ورع: تفاوت میان نسخهها
(←پانویس) |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==ورع، منزل تقوای زاهدانه عارفان== | == ورع، منزل تقوای زاهدانه عارفان == | ||
[[انسان]] [[سالکالیالله]] در | [[انسان]] [[سالکالیالله]] در منازل سهگانه [[تقوا]] به جایی میرسد که در منزلی از [[محرمات]]، و در منزلی دیگر از مکروهات و در منزل سوم از [[متشابهات]] بلکه حتی از برخی از مباحات نیز پرهیز میکند. این مرتبه سوم از تقوا و [[پرهیزکاری]] را «ورع» و [[پارسایی]] گویند. سالک اینگونه [[قلب]] را از هرگونه ناپاکیهای حتی احتمالی [[پاک]] و تصفیه نموده و به صفای مطلق [[دل]] دست مییابد<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۱۷.</ref>. | ||
==ورع و پارسایی اوج مرتبه تقوا و پرهیزکاری== | == ورع و پارسایی اوج مرتبه تقوا و پرهیزکاری == | ||
واژه تقوا از «وقی - یقی - وقایه» به معنای [[حفظ]] مهار و نگهداشت از چیزی یا خطری است که میتواند با ترک چیزی یا عمل به چیزی اتفاق افتد. در | واژه تقوا از «وقی - یقی - وقایه» به معنای [[حفظ]] مهار و نگهداشت از چیزی یا خطری است که میتواند با ترک چیزی یا عمل به چیزی اتفاق افتد. در فارسی آن را پرهیزکاری معنا کردهاند که البته به معنای اجتناب فقط نیست، بلکه همانند پرهیز غذایی به معنای ترک اموری همراه با انجام اموری دیگر است. از این روست که در [[قرآن]] [[تقوای الهی]] با انجام [[اوامر الهی]] در کنار [[نواهی الهی]] از سوی [[بندگان]] مطرح شده است. | ||
البته از نظر قرآن، تقوای الهی دارای مراتب سهگانه اصلی است. [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در آنچه خوردهاند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۹۳.</ref>. | البته از نظر قرآن، تقوای الهی دارای مراتب سهگانه اصلی است. [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ}}<ref>«آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در آنچه خوردهاند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۹۳.</ref>. | ||
از این [[آیه]] همچنین به دست میآید که پس از پایان سه مرتبه از مراتب [[ایمانی]] و تقوایی انسان به [[مقام احسان]] و [[محسنین]] میرسد. [[احسان]]، چنان که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده، عبارت است از: {{متن حدیث|قَالَ جَبْرَئِيلُ:... يَا رَسُولَ اللَّهِ حَدِّثْنِي مَا الْإِحْسَانُ؟ قَالَ: الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَلَ لِلَّهِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۶۰ و ۲۶۱؛ الدرالمنثور، سیوطی، ج۱، ص۹۳.</ref>؛ «[[جبرئیل]] گفت: ای [[رسول الله]]! درباره [[احسان]] برایم سخن بگو؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: احسان آن است که برای [[خداوند]] کار کنی گویی که تو [[خدا]] را میبینی. پس اگر خدا را نمیبینی، به [[راستی]] که خداوند تو را میبیند». | از این [[آیه]] همچنین به دست میآید که پس از پایان سه مرتبه از مراتب [[ایمانی]] و تقوایی انسان به [[مقام احسان]] و [[محسنین]] میرسد. [[احسان]]، چنان که [[پیامبر]]{{صل}} فرموده، عبارت است از: {{متن حدیث|قَالَ جَبْرَئِيلُ:... يَا رَسُولَ اللَّهِ حَدِّثْنِي مَا الْإِحْسَانُ؟ قَالَ: الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَلَ لِلَّهِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۶۰ و ۲۶۱؛ الدرالمنثور، سیوطی، ج۱، ص۹۳.</ref>؛ «[[جبرئیل]] گفت: ای [[رسول الله]]! درباره [[احسان]] برایم سخن بگو؟ [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: احسان آن است که برای [[خداوند]] کار کنی گویی که تو [[خدا]] را میبینی. پس اگر خدا را نمیبینی، به [[راستی]] که خداوند تو را میبیند». | ||
| خط ۱۶: | خط ۱۶: | ||
البته [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] در ذیل معنای احسان و [[محسن]] در [[قرآن]]، به جای «تعمل» واژه «[[تعبد]]» را آورده است و مینویسد: {{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْإِحْسَانِ؟ فَقَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۶؛ ذیل آیه ۱۱۳ سوره نساء؛ بحارالانوار، ج۷، ص۲۱۹.</ref>؛ «از پیامبر{{صل}} [[روایت]] شده که ایشان در پاسخ سؤال از احسان فرمود: اینکه خداوند را [[عبادت]] کنی گویی او را میبینی. پس اگر او را نمیبینی به تحقیق که او تو را میبیند». | البته [[شیخ طبرسی]] در [[مجمع البیان]] در ذیل معنای احسان و [[محسن]] در [[قرآن]]، به جای «تعمل» واژه «[[تعبد]]» را آورده است و مینویسد: {{متن حدیث|رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْإِحْسَانِ؟ فَقَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ}}<ref>مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۶؛ ذیل آیه ۱۱۳ سوره نساء؛ بحارالانوار، ج۷، ص۲۱۹.</ref>؛ «از پیامبر{{صل}} [[روایت]] شده که ایشان در پاسخ سؤال از احسان فرمود: اینکه خداوند را [[عبادت]] کنی گویی او را میبینی. پس اگر او را نمیبینی به تحقیق که او تو را میبیند». | ||
همچنین [[علامه مجلسی]] از کتاب مکارمالاخلاق نقل میکند که پیامبر{{صل}} در سفارشات خود به [[ابوذر غفاری]] فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا ذَرٍّ! اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اللَّهِ الْمَعْرِفَةُ بِهِ}}<ref>مکارم اخلاق، ص۵۳۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۷۵ و ۷۶.</ref>؛ «ای [[ابوذر]]! خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی. پس اگر او را نمیبینی بدان که او تو را میبیند و بدان که اول عبادت خداوند، [[معرفت]] به این مطلب است». | همچنین [[علامه مجلسی]] از کتاب مکارمالاخلاق نقل میکند که پیامبر{{صل}} در سفارشات خود به [[ابوذر غفاری]] فرمود: {{متن حدیث|يَا أَبَا ذَرٍّ! اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اللَّهِ الْمَعْرِفَةُ بِهِ}}<ref>مکارم اخلاق، ص۵۳۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۷۵ و ۷۶.</ref>؛ «ای [[ابوذر]]! خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی. پس اگر او را نمیبینی بدان که او تو را میبیند و بدان که اول عبادت خداوند، [[معرفت]] به این مطلب است». | ||
به هر حال، [[تقوای الهی]] دارای سهگانهای است که از آن به تقوای عام، تقوای خاص و تقوای اخص تعبیر میشود. تقوای عام با [[عمل به واجبات]] و [[ترک محرمات]]، تقوای خاص با عمل به واجبات و [[مستحبات]] و ترک محرمات و مکروهات و نیز [[متشابهات]] و بلکه | به هر حال، [[تقوای الهی]] دارای سهگانهای است که از آن به تقوای عام، تقوای خاص و تقوای اخص تعبیر میشود. تقوای عام با [[عمل به واجبات]] و [[ترک محرمات]]، تقوای خاص با عمل به واجبات و [[مستحبات]] و ترک محرمات و مکروهات و نیز [[متشابهات]] و بلکه مباحات به دست نمیآید. این مرتبه سوم از تقوای الهی یا همان تقوای اخص در [[فرهنگ]] اصطلاحات [[اسلامی]] «ورع» میگویند که در فارسی به معنای [[پارسایی]] است؛ زیرا واژه ورع در لغت به معنای لگام زدن به حیوان، بازداشتن از چیزی چون آب، فاصله انداختن میان دو چیز، [[ترسو]]، [[ناتوان]] و [[ضعیف]] نگهداشتن است. از این رو میتوان گفت که ورع با [[تقوا]] بلکه حتی با واژه [[عقل]] نوعی ترادف معنایی دارد هر چند تفاوت و فرق ظریفی و لطیفی میان هر یک از آنها است. [[امیرمؤمنان امام علی]]{{ع}} با بهرهگیری از واژه «[[عقل]]» به تعریف از ورع میپردازد و میفرماید: {{متن حدیث|لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ}}<ref>نهجالبلاغه، صبحی صالح، ص۵۴۱.</ref>؛ «هیچ عقال و لگام بازدارندهای نیکتر از ورع نیست». | ||
هرچند واژه «ورع» در [[قرآن]] به کار نرفته است، اما در [[فرهنگ اسلامی]] و [[روایات]] معصومان{{عم}} این واژه بسیار به کار گرفته شده است. در اصطلاح فرهنگ اسلامی، ورع نه تنها [[ترک محرمات]] و مکروهات، بلکه [[متشابهات]] است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} در تعریف مفهوم [[اسلامی]] ورع فرموده است: {{متن حدیث|الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>عیون الحکم و المواعظ، علی لیثی واسطی، ص۶۸.</ref>؛ «ورع و [[پرهیزکاری]] توقف در برابر [[شبهات]] است». یعنی ورع آن نیست که [[آدمی]] خود را از [[حرام]] [[یقینی]] باز دارد، بلکه آن است که در برابر [[شبهه]] نیز بایستد و مرتکب آن نشود. | هرچند واژه «ورع» در [[قرآن]] به کار نرفته است، اما در [[فرهنگ اسلامی]] و [[روایات]] معصومان{{عم}} این واژه بسیار به کار گرفته شده است. در اصطلاح فرهنگ اسلامی، ورع نه تنها [[ترک محرمات]] و مکروهات، بلکه [[متشابهات]] است. امیرمؤمنان امام علی{{ع}} در تعریف مفهوم [[اسلامی]] ورع فرموده است: {{متن حدیث|الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>عیون الحکم و المواعظ، علی لیثی واسطی، ص۶۸.</ref>؛ «ورع و [[پرهیزکاری]] توقف در برابر [[شبهات]] است». یعنی ورع آن نیست که [[آدمی]] خود را از [[حرام]] [[یقینی]] باز دارد، بلکه آن است که در برابر [[شبهه]] نیز بایستد و مرتکب آن نشود. | ||
[[امام حسن عسکری]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ؛ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ؛ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ؛ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ}}<ref>تحف العقول، ص۴۸۹.</ref>؛ | [[امام حسن عسکری]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ؛ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ؛ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ؛ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ}}<ref>تحف العقول، ص۴۸۹.</ref>؛ «پارساترین [[مردم]] کسی است که نزد شبهه توقف کند، عابدترین مردم کسی است که [[واجبات]] را به پا دارد، زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند، پر تلاشترین افراد کسی است که [[گناه]] را ترک کند». | ||
