|
|
| خط ۳۸: |
خط ۳۸: |
| در دوره [[مروانیان]]، ابتدا شخصی با نام [[طارق]] بن عمرو از [[موالی]] [[عثمان]] و سپس حجاج بر [[مدینه]] و [[مکه]] حکومت کرد. با رفتن وی به [[عراق]]، مدینه در [[اختیار]] افرادی از [[خاندان اموی]] از جمله ایان عثمان [[عفان]]، [[هشام بن اسماعیل بن ولید بن مغیره]] و [[عمر ابن عبدالعزیز]] درآمد که این آخری از سال ۸۷ تا ۹۳ بر این شهر حکومت کرد. در همین دوره بود که مسجدالنی{{صل}} و بسیاری از [[مساجد]] کوچک دیگر این شهر به دستور ولید بازسازی شد. | | در دوره [[مروانیان]]، ابتدا شخصی با نام [[طارق]] بن عمرو از [[موالی]] [[عثمان]] و سپس حجاج بر [[مدینه]] و [[مکه]] حکومت کرد. با رفتن وی به [[عراق]]، مدینه در [[اختیار]] افرادی از [[خاندان اموی]] از جمله ایان عثمان [[عفان]]، [[هشام بن اسماعیل بن ولید بن مغیره]] و [[عمر ابن عبدالعزیز]] درآمد که این آخری از سال ۸۷ تا ۹۳ بر این شهر حکومت کرد. در همین دوره بود که مسجدالنی{{صل}} و بسیاری از [[مساجد]] کوچک دیگر این شهر به دستور ولید بازسازی شد. |
| [[شهر مدینه]] تا سال ۱۳۰ در اختیار امویان بود. در این سال که [[خوارج]] [[قدرت]] یافتند، شهر مدینه در اختیار چند تن از خوارج مانند [[ابوحمزه خارجی]] [[اباضی]] و [[مفضل]] اباضی خارجی قرار گرفت. امویان در سال ۱۳۱ بر مدینه چیره شدند، اما سلسله آنان در [[سال ۱۳۲ هجری]] ساقط شد<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۵۷.</ref>. | | [[شهر مدینه]] تا سال ۱۳۰ در اختیار امویان بود. در این سال که [[خوارج]] [[قدرت]] یافتند، شهر مدینه در اختیار چند تن از خوارج مانند [[ابوحمزه خارجی]] [[اباضی]] و [[مفضل]] اباضی خارجی قرار گرفت. امویان در سال ۱۳۱ بر مدینه چیره شدند، اما سلسله آنان در [[سال ۱۳۲ هجری]] ساقط شد<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، مشعر، ص۱۸۹.</ref>.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۸۵۷.</ref>. |
|
| |
| ==یثرب==
| |
| پیش از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینة النبی]]، این [[شهر یثرب]] نام داشت.
| |
| به جز [[قبایل]] [[یهود]] و [[اعرابی]] که در یثرب ساکن بودند، تعدادی از [[اعراب]] نیز از «[[یمن]]» و جنوب شبه [[جزیره]] [[مهاجرت]] کرده و در سرزمینهای شمالی از جمله «یثرب» و «[[غسان]]» ساکن شدند.
| |
| [[مردم یثرب]] به [[کعبه]] [[احترام]] میگذاشتند و همه ساله برای [[طواف]] آن و [[عبادت بتها]] به [[مکه]] میآمدند. به علاوه [[بازارهای مکه]] نیز انگیزهای بود تا آنان به مکه بیایند و روابطی با [[قریش]] داشته باشند. از زمانی که [[پیامبر]]{{صل}} [[دعوت]] خویش را آشکار کرد و [[آیات قرآنی]] در میان [[مردم]] انتشار یافت، [[اهل یثرب]] به دلیل همین رفت و آمدها، کم و بیش با آن آشنا شده بودند، اما حرمتی که برای قریش قائل بودند مانع از آن شده بود که خود را به [[رسول خدا]]{{صل}} نزدیک کنند. نخستین بار دو نفر و در [[سال یازدهم]] شش نفر از مردم یثرب [[اسلام]] آوردند. آنها این [[پیام]] جدید را به دیگران رساندند و در [[سال دوازدهم بعثت]]، [[دوازده نفر]] از مردم یثرب که [[مسلمان]] شده بودند در ایام [[حج]] به [[دیدار رسول خدا]]{{صل}} شتافتند. پس از آن بود که پیامبر{{صل}} یکی از بهترین [[اصحاب]] خود یعنی [[مصعب]] بن عُمَیر را برای [[تبلیغ اسلام]] به یثرب فرستاد و در [[سال سیزدهم بعثت]]، نزدیک به هفتاد نفر از مردم یثرب برای [[بیعت]] با رسول خدا{{صل}} به مکه آمدند. آنان ضمن بیعت با رسول خدا{{صل}} از آن حضرت خواستند تا به یثرب بیاید و [[تعهد]] کردند که از آن حضرت [[دفاع]] خواهند کرد، همانگونه که از [[زن]] و فرزند خویش دفاع میکنند. این دعوت سرآغاز [[هجرت پیامبر]]{{صل}} و اصحاب آن حضرت به [[مدینه]] بود<ref>آثار اسلامی مکه و مدینه، رسول جعفریان، ص۱۸۱.</ref>.
