پیش‌گویی: تفاوت میان نسخه‌ها

از امامت‌پدیا، دانشنامهٔ امامت و ولایت
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۹: خط ۹:
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">
<div style="padding: 0.4em 0em 0.0em;">


==مقدمه==
==نمونه‌هایی از [[خبرهای غیبی]] [[ائمه]]{{عم}}==
*یکی از موضوعاتی که در [[کلمات علی]]{{ع}} به ویژه در [[نهج البلاغه]] به چشم می‌خورد، [[خبرهای غیبی]] است که [[حضرت]] در [[خطبه‌ها]] و [[نامه‌ها]] و حکمت‌های خود یادآور شده است. پیش‌گویی به معنای خبردادن و پرده‌برداشتن از حقایق و [[وقایع پنهان]] آینده است که در چهار معنا به آن توجّه شده است:
*از [[ائمه اطهار]]{{عم}}، موارد بسیار زیادی از [[اخبار غیبی]] در کتب [[روایی]] آمده است که به عنوان مثال از هر یک نمونه‌ای [[نقل]] می‌شود:
#برخی مخصوص [[خداوند]] است، مانند [[علم به زمان وقوع قیامت]].
===[[امیرالمؤمنین]]{{ع}}===
#برخی مخصوص [[انبیا]] و [[ائمه]]{{عم}} با [[اذن الهی]] است، مانند هر آنچه بخواهند بدانند و از [[خداوند]] [[مأذون]] باشند.
*[[حضرت علی]]{{ع}} به یکی از [[اصحاب]] به نام [[عمرو بن حَمِق خزائی]] فرمود: "بعد از من کشته می‌شوی و سرت را از شهری به [[شهر]] دیگر می‌برند. سر تو نخستین سری است در [[اسلام]] که از جایی به جای دیگر برده می‌شود. در زمان [[خلافت]] [[معاویه]]، [[عمرو بن حَمِق خزائی]] مورد تعقیب قرار گرفت و او به طائفه خود بنی‌خزاعه [[پناه]] برد؛ ولی آنها او را تحویل مأموران دادند و به دست آنان به [[قتل]] رسید و سرش را از [[عراق]] نزد [[معاویه]] در [[شام]] بردند"<ref>شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۹۰.</ref>.
#برخی در سایه [[طهارت]] [[نفس]] و ارتباط [[بنده]] با [[ذات ربوبی]] حاصل می‌شود که نوعی [[الهام]] و [[عنایت خداوند]] به چنین بندگانی خواهد بود، مانند آنچه به [[سلمان]] و [[ابوذر]] و برخی از [[علمای ربانی]] عطا شده است.
===[[امام حسن مجتبی]]{{ع}}===
#برخی نیز قابل [[تعلیم و تعلم]] برای دیگران است، مانند آنچه [[کاهنان]] و [[منجمان]] و [[مرتاضان]] می‌گویند. این قسم از لحاظ شرعی [[حرام]] است.
*[[حضرت]] جریان [[مسموم]] شدن خود به [[وسیله]] همسرش "[[جعده]]" را خبر داد و به [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: "سی هزار نفر از کسانی که ادّعا دارند از [[امّت]] اسلام‌اند، برای کشتن تو [[اسارت]] خاندانت با هم همدست می‌شوند"<ref>اثبات الهداة، ج۵، ص۱۴۷.</ref>.
*[[پیش‌گویی‌های نهج البلاغه]] از قسم دوم به حساب می‌آیند که خود بر دو نوع‌اند:
===[[امام حسین]]{{ع}}===
