ولید بن عبدالملک: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
هر سه [[روز]] یا هر هفته یک بار و در [[ماه مبارک رمضان]] هفده مرتبه [[ختم قرآن]] را ختم میکرد<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۲.</ref>. | هر سه [[روز]] یا هر هفته یک بار و در [[ماه مبارک رمضان]] هفده مرتبه [[ختم قرآن]] را ختم میکرد<ref>ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۲.</ref>. | ||
بعد از [[مرگ]] عمویش [[عبدالعزیز]]، پدرش او را [[ولیعهد]] کرد و در روزی که پدرش درگذشت، در دِمَشق به عنوان [[خلیفه]] با او [[بیعت]] کردند. وی پیش از رفتن به [[منزل]]، به [[منبر]] رفت و در خطبهای [[سیاست]] داخلیاش را بیان کرد که مبتنی بر [[نرمش]] با [[اهل حق]] و [[فضیلت]] و تندی با مشکوکان و [[اقامه شعائر]] [[الهی]] بود. همچنین سیاست خارجیاش را بر پایه عملیات [[فتوح]] و توسعهطلبی تبیین کرد. سپس [[مردم]] را به [[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[جماعت]] فراخواند. پس از پایان [[خطبه]]، مردم با او بیعت کردند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ برای مطالعه متن ر. ک: ابنکثیر، البدایة و النهایه، ج۹، ص۷۰.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۴۵.</ref>. | بعد از [[مرگ]] عمویش [[عبدالعزیز]]، پدرش او را [[ولیعهد]] کرد و در روزی که پدرش درگذشت، در دِمَشق به عنوان [[خلیفه]] با او [[بیعت]] کردند. وی پیش از رفتن به [[منزل]]، به [[منبر]] رفت و در خطبهای [[سیاست]] داخلیاش را بیان کرد که مبتنی بر [[نرمش]] با [[اهل حق]] و [[فضیلت]] و تندی با مشکوکان و [[اقامه شعائر]] [[الهی]] بود. همچنین سیاست خارجیاش را بر پایه عملیات [[فتوح]] و توسعهطلبی تبیین کرد. سپس [[مردم]] را به [[اطاعت]] و [[پیروی]] از [[جماعت]] فراخواند. پس از پایان [[خطبه]]، مردم با او بیعت کردند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ برای مطالعه متن ر. ک: ابنکثیر، البدایة و النهایه، ج۹، ص۷۰.</ref>.<ref>[[محمد سهیل طقوش|طقوش، محمد سهیل]]، [[دولت امویان (کتاب)|دولت امویان]] ص۱۴۵.</ref>. | ||
==ولید بن عبدالملک== | ==ولید بن عبدالملک== | ||
نسخهٔ ۱۵ ژانویهٔ ۲۰۲۵، ساعت ۱۰:۱۶
این مقاله هماکنون در دست ویرایش است.
این برچسب در تاریخ 26 دی ۱۴۰۳ توسط کاربر:Bahmani برای جلوگیری از تعارض ویرایشی اینجا گذاشته شده است. اگر بیش از پنج روز از آخرین ویرایش مقاله میگذرد میتوانید برچسب را بردارید. در غیر این صورت، شکیبایی کرده و تغییری در مقاله ایجاد نکنید. |
آشنایی اجمالی
ولید فرزند عبدالملک بن مروان بن حکم بن عاص بن امیة بن عبدشمس بن عبدمناف، ابوالعباس اموی است. مادرش ولّاده، دختر عباس بن جزء بن حارث بن زهیر عبسی است. در سال ۵۰ / ۶۷۰ متولد شد. او پسر بزرگ عبدالملک است[۱].
پدرش توجه ویژهای به او داشت و او را به دلیل تلفظ نادرست عربی و رعایت نکردن قواعد نحوی، به فراگیری زبان عربی فصیح تشویق میکرد. عبدالملک گروهی از نحویها را پیرامون او جمع کرد. آنان یک سال و به قولی شش ماه با او بودند؛ اما او در پایان کار، جاهلتر از گذشته بود[۲]. ولید بسیار نیکوکار و پرهیزکار بود، قرآن را بسیار تلاوت میکرد.
