معراج در کلام اسلامی
- در این باره، تعداد بسیاری از پرسشهای عمومی و مصداقی مرتبط، وجود دارند که در مدخل معراج (پرسش) قابل دسترسی خواهند بود.
چیستی معراج
- معراج به معنای بالا رفتن، نردبان و سفر آسمانی است و اصطلاحاً به سفر آسمانی حضرت محمد (ص) گفته میشود، به معراج، "اِسراء" هم گفته میشود که به معنای سیرِ در شب است[۱]. از رویدادهای مهم زندگی پیامبر اسلام (ص) و معجزات آن پیامبر بزرگ آسمانی است. منابع اسلامی، این رویداد را در میان معجزات پیامبر اسلام (ص) نیز ذکر کردهاند[۲]. اصل معراج نزد همۀ مسلمانان مقبول و مسلم است و از ضروریات دین به شمار میآید[۳]. از امام رضا (ع) نقل شده است: «هر کس معراج را دروغ پندارد، رسول خدا (ص) را انکار کرده است»[۴]. امام صادق (ع) نیز در این باره فرموده است: «از ما نیست هر کس سه چیز را انکار کند: معراج و سؤال و جواب قبر و شفاعت»[۵].[۶]
- قرآن کریم در دو سوره با تعبیر "إسراء" به معنای سیر در شب از معراج یاد کرده است[۷].[۸] روایات متواتر شیعه و سنی نیز رویداد معراج را بیش از این انکارناپذیر میسازند[۹]. دانشمندان مسلمان متفقاند معراج در مکه و پیش از هجرت روی داده است. قرآن کریم نیز بیان فرموده است خداوند، پیامبر خویش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برده است[۱۰]. در روایات آمده است پیامبر (ص) ماجرای معراج را برای قریش ـ اهل مکه ـ باز میگوید و آنان انکار میکنند و بدین روی، پیامبر (ص) شمار ستونهای مسجد الاقصی را میگوید تا نشانهای بر صداقت او باشد و نیز از آنچه در راه دیده است و کاروانهایی که در راه بودهاند، سخن میگوید[۱۱].[۱۲]
- روایاتی که به موضوع معراج پرداختهاند، به روشنی از عروج پیامبر (ص) سخن میگویند و تنها در بیان جزئیات با یکدیگر تفاوت دارند. از مجموعه این روایات استفاده میشود پیامبر اسلام (ص) در سفری آسمانی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی رفته و میان راه، همراه جبرئیل به مدینه نزول کرده و در آنجا نماز گزارده است[۱۳]. آنگاه به مسجد الاقصی رفته و در آنجا نیز همراه انبیای بزرگ همانند ابراهیم و موسی (ع) نماز گزارده و این نماز به امامت او بوده است. سفر به آسمانها از مسجد الاقصی آغاز گشته و پیامبر (ص) آسمانها را پیموده است و به هفتمین آسمان و سدرةالمنتهی و جنةالمأوی رسیده و حجابها را درنوردیده است و بدینسان، به اوج شهود باطنی و قرب خدای متعال نیل یافته و قرآن از این مقام با تعبیر «قاب قوسین او ادنی» یاد میکند. خدای متعال با پیامبر محبوب خویش در سفر معراج سخن گفت. برخی از احادیث قدسی دستاورد این سفر آسمانیاند[۱۴].[۱۵]
- در شب هفدهم رمضان سال دوازدهم بعثت، حضرت رسول، با قدرت الهی در مکه و از مسجد الحرام تا مسجد الاقصی و سپس به آسمانها پرواز کرده است. مَرکب پیامبر در این سفر آسمانی "بُراق" نام داشت و جبرئیل، آسمانها و بهشت و جهنم و... را به پیامبر نشان میداد و آن حضرت، آیات و نشانههای خداوند را دید. این سفر شگفت که به قدرت بیپایان الهی انجام گرفت. رسول خدا (ص) برخی از مشاهدات خود را از این سفر بازگفته که به "احادیث معراج" مشهور است[۱۶].
معراج جسمانی و روحانی
- بیشترین دانشمندان مسلمان قائلند معراج پیامبر (ص) با جسم و روح آن حضرت بوده است و ایشان با بدن دنیایی از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و سپس به آسمانها رفته است. شیعیان نیز بر همین باورند و همگی این عقیده را پذیرفتهاند[۱۷]. اما برخی دانشمندان اهل سنت معتقدند معراج پیامبر (ص) از مکه تا بیت المقدس با روح و جسم بوده است؛ ولی تنها با روح خویش به آسمانها عروج کرده است. برخی دیگر با استناد به خبر عائشه و معاویه، معراج را در حال خواب پنداشتهاند. عائشه در آن هنگام کودک بوده و همسر پیامبر (ص) نبوده است و معاویه در کفر به سر میبرده است. از این گذر نمیتوان به خبر آن دو اعتماد کرد[۱۸].