:*نوع اول: اخباری است که اطلاع آن [[حضرت]] را از واقعیات و حوادث پشت پرده اثبات می‌کند، مانند آن‌که فرمود: [[سوگند]] به آن که جانم در قبضه [[قدرت]] اوست، از هر رخدادی تا [[روز رستاخیز]] با خبرم و از هر گروهی که دست‌کم یک‌صد نفر را [[رهبری]] کند یا صد نفر را به [[گمراهی]] کشانَد، مطّلعم و شما را خبر دهم و از سخن‌گو و [[پیشوا]] و پیش‌گامش باخبرم؛ و نیز می‌دانم که در کجا فرود آیند و گشایند و کدام یک از آنان کشته شوند و کدامین بمیرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۹۳: {{متن حدیث|فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ، لَا تَسْأَلُونِي عَنْ شَيْ‏ءٍ، فِيمَا بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَ السَّاعَةِ، وَ لَا عَنْ فِئَةٍ تَهْدِي مِائَةً وَ تُضِلُّ مِائَةً، إِلَّا أَنْبَأْتُكُمْ بِنَاعِقِهَا، وَ قَائِدِهَا وَ سَائِقِهَا وَ مُنَاخِ رِكَابِهَا، وَ مَحَطِّ رِحَالِهَا، وَ مَنْ يُقْتَلُ مِنْ أَهْلِهَا قَتْلًا، وَ مَنْ يَمُوتُ مِنْهُمْ مَوْتاً}}</ref>
*خذیفه گوید: از [[امام حسین]]{{ع}} شنیدم که می‌فرمود: "به [[خدا]] [[سوگند]]! بنی‌امیّه بر [[قتل]] من [[اجتماع]] خواهند کرد و [[عمر بن سعد]] [[فرمانده]] سپاهشان خواهد بود. این مطلب را در زمان [[حیات رسول خدا]]{{صل}} فرمود. من عرض کردم: یابن [[رسول الله]]! آیا [[پیغمبر]]{{صل}} این موضوع را به شما خبر داده است؟ فرمود: نه! پس [[خدمت]] [[رسول خدا]]{{صل}} شرفیاب شدم و [[سخنان امام حسین]] را به عرض رساندم. فرمود: [[علم]] من [[علم]] [[حسین]] و [[علم]] [[حسین]] [[علم]] من است"<ref>اثبات الهداة، ج۵، ص۲۱۰.</ref>. [[حضرت]] به [[عمر بن سعد]] فرمود: "بعد از من از گندم [[عراق]] زیاد نخواهی خورد و چنین شد؛ زیرا هنوز به [[ری]] عزیمت نکرده بود که به [[وسیله]] مختار کشته شد"<ref>اثبات الهداة، ج۵، ص۲۷۰.</ref>.
:*نوع دوم: اخباری که حوادث معینی در آینده را بازگو می‌کند، مانند: [[غرق شدن بصره در آب]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳</ref>؛ [[غصب خلافت]]<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶</ref>؛ حمله مغول<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۸</ref>.
===[[امام سجّاد]]{{ع}}===
*[[شارحان نهج البلاغه]]، هر یک به نوعی به [[اخبار غیبی]] [[امام]]{{ع}} نظر افکنده‌اند.<ref>علامه جعفری در شرح خویش بر نهج البلاغه سه نمونه از نوع اول و پانزده مورد از نوع دوم را ذکر می‌کند. در فهرست پیش‌گویی‌های شرح فشرده بر نهج البلاغه سی مورد اخبار غیبی ذکر شده است. آیت الله جعفر سبحانی در مقاله هفتم از یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه تعداد اخبار غیبی را در نهج البلاغه ۷۵ مورد می‌داند و به ده مورد از آن‌ها اشاره می‌کند.</ref><ref>[[دانشنامه نهج البلاغه ج۱ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۱، ص 192- 193.</ref>.
*[[حجاج بن یوسف]] به [[عبدالملک بن مروان]] نوشت که اجازه بده [[علی بن الحسین]] را به [[قتل]] برسانم.[[عبدالملک]] او را [[نهی]] کرد، چند روز بعد از سوی [[امام]] نامه‌ای دریافت کرد که نوشته بود: "از نامه‌ای که درباره [[حفظ]] [[خون]] [[بنی‌هاشم]] به [[حجّاج]] نوشته بودی اطلاع یافتم... [[عبدالملک]] وقتی [[تاریخ]] [[نامه]] را ملاحظه کرد، دید با [[تاریخ]] نامه‌ای که برای [[حجّاج]] نوشته است مطابقت دارد؛ به همین [[دلیل]] به [[صدق]] گفتار [[علی بن الحسین]] [[اطمینان]] پیدا کرد"<ref>اثبات الهداة، ج۵، ص۲۳۵.</ref>.
 