| |
|
| |
| [[مورخان]] در مورد نخستین ساکنان یثرب پس از [[طوفان نوح]]{{ع}} با یکدیگر دچار [[اختلاف]] شدهاند که آنان را میتوان به پنج گروه تقسیم کرد.
| |
|
| |
| ۱. بعضی گفتهاند: هنگامی که [[مردم]]، از [[کشتی نوح]]{{ع}} که بر [[کوه]] «[[جودی]]» نشسته بود خارج شدند، به سوی [[مدینه]] رهسپار گشتند، محل فرود این عده بعدها به سبب تعداد آنان «[[بازار]] هشتاد» نامیده شد. آنان تنها ماندگان و زندگان پس از [[طوفان نوح]]{{ع}} بودند؛ زیرا [[طوفان]] جز این هشتاد نفر روی [[زمین]]، هیچ [[عمارت]] و یا مخلوقی اعم از نبات، [[حیوان]] یا [[انسانی]] را باقی نگذاشته بود. در زمانی دراز، [[نسل]] ایشان گسترش یافت. پس از چندی «[[نمرود]]»، فرزند «[[کنعان بن سام بن نوح]]{{ع}}» در میان آنان به [[حکومت]] نشست. زبانی که این [[قوم]] به آن سخن میگفتند به «۷۲ زبان» تقسیم میشد که [[عربی]] یکی از آنها بود. «عِملیق و طسم» [[پسران]] «لود بن سام بن نوح» در میان آنان [[عرب]] زبان بودند<ref>وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، سمهودی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. [[فرزندان]] «عبیل» در یثرب فرود آمدند و این [[شهر]] به نام نخستین ساکن آن یعنی «یثرب بن عبیل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح{{ع}}»<ref>مسعودی در مروج الذهب یثرب را فرزند «قانیة بن مهلیل بن ارم بن عبیل» ذکر کرده است که در مدینه فرود آمده و این شهر به نام وی مشهور شده است. ج۲، ص۱۵۵.</ref>، یثرب نامیده شد. وی بزرگترین فرزند عبیل و [[جانشین]] او در میان [[طایفه]] و [[خاندان]] عبیل بود. هنگامی که تعداد خاندان عبیلیه رو به گسترش رفت، عدهای از آنان به سمت «[[جحفه]]» رفته<ref>«جحفه» که در بخش مکه از آن سخن گفتیم محل سکونت «عبیل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح{{ع}}» بوده و به خاطر سیلی که در این مکان آمد، این قوم هلاک شدند و چون سیل بر آنان اجحاف کرد، آنجا را «جحفه» نامیدند. (مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۵۵).</ref> و در آنجا ساکن شدند. [[مسعودی]] این [[روایت]] را از «[[عبدالله بن عباس]]» نقل کرده است<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۵۵.</ref>. به نظر میرسد که از صحیحترین [[روایات]] پنجگانه باشد.
| |
|
| |
| ۲. بعضی اولین ساکن مدینه پس از [[طوفان]] را «یثرب بن قانیة بن مهلابیل بن ارم بن عبیل بن عوص بن ارم بن سام بن نوح{{ع}}» دانستهاند<ref>مسعودی، مروج الذهب، ج۲، ص۱۵۵.</ref>.