بر همین اساس است که [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|الْحَلَالُ بَيِّنٌ، وَ الْحَرَامُ بَيِّنٌ، فَدَعْ مَا يُرِيبُكَ إِلَى مَا لَا يُرِيبُكَ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۲۴؛ نیز ر.ک: کنزالعمال، ح۷۲۷۴.</ref>؛ «[[حلال]] روشن و حرام روشن است، پس آنچه موجب ریب و [[شک]] است ترک کن و به کاری بپرداز که اینگونه نیست»؛ یعنی چیزی که شبههناک است و کاری که مشتبه است و حلال بودن آن روشن نیست ترک کنید و به کاری بپردازید که هیچ شک و ریبی در آن نیست. | بر همین اساس است که [[رسول گرامی اسلام]]{{صل}} فرمودند: {{متن حدیث|الْحَلَالُ بَيِّنٌ، وَ الْحَرَامُ بَيِّنٌ، فَدَعْ مَا يُرِيبُكَ إِلَى مَا لَا يُرِيبُكَ}}<ref>وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۲۴؛ نیز ر.ک: کنزالعمال، ح۷۲۷۴.</ref>؛ «[[حلال]] روشن و حرام روشن است، پس آنچه موجب ریب و [[شک]] است ترک کن و به کاری بپرداز که اینگونه نیست»؛ یعنی چیزی که شبههناک است و کاری که مشتبه است و حلال بودن آن روشن نیست ترک کنید و به کاری بپردازید که هیچ شک و ریبی در آن نیست. | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
برخی از [[عالمان]] با توجه به این [[روایت]] و روایات مشابه، میگویند: انسان [[متقی]] کسی است که از [[گناه]] بپرهیزد، اما بالاتر از [[مقام تقوا]]، ورع است؛ زیرا در [[مقام]] ورع نه تنها باید از [[گناهان]] اجتناب کرد، و عامل به [[واجبات]] بود، بلکه از شبهات و حتی گاهی از کارهای [[حلال]] و مباحی که ممکن است مقدمهای شود برای داخل شدن به گناه، نیز باید دوری گزیند<ref>بیان المعانی، ملاحویش آل غازی، ج۳، ص۵۵.</ref>. | برخی از [[عالمان]] با توجه به این [[روایت]] و روایات مشابه، میگویند: انسان [[متقی]] کسی است که از [[گناه]] بپرهیزد، اما بالاتر از [[مقام تقوا]]، ورع است؛ زیرا در [[مقام]] ورع نه تنها باید از [[گناهان]] اجتناب کرد، و عامل به [[واجبات]] بود، بلکه از شبهات و حتی گاهی از کارهای [[حلال]] و مباحی که ممکن است مقدمهای شود برای داخل شدن به گناه، نیز باید دوری گزیند<ref>بیان المعانی، ملاحویش آل غازی، ج۳، ص۵۵.</ref>. | ||
انسان [[سالک]] | انسان [[سالک]] طریقت [[حقیقت]] از راه [[شریعت]]، باید به جایی برسد که از هرگونه عمل همراه با [[شک]] و ریب پرهیز کند و در مسائل شخصی [[اهل]] [[احتیاط]] باشد هر چند که در [[امور اجتماعی]] نمیتوان از احتیاط سخن گفت؛ زیرا امور اجتماعی نیاز به [[فقه اجتماعی]] دارد که به دور از هرگونه احتیاط به معنا و مفهومی است که در مسائل شخصی و فردی مطرح است. پس انسان سالک باید از هر کاری که حلال بودن آن [[قطعی]] نیست، اجتناب و پرهیز کند؛ زیرا گام نهادن در شبهات مانند حرکت بر روی لبه پرتگاه است که در نهایت موجب [[سقوط]] [[آدمی]] میشود. انسان [[عاقل]] حیوان [[سرکش]] نفس خویش را در کنار مرزهای شبهات به چرا نمیبرد تا گاه از روی [[غفلت]] و [[نادانی]] به چریدن در جایی مشغول شود که گناه در آن ممکن و محتمل الوقوع است. در حقیقت، بر اساس روایت از پیامبر{{صل}} حرکت در [[شبهات]] همانند حرکت در مرز میان خوب و بد است که هر لحظه احتمال سقوط است. پیامبر{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|الْحَلَالُ بَيِّنٌ وَ الْحَرَامُ بَيِّنٌ، وَ بَيْنَهُمَا أُمُورٌ مُشْتَبِهَاتٌ، لَا يَعْلَمُهَا كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِعِرْضِهِ وَ دِينِهِ، وَ مَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَرَاعٍ يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى، يُوشِكُ أَنْ يُوَاقِعَهُ}}<ref>کنزالعمال، ح۷۲۷۶؛ همچنین ر.ک: {{متن حدیث|عَنْهُ{{صل}}: اجْعَلُوا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْحَرَامِ سِتْراً مِنَ الْحَلَالِ، مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ اسْتَبْرَأَ لِعِرْضِهِ وَ دِينِهِ، وَ مَنْ أَرْتَعَ فِيهِ كَانَ كَالْمُرْتِعِ إِلَى جَنْبِ الْحِمَى}}؛ ر.ک: کنزالعمال، ح۷۲۹۱.</ref>؛ «[[حلال]] روشن و [[حرام]] روشن است و میان [[حلال و حرام]] امور مشتبه وجود دارد. بسیاری از [[مردم]] آن را نمیشناسند. پس کسی که از [[شبهات]] تقوای پیشه گیرد، عرض و دینش را نگه داشته است و کسی که در شبهات بیافتد در حرام میافتد چون چوپانی که رمهاش را در نزدیک قرقگاه به چرا میبرد احتمال آنکه در قرقگاه برود وجود دارد». | ||
چریدن رمه نفس در کنار شبهات همان {{عربی|شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ}} است که باید از آن اجتناب کرد. [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا کسی که بنیان خود را بر پروا از خداوند و خشنودی (او) نهاده بهتر است یا آنکه بنیان خود را بر لب پرتگاهی در حال ریزش گذارده است که او را به درون آتش دوزخ فرو میلغزاند؟ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۱۰۹.</ref>. | چریدن رمه نفس در کنار شبهات همان {{عربی|شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ}} است که باید از آن اجتناب کرد. [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ}}<ref>«آیا کسی که بنیان خود را بر پروا از خداوند و خشنودی (او) نهاده بهتر است یا آنکه بنیان خود را بر لب پرتگاهی در حال ریزش گذارده است که او را به درون آتش دوزخ فرو میلغزاند؟ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۱۰۹.</ref>. | ||
[[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز در این زمینه هشدار داده و میفرمایند: {{متن حدیث|فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ}}<ref>الکافی، چاپ الاسلامیه، ج۱، ص۶۸.</ref>؛ «هر کس که شبهات را ترک کند، از [[محرمات]] [[نجات]] مییابد و هر کس که به شبهات اقدام کند مرتکب محرمات میشود و ندانسته هلاک و نابود میگردد». | [[پیامبر گرامی اسلام]]{{صل}} نیز در این زمینه هشدار داده و میفرمایند: {{متن حدیث|فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ}}<ref>الکافی، چاپ الاسلامیه، ج۱، ص۶۸.</ref>؛ «هر کس که شبهات را ترک کند، از [[محرمات]] [[نجات]] مییابد و هر کس که به شبهات اقدام کند مرتکب محرمات میشود و ندانسته هلاک و نابود میگردد». | ||
پس از نظر [[آموزههای وحیانی اسلام]]، ورع و [[پارسایی]] همان مرتبه عالی [[تقوا]] است که در [[قرآن]] به عنوان | پس از نظر [[آموزههای وحیانی اسلام]]، ورع و [[پارسایی]] همان مرتبه عالی [[تقوا]] است که در [[قرآن]] به عنوان «حق تقاته» از آن یاد شده است. [[خداوند متعال]] میفرماید: {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ}}<ref>«ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.</ref>. در [[حقیقت]]، [[اهل]] ورع و [[پارسایی]] نهایت [[استطاعت]] خویش را به کار گرفتند تا آنچه [[خدا]] خواسته را انجام دهند و حتی از [[شبهات]] و بلکه برخی از مباحات که بستر نزدیکی به [[گناه]] و [[حرام]] را فراهم میآورد، مانند [[زیادهروی]] در [[شهوات]] جنسی و غیرجنسی و [[غضب]] و [[خشم]] پرهیز نمیکنند و به این [[فرمان الهی]] سر مینهند که میفرماید: {{متن قرآن|فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ}}<ref>«هر چه میتوانید از خداوند پروا کنید» سوره تغابن، آیه ۱۶.</ref>. | ||
البته برخی از [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۱۳۳ [[سوره نساء]] و آیه ۲ [[سوره بقره]]، گفتهاند: [[تقوا]]، نقشه راه رسیدن به [[مقام قرب]] خدا، تابلوی راهنمای | البته برخی از [[مفسران]] ذیل [[آیه]] ۱۳۳ [[سوره نساء]] و آیه ۲ [[سوره بقره]]، گفتهاند: [[تقوا]]، نقشه راه رسیدن به [[مقام قرب]] خدا، تابلوی راهنمای حرکت به سمت [[مقام]] «مشاهده و [[شهود]] [[قلبی]]»، و [[منزل]] گزیدن در جوار [[رضوان الهی]] است. کسانی که میخواهند به مرتبه اعلای [[مقام تقوا]] برسند، باید منازل و مراحلی را بگذرانند، تا به مرتبه عالی تقوا برسند. مرتبه نخست تقوا، [[ایمان]] و [[تسلیم]] است. مرتبه دوم مقام «[[توبه]]» است. مرتبه سوم دوری گزیدن از شبهات بوده که آن مقام «ورع» است<ref>البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، ابن عجیبه احمد بن محمد، ج۱، ص۵۷؛ کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، ابن جزی غرناطی، تحقیق، ج۱، ص۶۹.</ref>. | ||
باید توجه داشت که [[شبهه]] را شبهه نامیدهاند؛ چراکه شبیه و همانند حق است و [[انسان]] [[توانایی]] تشخیص را در این موارد از دست میدهد. شبهات را باید [[برزخ]] میان [[حق و باطل]] دانست؛ زیرا نمادهایی از حق و باطل را با خود دارد و شخص را | باید توجه داشت که [[شبهه]] را شبهه نامیدهاند؛ چراکه شبیه و همانند حق است و [[انسان]] [[توانایی]] تشخیص را در این موارد از دست میدهد. شبهات را باید [[برزخ]] میان [[حق و باطل]] دانست؛ زیرا نمادهایی از حق و باطل را با خود دارد و شخص را سرگردان و حیران میسازد. | ||
[[امام علی]]{{ع}} میفرماید: شبهه از این نظر شبهه نامیده شده که شبیه و مانند حق است؛ ولی [[دوستان]] خدا با [[روشنایی]] [[یقین]] [[سیر]] میکنند و راهشان [[راه هدایت]] و [[نیکبختی]] است؛ و اما [[دشمنان خدا]] وسیله دعوتشان [[گمراهی]] است و راهنمایشان | [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: شبهه از این نظر شبهه نامیده شده که شبیه و مانند حق است؛ ولی [[دوستان]] خدا با [[روشنایی]] [[یقین]] [[سیر]] میکنند و راهشان [[راه هدایت]] و [[نیکبختی]] است؛ و اما [[دشمنان خدا]] وسیله دعوتشان [[گمراهی]] است و راهنمایشان کوردلی است. کسی که از [[مرگ]] میترسد راه فرار از آن را ندارد و آنکه علاقهمند به ماندن است، همیشه نمیماند و بالاخره یک [[روز]] باید برود<ref>نهجالبلاغه، خطبه ۳۸.</ref>. | ||
به هر حال، ورع با اجتناب، ترک و انجام ندادن همراه است. از این رو ریشه ورع و [[پارسایی]] را [[امام]]{{ع}} همان ترک دانسته و میفرماید: {{متن حدیث|أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۰۹۷.</ref>؛ «ریشه پارسایی، دوری کردن از [[گناهان]] و [[پرهیز از حرام]] است». همچنین میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّطَهُّرُ عَنِ الْمَعَاصِي}}<ref>غررالحکم، ح۳۸۷۱.</ref>؛ «پارسایی چیزی جز [[پاکی]] و [[طهارت]] از [[معاصی]] نیست». | به هر حال، ورع با اجتناب، ترک و انجام ندادن همراه است. از این رو ریشه ورع و [[پارسایی]] را [[امام]]{{ع}} همان ترک دانسته و میفرماید: {{متن حدیث|أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۰۹۷.</ref>؛ «ریشه پارسایی، دوری کردن از [[گناهان]] و [[پرهیز از حرام]] است». همچنین میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّطَهُّرُ عَنِ الْمَعَاصِي}}<ref>غررالحکم، ح۳۸۷۱.</ref>؛ «پارسایی چیزی جز [[پاکی]] و [[طهارت]] از [[معاصی]] نیست». | ||