===[[امام باقر]]{{ع}}===
== پرسش‌های وابسته ==
*[[حضرت]] به [[برادر]] خویش - [[زید بن علی]] - فرمود: "مبادا کسانی که [[یقین]] ندارند تو را تحریک کنند؛ زیرا آنان چیزی از [[عذاب]] [[خدا]] را نمی‌توانند از تو دور سازند، شتاب مکن که [[پروردگار]] به شتاب [[بندگان]] نمی‌شتابد و بر [[خدا]] پیشی مگیر که [[مشکلات]] و [[بلا]] تو را [[ناتوان]] خواهند ساخت و در هم خواهند [[شکست]]، تو را ای [[برادر]] به [[خدا]] میسپارم که تو همان به [[دار]] آویخته در [[کناسه]] [[کوفه]] هستی"<ref>اثبات الهداة، ج۵، ص۲۶۶.</ref>.
===[[امام صادق]]{{ع}}===
*[[بنی‌هاشم]] [[تصمیم]] گرفتند [[محمّد بن عبدالله]] را به [[خلافت]] برگزینند، به همین منظور جلسه‌ای تشکیل دادند و از [[امام صادق]]{{ع}} نیز تقاضا کردند حضور یابند. [[حضرت]] دعوتشان را پذیرفت. پس از تشکیل جلسه، [[عبدالله]] از [[امام]] خواست تا با [[محمّد]] [[بیعت]] کند. [[امام صادق]] در پاسخ فرمود: "[[خلافت]] به تو و فرزندانت [[محمد]] و [[ابراهیم]] هرگز نخواهد رسید، بلکه نخست این شخص [[خلافت]] خواهد کرد (اشاره به سفّاح) و سپس این شخص (اشاره به [[منصور]]) آن‌گاه به [[فرزندان]] عبّاس منتقل خواهد شد و کار به جایی میرسد که حتّی [[کودکان]] [[خلافت]] خواهند کرد و [[زنان]] مورد [[مشورت]] قرار خواهند گرفت و [[فرزندان]] تو [[محمّد]] و [[ابراهیم]] کشته خواهند شد"<ref>مقاتل الطالبیین، ص۱۷۲.</ref>.
===[[امام]] [[موسی کاظم]]{{ع}}===
*هنگامی که [[حسین]] صاحب "فخ" میخواست [[خروج]] کند، [[حضرت]] به او فرمود: "کشته می‌شوی، [[حسین]] [[خروج]] کرد و کشته شد"<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۲۹۸</ref>.
===[[امام رضا]]{{ع}}===
*به [[نقل]] از "[[حسن بشّار]]" [[حضرت رضا]]{{ع}} فرمود: "[[عبدالله]]، [[محمّد]] را به [[قتل]] می‌رساند. پرسیدم: [[عبدالله]] پسر [[هارون]] برادرش را می‌کشد؟ فرمود: آری!؟ [[عبدالله]] که در [[خراسان]] است، [[محمّد]] [[فرزند]] [[زبیده]] را در [[بغداد]] به [[قتل]] خواهد رساند"<ref>مقاتل الطالبیین، ص۲۹۸.</ref>.
===[[امام]] [[محمّد]] [[تقی]]{{ع}}===
*[[عمران بن محمّد اشعری]] می‌گوید: "[[خدمت]] [[حضرت جواد]] مشرّف شدم... عرض کردم: [[ام الحسن]] [[سلام]] رسانید و تقاضا کرد یکی از لباس‌هایت را به او عطا کنی تا کفنش قرار دهد. فرمود: "بی‌نیاز شد". من خارج شدم؛ ولی غرض [[حضرت]] را نفهمیدم تا خبر رسید که ام‌ّالحسن سیزده روز قبل از [[دنیا]] رفته است<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۱۸۶.</ref>.
===[[امام علی]] النّقی{{ع}}===
*خیران می‌گوید: "در [[مدینه]] [[خدمت]] [[امام هادی]]{{ع}} مشرف شدم. فرمود: از [[واثق]] چه خبر داری؟ گفتم: ده روز پیش که از نزدش آمدم سالم بود. فرمود: امّا [[اهل]] [[مدینه]] می‌گویند مرده است. از [[جعفر]] چه خبر داری؟ عرض کرد: به بدترین حال در زندان بود. فرمود: به [[حکومت]] رسید. ابن‌زیاد چه می‌کرد؟ گفتم: [[مردم]] با او بودند و [[کارها]] به دست او بود. فرمود: اما برایش شوم بود، سپس [[سکوت]] کرد. آن‌گاه فرمود: [[مقدرات الهی]] باید انجام گیرد. [[واثق]] مرد و [[جعفر]] [[خلیفه]] شد و ابن‌زیاد را کشت. عرض کردم: کی؟ فرمود: شش روز بعد از [[خروج]] تو"<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۲۱۳.</ref>.
===[[امام حسن عسکری]]{{ع}}===
*[[ابوهاشم جعفری]] از [[یاران]] [[حضرت]] می‌گوید: "نامه‌ای [[خدمت]] [[امام]] نوشتم و از [[رنج]] و [[سختی]] و زنجیر زندان [[شکایت]] کردم، [[امام]] در پاسخ نوشت: امروز ظهر نمازت را در منزل خودت اقامه خواهی کرد، سپس هنگام [[ظهر]] [[آزاد]] شدم و [[نماز]] ظهرم را در منزل خواندم"<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۲۸۶.</ref>.
===[[امام زمان]] [[مهدی موعود]]{{ع}}===
*[[محمّد بن علی بن شاذان نیشابوری]] می‌گوید: "مبلغ چهارصد و هشتاد درهم [[سهم امام]]{{ع}} پیش من جمع شده بود، لیکن [[دوست]] نداشتم از پانصد درهم بیست درهم کم بگذارم، لذا بیست درهم از [[مال]] خودم به آن اضافه کردم و به [[وسیله]] "[[اسدی]]" [[خدمت]] [[امام زمان]] فرستادم و راجع به اضافه کردن بیست درهم خودم چیزی ننوشتم. بعداً جواب رسید که پانصد درهم که بیست در همش از خودت بود به ما رسید"<ref>اثبات الهداة، ج۶، ص۲۸۴.</ref>. *اینها به عنوان نمونه [[نقل]] شد و با مراجعه به کتب [[تاریخ]] و [[حدیث]] و [[مناقب]] می‌توان صدها نمونه از این قبیل را یافت<ref>[[رضا محمدی|محمدی، رضا]]، [[امام‌شناسی ۵ (کتاب)|امام‌شناسی]]، ص:۷۴-۷۸.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==