- برخی اندیشمندان به دلایل فلسفی و علمی، معراج جسمانی را نپذیرفتهاند و گفتهاند معراج پیامبر (ص)، روحانی و در حالی همانند خواب بوده است[۱۹]. علامه طباطبایی در این باره گفته است: از ظاهر سوره اسراء و روایات برمیآید پیامبر (ص) تا مسجد الاقصی با روح و جسم سیر کرده است و ظاهر آیات سوره نجم و صریح روایات نشان میدهند آن حضرت به آسمانها عروج یافته است. ممکن است عروج به آسمانها با روح بوده باشد؛ ولی نه به صورت رؤیای صادقانه و در حال خواب؛ زیرا در این صورت شایسته نبود قرآن تا بدین پایه به معراج اهمیت دهد و آن را کرامتی والا برای پیامبر بشمارد و از معجزات محسوب کند. همچنین اگر معراج به صورت رؤیا میبود، چنین محل بحث و انکار قرار نمیگرفت و با آنچه پیامبر (ص) از راه مکه و بیت المقدس، باز گفته است، سازگار نمیافتاد[۲۰].[۲۱]
معراج و مهدویت
- یکی از گزارشهای پیامبر از معراج این است که نور حضرت مهدی (ع) در عرش نسبت به انوار سایر ائمه (ع) ممتاز بود. رسول اکرم (ص) فرمود: وقتی مرا به معراج بردند، به جانب راست عرش نگاه کردم. علی و فاطمه و فرزندان او را دیدم که نماز میخواندند و در میان آنان، مهدی (ع) مانند کوکب تابان میدرخشید. گفتم: ای پروردگار من! اینها کیستند؟ فرمود: اینها ائمهاند و این قائم است؛ حلال میکند، حلال مرا و حرام میکند، حرام مرا و از دشمنان من انتقام میکشد. ای محمد! او را دوست دار و دوست بدار کسی را که او را دوست دارد»[۲۲]. درخشندگی نور حضرت مهدی (ع) در معراج و امتیاز او بر سایر ائمه (ع) بیانگر عظمت آن حضرت است[۲۳].
منابع
جستارهای وابسته
پانویس
- ↑ ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۱۸.
- ↑ مجلسی، محمد باقر، حق الیقین، ص ۳۰؛ لاهیجی، عبدالرزاق، گوهر مراد، ۴۵۳؛ رفیعی قزوینی، رجعت و معراج، ص ۶۲ ؛ محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۱۸.
- ↑ المحجة البیضاء فی تهذیب الاحیاء، ج ۱ ص ۲۲۹.
- ↑ «مَنْ کَذَّبَ بِالْمِعْرَاجِ فَقَدْ کَذَّبَ رَسُولَ اللَّهِ ص»؛ صفات الشیعه ص ۵۰.
- ↑ «مَنْ أَنْکَرَ ثَلَاثَةَ أَشْیَاءَ فَلَیْسَ مِنْ شِیعَتِنَا الْمِعْرَاجَ وَ الْمُسَاءَلَةَ فِی الْقَبْرِ وَ الشَّفَاعَة»؛ بحارالأنوار ج ۱۸ ص ۳۴۰
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲۰.
- ↑ ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾؛ سوره اسراء، آیه ۱؛ ﴿عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوَى وَهُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلَى ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى فَأَوْحَى إِلَى عَبْدِهِ مَا أَوْحَى مَا كَذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَى أَفَتُمَارُونَهُ عَلَى مَا يَرَى وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَى عِندَ سِدْرَةِ الْمُنتَهَى عِندَهَا جَنَّةُ الْمَأْوَى إِذْ يَغْشَى السِّدْرَةَ مَا يَغْشَى مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَى لَقَدْ رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ الْكُبْرَى أَفَرَأَيْتُمُ اللاَّتَ وَالْعُزَّى﴾؛ سوره نجم، آیه ۱۹- ۵.
- ↑ ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۱۸؛ فرهنگ شیعه، ص ۴۲۰.
- ↑ اثبات الهداة، ج ۱ ص ۴۲۱.
- ↑ ﴿سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ﴾؛ سوره اسراء، آیه ۲.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان ج ۱۳ ص ۳۰.
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲۰.
- ↑ بحارالأنوار ج ۱۸ ص ۳۱۹.
- ↑ طبرسی، مجمع البیان، ج ۶- ۵ ص ۳۹۵؛ تفسیر نمونه، ج ۲۲ ص ۵۰۵- ۵۰۳.
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲۲.
- ↑ ر.ک: محدثی، جواد، فرهنگنامه دینی، ص۲۱۸.
- ↑ شیخ صدوق، محمد بن علی، الأمالی، ص ۵۱۱؛ شبر، عبدالله، حق الیقین، ج ۱ـ ۲ ص ۱۲۶؛ معراج در آینه استدلال ص ۳۴۰ ـ ۳۶۱.
- ↑ روح المعانی ج ۱۵ ص ۷
- ↑ دانشنامه قرآن، ج ۲ ص ۲۱۲۰؛ معراجنامه ابوعلی سینا، ص ۹۹.
- ↑ طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان ج ۱۳ ص ۳۲.
- ↑ ر.ک: فرهنگ شیعه، ص ۴۲۱.
- ↑ نجم الثاقب، باب سوم ص؟؟
- ↑ ر.ک: مجتبی تونهای، موعودنامه، ص۶۷۴.