[[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا وَرَعَ كَالْكَفِّ}}<ref>معانی الاخبار، ج۱، ص۳۳۵.</ref>؛ «هیچ ورعی چون [[خویشتنداری]] از [[گناه]] نیست». [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} نیز ورع را | [[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا وَرَعَ كَالْكَفِّ}}<ref>معانی الاخبار، ج۱، ص۳۳۵.</ref>؛ «هیچ ورعی چون [[خویشتنداری]] از [[گناه]] نیست». [[امیرمؤمنان]] [[امام علی]]{{ع}} نیز ورع را پرهیز و اجتناب دانسته و فرموده است: {{متن حدیث|الْوَرَعُ اجْتِنَابٌ}}؛ «پارسایی همان دوری کردن است»<ref>غررالحکم، ح۸۶.</ref>. البته این اجتناب در سطوح مختلف و امور گوناگون معنا مییابد که بهترین سطح همان توقف در برابر [[شبهات]] است. امام علی{{ع}} خود در این باره میفرماید: {{متن حدیث|لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ}}<ref>نهجالبلاغه، حکمت ۱۱۳.</ref>؛ «هیچ پارساییای چون توقف به هنگام [[شبهه]] نیست». | ||
[[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[عثمان بن حنیف]]{{ع}} نوشت: {{متن حدیث|فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵.</ref>؛ «آنچه را که [[حلال]] بودنش برای تو روشن نبود، از دهان بیرون بینداز». | [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[عثمان بن حنیف]]{{ع}} نوشت: {{متن حدیث|فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ}}<ref>نهجالبلاغه، نامه ۴۵.</ref>؛ «آنچه را که [[حلال]] بودنش برای تو روشن نبود، از دهان بیرون بینداز». | ||
از آنجایی که ورع ارتباط تنگاتنگی با اجتناب و ترک دارد، پس [[پارساترین]] [[مردم]] باید کسی باشد که از [[محرمات]] و مکروهات و [[متشابهات]] پرهیز میکند؛ لذا در جایی که احتمال گناه و [[حرام]] است وارد نمیشود؛ چه رسد در مواردی که گناه [[یقینی]] یا ظنی است. [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ به همین [[پرسش]] فرمود: {{متن حدیث|الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ يَتَجَنَّبُ هَؤُلَاءِ، وَ إِذَا لَمْ يَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا يَعْرِفُهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۰۳.</ref>؛ «[[پارسا]] کسی است که از حرامهای [[خدا]] پرهیز و دوری میکند و اگر از شبهات نیز پرهیز نکند، ندانسته به حرام افتد». | از آنجایی که ورع ارتباط تنگاتنگی با اجتناب و ترک دارد، پس [[پارساترین]] [[مردم]] باید کسی باشد که از [[محرمات]] و مکروهات و [[متشابهات]] پرهیز میکند؛ لذا در جایی که احتمال گناه و [[حرام]] است وارد نمیشود؛ چه رسد در مواردی که گناه [[یقینی]] یا ظنی است. [[امام صادق]]{{ع}} در پاسخ به همین [[پرسش]] فرمود: {{متن حدیث|الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ يَتَجَنَّبُ هَؤُلَاءِ، وَ إِذَا لَمْ يَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا يَعْرِفُهُ}}<ref>بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۰۳.</ref>؛ «[[پارسا]] کسی است که از حرامهای [[خدا]] پرهیز و دوری میکند و اگر از شبهات نیز پرهیز نکند، ندانسته به حرام افتد». | ||
امام علی{{ع}} در تعریف ورع در [[فرهنگ اسلامی]] آن را به اجتناب تعریف کرده و در جایی دیگر میفرماید: {{متن حدیث|أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۰۹۷.</ref>؛ «اصل و بنیاد [[پارسایی]] [[اجتناب از گناه]] و [[نزاهت]] از حرام است». وی همچنین میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّحَرِّي فِي الْمَكَاسِبِ وَ الْكَفُّ عَنِ الْمَطَالِبِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۸۸۸.</ref>؛ «پارسایی همان تحقیق در | امام علی{{ع}} در تعریف ورع در [[فرهنگ اسلامی]] آن را به اجتناب تعریف کرده و در جایی دیگر میفرماید: {{متن حدیث|أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۰۹۷.</ref>؛ «اصل و بنیاد [[پارسایی]] [[اجتناب از گناه]] و [[نزاهت]] از حرام است». وی همچنین میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّحَرِّي فِي الْمَكَاسِبِ وَ الْكَفُّ عَنِ الْمَطَالِبِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۸۸۸.</ref>؛ «پارسایی همان تحقیق در مکاسب و خودداری از طلب است»<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۱۷ ـ ۱۲۴.</ref>. | ||
==آثار ورع و پارسایی== | == آثار ورع و پارسایی == | ||
در [[روایات اسلامی]] برای ورع و پارسایی آثار و برکاتی بیان شده است، البته باید توجه داشت که آثاری که برای [[تقوای الهی]] بیان شده به ورع نیز مربوط و مرتبط است؛ زیرا چنانکه گفته شد ورع و پارسایی مرتبه عالی و [[برتر]] تقوای الهی است و به طور | در [[روایات اسلامی]] برای ورع و پارسایی آثار و برکاتی بیان شده است، البته باید توجه داشت که آثاری که برای [[تقوای الهی]] بیان شده به ورع نیز مربوط و مرتبط است؛ زیرا چنانکه گفته شد ورع و پارسایی مرتبه عالی و [[برتر]] تقوای الهی است و به طور طبیعی آثار مطلق تقوای بر ورع نیز بار میشود. در اینجا تنها به برخی از آثار خاص ورع اشاره میشود که در [[روایات]] بیان شده است. از جمله این آثار میتوان به موارد زیر اشاره کرد: | ||
# منع از [[معصیت]]: [[پیامبر]]{{صل}} در تعریف ورع به کارکرد و تأثیر آن پرداخته و میفرماید: {{متن حدیث|وَ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>خصال، صدوق، ص۱۴۵ و ۱۴۶، ح۱۷۲.</ref>؛ «و پارسایی که او را از [[معاصی]] خدای عز و جل باز میدارد و مانع میشود». | # منع از [[معصیت]]: [[پیامبر]]{{صل}} در تعریف ورع به کارکرد و تأثیر آن پرداخته و میفرماید: {{متن حدیث|وَ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ}}<ref>خصال، صدوق، ص۱۴۵ و ۱۴۶، ح۱۷۲.</ref>؛ «و پارسایی که او را از [[معاصی]] خدای عز و جل باز میدارد و مانع میشود». | ||
# صیانت از [[دین]]: صدقین{{عم}} ورع و پارسایی را موجب صیانت دین دانسته و میفرمایند: {{متن حدیث|اتَّقُوا اللَّهَ وَ صُونُوا دِينَكُمْ بِالْوَرَعِ}}<ref>کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۶، ح۲.</ref>؛ «تقوای خدا پیشه کنید و دینتان را با ورع و پارسایی صیانت و [[حفظ]] کنید». | # صیانت از [[دین]]: صدقین{{عم}} ورع و پارسایی را موجب صیانت دین دانسته و میفرمایند: {{متن حدیث|اتَّقُوا اللَّهَ وَ صُونُوا دِينَكُمْ بِالْوَرَعِ}}<ref>کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۶، ح۲.</ref>؛ «تقوای خدا پیشه کنید و دینتان را با ورع و پارسایی صیانت و [[حفظ]] کنید». | ||
# پارسایی در [[رفتار]]: تقوای [[باطنی]] و از جمله ورع خود را در عمل و رفتار شخص نشان میدهد. پس کسی که [[اهل]] پارسایی است در رفتارش به گونهای است که از هرگونه شبهات نیز پرهیز میکند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|وَرَعُ الْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ فِي عَمَلِهِ؛ وَرَعُ الْمُنَافِقِ لَا يَظْهَرُ إِلَّا عَلَى لِسَانِهِ}}<ref>عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص۵۰۴، ح۹۲۳۰ و ۹۲۳۱.</ref>؛ «[[پارسایی]] و ورع [[مؤمن]] در رفتارش آشکار میشود و پارسایی [[منافق]] جز در زبانش ظاهر نمیشود». | # پارسایی در [[رفتار]]: تقوای [[باطنی]] و از جمله ورع خود را در عمل و رفتار شخص نشان میدهد. پس کسی که [[اهل]] پارسایی است در رفتارش به گونهای است که از هرگونه شبهات نیز پرهیز میکند. [[پیامبر اکرم]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|وَرَعُ الْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ فِي عَمَلِهِ؛ وَرَعُ الْمُنَافِقِ لَا يَظْهَرُ إِلَّا عَلَى لِسَانِهِ}}<ref>عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص۵۰۴، ح۹۲۳۰ و ۹۲۳۱.</ref>؛ «[[پارسایی]] و ورع [[مؤمن]] در رفتارش آشکار میشود و پارسایی [[منافق]] جز در زبانش ظاهر نمیشود». | ||
# ثمرهبخشی تلاش: هر تلاش و کوششی مثمر ثمر نخواهد بود، بلکه عملی تأثیر مثبت دارد که همراه با ورع و پارسایی باشد. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا يَنْفَعُ اجْتِهَادٌ لَا وَرَعَ فِيهِ}}<ref>کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۶، ح۱.</ref>؛ «[[اجتهاد]] و کوششی که پارسایی در آن | # ثمرهبخشی تلاش: هر تلاش و کوششی مثمر ثمر نخواهد بود، بلکه عملی تأثیر مثبت دارد که همراه با ورع و پارسایی باشد. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا يَنْفَعُ اجْتِهَادٌ لَا وَرَعَ فِيهِ}}<ref>کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۶، ح۱.</ref>؛ «[[اجتهاد]] و کوششی که پارسایی در آن رعایت نشود، سودی نخواهد داشت». پس [[مجاهدت]] و تلاش باید هماره با [[ترک معاصی]] و پارسایی باشد که تأثیر و نفع خود را برساند. | ||
# [[مقام]] و عنوان [[شیعه]] بودن: از نظر امام صادق{{ع}} [[شیعیان]] باید در مرتبه عالی [[تقوای الهی]] یعنی ورع و پارسایی باشند و از [[متشابهات]] نیز | # [[مقام]] و عنوان [[شیعه]] بودن: از نظر امام صادق{{ع}} [[شیعیان]] باید در مرتبه عالی [[تقوای الهی]] یعنی ورع و پارسایی باشند و از [[متشابهات]] نیز پرهیز کنند. کسی که در چنین مرتبهای نیست اصولاً از شیعیان شمرده نخواهد شد. ایشان میفرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ مِنَّا وَ لَا كَرَامَةَ مَنْ كَانَ فِي مِصْرٍ فِيهِ مِائَةُ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ وَ كَانَ فِي ذَلِكَ الْمِصْرِ أَحَدٌ أَوْرَعَ مِنْهُ}}<ref>کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۸، ح۱۰.