اهل حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۱۷ اوت ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷: خط ۷:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
* اهل حدیث و شخص [[احمد بن حنبل]]، از اولین و بلکه بنیان‌گذار برخی از فرقه‌های [[اهل سنت]] است به خصوص برخی [[عقاید]] این [[فرقه]] بعدها سنگ بنای مسلک [[کلامی]] [[فرقه]] [[اشعری]] قرار گرفت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱.</ref>.
* [[اهل حدیث]] و شخص [[احمد بن حنبل]]، از اولین و بلکه بنیان‌گذار برخی از فرقه‌های [[اهل سنت]] است به خصوص برخی [[عقاید]] این [[فرقه]] بعدها سنگ بنای مسلک [[کلامی]] فرقه [[اشعری]] قرار گرفت<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۸۱.</ref>.


== پیدایش ==
== پیدایش ==
* جریان "اهل حدیث" در آغاز به عنوان یک جریان [[فقهی]] در مقابل [[اهل رأی]] و [[قیاس]] و بیشتر میان فقهای [[مدینه]] به‌خصوص [[ابوحنیفه]] بود. شخص [[احمد بن حنبل]] نیز در واقع [[محدث]] بود و به [[ظواهر]] [[قرآن]] و [[احادیث]] [[تمسک]] می‌‌کرد. با توجه به ویژگی‌های [[تاریخی]] اهل حدیث، آنها با القابی مانند [[حشویه]]، مشبهه، مالکیه و شافعیه یاد شده‌اند<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>.
* جریان "اهل حدیث" در آغاز به عنوان یک جریان [[فقهی]] در مقابل [[اهل رأی]] و [[قیاس]] و بیشتر میان [[فقهای مدینه]] به‌خصوص [[ابوحنیفه]] بود. شخص احمد بن حنبل نیز در واقع [[محدث]] بود و به [[ظواهر قرآن]] و [[احادیث]] [[تمسک]] می‌‌کرد. با توجه به ویژگی‌های [[تاریخی]] اهل حدیث، آنها با القابی مانند [[حشویه]]، مشبهه، مالکیه و شافعیه یاد شده‌اند<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>.
* آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفته‌اند؛ زیرا [[رأی]] و [[قیاس]] را به کار نمی‌گرفتند و می‌‌گفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست [[قیاس]] کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>.
* آنها را [[اصحاب]] [[حدیث]] و اثر هم گفته‌اند؛ زیرا [[رأی]] و قیاس را به کار نمی‌گرفتند و می‌‌گفتند باید از آنچه از [[پیامبر]]، [[صحابه]] و [[تابعین]] در [[حلال و حرام]] به ما رسیده است، [[پیروی]] کنیم و سزاوار نیست قیاس کنیم<ref>ابوحاتم رازی، الزینه، ج۳، ص۴۳.</ref>.
* از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا قرن هفتم به همان معنای لغوی آن به کار می‌‌رفت و بیشتر بر علمای قرن دوم و سوم اطلاق می‌‌شد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم ابن‌تیمیه آن را به معنای اخذ [[عقاید]] از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابن‌تیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در قرن دوازدهم نیز [[محمد بن عبدالوهاب]] دوباره [[تفکر]] [[احمد بن حنبل]] و ابن‌تیمیه را عملاً [[احیا]] و اجرایی نمود و [[وهابیت]] خود را [[سلفی]] نامیدند<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۱-۲۸۲.</ref>.
* از [[قرن سوم]] به بعد درباره آنها واژه [[سلف]] وارد شد که تا [[قرن هفتم]] به همان معنای لغوی آن به کار می‌‌رفت و بیشتر بر علمای [[قرن دوم]] و سوم اطلاق می‌‌شد<ref>انجمن علمی ادیان و مذاهب، آشنایی با فرق تسنن، ص۹۲.</ref>، تا اینکه در قرن هفتم [[ابن‌تیمیه]] آن را به معنای اخذ عقاید از [[نصوص]] و عدم [[برتری]] [[عقل]] بر [[نص]] تعریف کرد<ref>ابن‌تیمیه، الفتاوی الکبری، ج۲، ص۴۱.</ref>. در [[قرن دوازدهم]] نیز محمد بن [[عبدالوهاب]] دوباره [[تفکر]] احمد بن حنبل و ابن‌تیمیه را عملاً [[احیا]] و اجرایی نمود و [[وهابیت]] خود را [[سلفی]] نامیدند<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۸۱-۲۸۲.</ref>.


