بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
{{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}} «داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور [[و]] برشان روشن شد، [[خداوند]] روشناییشان را ببرد و آنان را در تاریکیها که چیزی نمیبینند رها کند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۷؛ {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و داستان ([[بخشش]]) کسانی که داراییهای خود را در جستوجوی [[خشنودی خداوند]] و برای [[استواری]] ([[نیّت]] خالصانۀ) خودشان میبخشند، همچون باغساری بر پشتهوارهای است که بارانی تند -و اگر نه بارانی تند،بارانی نرمریز- بدان برسد و میوههایش را دوچندان کند و [[خداوند]] به آنچه انجام میدهید بیناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۶۵. {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اگر میخواستیم (جایگاه) او را با آن [[آیات]] فرا میبردیم اما او به دنیاگرایید و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] کرد؛ ازاینرو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی لهله میزند و اگر او را وانهی (باز) لهله میزند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را [[دروغ]] شمردند پس این داستان را بازگوی باشد که آنان بیندیشند» [[سوره اعراف]]، آیه ۱۷۶؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «جز این نیست که داستان زندگانی این [[جهان]] مانند آبی است که آن را از [[آسمان]] فرو فرستیم که رستنی (های) [[زمین]]- آنچه [[مردم]] و [[چارپایان]] از آن (ها) میخورند- با آن درآمیزد تا چون زمین زیورهای خود را برگیرد و [[آرایش]] یابد و مردم [[گمان]] کنند که بر آن (در بهرهگیری) [[توانایی]] دارند (ناگهان) «امر» ما شب یا [[روز]] در رسد و آن را چنان درویده بر جای نهیم که گویی [[روز]] پیش هیچ نبوده است؛ بدینگونه نشانههای خود را برای گروهی که میاندیشند روشن میداریم» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۲۴. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ}} «حکایت [[کردار]] آنان که به پروردگارشان [[کفر]] ورزیدند چون ([[توده]]) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آوردهاند چیزی در کف ندارند؛ این همان [[گمراهی]] ژرف است» [[سوره ابراهیم]]، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ * وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}} «آیا درنیافتهای که [[خداوند]] چگونه به کلمهای [[پاک]] مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر [[آسمان]] دارد * به [[اذن]] پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای [[مردم]] میزند باشد که [[پند]] گیرند * و مثل کلمهای [[پلید]] چون درختی پلید است که از روی [[زمین]] ریشهکن شده باشد، آن را هیچ [[پایداری]] نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۶. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}} «داستان کسانی که به جای خداوند سرورانی (به [[پرستش]]) گزیدند مانند آن عنکبوت است که خانهای بنا کرد و اگر میدانستند بیگمان سستترین [[خانهها]] [[خانه]] عنکبوت است» [[سوره عنکبوت]]، آیه ۴۱؛ {{متن قرآن|كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ}} «همانند مروارید فرو پوشیده» [[سوره واقعه]]، آیه ۲۳. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} «داستان آنان که (عمل به) [[تورات]] بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که [[آیات خداوند]] را [[دروغ]] شمردند بد (داستانی) است و [[خداوند]] گروه [[ستمگران]] را [[راهنمایی]] نمیکند» [[سوره جمعه]]، [[آیه]] ۵؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ * وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ}} «در آن [[روز]] [[مردم]] چون پروانگان پراکندهاند * و [[کوهها]] چون پشم رنگارنگ زدهاند» [[سوره قارعة]]، آیه ۴-۵.