</ref>؛ «از ما نیست و کرامتی ندارد آنکه در شهری صد هزار نفری با بیشتر [[زندگی]] کند و در آن [[شهر]] کسی پارساتر از او باشد». از این [[حدیث]] به دست میآید که خود پارسایی و ورع نیز دارای مراتب و درجاتی است که سخن از [[اورع]] و [[پارساترین]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ أَحَبَّنَا فَلْيَعْمَلْ بِعَمَلِنَا وَ لْيَسْتَعِنْ بِالْوَرَعِ، فَإِنَّهُ أَفْضَلُ مَا يُسْتَعَانُ بِهِ فِي أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ}}<ref>بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۰۶، حدیث ۳۰.</ref>؛ «هر کس ما را [[دوست]] میدارد پس باید به عمل ما عمل کند و از ورع [[یاری]] [[استعانت]] جوید؛ زیرا ورع بهترین چیزی است که میتوان در امر [[دنیا]] و [[آخرت]] بداناستعانت جست». امام صادق{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَيْسَ مِنَّا - وَ لَا كَرَامَةَ - مَنْ كَانَ فِي مِصْرٍ فِيهِ مِائَةُ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ، وَ كَانَ فِي ذَلِكَ الْمِصْرِ أَحَدٌ أَوْرَعَ مِنْهُ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۸، حدیث ۱۰.</ref>؛ «از ما نیست - و کرامتی نیست - کسی که در شهری باشد که در آن صد هزار یا بیشتر هستند و در آن شهر کسی باشد که پارساتر از اوست». | ||
# [[اصلاح نفس]]: [[امیرمؤمنان]] امام علی{{ع}} اصلاح نفس را به ورع دانسته است. ایشان میفرماید: {{متن حدیث|سَبَبُ صَلَاحِ النَّفْسِ الْوَرَعُ}}<ref>غررالحکم، حدیث ۵۵۱۲ و ۵۵۴۷.</ref>؛ «موجب [[اصلاح]] و صلاح نفس، [[پارسایی]] و ورع است». | # [[اصلاح نفس]]: [[امیرمؤمنان]] امام علی{{ع}} اصلاح نفس را به ورع دانسته است. ایشان میفرماید: {{متن حدیث|سَبَبُ صَلَاحِ النَّفْسِ الْوَرَعُ}}<ref>غررالحکم، حدیث ۵۵۱۲ و ۵۵۴۷.</ref>؛ «موجب [[اصلاح]] و صلاح نفس، [[پارسایی]] و ورع است». | ||
# | # عنایت خاص الهی: از فواید و آثار ورع بهرهمندی از عنایت خاص الهی در [[قیامت]] است. [[پیامبر خدا]]{{صل}} میفرمرد: {{متن حدیث|جُلَسَاءُ اللَّهِ غَداً أَهْلُ الْوَرَعِ وَ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا}}<ref>کنزالعمال، ح۷۲۷۹.</ref>؛ «همنشینان [[خداوند]] در فردای قیامت [[پارسایان]] و بیرغبتان به دنیایند». | ||
# | # رهایی از حساب [[اخروی]]: از نظر [[اسلام]] کسی که در [[دنیا]] به [[محاسبه نفس]] بپردازد و با پارسایی [[رفتار]] کند و از هرگونه [[شبهات]] و [[متشابهات]] پرهیز کند، به طور طبیعی دیگر حساب و کتابی ندارد که پاسخگو باشد؛ چون در دنیا به حساب خویش رسیده است؛ از این رو بیحساب و کتاب به [[بهشت]] میرود. [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: [[خداوند متعال]] فرمود: ای [[موسی]]! هیچ بندهای در صحرای قیامت مرا دیدار نکند، مگر اینکه به آنچه در دست دارد (دستاورد او)، رسیدگی دقیق کنم؛ مگر کسی که از پارسایان و [[اهل]] ورع باشد؛ زیرا من از آنان [[حیا]] میکنم و ایشان را بزرگ و گرامی میدارم و بدون [[حسابرسی]] به بهشتشان میبرم<ref>کنزالعمال، ح۷۳۲۲.</ref>. | ||
# آثار | # آثار مجالست با [[پارسا]]: از نظر [[آموزههای وحیانی اسلام]]، اهل ورع و پارسایی هم خود را [[نجات]] میدهند و هم برای [[مردم]] مفید و سازنده هستند. از تأثیرات پارسایی در زندگی اجتماعی میتوان به این حدیث [[پیامبر خدا]]{{صل}} اشاره داشت که میفرماید: نمازی که پشت سر مردی پارسا خوانده شود، در درگاه [[حق]] پذیرفته است و هدیهای که به مردی پارسا داده شود، در درگاه خداوند پذیرفته است و نشستن با مردی پارسا، از [[عبادت]] است و گفت وگو کردن با او، [[صدقه]] است<ref>کنزالعمال، ح۷۲۸۳.</ref>. | ||
# صلاح امور: اصولاً پارسایی هر کار و عملی را به صلاح میرساند. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{ | # صلاح امور: اصولاً پارسایی هر کار و عملی را به صلاح میرساند. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|ثَمَرَةُ الْوَرَعِ صَلَاحٌ}}<ref>غررالحکم، ح۴۶۳۶.</ref>؛ «میوه [[پارسایی]] صلاح است». | ||
# میوهدهی کارها: همچنین آن حضرت{{ع}} درباره نقش مهم پارسایی در ثمربخشی [[اعمال]] [[انسانی]] میفرماید: {{متن حدیث|مَعَ الْوَرَعِ يُثْمِرُ الْعَمَلُ}}<ref>غررالحکم، ح۹۷۳۹.</ref>؛ «با پارسایی عمل میوه میدهد». | # میوهدهی کارها: همچنین آن حضرت{{ع}} درباره نقش مهم پارسایی در ثمربخشی [[اعمال]] [[انسانی]] میفرماید: {{متن حدیث|مَعَ الْوَرَعِ يُثْمِرُ الْعَمَلُ}}<ref>غررالحکم، ح۹۷۳۹.</ref>؛ «با پارسایی عمل میوه میدهد». | ||
# مانع [[گناه]]: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ يَحْجُزُ عَنِ ارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ}}<ref>غررالحکم، ح۱۴۳۶.</ref>؛ «پارسایی از [[ارتکاب محرمات]] باز میدارد». | # مانع [[گناه]]: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ يَحْجُزُ عَنِ ارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ}}<ref>غررالحکم، ح۱۴۳۶.</ref>؛ «پارسایی از [[ارتکاب محرمات]] باز میدارد». | ||
# اساس [[تقوا]]: هرچند تقوا و ورع از یک [[حقیقت]] هستند، ولی به نظر میرسد که کسی که پارسایی ندارد و به شبهات [[گرایش]] دارد، [[اهل تقوا]] نیست؛ زیرا چنین شخصی آماده [[سقوط]] است. از این رو آن حضرت{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ أَسَاسُ التَّقْوَى}}<ref>غررالحکم، ح۱۱۰۷.</ref>؛ «پارسایی اساس تقوا است». | # اساس [[تقوا]]: هرچند تقوا و ورع از یک [[حقیقت]] هستند، ولی به نظر میرسد که کسی که پارسایی ندارد و به شبهات [[گرایش]] دارد، [[اهل تقوا]] نیست؛ زیرا چنین شخصی آماده [[سقوط]] است. از این رو آن حضرت{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ أَسَاسُ التَّقْوَى}}<ref>غررالحکم، ح۱۱۰۷.</ref>؛ «پارسایی اساس تقوا است». | ||
# [[رهایی]] از پستیها: امام علی{{ع}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|بِالْوَرَعِ يَكُونُ التَّنَزُّهُ مِنَ الدَّنَايَا}}<ref>غررالحکم، ح۴۲۸۰.</ref>؛ «با پارسایی میتوان از پستیها [[پاک]] شد». آن حضرت{{ع}} در جایی دیگر همچنین میفرماید: {{متن حدیث|وَرَعُ الْمَرْءِ يُنَزِّهُهُ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ}}<ref>غررالحکم، ح۱۰۰۸۱.</ref>؛ «پارسایی مرد او را از هر [[پستی]] [[پاکیزه]] میکند». | # [[رهایی]] از پستیها: امام علی{{ع}} در این باره میفرماید: {{متن حدیث|بِالْوَرَعِ يَكُونُ التَّنَزُّهُ مِنَ الدَّنَايَا}}<ref>غررالحکم، ح۴۲۸۰.</ref>؛ «با پارسایی میتوان از پستیها [[پاک]] شد». آن حضرت{{ع}} در جایی دیگر همچنین میفرماید: {{متن حدیث|وَرَعُ الْمَرْءِ يُنَزِّهُهُ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ}}<ref>غررالحکم، ح۱۰۰۸۱.</ref>؛ «پارسایی مرد او را از هر [[پستی]] [[پاکیزه]] میکند». | ||
# آرایه [[مروت]]: مروت و [[جوانمردی]] با پارسایی [[زینت]] مییابد. امام علی{{ع}} ضمن بیان چند فایده و اثر پارسایی میفرماید: {{متن حدیث| | # آرایه [[مروت]]: مروت و [[جوانمردی]] با پارسایی [[زینت]] مییابد. امام علی{{ع}} ضمن بیان چند فایده و اثر پارسایی میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ يُصْلِحُ الدِّينَ، وَ يَصُونُ النَّفْسَ، وَ يُزَيِّنُ الْمُرُوءَةَ}}<ref>غررالحکم، ح۱۸۶۷.</ref>؛ «پارسایی [[دین]] را [[اصلاح]] و نفس را صیانت و مروت را زینت میبخشد». | ||
الْوَرَعُ يُصْلِحُ الدِّينَ، وَ يَصُونُ النَّفْسَ، وَ يُزَيِّنُ الْمُرُوءَةَ}}<ref>غررالحکم، ح۱۸۶۷.</ref>؛ «پارسایی [[دین]] را [[اصلاح]] و نفس را صیانت و مروت را زینت میبخشد». | # رشد علمی: اگر کسی بخواهد از نظر [[علمی]] به [[رشد]] و نمو دست یابد باید به پارسایی توجه یابد. امام علی{{ع}} همچنین میفرماید: {{متن حدیث|لَا يَزْكُو الْعِلْمُ بِغَيْرِ وَرَعٍ}}<ref>غررالحکم، ح۱۰۶۸۹.</ref>؛ «[[علم]] جز با پارسایی نمو و رشد نمییابد». | ||
# | # [[درستی]] دین: اگر بخواهیم دین ما از [[فساد]] دور بماند، باید پارسایی را عامل صلاح آن قرار دهیم. امام علی{{ع}} فرماید: {{متن حدیث|سَبَبُ صَلَاحِ الدِّينِ الْوَرَعُ}}<ref>غررالحکم، ح۵۵۱۲.</ref>؛ «سبب اصلاح دین [[پارسایی]] است». | ||
# [[درستی]] دین: اگر بخواهیم دین ما از [[فساد]] دور بماند، باید پارسایی را عامل صلاح آن قرار دهیم. امام علی{{ع}} فرماید: {{متن حدیث|سَبَبُ صَلَاحِ الدِّينِ الْوَرَعُ}}<ref>غررالحکم، ح۵۵۱۲.</ref>؛ «سبب | |||
# صلاح و درستی [[نفس انسانی]]: اصولاً صلاح نفس آن است که [[انسان]] [[پارسا]] باشد تا از فساد رهایی یابد؛ همچنین [[اصلاح نفس]] به پارسایی است. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|سَبَبُ صَلَاحِ النَّفْسِ الْوَرَعُ}}<ref>غررالحکم، ح۵۵۴۷.</ref>؛ «سبب اصلاح نفس پارسایی است». | # صلاح و درستی [[نفس انسانی]]: اصولاً صلاح نفس آن است که [[انسان]] [[پارسا]] باشد تا از فساد رهایی یابد؛ همچنین [[اصلاح نفس]] به پارسایی است. [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|سَبَبُ صَلَاحِ النَّفْسِ الْوَرَعُ}}<ref>غررالحکم، ح۵۵۴۷.</ref>؛ «سبب اصلاح نفس پارسایی است». | ||
# چراغ [[رستگاری]] و [[پیروزی]]: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ مِصْبَاحُ نَجَاحٍ}}<ref>غررالحکم، ح۷۵۰.</ref>؛ «پارسایی چراغ پیروزی و رستگاری است». | # چراغ [[رستگاری]] و [[پیروزی]]: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ مِصْبَاحُ نَجَاحٍ}}<ref>غررالحکم، ح۷۵۰.</ref>؛ «پارسایی چراغ پیروزی و رستگاری است». | ||
# کاهش [[گناه]]: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ زَادَ وَرَعُهُ نَقَصَ إِثْمُهُ}}<ref>غررالحکم، ح۸۳۳۱.</ref>؛ «هر کسی پارساییاش افزایش یافت گناهش نقصان یافت». | # کاهش [[گناه]]: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|مَنْ زَادَ وَرَعُهُ نَقَصَ إِثْمُهُ}}<ref>غررالحکم، ح۸۳۳۱.</ref>؛ «هر کسی پارساییاش افزایش یافت گناهش نقصان یافت». | ||
# [[عبادت]] مفید: اگر کسی بخواهد عبادتی مفید و تأثیرگذار داشته باشد، باید پارسایی پیشه کند. [[امیرمؤمنان]] امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا خَيْرَ فِي نُسُكٍ لَا وَرَعَ فِيهِ}}<ref>المحاسن، ج۱، ص۶۵، حدیث ۹.