== نقل احادیث [[پیامبر خاتم]] ==
== نقل [[احادیث پیامبر]] خاتم ==
===در قرن اول هجری ===
===در [[قرن اول هجری]] ===
[[سنت]] از نگاه اهل سنت به معنی [[استنباط]] [[احکام شرعی]] توسط قول، فعل و تقریر [[پیامبر]] است، اما در نزد [[شیعه]] قول، فعل و تقریر [[معصوم]] ([[پیامبر]] و [[اهل بیت]] {{ع}} به عنوان یکی از ادلۀ [[استنباط]] [[احکام شرعی]] شمرده شده است.
[[سنت]] از نگاه اهل سنت به معنی [[استنباط احکام شرعی]] توسط قول، فعل و [[تقریر پیامبر]] است، اما در نزد [[شیعه]] قول، فعل و [[تقریر معصوم]] (پیامبر و [[اهل بیت]]{{ع}} به عنوان یکی از ادلۀ [[استنباط احکام شرعی]] شمرده شده است.


نقل احادیث [[پیامبر]] تا قرن اول توسط صحابۀ [[پیامبر]] انجام می‌‌شد که [[صحابه]] [[مرجع]] نقل حدیث [[تابعین]] بودند.
نقل [[احادیث پیامبر]] تا [[قرن اول]] توسط صحابۀ [[پیامبر]] انجام می‌‌شد که [[صحابه]] [[مرجع]] [[نقل حدیث]] [[تابعین]] بودند.


در موضوعاتی که سخنی از [[قرآن]] یا [[پیامبر]] {{صل}} وجود نداشت و این امر موجب [[اختلاف]] می‌‌شد، [[تابعین]] آرای [[صحابه]] را به عنوان مستند خود می‌‌پذیرفتند. به این ترتیب نظر [[تابعین]] برای تابعینِ [[تابعین]] [[حجت]] بود. این فتاوا و اقوال [[تابعین]] را (اثر) نامگذاری کردند که از لحاظ رتبه و اعتبار پس از حدیث نبوی قرار دارد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳.</ref>.
در موضوعاتی که سخنی از [[قرآن]] یا پیامبر{{صل}} وجود نداشت و این امر موجب [[اختلاف]] می‌‌شد، تابعین آرای صحابه را به عنوان مستند خود می‌‌پذیرفتند. به این ترتیب نظر تابعین برای تابعینِ تابعین [[حجت]] بود. این فتاوا و اقوال تابعین را (اثر) نامگذاری کردند که از لحاظ رتبه و اعتبار پس از [[حدیث نبوی]] قرار دارد<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۸۳.</ref>.


=== در قرن دوم هجری ===
=== در [[قرن دوم هجری]] ===
از قرن دوم [[تدوین حدیث]] آغاز شد و [[مکتب]] حدیث‌گرایی پدید آمد. از [[رهبران]] این گروه می‌‌توان به [[محمد بن ادریس شافعی]] و [[احمد بن حنبل]] اشاره کرد. با شروع [[تدوین حدیث]]، این نگرش پدیدار شد که با وجود [[احادیث]] مرفوع (نبودن تمام راویان حدیث در یک [[حدیث]]) دلیلی برای توجه به آثار [[صحابه]] و [[تابعین]] وجود ندارد، چنانکه [[شافعی]] [[سنت]] را فقط قول، فعل و تقریر [[پیامبر]] {{صل}} معنا کرد و قول [[صحابه]] و [[تابعین]] را از تعریف [[سنت]] خارج کرد و تنها [[حدیث]] مرفوع را نماینده [[سنت]] دانست، همچنین [[احمد بن حنبل]] نیز [[سنت]] را به آثار [[رسول خدا]] {{صل}} [[تفسیر]] کرده است<ref>زمرلی، عقائد ائمه السالف، ص۱۹. </ref>.<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳. </ref>
از [[قرن دوم]] [[تدوین حدیث]] آغاز شد و [[مکتب]] حدیث‌گرایی پدید آمد. از [[رهبران]] این گروه می‌‌توان به [[محمد بن ادریس شافعی]] و [[احمد بن حنبل]] اشاره کرد. با شروع تدوین حدیث، این نگرش پدیدار شد که با وجود [[احادیث]] مرفوع (نبودن تمام [[راویان حدیث]] در یک [[حدیث]]) دلیلی برای توجه به آثار صحابه و تابعین وجود ندارد، چنانکه [[شافعی]] [[سنت]] را فقط قول، فعل و [[تقریر پیامبر]]{{صل}} معنا کرد و قول صحابه و تابعین را از تعریف [[سنت]] خارج کرد و تنها [[حدیث مرفوع]] را [[نماینده]] سنت دانست، همچنین احمد بن حنبل نیز سنت را به آثار [[رسول خدا]]{{صل}} [[تفسیر]] کرده است<ref>زمرلی، عقائد ائمه السالف، ص۱۹. </ref>.<ref>ر.ک: مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۸۳. </ref>