هر سه روز یا هر هفته یک بار و در ماه مبارک رمضان هفده مرتبه ختم قرآن را ختم میکرد[۳]. بعد از مرگ عمویش عبدالعزیز، پدرش او را ولیعهد کرد و در روزی که پدرش درگذشت، در دِمَشق به عنوان خلیفه با او بیعت کردند. وی پیش از رفتن به منزل، به منبر رفت و در خطبهای سیاست داخلیاش را بیان کرد که مبتنی بر نرمش با اهل حق و فضیلت و تندی با مشکوکان و اقامه شعائر الهی بود. همچنین سیاست خارجیاش را بر پایه عملیات فتوح و توسعهطلبی تبیین کرد. سپس مردم را به اطاعت و پیروی از جماعت فراخواند. پس از پایان خطبه، مردم با او بیعت کردند[۴].[۵].
ولید بن عبدالملک
ولید بن عبدالملک پس از مرگ پدرش در نیمه شوّال سال ۸۶ هجری به خلافت رسید. وی دارای هیچگونه صفات شرافت و بزرگمنشی نبود که او را سزاوار خلافت نماید. بلکه وی صرفا فردی ستمگر و جبّار بود[۶]. وی حتّی از درست حرف زدن نیز بیبهره بوده است. وی در سخنرانی که در مسجد نبوی در مدینه انجام داد، اینچنین گفت: يا اهل المدينة (با ضمّ لام) در حالیکه قاعده ادبیات عرب اقتضا میکند که حرف لام با فتحه خوانده شود؛ زیرا بر حسب قواعد علم نحو منادای مضاف منصوب میشود.
او همچنین روزی در میان خطبهای گفت: يا ليتها كانت القاضية، و تاء را با ضمّه خواند. البتّه این آیه بیست و هفتم سوره حاقه است و معنای آن این است که ای کاش آن مرگ کار را تمام میکرد. عمر بن عبدالعزیز حاضر بود و گفت: و ما را از دست تو راحت مینمود[۷]. عبدالملک بن مروان در هنگام حیات خود، پسرش ولید را برای این غلطهای ادبی سرزنش کرد و به او گفت: کسی که نتواند به درستی به عربی سخن بگوید، نمیتواند والی و خلیفه عرب شود. به همین منظور عبدالملک عدّهای از دانشمندان علم نحو را جمع کرد و آنها را به همراه ولید در خانهای فرستاده دستور داد تا شش ماه او را تعلیم دهند. هنگامی که پس از گذشت شش ماه ولید از آن خانه خارج شد، از روزی که داخل آن خانه شده بود نادانتر بود[۸].
عمر بن عبدالعزیز در زمان حکومت خود درباره ولید اینگونه سخن گفته و از او به بدی یاد کرده است: همانا که ولید از کسانی بود که زمین از وجودش پر از ظلم و جور شده بود[۹]. تاریخنویسان آوردهاند که: ولید بن عبدالملک بسیار ازدواج میکرد و بسیار طلاق میداد؛ چراکه گفتهشده: او جدای از کنیزکانی که داشت، شصت و سه زن را به عقد خود درآورد[۱۰]. در زمان ولید بن عبدالملک بود که حجاج بن یوسف ثقفی خونآشام معروف، سعید بن جبیر دانشمند بزرگ تابعی را ظالمانه به قتل رسانید و قتل سعید بن جبیر از حوادث بزرگی بود که عالم اسلام را وحشتزده کرد.
مدّت خلافت ولید بن عبدالملک نه سال و هفت ماه بود. وی در مکانی به نام دیر مروان در سال ۹۶ هجری و در سنّ چهل و پنج سالگی دار فانی را وداع گفت[۱۱].[۱۲]
منابع
پانویس
- ↑ ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۱. مترجم: ولید جباری لجوج و ستمگری نابهکار و زشترویی کمسواد بود؛ ر. ک: یعقوبی، تاریخ الیعقوبی و مسعودی، مروج الذهب....
- ↑ ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۱.
- ↑ ابنکثیر، البدایة والنهایه، ج۹، ص۱۶۲.
- ↑ یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۰۴؛ برای مطالعه متن ر. ک: ابنکثیر، البدایة و النهایه، ج۹، ص۷۰.
- ↑ طقوش، محمد سهیل، دولت امویان ص۱۴۵.
- ↑ تاریخ الخلفاء، ص۲۲۳.
- ↑ تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۳۸.
- ↑ تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۳۸.
- ↑ سیوطى، تاریخ الخلفاء، ص۲۲۳.
- ↑ الانافه فى معاصر الخلافه، ج۱، ص۱۳۳.
- ↑ تاریخ ابن اثیر، ج۴، ص۱۳۸.
- ↑ حکیم، سید منذر، پیشوایان هدایت ج۷، ص ۱۰۶.