</ref>؛ «خیری در عبادتی نیست که در آن پارسایی نباشد». | # [[عبادت]] مفید: اگر کسی بخواهد عبادتی مفید و تأثیرگذار داشته باشد، باید پارسایی پیشه کند. [[امیرمؤمنان]] امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا خَيْرَ فِي نُسُكٍ لَا وَرَعَ فِيهِ}}<ref>المحاسن، ج۱، ص۶۵، حدیث ۹.</ref>؛ «خیری در عبادتی نیست که در آن پارسایی نباشد». | ||
# تلاش مفید: هر تلاشی بدون پارسایی | # تلاش مفید: هر تلاشی بدون پارسایی سود و فایدهای نخواهد داشت. [[امام صادق]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|لَا يَنْفَعُ اجْتِهَادٌ لَا وَرَعَ فِيهِ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۷، حدیث ۴.</ref>؛ «کوشش بدون پارسایی سودی ندارد». | ||
# | # قبولی اعمال: چنان که [[خدا]] در [[قرآن]] فرموده است، قبولی اعمال با [[تقوای الهی]] و برای [[متقین]] است<ref>{{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ}} «و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.</ref>؛ و از آنجا که پارسایی نشانی از متقین است، [[پیامبر]]{{صل}} میفرماید: {{متن حدیث|لَوْ صَلَّيْتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْأَوْتَارِ وَ صُمْتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْحَنَايَا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْكُمْ إِلَّا بِوَرَعٍ}}<ref>بحارالانوار، ج۸۴، ص۲۵۸، حدیث ۵۶ و ۷۰.</ref>؛ «اگر چنان [[نماز]] بگذارید که مانند زه کمان شوید؛ و چنان [[روز]] بگیرید که چون کمان و گنبد شوید، خدا از شما جز به [[پارسایی]] نمیپذیرد». | ||
# [[نظام]] [[عبادت]]: [[امام زین العابدین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ نِظَامُ الْعِبَادَةِ فَإِذَا انْقَطَعَ ذَهَبَتِ الدِّيَانَةُ كَمَا إِذَا انْقَطَعَ السِّلْكُ اتَّبَعَهُ النِّظَامُ}}<ref>تنبیه الخواطر، ج۲، ص۸۸.</ref>؛ «پارسایی نظام عبادت است. پس هرگاه پارسایی قطع شود [[دیانت]] از میان برود همچنان که با قطع و بریده شدن نخ نظام از میان میرود». | # [[نظام]] [[عبادت]]: [[امام زین العابدین]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ نِظَامُ الْعِبَادَةِ فَإِذَا انْقَطَعَ ذَهَبَتِ الدِّيَانَةُ كَمَا إِذَا انْقَطَعَ السِّلْكُ اتَّبَعَهُ النِّظَامُ}}<ref>تنبیه الخواطر، ج۲، ص۸۸.</ref>؛ «پارسایی نظام عبادت است. پس هرگاه پارسایی قطع شود [[دیانت]] از میان برود همچنان که با قطع و بریده شدن نخ نظام از میان میرود». | ||
# بهترین [[یار]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]: [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ خَيْرُ قَرِينٍ}}<ref>غررالحکم، ح۴۹۳.</ref>؛ «پارسایی بهترین [[دوست]] همراه در دنیا و آخرت است». | # بهترین [[یار]] در [[دنیا]] و [[آخرت]]: [[امام علی]]{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ خَيْرُ قَرِينٍ}}<ref>غررالحکم، ح۴۹۳.</ref>؛ «پارسایی بهترین [[دوست]] همراه در دنیا و آخرت است». | ||
# [[برترین]] [[لباس]]: همانطوری که [[لباس تقوا]] بهترین است، لباس ورع و پارسایی برترین است. امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ أَفْضَلُ لِبَاسٍ}}<ref>غررالحکم، ح۴۷۶.</ref>؛ «پارسایی بهترین لباس است». | # [[برترین]] [[لباس]]: همانطوری که [[لباس تقوا]] بهترین است، لباس ورع و پارسایی برترین است. امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|الْوَرَعُ أَفْضَلُ لِبَاسٍ}}<ref>غررالحکم، ح۴۷۶.</ref>؛ «پارسایی بهترین لباس است». | ||
# عزتآفرین: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|وَرَعٌ يُعِزُّ خَيْرٌ مِنْ طَمَعٍ يُذِلُّ}}<ref>غررالحکم، ح۱۰۰۷۹.</ref>؛ «پارسایی که عزتآفرین باشد بهتر از طمعی است که خواریآور است». | # عزتآفرین: امام علی{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|وَرَعٌ يُعِزُّ خَيْرٌ مِنْ طَمَعٍ يُذِلُّ}}<ref>غررالحکم، ح۱۰۰۷۹.</ref>؛ «پارسایی که عزتآفرین باشد بهتر از طمعی است که خواریآور است». | ||
# بهرهمند از [[ولایت]] [[معصومان]]{{عم}}: [[امام باقر]]{{ع}} به | # بهرهمند از [[ولایت]] [[معصومان]]{{عم}}: [[امام باقر]]{{ع}} به خیثمة در زمانی که برای خداحافظی نزدش آمد فرمود: {{متن حدیث|أَبْلِغْ مَوَالِيَنَا السَّلَامَ عَنَّا، وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِيمِ، وَ أَعْلِمْهُمْ يَا خَيْثَمَةُ أَنَّا لَا نُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِلَّا بِعَمَلٍ، وَ لَنْ يَنَالُوا وَلَايَتَنَا إِلَّا بِوَرَعٍ}}<ref>بحارالانوار: ج۷۰، ص۳۰۹، حدیث ۳۸.</ref>؛ «[[سلام]] ما را به [[دوستداران]] ما برسان و ایشان را به تقوای خدای عظیم سفارش کن و به آنان ای خیثمه، از طرف ما اعلام کن به [[راستی]] هیچ چیزی آنان را از خدا بینیاز نمیکند مگر عمل و هرگز به ولایت ما نمیرسند، مگر با پارسایی»<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۲۴ ـ ۱۳۰.</ref>. | ||
==مراتب ورع و پارسایی== | == مراتب ورع و پارسایی == | ||
چنان که گفته شد ورع و [[پارسایی]] دارای مراتب تشکیکی است؛ یعنی با آنکه ورع، خود یکی از مراتب بالای تقواست، اما [[علامه مجلسی]] از برخی بزرگان نقل میکند که خود ورع نیز دارای چهار مرتبه است. این مراتب | چنان که گفته شد ورع و [[پارسایی]] دارای مراتب تشکیکی است؛ یعنی با آنکه ورع، خود یکی از مراتب بالای تقواست، اما [[علامه مجلسی]] از برخی بزرگان نقل میکند که خود ورع نیز دارای چهار مرتبه است. این مراتب عبارتند از: | ||
# ورع توبهکنندگان: آن حالتی است که [[انسان]] را از [[فسق]] خارج میکند و باعث | # ورع توبهکنندگان: آن حالتی است که [[انسان]] را از [[فسق]] خارج میکند و باعث قبولی طاعات میشود. | ||
# ورع [[صالحان]]: آن اجتناب از [[شبهات]] است به جهت | # ورع [[صالحان]]: آن اجتناب از [[شبهات]] است به جهت پرهیز از [[ارتکاب محرمات]]. | ||
# ورع [[متقین]]: ورع متقین، ترک [[حلال]] است به جهت پرهیز از | # ورع [[متقین]]: ورع متقین، ترک [[حلال]] است به جهت پرهیز از ارتکاب حرام؛ مانند ترک صحبت کردن درباره [[مردم]] به جهت [[ترس]] از [[غیبت]]. | ||
# ورع [[سالکان]]: آن [[اعراض]] از غیر [[خدا]] است به جهت ترس از صرف کردن یک لحظه از عمر که باعث [[تقرب به خدا]] نشود، اگرچه [[یقین]] دارد که به [[حرام]] نمیانجامد<ref>مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، علامه مجلسی، ج۸، ص۵۲ و ۵۳.</ref>. | # ورع [[سالکان]]: آن [[اعراض]] از غیر [[خدا]] است به جهت ترس از صرف کردن یک لحظه از عمر که باعث [[تقرب به خدا]] نشود، اگرچه [[یقین]] دارد که به [[حرام]] نمیانجامد<ref>مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، علامه مجلسی، ج۸، ص۵۲ و ۵۳.</ref>. | ||
امام باقر{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۷، حدیث ۵.</ref>؛ «سختترین [[عبادت]] پارسایی است». چنانکه گفته شد [[امام صادق]]{{ع}} نیز ورع | امام باقر{{ع}} میفرماید: {{متن حدیث|إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ}}<ref>الکافی، ج۲، ص۷۷، حدیث ۵.</ref>؛ «سختترین [[عبادت]] پارسایی است». چنانکه گفته شد [[امام صادق]]{{ع}} نیز ورع توده مردم را به همان ترک از محارم [[الهی]] معنا و [[تفسیر]] کرده و فرموده است: {{متن حدیث|لَمَّا سُئِلَ عَنِ الْوَرِعِ مِنَ النَّاسِ: الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ}}<ref>کافی، ج۲، ص۷۷، حدیث ۸.</ref>؛ «ورع و پارسایی توده مردم همان پرهیز از محارم الهی است». این کمترین درجه از پارسایی و ورع است که انسان تنها از محارم پرهیز کند. [[امام علی]]{{ع}} درباره آفت پارسایی میفرماید: {{متن حدیث|آفَةُ الْوَرَعِ قِلَّةُ الْقَنَاعَةِ}}<ref>غررالحکم، ح۳۹۳۵.</ref>؛ «آفت پارسایی، کم قناعتی است»<ref>[[خلیل منصوری|منصوری، خلیل]]، [[عرفان در قرآن (کتاب)|عرفان در قرآن]]، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۱.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||
نسخهٔ ۲۰ مهٔ ۲۰۲۶، ساعت ۱۲:۴۳
ورع، منزل تقوای زاهدانه عارفان
انسان سالکالیالله در منازل سهگانه تقوا به جایی میرسد که در منزلی از محرمات، و در منزلی دیگر از مکروهات و در منزل سوم از متشابهات بلکه حتی از برخی از مباحات نیز پرهیز میکند. این مرتبه سوم از تقوا و پرهیزکاری را «ورع» و پارسایی گویند. سالک اینگونه قلب را از هرگونه ناپاکیهای حتی احتمالی پاک و تصفیه نموده و به صفای مطلق دل دست مییابد[۱].
ورع و پارسایی اوج مرتبه تقوا و پرهیزکاری
واژه تقوا از «وقی - یقی - وقایه» به معنای حفظ مهار و نگهداشت از چیزی یا خطری است که میتواند با ترک چیزی یا عمل به چیزی اتفاق افتد. در فارسی آن را پرهیزکاری معنا کردهاند که البته به معنای اجتناب فقط نیست، بلکه همانند پرهیز غذایی به معنای ترک اموری همراه با انجام اموری دیگر است. از این روست که در قرآن تقوای الهی با انجام اوامر الهی در کنار نواهی الهی از سوی بندگان مطرح شده است. البته از نظر قرآن، تقوای الهی دارای مراتب سهگانه اصلی است. خدا میفرماید: ﴿لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جُنَاحٌ فِيمَا طَعِمُوا إِذَا مَا اتَّقَوْا وَآمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ ثُمَّ اتَّقَوْا وَآمَنُوا ثُمَّ اتَّقَوْا وَأَحْسَنُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ﴾[۲]. از این آیه همچنین به دست میآید که پس از پایان سه مرتبه از مراتب ایمانی و تقوایی انسان به مقام احسان و محسنین میرسد. احسان، چنان که پیامبر(ص) فرموده، عبارت است از: «قَالَ جَبْرَئِيلُ:... يَا رَسُولَ اللَّهِ حَدِّثْنِي مَا الْإِحْسَانُ؟ قَالَ: الْإِحْسَانُ أَنْ تَعْمَلَ لِلَّهِ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ»[۳]؛ «جبرئیل گفت: ای رسول الله! درباره احسان برایم سخن بگو؟ پیامبر(ص) فرمود: احسان آن است که برای خداوند کار کنی گویی که تو خدا را میبینی. پس اگر خدا را نمیبینی، به راستی که خداوند تو را میبیند».