=== دوران جدید [[اهل حدیث]] ===
=== دوران جدید [[اهل حدیث]] ===
بعد از واقعه محنت (واقعه‌ای که [[قرآن]] را حادث و مخلوق می‌‌دانستند) [[اهل حدیث]]، خود را اهل سنت و مخالفین خود را [[اهل]] [[بدعت]] نامیدند؛ عنوان [[اهل]] [[بدعت]] شامل تمام فرق [[شیعه]] و غیر شیعه می‌‌شد. در [[حقیقت]] [[اهل حدیث]] [[معتقد]] بودند معنای [[اهل حدیث]] چیزی غیر از اهل سنت نیست به نحوی که بعد از نهادینه شدن این نظریه، معتبرین کتاب‌های اهل سنت به نام [[صحاح سته]] که بر [[احادیث]] [[پیامبر]] {{صل}} تأکید داشت به نگارش درآمد.
بعد از [[واقعه محنت]] (واقعه‌ای که قرآن را حادث و مخلوق می‌‌دانستند) اهل حدیث، خود را [[اهل سنت]] و [[مخالفین]] خود را [[اهل بدعت]] نامیدند؛ عنوان اهل بدعت شامل تمام فرق [[شیعه]] و [[غیر شیعه]] می‌‌شد. در [[حقیقت]] اهل حدیث [[معتقد]] بودند معنای اهل حدیث چیزی غیر از اهل سنت نیست به نحوی که بعد از نهادینه شدن این نظریه، معتبرین کتاب‌های اهل سنت به نام [[صحاح سته]] که بر [[احادیث پیامبر]]{{صل}} تأکید داشت به [[نگارش]] درآمد.


پس از [[اهل حدیث]]، [[ابوالحسن اشعری]] که خود را پیرو [[احمد بن حنبل]] می‌نامید، خود را اهل سنت نامید و به ترویج این نام همراه با گسترش [[مکتب]] [[اشعری]] پرداخت. پس از او ابومنصور ماتریدی در شرق [[جهان اسلام]] [[ظهور]] کرد و او نیز خود را اهل سنت نامید<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳. </ref>.
پس از اهل حدیث، [[ابوالحسن اشعری]] که خود را پیرو احمد بن حنبل می‌نامید، خود را [[اهل سنت]] نامید و به [[ترویج]] این نام همراه با گسترش [[مکتب اشعری]] پرداخت. پس از او ابومنصور [[ماتریدی]] در شرق [[جهان اسلام]] ظهور کرد و او نیز خود را [[اهل سنت]] نامید<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۸۳. </ref>.


