جز
جایگزینی متن - 'برده' به 'برده'
(صفحهای تازه حاوی «{{مهدویت/بالا}} {{امامت}} <div style="padding: 0.0em 0em 0.0em;"> : <div style="background-color: rgb(252, 252, 233); text-a...» ایجاد کرد) |
جز (جایگزینی متن - 'برده' به 'برده') |
||
| خط ۲۰: | خط ۲۰: | ||
نام بَلعم باعورا در [[قرآن]] نیامده؛ اما از اَعلام غیر مصرّح آن است و همه [[مفسران شیعه]] <ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۷۵؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص ۷۶۸؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۳۷ ـ ۳۳۸.</ref> و [[سنّی]] <ref>جامعالبیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۶۰ ـ ۱۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۵۲، ۵۷؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص ۶۰۸، ۶۱۲.</ref> هرچند با دیدگاهی متفاوت، در ذیل [[آیات]] {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ}}<ref>«و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد» سوره اعراف، آیه ۱۷۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اگر میخواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا میبردیم اما او به دنیا گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی لهله میزند و اگر او را وانهی (باز) لهله میزند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.</ref> به گزارشی از سرگذشت وی پرداختهاند. در این آیات، [[سخن]] از حکایت مردی است که به سبب دست یافتن به مراتب نسبتاً بالایی از [[علم]] و [[معنویت]]، از برخی مواهب خاص [[الهی]] برخوردار بوده و میتوانسته بر اساس آن به مراتب [[برتری]] نیز دست یابد؛ اما پیروی از [[شیطان]] و خواهش [[نفسانی]]، وی را به [[تکذیب آیات الهی]] واداشت و در نتیجه او مواهب یاد شده را از دست داد و در جرگه [[گمراهان]] درآمد. | نام بَلعم باعورا در [[قرآن]] نیامده؛ اما از اَعلام غیر مصرّح آن است و همه [[مفسران شیعه]] <ref>تفسیر قمی، ج ۱، ص ۲۷۵؛ مجمعالبیان، ج ۴، ص ۷۶۸؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۳۷ ـ ۳۳۸.</ref> و [[سنّی]] <ref>جامعالبیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۶۰ ـ ۱۷۴؛ التفسیر الکبیر، ج ۱۵، ص ۵۲، ۵۷؛ الدرالمنثور، ج ۳، ص ۶۰۸، ۶۱۲.</ref> هرچند با دیدگاهی متفاوت، در ذیل [[آیات]] {{متن قرآن|وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ}}<ref>«و خبر آن کسی را برای آنان بخوان که (دانش) آیات خویش را بدو ارزانی داشتیم اما او از آنها کناره گرفت و شیطان در پی او افتاد و از گمراهان شد» سوره اعراف، آیه ۱۷۵.</ref>، {{متن قرآن|وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلَكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ يَلْهَثْ ذَلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ}}<ref>«و اگر میخواستیم (جایگاه) او را با آن آیات فرا میبردیم اما او به دنیا گرایید و از هوای نفس خود پیروی کرد؛ از این رو داستان او چون داستان سگ است که اگر به او بتازی لهله میزند و اگر او را وانهی (باز) لهله میزند؛ این داستان گروهی است که آیات ما را دروغ شمردند پس این داستان را باز گوی باشد که آنان بیندیشند» سوره اعراف، آیه ۱۷۶.</ref> به گزارشی از سرگذشت وی پرداختهاند. در این آیات، [[سخن]] از حکایت مردی است که به سبب دست یافتن به مراتب نسبتاً بالایی از [[علم]] و [[معنویت]]، از برخی مواهب خاص [[الهی]] برخوردار بوده و میتوانسته بر اساس آن به مراتب [[برتری]] نیز دست یابد؛ اما پیروی از [[شیطان]] و خواهش [[نفسانی]]، وی را به [[تکذیب آیات الهی]] واداشت و در نتیجه او مواهب یاد شده را از دست داد و در جرگه [[گمراهان]] درآمد. | ||
او در این [[آیه]] به سگ [[تشبیه]] شده است که در هر حال له له میزند؛ چه او را طرد کرده و برانند یا به حال خود رهایش سازند. به گفته [[مفسران]]، وی به پستترین موجود در پستترین حال آن تشبیه شده است؛<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۷۳؛ الکشاف، ج ۲، ص ۱۷۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۷۰.