البته شیخ طبرسی در مجمع البیان در ذیل معنای احسان و محسن در قرآن، به جای «تعمل» واژه «تعبد» را آورده است و مینویسد: «رُوِيَ عَنِ النَّبِيِّ(ص) أَنَّهُ سُئِلَ عَنِ الْإِحْسَانِ؟ فَقَالَ: أَنْ تَعْبُدَ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ لَمْ تَكُنْ تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ»[۴]؛ «از پیامبر(ص) روایت شده که ایشان در پاسخ سؤال از احسان فرمود: اینکه خداوند را عبادت کنی گویی او را میبینی. پس اگر او را نمیبینی به تحقیق که او تو را میبیند». همچنین علامه مجلسی از کتاب مکارمالاخلاق نقل میکند که پیامبر(ص) در سفارشات خود به ابوذر غفاری فرمود: «يَا أَبَا ذَرٍّ! اعْبُدِ اللَّهَ كَأَنَّكَ تَرَاهُ فَإِنْ كُنْتَ لَا تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ، وَ اعْلَمْ أَنَّ أَوَّلَ عِبَادَةِ اللَّهِ الْمَعْرِفَةُ بِهِ»[۵]؛ «ای ابوذر! خداوند را چنان عبادت کن که گویی او را میبینی. پس اگر او را نمیبینی بدان که او تو را میبیند و بدان که اول عبادت خداوند، معرفت به این مطلب است». به هر حال، تقوای الهی دارای سهگانهای است که از آن به تقوای عام، تقوای خاص و تقوای اخص تعبیر میشود. تقوای عام با عمل به واجبات و ترک محرمات، تقوای خاص با عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات و نیز متشابهات و بلکه مباحات به دست نمیآید. این مرتبه سوم از تقوای الهی یا همان تقوای اخص در فرهنگ اصطلاحات اسلامی «ورع» میگویند که در فارسی به معنای پارسایی است؛ زیرا واژه ورع در لغت به معنای لگام زدن به حیوان، بازداشتن از چیزی چون آب، فاصله انداختن میان دو چیز، ترسو، ناتوان و ضعیف نگهداشتن است. از این رو میتوان گفت که ورع با تقوا بلکه حتی با واژه عقل نوعی ترادف معنایی دارد هر چند تفاوت و فرق ظریفی و لطیفی میان هر یک از آنها است. امیرمؤمنان امام علی(ع) با بهرهگیری از واژه «عقل» به تعریف از ورع میپردازد و میفرماید: «لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ»[۶]؛ «هیچ عقال و لگام بازدارندهای نیکتر از ورع نیست». هرچند واژه «ورع» در قرآن به کار نرفته است، اما در فرهنگ اسلامی و روایات معصومان(ع) این واژه بسیار به کار گرفته شده است. در اصطلاح فرهنگ اسلامی، ورع نه تنها ترک محرمات و مکروهات، بلکه متشابهات است. امیرمؤمنان امام علی(ع) در تعریف مفهوم اسلامی ورع فرموده است: «الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ»[۷]؛ «ورع و پرهیزکاری توقف در برابر شبهات است». یعنی ورع آن نیست که آدمی خود را از حرام یقینی باز دارد، بلکه آن است که در برابر شبهه نیز بایستد و مرتکب آن نشود. امام حسن عسکری(ع) میفرماید: «أَوْرَعُ النَّاسِ مَنْ وَقَفَ عِنْدَ الشُّبْهَةِ؛ أَعْبَدُ النَّاسِ مَنْ أَقَامَ عَلَى الْفَرَائِضِ؛ أَزْهَدُ النَّاسِ مَنْ تَرَكَ الْحَرَامَ؛ أَشَدُّ النَّاسِ اجْتِهَاداً مَنْ تَرَكَ الذُّنُوبَ»[۸]؛ «پارساترین مردم کسی است که نزد شبهه توقف کند، عابدترین مردم کسی است که واجبات را به پا دارد، زاهدترین مردم کسی است که حرام را ترک کند، پر تلاشترین افراد کسی است که گناه را ترک کند».
بر همین اساس است که رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: «الْحَلَالُ بَيِّنٌ، وَ الْحَرَامُ بَيِّنٌ، فَدَعْ مَا يُرِيبُكَ إِلَى مَا لَا يُرِيبُكَ»[۹]؛ «حلال روشن و حرام روشن است، پس آنچه موجب ریب و شک است ترک کن و به کاری بپرداز که اینگونه نیست»؛ یعنی چیزی که شبههناک است و کاری که مشتبه است و حلال بودن آن روشن نیست ترک کنید و به کاری بپردازید که هیچ شک و ریبی در آن نیست. امام علی(ع) در تعریف ورع میفرماید: «الْوَرَعُ اجْتِنَابٌ»[۱۰]؛ «پارسایی همان دوری کردن است». این اجتناب از اجتناب از شبهات و متشابهات آغاز میشود. پس انسان در جایی که شبهه است حرکتی انجام نمیدهد و با توقف در برابر آن، میکوشد تا در این منطقه وارد نشود؛ زیرا آن حضرت(ع) در جایی دیگر میفرماید: «الْوَرَعُ الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ»[۱۱]؛ «پارسایی، توقف در هنگام روبهرو شدن با شبهه است». از پیامبر(ص) نیز نقل شده که فرموده است: «الوَرَعُ الَّذِي يَقِفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ»[۱۲]؛ «پارسایی توقف در شبهات است». برخی از عالمان با توجه به این روایت و روایات مشابه، میگویند: انسان متقی کسی است که از گناه بپرهیزد، اما بالاتر از مقام تقوا، ورع است؛ زیرا در مقام ورع نه تنها باید از گناهان اجتناب کرد، و عامل به واجبات بود، بلکه از شبهات و حتی گاهی از کارهای حلال و مباحی که ممکن است مقدمهای شود برای داخل شدن به گناه، نیز باید دوری گزیند[۱۳].
انسان سالک طریقت حقیقت از راه شریعت، باید به جایی برسد که از هرگونه عمل همراه با شک و ریب پرهیز کند و در مسائل شخصی اهل احتیاط باشد هر چند که در امور اجتماعی نمیتوان از احتیاط سخن گفت؛ زیرا امور اجتماعی نیاز به فقه اجتماعی دارد که به دور از هرگونه احتیاط به معنا و مفهومی است که در مسائل شخصی و فردی مطرح است. پس انسان سالک باید از هر کاری که حلال بودن آن قطعی نیست، اجتناب و پرهیز کند؛ زیرا گام نهادن در شبهات مانند حرکت بر روی لبه پرتگاه است که در نهایت موجب سقوط آدمی میشود. انسان عاقل حیوان سرکش نفس خویش را در کنار مرزهای شبهات به چرا نمیبرد تا گاه از روی غفلت و نادانی به چریدن در جایی مشغول شود که گناه در آن ممکن و محتمل الوقوع است. در حقیقت، بر اساس روایت از پیامبر(ص) حرکت در شبهات همانند حرکت در مرز میان خوب و بد است که هر لحظه احتمال سقوط است. پیامبر(ص) میفرماید: «الْحَلَالُ بَيِّنٌ وَ الْحَرَامُ بَيِّنٌ، وَ بَيْنَهُمَا أُمُورٌ مُشْتَبِهَاتٌ، لَا يَعْلَمُهَا كَثِيرٌ مِنَ النَّاسِ، فَمَنِ اتَّقَى الشُّبُهَاتِ اسْتَبْرَأَ لِعِرْضِهِ وَ دِينِهِ، وَ مَنْ وَقَعَ فِي الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ، كَرَاعٍ يَرْعَى حَوْلَ الْحِمَى، يُوشِكُ أَنْ يُوَاقِعَهُ»[۱۴]؛ «حلال روشن و حرام روشن است و میان حلال و حرام امور مشتبه وجود دارد. بسیاری از مردم آن را نمیشناسند. پس کسی که از شبهات تقوای پیشه گیرد، عرض و دینش را نگه داشته است و کسی که در شبهات بیافتد در حرام میافتد چون چوپانی که رمهاش را در نزدیک قرقگاه به چرا میبرد احتمال آنکه در قرقگاه برود وجود دارد».
چریدن رمه نفس در کنار شبهات همان شَفَا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ است که باید از آن اجتناب کرد. خدا میفرماید: ﴿أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَمْ مَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾[۱۵]. پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز در این زمینه هشدار داده و میفرمایند: «فَمَنْ تَرَكَ الشُّبُهَاتِ نَجَا مِنَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ أَخَذَ بِالشُّبُهَاتِ ارْتَكَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ هَلَكَ مِنْ حَيْثُ لَا يَعْلَمُ»[۱۶]؛ «هر کس که شبهات را ترک کند، از محرمات نجات مییابد و هر کس که به شبهات اقدام کند مرتکب محرمات میشود و ندانسته هلاک و نابود میگردد».
پس از نظر آموزههای وحیانی اسلام، ورع و پارسایی همان مرتبه عالی تقوا است که در قرآن به عنوان «حق تقاته» از آن یاد شده است. خداوند متعال میفرماید: ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ﴾[۱۷]. در حقیقت، اهل ورع و پارسایی نهایت استطاعت خویش را به کار گرفتند تا آنچه خدا خواسته را انجام دهند و حتی از شبهات و بلکه برخی از مباحات که بستر نزدیکی به گناه و حرام را فراهم میآورد، مانند زیادهروی در شهوات جنسی و غیرجنسی و غضب و خشم پرهیز نمیکنند و به این فرمان الهی سر مینهند که میفرماید: ﴿فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ﴾[۱۸]. البته برخی از مفسران ذیل آیه ۱۳۳ سوره نساء و آیه ۲ سوره بقره، گفتهاند: تقوا، نقشه راه رسیدن به مقام قرب خدا، تابلوی راهنمای حرکت به سمت مقام «مشاهده و شهود قلبی»، و منزل گزیدن در جوار رضوان الهی است. کسانی که میخواهند به مرتبه اعلای مقام تقوا برسند، باید منازل و مراحلی را بگذرانند، تا به مرتبه عالی تقوا برسند. مرتبه نخست تقوا، ایمان و تسلیم است. مرتبه دوم مقام «توبه» است. مرتبه سوم دوری گزیدن از شبهات بوده که آن مقام «ورع» است[۱۹].
باید توجه داشت که شبهه را شبهه نامیدهاند؛ چراکه شبیه و همانند حق است و انسان توانایی تشخیص را در این موارد از دست میدهد. شبهات را باید برزخ میان حق و باطل دانست؛ زیرا نمادهایی از حق و باطل را با خود دارد و شخص را سرگردان و حیران میسازد. امام علی(ع) میفرماید: شبهه از این نظر شبهه نامیده شده که شبیه و مانند حق است؛ ولی دوستان خدا با روشنایی یقین سیر میکنند و راهشان راه هدایت و نیکبختی است؛ و اما دشمنان خدا وسیله دعوتشان گمراهی است و راهنمایشان کوردلی است. کسی که از مرگ میترسد راه فرار از آن را ندارد و آنکه علاقهمند به ماندن است، همیشه نمیماند و بالاخره یک روز باید برود[۲۰]. به هر حال، ورع با اجتناب، ترک و انجام ندادن همراه است. از این رو ریشه ورع و پارسایی را امام(ع) همان ترک دانسته و میفرماید: «أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ»[۲۱]؛ «ریشه پارسایی، دوری کردن از گناهان و پرهیز از حرام است». همچنین میفرماید: «إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّطَهُّرُ عَنِ الْمَعَاصِي»[۲۲]؛ «پارسایی چیزی جز پاکی و طهارت از معاصی نیست».
پیامبر خدا(ص) میفرماید: «لَا وَرَعَ كَالْكَفِّ»[۲۳]؛ «هیچ ورعی چون خویشتنداری از گناه نیست». امیرمؤمنان امام علی(ع) نیز ورع را پرهیز و اجتناب دانسته و فرموده است: «الْوَرَعُ اجْتِنَابٌ»؛ «پارسایی همان دوری کردن است»[۲۴]. البته این اجتناب در سطوح مختلف و امور گوناگون معنا مییابد که بهترین سطح همان توقف در برابر شبهات است. امام علی(ع) خود در این باره میفرماید: «لَا وَرَعَ كَالْوُقُوفِ عِنْدَ الشُّبْهَةِ»[۲۵]؛ «هیچ پارساییای چون توقف به هنگام شبهه نیست».