== روش [[فهم دین]] ==
== [[روش فهم دین]] ==
* اهل حدیث در [[کشف]] [[احکام]] در درجه اول به [[قرآن]] [[رجوع]] می‌‌کردند؛ اگر [[حکم]] مسئله را در [[قرآن]] نمی‌یافتند، به [[حدیث]] [[پیغمبر]] مراجعه می‌‌کردند؛ اگر [[احادیث]] مختلف بود، به ترجیح [[احادیث]] از نظر [[راویان]] [[سند]] می‌‌پرداختند. اگر [[حکم]] مسئله را در [[حدیث]] نمی‌یافتند یا ترجیحی در میان [[احادیث]] مختلف به دست نمی‌آوردند، به اقوال و فتاوای [[صحابه]] [[رجوع]] می‌‌کردند و اگر از این راه هم طرفی نمی‌بستند، کوشش می‌‌کردند به‌نحوی از اشاراتی که در [[نصوص]] هست، استفاده کنند.
* [[اهل حدیث]] در [[کشف]] [[احکام]] در درجه اول به [[قرآن]] [[رجوع]] می‌‌کردند؛ اگر [[حکم]] مسئله را در قرآن نمی‌یافتند، به [[حدیث]] [[پیغمبر]] مراجعه می‌‌کردند؛ اگر [[احادیث]] مختلف بود، به ترجیح احادیث از نظر [[راویان]] سند می‌‌پرداختند. اگر حکم مسئله را در حدیث نمی‌یافتند یا ترجیحی در میان احادیث مختلف به دست نمی‌آوردند، به اقوال و فتاوای [[صحابه]] رجوع می‌‌کردند و اگر از این راه هم طرفی نمی‌بستند، [[کوشش]] می‌‌کردند به‌نحوی از اشاراتی که در [[نصوص]] هست، استفاده کنند.
* آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در [[کشف]] [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و اشتباه می‌‌کند و روش اهل [[قیاس]] را نوعی [[افراط]] در [[رجوع]] به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به [[حدیث]] و به عبارت دیگر نوعی [[سطحی‌نگری]] در [[کشف]] [[مصالح]] واقعی تلقی می‌‌کردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است.
* آنها [[معتقد]] بودند [[اعتماد]] به [[رأی]] و [[قیاس]]، [[انسان]] را در کشف [[احکام شرعی]] دچار [[انحراف]] و [[اشتباه]] می‌‌کند و روش [[اهل]] قیاس را نوعی [[افراط]] در رجوع به [[عقل]] و کوتاهی در اخذ به حدیث و به عبارت دیگر نوعی [[سطحی‌نگری]] در کشف [[مصالح]] [[واقعی]] تلقی می‌‌کردند. اهل حدیث بر آن بودند که بنای کار [[شرع]] بر جمع متفرقات و تفریق مجتمعات است که از سطح [[عقول]] عادی به دور است.
* آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، تعمق، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه [[دلیل]] منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه اندیشیدن در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاین‌رو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از [[کلام]] معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با [[منطق]] و [[فلسفه]] مخالفند.
* آنها در مسائل مربوط به [[اصول دین]]، مانند مسائل [[فروع دین]]، اهل [[تسلیم]] و [[تعبد]] بوده و مخالف هر نوع [[تفکر]]، [[تعمق]]، [[استدلال]] و [[منطق]] بودند. اهل حدیث معتقدند لزومی ندارد درباره اینکه مثلاً [[عدل]] چیست و به چه دلیل منطقی [[خداوند]] [[عادل]] است، بیندیشیم؛ بلکه [[اندیشیدن]] در این امور [[بدعت]] و [[حرام]] است. ازاین‌رو [[حنابله]] به طور کلی با [[کلام]] اعم از کلام معتزلی یا [[اشعری]]، چه رسد به [[شیعی]]، و به طریق اولی با منطق و [[فلسفه]] مخالفند.
* [[مالک بن انس]] و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و کاوش را در مسائل [[اعتقادی]] غیر جایز می‌‌شمرند. [[جلال‌الدین سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام [[صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام]] نگاشته است. [[ابن‌ تیمیه حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم مجالست با اهل [[کلام]] [[فتوا]] می‌داد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام فرقه‌های [[اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعت‌گذار]] می‌‌دانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۲.</ref>.
* مالک بن انس و [[احمد بن حنبل]]، از [[ائمه]] اهل حدیث، هرگونه بحث و [[کاوش]] را در [[مسائل اعتقادی]] غیر جایز می‌‌شمرند. جلال‌الدین [[سیوطی]]، یکی از [[دانشمندان]] اهل حدیث نیز کتابی به نام صون المنطق و الکلام عن المنطق و الکلام نگاشته است. ابن‌ تیمیه [[حنبلی]] نیز به [[حرمت]] [[کلام]] و [[منطق]] [[فتوا]] داده است<ref>مطهری، عدل الهی، ص۳۳ - ۳۱ و ۵۰ - ۴۹؛ همو، آشنایی با علوم اسلامی، ج۲، ص۲۶.</ref>؛ حتی [[احمد بن حنبل]] به عدم [[مجالست]] با [[اهل]] [[کلام]] [[فتوا]] می‌داد<ref>جواد الرومی، بین محنة الدین و الدنیا، ص۲۹۶.</ref> و تمام [[فرقه‌های اسلامی]] مانند [[شیعه]]، [[معتزله]]، [[مرجئه]] و [[خوارج]] را [[بدعت‌گذار]] می‌‌دانست و بر آن بود که [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست<ref>ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴.</ref><ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۲۸۲.</ref>.