| |
|
| |
| ۳. کسان دیگری اظهار داشتهاند: اولین ساکنان [[مدینه]] پس از طوفان، [[اقوام]] «صعل و فالح» بودهاند که در [[زمین]] به [[فسق]] و [[فجور]] میپرداختند. [[خداوند]] «[[داود نبی]]{{ع}}» را بر آنان فرستاد و آن حضرت با ایشان جنگیده و [[اسیران]] زیادی گرفت؛ سپس به [[قدرت الهی]] کرمهایی بر گردن آنان سوار شد که تمامی ایشان را هلاک کرد. در این میان جز زنی [[بزرگوار]] به نام «[[زهره]]» زنده نماند. این [[زن]] از [[منسوبان]] آنان بود که در آن مکان میزیست و لذا این منطقه تاکنون به نام وی یعنی «زهره» معروف است. گویند زن یاد شده نیز پس از گفتن این [[کلام]] به وسیله کرمی کشته شد {{عربی|رب جسد مصون و مال مدفون بين زهرة و رأنون}} (چه بسا جسدهایی که محفوظ مانده و مالهایی که بین منطقه زهره و رانون [[دفن]] شدهاند)<ref>وفاء الوفاء باخبّار دار المصطفی، سمهودی، ج۱، ص۱۵۸.</ref>.
| |
| این منطقه، احتمالا میان «[[مسجد جمعه]]» در غرب و «مشربه [[ام ابراهیم]]» در شرق بوده است<ref>«مشربه ام ابراهیم» که محل تولد فرزند رسول خدا{{صل}} بوده اکنون تخریب شده و جز یک چهار دیواری اثری از آن نیست.</ref>.
| |
| گویند [[شهرت]] این عبارت از آن جایی است که «[[عمالقه]]» اموات خود را [[حنوط]] بسته و کسانی را که میمردهاند به همراه [[اموال]] و زیورهای آنان دفن میکردند، مثل آن چه که [[فراعنه]] انجام میدادند.
| |
|
| |
| ۴. بعضی گفتهاند: نخستین ساکنان یثرب پس از طوفان، [[قوم]] «بنوهیف»، «بنومطر» و «بنوالازرق» بودهاند که بین «مخیض»<ref>«مخیص» کوه بزرگی است در جنوب منطقه العیون و در شمال غربی منطقه جُرف (یک مایلی جنوب شرقی مدینه).</ref> و «[[غراب]] الضائله»<ref>«غراب الضائله» به کوه حبه یا طائران که اکنون قصر پادشاهی بر آن قرار دارد گفته شده و در شمال غربی منطقه جرف واقع شده است.</ref> به طرف «قصاصین» تا [[کوه]] [[احد]] در شمال [[مدینه]] ساکن بوده و آثاری نیز در آنجا داشتهاند<ref>وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، سمهودی، ج۱، ص۱۵۸ (به نقل از ابن زباله، تاریخ مدینه).</ref>.
| |
|
| |
| ۵. آخرین گروه میگویند: هنگامی که [[عمالقه]] در [[سرزمینها]] پراکنده شدند، بعضی در «یمامه»، عدهای در «[[شام]]» یا «[[مکه مکرمه]]»، «[[یمن]]» و بقیه نیز در «یثرب» فرود آمده و ساکن شدند. این [[قوم]] [[ستم]] و [[تجاوز]] پیشه خود ساختند؛ در حالی که [[خداوند]] به آنان وسعت [[رزق]] و طول عمرعطا کرده بود، به طوری که [[عمر]] هر یک از ایشان به چهارصد سال میرسید و شنیده نشده که کسی از آنان در طول این مدت مرده باشد. [[خداوند بزرگ]] راست گفته است که: {{متن قرآن|إِنَّ الْإِنْسَانَ لَيَطْغَى * أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى}}<ref>«انسان سرکشی میورزد * چون خود را بینیاز بیند» سوره علق، آیه ۶-۷.</ref>.
| |
| [[حضرت موسی]]{{ع}} لشکری فرستاد و آنانی که در مدینه و [[مکه]] ساکن بودند را به [[قتل]] رساند. با توجه به گفتههای فوق که نمیتوان به صراحت نسبت به هیچ یک از آنها اظهارنظر [[قطعی]] کرد، به نظر میرسد براساس [[منابع تاریخی]] موجود، باید در سکونت این [[شهر]] «[[یهود]]» را بر «عمالقه» مقدم داشت.<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۱۱۰۱.</ref>.
| |
|
| |
|
| == منابع == | | == منابع == |