امیرالمؤمنین(ع) به عثمان بن حنیف(ع) نوشت: «فَمَا اشْتَبَهَ عَلَيْكَ عِلْمُهُ فَالْفِظْهُ»[۲۶]؛ «آنچه را که حلال بودنش برای تو روشن نبود، از دهان بیرون بینداز». از آنجایی که ورع ارتباط تنگاتنگی با اجتناب و ترک دارد، پس پارساترین مردم باید کسی باشد که از محرمات و مکروهات و متشابهات پرهیز میکند؛ لذا در جایی که احتمال گناه و حرام است وارد نمیشود؛ چه رسد در مواردی که گناه یقینی یا ظنی است. امام صادق(ع) در پاسخ به همین پرسش فرمود: «الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ، وَ يَتَجَنَّبُ هَؤُلَاءِ، وَ إِذَا لَمْ يَتَّقِ الشُّبُهَاتِ وَقَعَ فِي الْحَرَامِ وَ هُوَ لَا يَعْرِفُهُ»[۲۷]؛ «پارسا کسی است که از حرامهای خدا پرهیز و دوری میکند و اگر از شبهات نیز پرهیز نکند، ندانسته به حرام افتد». امام علی(ع) در تعریف ورع در فرهنگ اسلامی آن را به اجتناب تعریف کرده و در جایی دیگر میفرماید: «أَصْلُ الْوَرَعِ تَجَنُّبُ الْآثَامِ وَ التَّنَزُّهُ عَنِ الْحَرَامِ»[۲۸]؛ «اصل و بنیاد پارسایی اجتناب از گناه و نزاهت از حرام است». وی همچنین میفرماید: «إِنَّمَا الْوَرَعُ التَّحَرِّي فِي الْمَكَاسِبِ وَ الْكَفُّ عَنِ الْمَطَالِبِ»[۲۹]؛ «پارسایی همان تحقیق در مکاسب و خودداری از طلب است»[۳۰].
آثار ورع و پارسایی
در روایات اسلامی برای ورع و پارسایی آثار و برکاتی بیان شده است، البته باید توجه داشت که آثاری که برای تقوای الهی بیان شده به ورع نیز مربوط و مرتبط است؛ زیرا چنانکه گفته شد ورع و پارسایی مرتبه عالی و برتر تقوای الهی است و به طور طبیعی آثار مطلق تقوای بر ورع نیز بار میشود. در اینجا تنها به برخی از آثار خاص ورع اشاره میشود که در روایات بیان شده است. از جمله این آثار میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- منع از معصیت: پیامبر(ص) در تعریف ورع به کارکرد و تأثیر آن پرداخته و میفرماید: «وَ وَرَعٌ يَحْجُزُهُ عَنْ مَعَاصِي اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»[۳۱]؛ «و پارسایی که او را از معاصی خدای عز و جل باز میدارد و مانع میشود».
- صیانت از دین: صدقین(ع) ورع و پارسایی را موجب صیانت دین دانسته و میفرمایند: «اتَّقُوا اللَّهَ وَ صُونُوا دِينَكُمْ بِالْوَرَعِ»[۳۲]؛ «تقوای خدا پیشه کنید و دینتان را با ورع و پارسایی صیانت و حفظ کنید».
- پارسایی در رفتار: تقوای باطنی و از جمله ورع خود را در عمل و رفتار شخص نشان میدهد. پس کسی که اهل پارسایی است در رفتارش به گونهای است که از هرگونه شبهات نیز پرهیز میکند. پیامبر اکرم(ص) میفرماید: «وَرَعُ الْمُؤْمِنِ يَظْهَرُ فِي عَمَلِهِ؛ وَرَعُ الْمُنَافِقِ لَا يَظْهَرُ إِلَّا عَلَى لِسَانِهِ»[۳۳]؛ «پارسایی و ورع مؤمن در رفتارش آشکار میشود و پارسایی منافق جز در زبانش ظاهر نمیشود».
- ثمرهبخشی تلاش: هر تلاش و کوششی مثمر ثمر نخواهد بود، بلکه عملی تأثیر مثبت دارد که همراه با ورع و پارسایی باشد. امام صادق(ع) میفرماید: «لَا يَنْفَعُ اجْتِهَادٌ لَا وَرَعَ فِيهِ»[۳۴]؛ «اجتهاد و کوششی که پارسایی در آن رعایت نشود، سودی نخواهد داشت». پس مجاهدت و تلاش باید هماره با ترک معاصی و پارسایی باشد که تأثیر و نفع خود را برساند.
- مقام و عنوان شیعه بودن: از نظر امام صادق(ع) شیعیان باید در مرتبه عالی تقوای الهی یعنی ورع و پارسایی باشند و از متشابهات نیز پرهیز کنند. کسی که در چنین مرتبهای نیست اصولاً از شیعیان شمرده نخواهد شد. ایشان میفرماید: «لَيْسَ مِنَّا وَ لَا كَرَامَةَ مَنْ كَانَ فِي مِصْرٍ فِيهِ مِائَةُ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ وَ كَانَ فِي ذَلِكَ الْمِصْرِ أَحَدٌ أَوْرَعَ مِنْهُ»[۳۵]؛ «از ما نیست و کرامتی ندارد آنکه در شهری صد هزار نفری با بیشتر زندگی کند و در آن شهر کسی پارساتر از او باشد». از این حدیث به دست میآید که خود پارسایی و ورع نیز دارای مراتب و درجاتی است که سخن از اورع و پارساترین است. امام علی(ع) نیز میفرماید: «مَنْ أَحَبَّنَا فَلْيَعْمَلْ بِعَمَلِنَا وَ لْيَسْتَعِنْ بِالْوَرَعِ، فَإِنَّهُ أَفْضَلُ مَا يُسْتَعَانُ بِهِ فِي أَمْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ»[۳۶]؛ «هر کس ما را دوست میدارد پس باید به عمل ما عمل کند و از ورع یاری استعانت جوید؛ زیرا ورع بهترین چیزی است که میتوان در امر دنیا و آخرت بداناستعانت جست». امام صادق(ع) میفرماید: «لَيْسَ مِنَّا - وَ لَا كَرَامَةَ - مَنْ كَانَ فِي مِصْرٍ فِيهِ مِائَةُ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ، وَ كَانَ فِي ذَلِكَ الْمِصْرِ أَحَدٌ أَوْرَعَ مِنْهُ»[۳۷]؛ «از ما نیست - و کرامتی نیست - کسی که در شهری باشد که در آن صد هزار یا بیشتر هستند و در آن شهر کسی باشد که پارساتر از اوست».
- اصلاح نفس: امیرمؤمنان امام علی(ع) اصلاح نفس را به ورع دانسته است. ایشان میفرماید: «سَبَبُ صَلَاحِ النَّفْسِ الْوَرَعُ»[۳۸]؛ «موجب اصلاح و صلاح نفس، پارسایی و ورع است».
- عنایت خاص الهی: از فواید و آثار ورع بهرهمندی از عنایت خاص الهی در قیامت است. پیامبر خدا(ص) میفرمرد: «جُلَسَاءُ اللَّهِ غَداً أَهْلُ الْوَرَعِ وَ الزُّهْدِ فِي الدُّنْيَا»[۳۹]؛ «همنشینان خداوند در فردای قیامت پارسایان و بیرغبتان به دنیایند».
- رهایی از حساب اخروی: از نظر اسلام کسی که در دنیا به محاسبه نفس بپردازد و با پارسایی رفتار کند و از هرگونه شبهات و متشابهات پرهیز کند، به طور طبیعی دیگر حساب و کتابی ندارد که پاسخگو باشد؛ چون در دنیا به حساب خویش رسیده است؛ از این رو بیحساب و کتاب به بهشت میرود. پیامبر(ص) میفرماید: خداوند متعال فرمود: ای موسی! هیچ بندهای در صحرای قیامت مرا دیدار نکند، مگر اینکه به آنچه در دست دارد (دستاورد او)، رسیدگی دقیق کنم؛ مگر کسی که از پارسایان و اهل ورع باشد؛ زیرا من از آنان حیا میکنم و ایشان را بزرگ و گرامی میدارم و بدون حسابرسی به بهشتشان میبرم[۴۰].
- آثار مجالست با پارسا: از نظر آموزههای وحیانی اسلام، اهل ورع و پارسایی هم خود را نجات میدهند و هم برای مردم مفید و سازنده هستند. از تأثیرات پارسایی در زندگی اجتماعی میتوان به این حدیث پیامبر خدا(ص) اشاره داشت که میفرماید: نمازی که پشت سر مردی پارسا خوانده شود، در درگاه حق پذیرفته است و هدیهای که به مردی پارسا داده شود، در درگاه خداوند پذیرفته است و نشستن با مردی پارسا، از عبادت است و گفت وگو کردن با او، صدقه است[۴۱].
- صلاح امور: اصولاً پارسایی هر کار و عملی را به صلاح میرساند. امام علی(ع) میفرماید: «ثَمَرَةُ الْوَرَعِ صَلَاحٌ»[۴۲]؛ «میوه پارسایی صلاح است».
- میوهدهی کارها: همچنین آن حضرت(ع) درباره نقش مهم پارسایی در ثمربخشی اعمال انسانی میفرماید: «مَعَ الْوَرَعِ يُثْمِرُ الْعَمَلُ»[۴۳]؛ «با پارسایی عمل میوه میدهد».
- مانع گناه: امام علی(ع) میفرماید: «الْوَرَعُ يَحْجُزُ عَنِ ارْتِكَابِ الْمَحَارِمِ»[۴۴]؛ «پارسایی از ارتکاب محرمات باز میدارد».
- اساس تقوا: هرچند تقوا و ورع از یک حقیقت هستند، ولی به نظر میرسد که کسی که پارسایی ندارد و به شبهات گرایش دارد، اهل تقوا نیست؛ زیرا چنین شخصی آماده سقوط است. از این رو آن حضرت(ع) میفرماید: «الْوَرَعُ أَسَاسُ التَّقْوَى»[۴۵]؛ «پارسایی اساس تقوا است».
- رهایی از پستیها: امام علی(ع) در این باره میفرماید: «بِالْوَرَعِ يَكُونُ التَّنَزُّهُ مِنَ الدَّنَايَا»[۴۶]؛ «با پارسایی میتوان از پستیها پاک شد». آن حضرت(ع) در جایی دیگر همچنین میفرماید: «وَرَعُ الْمَرْءِ يُنَزِّهُهُ عَنْ كُلِّ دَنِيَّةٍ»[۴۷]؛ «پارسایی مرد او را از هر پستی پاکیزه میکند».
- آرایه مروت: مروت و جوانمردی با پارسایی زینت مییابد. امام علی(ع) ضمن بیان چند فایده و اثر پارسایی میفرماید: «الْوَرَعُ يُصْلِحُ الدِّينَ، وَ يَصُونُ النَّفْسَ، وَ يُزَيِّنُ الْمُرُوءَةَ»[۴۸]؛ «پارسایی دین را اصلاح و نفس را صیانت و مروت را زینت میبخشد».
- رشد علمی: اگر کسی بخواهد از نظر علمی به رشد و نمو دست یابد باید به پارسایی توجه یابد. امام علی(ع) همچنین میفرماید: «لَا يَزْكُو الْعِلْمُ بِغَيْرِ وَرَعٍ»[۴۹]؛ «علم جز با پارسایی نمو و رشد نمییابد».
- درستی دین: اگر بخواهیم دین ما از فساد دور بماند، باید پارسایی را عامل صلاح آن قرار دهیم. امام علی(ع) فرماید: «سَبَبُ صَلَاحِ الدِّينِ الْوَرَعُ»[۵۰]؛ «سبب اصلاح دین پارسایی است».
- صلاح و درستی نفس انسانی: اصولاً صلاح نفس آن است که انسان پارسا باشد تا از فساد رهایی یابد؛ همچنین اصلاح نفس به پارسایی است. امام علی(ع) میفرماید: «سَبَبُ صَلَاحِ النَّفْسِ الْوَرَعُ»[۵۱]؛ «سبب اصلاح نفس پارسایی است».
- چراغ رستگاری و پیروزی: امام علی(ع) میفرماید: «الْوَرَعُ مِصْبَاحُ نَجَاحٍ»[۵۲]؛ «پارسایی چراغ پیروزی و رستگاری است».
- کاهش گناه: امام علی(ع) میفرماید: «مَنْ زَادَ وَرَعُهُ نَقَصَ إِثْمُهُ»[۵۳]؛ «هر کسی پارساییاش افزایش یافت گناهش نقصان یافت».