</ref> و در آیاتی چند نیز بر اهمیت و [[ضرورت]] استفاده از امثال تأکید کرده است<ref>از جمله نگاه کنید به: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}} «و بیگمان ما برای مردم در این قرآن از هر مثلی گوناگون آوردهایم امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}} «و بیگمان در این قرآن برای مردم از هر مثلی گوناگون آوردهایم و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴؛ {{متن قرآن|فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ}} «آنگاه ما زبردستتر از اینان را نابود کردیم و داستان پیشینیان (به تکرار) برگذشت» سوره زخرف، آیه ۸؛ {{متن قرآن|وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا}} «و برای همگان مثلها زدیم و همگان را یکسره نابود کردیم» سوره فرقان، آیه ۳۹.</ref>. | {{متن قرآن|مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَكَهُمْ فِي ظُلُمَاتٍ لَا يُبْصِرُونَ}} «داستان اینان، چون داستان کسانی است که آتشی برافروزند و همین که دور [[و]] برشان روشن شد، [[خداوند]] روشناییشان را ببرد و آنان را در تاریکیها که چیزی نمیبینند رها کند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۷؛ {{متن قرآن|وَمَثَلُ الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِيتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ}} «و داستان ([[بخشش]]) کسانی که داراییهای خود را در جستوجوی [[خشنودی خداوند]] و برای [[استواری]] ([[نیّت]] خالصانۀ) خودشان میبخشند، همچون باغساری بر پشتهوارهای است که بارانی تند -و اگر نه بارانی تند،بارانی نرمریز- بدان برسد و میوههایش را دوچندان کند و [[خداوند]] به آنچه انجام میدهید بیناست» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۲۶۵. {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}} «و اگر میخواستیم (جایگاه) او را با آن [[آیات]] فرا میبردیم اما او به دنیاگرایید و از [[هوای نفس]] خود [[پیروی]] کرد؛ ازاینرو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی لهله میزند و اگر او را وانهی (باز) لهله میزند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را [[دروغ]] شمردند پس این داستان را بازگوی باشد که آنان بیندیشند» [[سوره اعراف]]، آیه ۱۷۶؛ {{متن قرآن|إِنَّمَا مَثَلُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنْزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ وَالْأَنْعَامُ حَتَّى إِذَا أَخَذَتِ الْأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلًا أَوْ نَهَارًا فَجَعَلْنَاهَا حَصِيدًا كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالْأَمْسِ كَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآيَاتِ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «جز این نیست که داستان زندگانی این [[جهان]] مانند آبی است که آن را از [[آسمان]] فرو فرستیم که رستنی (های) [[زمین]]- آنچه [[مردم]] و [[چارپایان]] از آن (ها) میخورند- با آن درآمیزد تا چون زمین زیورهای خود را برگیرد و [[آرایش]] یابد و مردم [[گمان]] کنند که بر آن (در بهرهگیری) [[توانایی]] دارند (ناگهان) «امر» ما شب یا [[روز]] در رسد و آن را چنان درویده بر جای نهیم که گویی [[روز]] پیش هیچ نبوده است؛ بدینگونه نشانههای خود را برای گروهی که میاندیشند روشن میداریم» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۲۴. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ لَا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلَى شَيْءٍ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ}} «حکایت [[کردار]] آنان که به پروردگارشان [[کفر]] ورزیدند چون ([[توده]]) خاکستری است که در روزی بادخیز باد بر آن بوزد؛ از آنچه به چنگ آوردهاند چیزی در کف ندارند؛ این همان [[گمراهی]] ژرف است» [[سوره ابراهیم]]، آیه ۱۸؛ {{متن قرآن|أَلَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِي السَّمَاءِ * تُؤْتِي أُكُلَهَا كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ * وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ}} «آیا درنیافتهای که [[خداوند]] چگونه به کلمهای [[پاک]] مثل میزند که همگون درختی پاک است، ریشهاش پابرجاست و شاخهاش سر بر [[آسمان]] دارد * به [[اذن]] پروردگارش هر دم بر خود را میدهد و خداوند مثلها را برای [[مردم]] میزند باشد که [[پند]] گیرند * و مثل کلمهای [[پلید]] چون درختی پلید است که از روی [[زمین]] ریشهکن شده باشد، آن را هیچ [[پایداری]] نیست» سوره ابراهیم، آیه ۲۴-۲۶. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ}} «داستان کسانی که به جای خداوند سرورانی (به [[پرستش]]) گزیدند مانند آن عنکبوت است که خانهای بنا کرد و اگر میدانستند بیگمان سستترین [[خانهها]] [[خانه]] عنکبوت است» [[سوره عنکبوت]]، آیه ۴۱؛ {{متن قرآن|كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَكْنُونِ}} «همانند مروارید فرو پوشیده» [[سوره واقعه]]، آیه ۲۳. {{متن قرآن|مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْرَاةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوهَا كَمَثَلِ الْحِمَارِ يَحْمِلُ أَسْفَارًا بِئْسَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}} «داستان آنان که (عمل به) [[تورات]] بر دوش آنها نهاده شد اما زیر بار آن نرفتند همچون داستان درازگوشی است بر او کتابی چند؛ داستان آن گروه که [[آیات خداوند]] را [[دروغ]] شمردند بد (داستانی) است و [[خداوند]] گروه [[ستمگران]] را [[راهنمایی]] نمیکند» [[سوره جمعه]]، [[آیه]] ۵؛ {{متن قرآن|يَوْمَ يَكُونُ النَّاسُ كَالْفَرَاشِ الْمَبْثُوثِ * وَتَكُونُ الْجِبَالُ كَالْعِهْنِ الْمَنْفُوشِ}} «در آن [[روز]] [[مردم]] چون پروانگان پراکندهاند * و [[کوهها]] چون پشم رنگارنگ زدهاند» [[سوره قارعة]]، آیه ۴-۵.</ref> و در آیاتی چند نیز بر اهمیت و [[ضرورت]] استفاده از امثال تأکید کرده است<ref>از جمله نگاه کنید به: {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا لِلنَّاسِ فِي هَذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا}} «و بیگمان ما برای مردم در این قرآن از هر مثلی گوناگون آوردهایم امّا بیشتر مردم جز سر ناسپاسی ندارند» سوره اسراء، آیه ۸۹؛ {{متن قرآن|وَلَقَدْ صَرَّفْنَا فِي هَذَا الْقُرْآنِ لِلنَّاسِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ وَكَانَ الْإِنْسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا}} «و بیگمان در این قرآن برای مردم از هر مثلی گوناگون آوردهایم و آدمی از هر چیزی پرخاشگرتر است» سوره کهف، آیه ۵۴؛ {{متن قرآن|فَأَهْلَكْنَا أَشَدَّ مِنْهُمْ بَطْشًا وَمَضَى مَثَلُ الْأَوَّلِينَ}} «آنگاه ما زبردستتر از اینان را نابود کردیم و داستان پیشینیان (به تکرار) برگذشت» سوره زخرف، آیه ۸؛ {{متن قرآن|وَكُلًّا ضَرَبْنَا لَهُ الْأَمْثَالَ وَكُلًّا تَبَّرْنَا تَتْبِيرًا}} «و برای همگان مثلها زدیم و همگان را یکسره نابود کردیم» سوره فرقان، آیه ۳۹.</ref>. | ||
از شیوههایی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[سیره آموزشی]] خویش فراوان به کار گرفته است و جایگاهی ویژه در [[ادبیات]] [[نبوی]] دارد، ابداعها و ابتکارهای زیبای آن حضرت در استفاده هنرمندانه از | از شیوههایی که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[سیره آموزشی]] خویش فراوان به کار گرفته است و جایگاهی ویژه در [[ادبیات]] [[نبوی]] دارد، ابداعها و ابتکارهای زیبای آن حضرت در استفاده هنرمندانه از تشبیه و [[تمثیل]]، در بیان [[آموزههای اخلاقی]] و [[دینی]] است. | ||
