم! مبادا بر کسی [[ستم]] کنی که در برابر تو، هیچ [[یاوری]] جز خدا ندارد!»<ref>{{متن حدیث|لَمَّا حَضَرَ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ {{ع}} الْوَفَاةُ ضَمَّنِي إِلَى صَدْرِهِ ثُمَّ قَالَ يَا بُنَيَّ أُوصِيكَ بِمَا أَوْصَانِي بِهِ أَبِي {{ع}} حِينَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ وَ بِمَا ذَكَرَ أَنَّ أَبَاهُ أَوْصَاهُ بِهِ قَالَ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ ظُلْمَ مَنْ لَا يَجِدُ عَلَيْكَ نَاصِراً إِلَّا اللَّهَ}} (الکافی، ج۲، ص۳۳۱، ح۵؛ الخصال، ص۱۶، ح۵۹).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۰.</ref> | ||
== آخرین | == آخرین یاریخواهی امام {{ع}} برای اِتمام [[حجّت]] == | ||
در کتاب [[الملهوف (کتاب)|الملهوف]] آمده است: هنگامی که [[حسین]] {{ع}}، [[شهادت]] [[جوانان]] و محبوبانش را دید، | در کتاب [[الملهوف (کتاب)|الملهوف]] آمده است: هنگامی که [[حسین]] {{ع}}، [[شهادت]] [[جوانان]] و محبوبانش را دید، تصمیم گرفت که خود به میدان برود و ندا داد: «آیا مدافعی هست که از [[حرم]] [[پیامبر خدا]] {{صل}}، [[دفاع]] کند؟ آیا [[یکتاپرستی]] هست که در کار ما از [[خدا]] بترسد؟ آیا دادرسی هست که به خاطر خدا، به دادِ ما برسد؟ آیا [[یاری]] دهندهای هست که به خاطر خدا، ما را یاری دهد؟». پس صدای ناله [[زنان]] برخاست<ref>{{متن حدیث|لَمَّا رَأَى الْحُسَيْنُ {{ع}} مَصَارِعَ فِتْيَانِهِ وَ أَحِبَّتِهِ عَزَمَ عَلَى لِقَاءِ الْقَوْمِ بِمُهْجَتِهِ وَ نَادَى هَلْ مِنْ ذَابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللَّهِ {{صل}} هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخَافُ اللَّهَ فِينَا هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللَّهَ بِإِغَاثَتِنَا هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو مَا عِنْدَ اللَّهِ فِي إِعَانَتِنَا فَارْتَفَعَتْ أَصْوَاتُ النِّسَاءِ بِالْعَوِيلِ}} (الملهوف، ص۱۶۸؛ بحار الأنوار، ج۴۵، ص۴۶).</ref>.<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص ۶۰۱.</ref> | ||
== [[نبرد]] انفرادی [[امام]] {{ع}} با دشمنانش == | == [[نبرد]] انفرادی [[امام]] {{ع}} با دشمنانش == | ||