</ref> اما در وجه شبه به اختلاف گراییدهاند؛ برخی با این توضیح که له له زدن سگ برخلاف بعضی دیگر از حیوانات، ویژگی ذاتی آن است و به [[زمان]] [[تشنگی]]، خستگی و [[بیماری]] آن اختصاص ندارد، [[تشبیه]] را کنایه از این دانستهاند که [[موعظه]] و [[دعوت]] به [[حق]] و عدم آن برای بلعم و منکرانی چون او یکسان است و آنان در هر صورت به [[گمراهی]] میروند. [[پستی]] و [[زبونی]] و نیز [[آزار]] و [[اذیت]] [[مؤمنان]] پس از گمراهی از سوی بلعم نیز به عنوان وجه شبه یاد شده است؛<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۷۳؛ التبیان، ج ۵، ص ۳۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۷۰.</ref> ولی [[تأمل]] در [[آیه]] نشان میدهد که [[تشبیه]] یاد شده به این [[پرسش]] محتمل میپردازد که چگونه بلعم به رغم برخورداری از [[آیات الهی]] [[گمراه]] شد؟ در پاسخ باید گفت کسی که | او در این [[آیه]] به سگ [[تشبیه]] شده است که در هر حال له له میزند؛ چه او را طرد کرده و برانند یا به حال خود رهایش سازند. به گفته [[مفسران]]، وی به پستترین موجود در پستترین حال آن تشبیه شده است؛<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۷۳؛ الکشاف، ج ۲، ص ۱۷۸؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۷۰.</ref> اما در وجه شبه به اختلاف گراییدهاند؛ برخی با این توضیح که له له زدن سگ برخلاف بعضی دیگر از حیوانات، ویژگی ذاتی آن است و به [[زمان]] [[تشنگی]]، خستگی و [[بیماری]] آن اختصاص ندارد، [[تشبیه]] را کنایه از این دانستهاند که [[موعظه]] و [[دعوت]] به [[حق]] و عدم آن برای بلعم و منکرانی چون او یکسان است و آنان در هر صورت به [[گمراهی]] میروند. [[پستی]] و [[زبونی]] و نیز [[آزار]] و [[اذیت]] [[مؤمنان]] پس از گمراهی از سوی بلعم نیز به عنوان وجه شبه یاد شده است؛<ref>جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۷۳؛ التبیان، ج ۵، ص ۳۴؛ مجمع البیان، ج ۴، ص ۷۷۰.</ref> ولی [[تأمل]] در [[آیه]] نشان میدهد که [[تشبیه]] یاد شده به این [[پرسش]] محتمل میپردازد که چگونه بلعم به رغم برخورداری از [[آیات الهی]] [[گمراه]] شد؟ در پاسخ باید گفت کسی که برده [[هوا و هوس]] خویش است فرجامی جز گمراهی ندارد؛ چه مانند بلعم از آیات الهی برخوردار یا از آن بیبهره باشد، زیرا [[وابستگی]] شدید به [[دنیا]] و خواهشهای [[نفسانی]]، رویگردان شدن از [[راه خدا]] را به یک ویژگی [[رفتاری]] [[ثابت]] برای او تبدیل میکند.<ref>ر. ک: المیزان، ج ۸، ص ۳۳۳.</ref> [[خداوند]]، [[هدف]] از یادکرد این حکایت را [[عبرت]] گرفتن کسانی میخواند که به [[تکذیب آیات الهی]] میپردازند، باشد که آنان را به [[اندیشه]] و تأمل درفرجام کار خویش وادارد. | ||
اینکه [[آیات]] یاد شده یک رخداد [[تاریخی]] و سرگذشت شخصی معین را گزارش میکند یا فقط به بیان مَثَلی برای تکذیبکنندگان آیات الهی میپردازد مورد [[اختلاف]] است، چنانکه صاحبان دیدگاه نخست نیز در مورد اینکه شخص یاد شده، بلعم است یا فردی دیگر، به اختلاف گراییدهاند. بر اساس دیدگاه مشهور [[مفسّران]] [[شیعه]] <ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۴۲؛ التبیان، ج ۵، ص ۳۲؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۳۷ ـ ۳۳۸.</ref> و [[سنی]]،<ref> جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۶۶، ۱۷۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص ۲۰۳ ـ ۲۰۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۲۷۵، ۲۷۸.</ref> مؤرخان [[مسلمان]] <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۴۳۷؛ تاریخ حبیب السیر، ج ۱، ص۱۰۴؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۴۰.</ref> و نیز برخی [[احادیث اسلامی]]،<ref>تحف العقول، ص ۳۱۱؛ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۹۰.</ref> | اینکه [[آیات]] یاد شده یک رخداد [[تاریخی]] و سرگذشت شخصی معین را گزارش میکند یا فقط به بیان مَثَلی برای تکذیبکنندگان آیات الهی میپردازد مورد [[اختلاف]] است، چنانکه صاحبان دیدگاه نخست نیز در مورد اینکه شخص یاد شده، بلعم است یا فردی دیگر، به اختلاف گراییدهاند. بر اساس دیدگاه مشهور [[مفسّران]] [[شیعه]] <ref>تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۴۲؛ التبیان، ج ۵، ص ۳۲؛ المیزان، ج ۸، ص ۳۳۷ ـ ۳۳۸.</ref> و [[سنی]]،<ref> جامع البیان، مج ۶، ج ۹، ص ۱۶۶، ۱۷۳؛ تفسیر قرطبی، ج ۷، ص ۲۰۳ ـ ۲۰۴؛ تفسیر ابن کثیر، ج ۲، ص ۲۷۵، ۲۷۸.</ref> مؤرخان [[مسلمان]] <ref>تاریخ طبری، ج ۱، ص ۴۳۷؛ تاریخ حبیب السیر، ج ۱، ص۱۰۴؛ تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۴۰.</ref> و نیز برخی [[احادیث اسلامی]]،<ref>تحف العقول، ص ۳۱۱؛ بحارالانوار، ج ۷۵، ص ۲۹۰.</ref> | ||