== [[اصول اعتقادی]] ==
== [[اصول اعتقادی]] ==
* برخی از دیدگاه‌های [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و اهل حدیث به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>:
* برخی از دیدگاه‌های [[اعتقادی]] [[احمد بن حنبل]]<ref>طرح اصول شده اعتقادی احمد بن حنبل از این جهت اهمیت دارد که بعدها به عنوان اصول اهل سنت و جماعت پذیرفته شد.</ref> و [[اهل حدیث]] به این بیان است<ref>سبحانی، بحوث فی الملل و النحل، ج۱، ص۱۶۶ - ۱۶۰؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه کلام اسلامی، مدخل اهل حدیث؛ ابوحبیب، السیرة و المذهب، ص۳۰۴ به بعد.</ref>:
# [[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان می‌باشد.
# [[ایمان]]، قول و عمل و [[نیت]] است و قابل ازدیاد و نقصان می‌باشد.
# همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا و قدر الهی]] گریزی نیست.
# همه [[افعال]] خوب و بد [[انسان]] از سر [[قضا و قدر الهی]] است. از [[قضا]] و قدر [[الهی]] گریزی نیست.
# [[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است.
# [[قرآن]] مخلوق نیست و قدیم است و هرکس غیر از این [[اعتقاد]] داشته باشد، [[کافر]] است.
# خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد
# خروج بر [[سلطان]] [[جامعه اسلامی]] جایز نیست، حتی اگر [[جائر]] باشد
# [[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است.
# [[خلافت]] و [[امامت]] تا [[قیامت]] از آن [[قریش]] است.
# [[التزام]] به ظاهر صفات خبری بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاین‌رو [[مؤمنین]] در [[قیامت]] [[خدا]] را با چشم سر می‌‌بینند؛ همان‌گونه که [[انسان]] ماه شب چهارده را می‌‌بیند و [[بندگان]] با [[خدا]] در [[قبر]] و [[قیامت]] سخن می‌‌گویند.
# [[التزام]] به ظاهر [[صفات خبری]] بدون [[تأویل]] و کیف و [[تشبیه]]؛ ازاین‌رو [[مؤمنین]] در قیامت [[خدا]] را با [[چشم سر]] می‌‌بینند؛ همان‌گونه که انسان ماه شب چهارده را می‌‌بیند و [[بندگان]] با خدا در [[قبر]] و قیامت[[سخن]] می‌‌گویند.
# [[بهشت و جهنم]] مخلوقند و منکر آنها منکر [[قرآن]] است.
# [[بهشت و جهنم]] مخلوقند و منکر آنها منکر قرآن است.
# [[فرقه‌های شیعه]]، [[قدریه]]، [[مرجئه]]، [[خوارج]]، [[معتزله]] و [[جهمیه]]، بدعت‌گذاراند و [[نماز]] پشت سر آنها جایز نیست.<ref>[[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص ۲۸۳.</ref>.
# [[فرقه‌های شیعه]]، [[قدریه]]، مرجئه، خوارج، معتزله و [[جهمیه]]، بدعت‌گذاراند و نماز پشت سر آنها جایز نیست.<ref>مسلم محمدی|محمدی، مسلم، فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام، ص۲۸۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۲۹٬۶۸۱

ویرایش