آن حضرت برای نزدیک ساختن مطالب عالی به افق [[فهم]] و [[درک]] مخاطبان به فراوانی از [[صنعت]] تمثیل بهره جسته است. | آن حضرت برای نزدیک ساختن مطالب عالی به افق [[فهم]] و [[درک]] مخاطبان به فراوانی از [[صنعت]] تمثیل بهره جسته است. | ||
آنجا که مطلبی به دلیل غموض و ابهام درخور درک [[عوام]] نیست و یا معانی مجرد، در تنگنای ظرف حروف و کلمات نمیگنجد<ref>معانی هرگز اندر حرف ناید *** که بحر قلزم اندر ظرف ناید (گلشن راز، بیت ۵۳)</ref>، با بهرهگیری از [[زیباترین]] تمثیلات، [[مشتاقان]] [[محروم]] را «[[رزق]] معلوم» و [[نیازمندان]] [[تعلیم و تربیت]] را «[[رحیق مختوم]]» میچشاند. | آنجا که مطلبی به دلیل غموض و ابهام درخور درک [[عوام]] نیست و یا معانی مجرد، در تنگنای ظرف حروف و کلمات نمیگنجد<ref>معانی هرگز اندر حرف ناید *** که بحر قلزم اندر ظرف ناید (گلشن راز، بیت ۵۳)</ref>، با بهرهگیری از [[زیباترین]] تمثیلات، [[مشتاقان]] [[محروم]] را «[[رزق]] معلوم» و [[نیازمندان]] [[تعلیم و تربیت]] را «[[رحیق مختوم]]» میچشاند. | ||
[[حقیقت]] آن است که دامنۀ این تمثیلات و کثرت و تنوع تشبیهات [[نبوی]] که عموماً متصف به اصالت و اصابت معنا و ایجاز و حسن | [[حقیقت]] آن است که دامنۀ این تمثیلات و کثرت و تنوع تشبیهات [[نبوی]] که عموماً متصف به اصالت و اصابت معنا و ایجاز و حسن تشبیه است، چندان وسیع و گسترده است که بررسی آنها تحقیقی مستقل و مجالی جدای از این مقال میطلبد. | ||
از [[صدر اسلام]] تا عصر حاضر، تلاشهای معتنابهی در این باره صورت پذیرفته که بر ارباب [[بصیرت]] پوشیده نیست. | از [[صدر اسلام]] تا عصر حاضر، تلاشهای معتنابهی در این باره صورت پذیرفته که بر ارباب [[بصیرت]] پوشیده نیست. | ||
«درباره عبدالله پسر [[عمرو بن عاص]] آوردهاند که یک هزار [[حدیث]]، مشتمل بر هزار [[مَثَل]] از [[رسول خدا]] [[حفظ]] کرده بوده است. حسن بن عبدالله العسکری نیز در کتاب الامثال، هزار حدیث حاوی هزار مَثَل از [[کلام پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} نقل کرده است»<ref>حیاة الحیوان الکبری، ج۱، ص۱۴ (الاسد)؛ رامهرمزی، امثال الحدیث، ج۱، ص۹.</ref>. | «درباره عبدالله پسر [[عمرو بن عاص]] آوردهاند که یک هزار [[حدیث]]، مشتمل بر هزار [[مَثَل]] از [[رسول خدا]] [[حفظ]] کرده بوده است. حسن بن عبدالله العسکری نیز در کتاب الامثال، هزار حدیث حاوی هزار مَثَل از [[کلام پیامبر]] [[خدا]]{{صل}} نقل کرده است»<ref>حیاة الحیوان الکبری، ج۱، ص۱۴ (الاسد)؛ رامهرمزی، امثال الحدیث، ج۱، ص۹.</ref>. | ||
| خط ۳۰: | خط ۳۰: | ||
حضرت در تشبیهی [[بدیع]]، [[الفت]] و [[نفرت]] [[مردم]] را به یکدیگر، که برخاسته از تجانس و تنافر [[روحیات]] ایشان است، چنین به تصویر میکشد: | حضرت در تشبیهی [[بدیع]]، [[الفت]] و [[نفرت]] [[مردم]] را به یکدیگر، که برخاسته از تجانس و تنافر [[روحیات]] ایشان است، چنین به تصویر میکشد: | ||
{{متن حدیث|الْأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۱۰، ص۲۷۳. | {{متن حدیث|الْأَرْوَاحُ جُنُودٌ مُجَنَّدَةٌ فَمَا تَعَارَفَ مِنْهَا ائْتَلَفَ وَ مَا تَنَاكَرَ مِنْهَا اخْتَلَفَ}}<ref>من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ [[مجمع الزوائد]]، ج۱۰، ص۲۷۳. | ||
چنانکه پیداست در | چنانکه پیداست در تشبیه بالا نیز مانند {{متن حدیث|الصَّوْمُ جُنَّةٌ}} و بسیاری تشبیهات دیگر حضرت، با حذف ادات تشبیه و وجه شبه آمده است که آن را اصطلاحاً، «تشبیه بلیغ» خوانند.</ref>؛ | ||
دل و [[روح]] مردم، چون لشکری [[بسیج]] شده است؛ روحهای آشنا و هم سنخ به یکدیگر گرایند و روحهای ناآشنا و ناهمگون با هم [[اختلاف]] یابند. | دل و [[روح]] مردم، چون لشکری [[بسیج]] شده است؛ روحهای آشنا و هم سنخ به یکدیگر گرایند و روحهای ناآشنا و ناهمگون با هم [[اختلاف]] یابند. | ||
ایشان گاه نیز از مقایسه و مقارنه میان دو مفهوم بهره میجست. | ایشان گاه نیز از مقایسه و مقارنه میان دو مفهوم بهره میجست. | ||