نسخهٔ ‏۱۸ ژوئن ۲۰۲۰، ساعت ۱۶:۴۸

مدخل‌های وابسته به این بحث:
در این باره، تعداد بسیاری از پرسش‌های عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل پیش‌گویی (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.

نمونه‌هایی از خبرهای غیبی ائمه(ع)

امیرالمؤمنین(ع)

امام حسن مجتبی(ع)

امام حسین(ع)

امام سجّاد(ع)

امام باقر(ع)

امام صادق(ع)

امام موسی کاظم(ع)

امام رضا(ع)

امام محمّد تقی(ع)

امام علی النّقی(ع)

  • خیران می‌گوید: "در مدینه خدمت امام هادی(ع) مشرف شدم. فرمود: از واثق چه خبر داری؟ گفتم: ده روز پیش که از نزدش آمدم سالم بود. فرمود: امّا اهل مدینه می‌گویند مرده است. از جعفر چه خبر داری؟ عرض کرد: به بدترین حال در زندان بود. فرمود: به حکومت رسید. ابن‌زیاد چه می‌کرد؟ گفتم: مردم با او بودند و کارها به دست او بود. فرمود: اما برایش شوم بود، سپس سکوت کرد. آن‌گاه فرمود: مقدرات الهی باید انجام گیرد. واثق مرد و جعفر خلیفه شد و ابن‌زیاد را کشت. عرض کردم: کی؟ فرمود: شش روز بعد از خروج تو"[۱۱].

امام حسن عسکری(ع)

امام زمان مهدی موعود(ع)

جستارهای وابسته

منابع

پانویس

 با کلیک بر فلش ↑ به محل متن مرتبط با این پانویس منتقل می‌شوید:  

  1. شرح ابن ابی الحدید، ج۲، ص۲۹۰.
  2. اثبات الهداة، ج۵، ص۱۴۷.
  3. اثبات الهداة، ج۵، ص۲۱۰.
  4. اثبات الهداة، ج۵، ص۲۷۰.
  5. اثبات الهداة، ج۵، ص۲۳۵.
  6. اثبات الهداة، ج۵، ص۲۶۶.
  7. مقاتل الطالبیین، ص۱۷۲.
  8. اثبات الهداة، ج۶، ص۲۹۸
  9. مقاتل الطالبیین، ص۲۹۸.
  10. اثبات الهداة، ج۶، ص۱۸۶.
  11. اثبات الهداة، ج۶، ص۲۱۳.
  12. اثبات الهداة، ج۶، ص۲۸۶.
  13. اثبات الهداة، ج۶، ص۲۸۴.
  14. محمدی، رضا، امام‌شناسی، ص:۷۴-۷۸.