- عبادت مفید: اگر کسی بخواهد عبادتی مفید و تأثیرگذار داشته باشد، باید پارسایی پیشه کند. امیرمؤمنان امام علی(ع) میفرماید: «لَا خَيْرَ فِي نُسُكٍ لَا وَرَعَ فِيهِ»[۵۴]؛ «خیری در عبادتی نیست که در آن پارسایی نباشد».
- تلاش مفید: هر تلاشی بدون پارسایی سود و فایدهای نخواهد داشت. امام صادق(ع) میفرماید: «لَا يَنْفَعُ اجْتِهَادٌ لَا وَرَعَ فِيهِ»[۵۵]؛ «کوشش بدون پارسایی سودی ندارد».
- قبولی اعمال: چنان که خدا در قرآن فرموده است، قبولی اعمال با تقوای الهی و برای متقین است[۵۶]؛ و از آنجا که پارسایی نشانی از متقین است، پیامبر(ص) میفرماید: «لَوْ صَلَّيْتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْأَوْتَارِ وَ صُمْتُمْ حَتَّى تَكُونُوا كَالْحَنَايَا لَمْ يَقْبَلِ اللَّهُ مِنْكُمْ إِلَّا بِوَرَعٍ»[۵۷]؛ «اگر چنان نماز بگذارید که مانند زه کمان شوید؛ و چنان روز بگیرید که چون کمان و گنبد شوید، خدا از شما جز به پارسایی نمیپذیرد».
- نظام عبادت: امام زین العابدین(ع) میفرماید: «الْوَرَعُ نِظَامُ الْعِبَادَةِ فَإِذَا انْقَطَعَ ذَهَبَتِ الدِّيَانَةُ كَمَا إِذَا انْقَطَعَ السِّلْكُ اتَّبَعَهُ النِّظَامُ»[۵۸]؛ «پارسایی نظام عبادت است. پس هرگاه پارسایی قطع شود دیانت از میان برود همچنان که با قطع و بریده شدن نخ نظام از میان میرود».
- بهترین یار در دنیا و آخرت: امام علی(ع) میفرماید: «الْوَرَعُ خَيْرُ قَرِينٍ»[۵۹]؛ «پارسایی بهترین دوست همراه در دنیا و آخرت است».
- برترین لباس: همانطوری که لباس تقوا بهترین است، لباس ورع و پارسایی برترین است. امام علی(ع) میفرماید: «الْوَرَعُ أَفْضَلُ لِبَاسٍ»[۶۰]؛ «پارسایی بهترین لباس است».
- عزتآفرین: امام علی(ع) میفرماید: «وَرَعٌ يُعِزُّ خَيْرٌ مِنْ طَمَعٍ يُذِلُّ»[۶۱]؛ «پارسایی که عزتآفرین باشد بهتر از طمعی است که خواریآور است».
- بهرهمند از ولایت معصومان(ع): امام باقر(ع) به خیثمة در زمانی که برای خداحافظی نزدش آمد فرمود: «أَبْلِغْ مَوَالِيَنَا السَّلَامَ عَنَّا، وَ أَوْصِهِمْ بِتَقْوَى اللَّهِ الْعَظِيمِ، وَ أَعْلِمْهُمْ يَا خَيْثَمَةُ أَنَّا لَا نُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً إِلَّا بِعَمَلٍ، وَ لَنْ يَنَالُوا وَلَايَتَنَا إِلَّا بِوَرَعٍ»[۶۲]؛ «سلام ما را به دوستداران ما برسان و ایشان را به تقوای خدای عظیم سفارش کن و به آنان ای خیثمه، از طرف ما اعلام کن به راستی هیچ چیزی آنان را از خدا بینیاز نمیکند مگر عمل و هرگز به ولایت ما نمیرسند، مگر با پارسایی»[۶۳].
مراتب ورع و پارسایی
چنان که گفته شد ورع و پارسایی دارای مراتب تشکیکی است؛ یعنی با آنکه ورع، خود یکی از مراتب بالای تقواست، اما علامه مجلسی از برخی بزرگان نقل میکند که خود ورع نیز دارای چهار مرتبه است. این مراتب عبارتند از:
- ورع توبهکنندگان: آن حالتی است که انسان را از فسق خارج میکند و باعث قبولی طاعات میشود.
- ورع صالحان: آن اجتناب از شبهات است به جهت پرهیز از ارتکاب محرمات.
- ورع متقین: ورع متقین، ترک حلال است به جهت پرهیز از ارتکاب حرام؛ مانند ترک صحبت کردن درباره مردم به جهت ترس از غیبت.
- ورع سالکان: آن اعراض از غیر خدا است به جهت ترس از صرف کردن یک لحظه از عمر که باعث تقرب به خدا نشود، اگرچه یقین دارد که به حرام نمیانجامد[۶۴].
امام باقر(ع) میفرماید: «إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَةِ الْوَرَعُ»[۶۵]؛ «سختترین عبادت پارسایی است». چنانکه گفته شد امام صادق(ع) نیز ورع توده مردم را به همان ترک از محارم الهی معنا و تفسیر کرده و فرموده است: «لَمَّا سُئِلَ عَنِ الْوَرِعِ مِنَ النَّاسِ: الَّذِي يَتَوَرَّعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ»[۶۶]؛ «ورع و پارسایی توده مردم همان پرهیز از محارم الهی است». این کمترین درجه از پارسایی و ورع است که انسان تنها از محارم پرهیز کند. امام علی(ع) درباره آفت پارسایی میفرماید: «آفَةُ الْوَرَعِ قِلَّةُ الْقَنَاعَةِ»[۶۷]؛ «آفت پارسایی، کم قناعتی است»[۶۸].
منابع
پانویس
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۱۷.
- ↑ «آنان که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند در آنچه خوردهاند تا هنگامی که پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند و کارهای شایسته کنند سپس پرهیزگاری ورزند و ایمان آورند آنگاه پرهیزگار باشند و نیکی ورزند گناهی بر آنان نیست و خداوند نیکوکاران را دوست میدارد» سوره مائده، آیه ۹۳.
- ↑ بحارالانوار، ج۵۹، ص۲۶۰ و ۲۶۱؛ الدرالمنثور، سیوطی، ج۱، ص۹۳.
- ↑ مجمع البیان، ج۳، ص۱۱۶؛ ذیل آیه ۱۱۳ سوره نساء؛ بحارالانوار، ج۷، ص۲۱۹.
- ↑ مکارم اخلاق، ص۵۳۷؛ بحارالانوار، ج۷۷، ص۷۵ و ۷۶.
- ↑ نهجالبلاغه، صبحی صالح، ص۵۴۱.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، علی لیثی واسطی، ص۶۸.
- ↑ تحف العقول، ص۴۸۹.
- ↑ وسائل الشیعه، ج۱۸، ص۱۲۴؛ نیز ر.ک: کنزالعمال، ح۷۲۷۴.
- ↑ غررالحکم، ح۸۶.
- ↑ غررالحکم، ح۲۱۶۱.
- ↑ کنزالعمال، ح۷۲۸۹.
- ↑ بیان المعانی، ملاحویش آل غازی، ج۳، ص۵۵.
- ↑ کنزالعمال، ح۷۲۷۶؛ همچنین ر.ک: «عَنْهُ(ص): اجْعَلُوا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ الْحَرَامِ سِتْراً مِنَ الْحَلَالِ، مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ اسْتَبْرَأَ لِعِرْضِهِ وَ دِينِهِ، وَ مَنْ أَرْتَعَ فِيهِ كَانَ كَالْمُرْتِعِ إِلَى جَنْبِ الْحِمَى»؛ ر.ک: کنزالعمال، ح۷۲۹۱.
- ↑ «آیا کسی که بنیان خود را بر پروا از خداوند و خشنودی (او) نهاده بهتر است یا آنکه بنیان خود را بر لب پرتگاهی در حال ریزش گذارده است که او را به درون آتش دوزخ فرو میلغزاند؟ و خداوند گروه ستمکاران را رهنمایی نمیکند» سوره توبه، آیه ۱۰۹.
- ↑ الکافی، چاپ الاسلامیه، ج۱، ص۶۸.
- ↑ «ای مؤمنان! از خداوند چنان که سزاوار پروا از اوست پروا کنید» سوره آل عمران، آیه ۱۰۲.
- ↑ «هر چه میتوانید از خداوند پروا کنید» سوره تغابن، آیه ۱۶.
- ↑ البحر المدید فی تفسیر القرآن المجید، ابن عجیبه احمد بن محمد، ج۱، ص۵۷؛ کتاب التسهیل لعلوم التنزیل، ابن جزی غرناطی، تحقیق، ج۱، ص۶۹.
- ↑ نهجالبلاغه، خطبه ۳۸.
- ↑ غررالحکم، ح۳۰۹۷.
- ↑ غررالحکم، ح۳۸۷۱.
- ↑ معانی الاخبار، ج۱، ص۳۳۵.
- ↑ غررالحکم، ح۸۶.
- ↑ نهجالبلاغه، حکمت ۱۱۳.
- ↑ نهجالبلاغه، نامه ۴۵.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۰۳.
- ↑ غررالحکم، ح۳۰۹۷.
- ↑ غررالحکم، ح۳۸۸۸.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۱۷ ـ ۱۲۴.
- ↑ خصال، صدوق، ص۱۴۵ و ۱۴۶، ح۱۷۲.
- ↑ کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۶، ح۲.
- ↑ عیون الحکم و المواعظ، لیثی، ص۵۰۴، ح۹۲۳۰ و ۹۲۳۱.
- ↑ کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۶، ح۱.
- ↑ کافی، چاپ الاسلامیه، ج۲، ص۷۸، ح۱۰.
- ↑ بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۰۶، حدیث ۳۰.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۷۸، حدیث ۱۰.
- ↑ غررالحکم، حدیث ۵۵۱۲ و ۵۵۴۷.
- ↑ کنزالعمال، ح۷۲۷۹.
- ↑ کنزالعمال، ح۷۳۲۲.
- ↑ کنزالعمال، ح۷۲۸۳.
- ↑ غررالحکم، ح۴۶۳۶.
- ↑ غررالحکم، ح۹۷۳۹.
- ↑ غررالحکم، ح۱۴۳۶.
- ↑ غررالحکم، ح۱۱۰۷.
- ↑ غررالحکم، ح۴۲۸۰.
- ↑ غررالحکم، ح۱۰۰۸۱.
- ↑ غررالحکم، ح۱۸۶۷.
- ↑ غررالحکم، ح۱۰۶۸۹.
- ↑ غررالحکم، ح۵۵۱۲.
- ↑ غررالحکم، ح۵۵۴۷.
- ↑ غررالحکم، ح۷۵۰.
- ↑ غررالحکم، ح۸۳۳۱.
- ↑ المحاسن، ج۱، ص۶۵، حدیث ۹.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۷۷، حدیث ۴.
- ↑ ﴿وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبَا قُرْبَانًا فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِمَا وَلَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ قَالَ لَأَقْتُلَنَّكَ قَالَ إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ﴾ «و برای آنان داستان دو پسر آدم (هابیل و قابیل) را به درستی بخوان! که قربانییی پیش آوردند اما از یکی از آن دو پذیرفته شد و از دیگری پذیرفته نشد، (قابیل) گفت: بیگمان تو را خواهم کشت! (هابیل) گفت: خداوند تنها از پرهیزگاران میپذیرد» سوره مائده، آیه ۲۷.
- ↑ بحارالانوار، ج۸۴، ص۲۵۸، حدیث ۵۶ و ۷۰.
- ↑ تنبیه الخواطر، ج۲، ص۸۸.
- ↑ غررالحکم، ح۴۹۳.
- ↑ غررالحکم، ح۴۷۶.
- ↑ غررالحکم، ح۱۰۰۷۹.
- ↑ بحارالانوار: ج۷۰، ص۳۰۹، حدیث ۳۸.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۲۴ ـ ۱۳۰.
- ↑ مرآه العقول فی شرح اخبار آل الرسول، علامه مجلسی، ج۸، ص۵۲ و ۵۳.
- ↑ الکافی، ج۲، ص۷۷، حدیث ۵.
- ↑ کافی، ج۲، ص۷۷، حدیث ۸.
- ↑ غررالحکم، ح۳۹۳۵.
- ↑ منصوری، خلیل، عرفان در قرآن، ص ۱۳۰ ـ ۱۳۱.